بهار و تابستان 1382

1382/02/30

سرشار به نقل از سيد محمد خاتمي:
كار آقاي مهاجراني در انتخاب 20 رمان و داستان برتر، فاجعه بود


محمدرضا سرشار (رهگذر) در نشست «بررسي جريان هاي ادبي پس از انقلاب» در دانشگاه امام صادق (ع) اظهار داشت‌: بعد از انتخاب 20 اثر برتر از 20 نويسنده ي بعد از انقلاب در زمان آقاي مهاجراني ، رئيس جمهور گفته بود : اين كار فاجعه است . اين بنده خدا فكر كرده ما در دوران وزارت ارشاد نمي توانستيم رمان برتر انتخاب كنيم ، حالا مثلا آمده جبران كند.
به گزارش خبرگزاري فارس ، سرشار افزود : در انتخاب 20 اثر برتر ، «احمد محمود» با رمان « مدار صفر درجه» به عنوان نويسنده برتر معرفي شد كه اين كتاب،انقلاب را تحريف كرده و گفته بود ماركيسست ها با كلي تلاش انقلاب را به ثمر رساندند و بعد مذهبي ها با زرنگي خاصي صاحب انقلاب شدند.
وي ادامه داد : بالاخره با نامه هايي كه بنده در نقد ايشان به جاهاي مختلف نوشتم ، آن رمان حذف شد ، اما به هر حال از آن 20 نفر ، 14 نفر غير مذهبي و 6 نفر مذهبي بودند كه مذهبي ها هم كساني بودند كه عليه دولت آقاي خاتمي و كارهاي وزير موضع نگرفته بودند . به هر حال آقاي خاتمي كه عادت ندارد در بيرون، از مسوولانش انتقاد كند راجع به اين مساله در دولت موضع گرفته بود.
عضو شوراي سردبيري مجله ادبيات داستاني ، احياي كانون منحله نويسندگان را از ديگر اثرات دوران وزارت آقاي مهاجراني دانست و گفت : من هنوز يقين دارم كشته شدن مختاري و پوينده در قتل هاي زنجيره اي ، براي احياي كانون نويسندگان بود.آن هايي كه اين كار را انجام دادند ، اگر قصد كشتن داشتند بايد سرانشان را مي كشتند نه اين ها را كه اصلا شهرتي نداشتند وبي آزار بودند.به هر حال اين كانون در حال حاضر دقيقا مثل يك حزب سياسي فعاليت دارد.
وي درباره آثار ادبي قبل از انقلاب تصريح كرد : اكثر آثار دوره قبل از انقلاب،تقليدي از بزرگان غربي بود ؛ مثلا به صادق هدايت بزرگ ترين لقبي كه دادند كافكاي دوم بود . ما هيچ وقت صادق هدايت اول نداشتيم . به هر حال نويسندگان پيش از انقلاب از ابتدا تصميم گرفته بودند ريشه مذهب را از ادبيات بزنند كه تا حدي هم موفق شدند.
مجري برنامه راديويي قصه هاي ظهر جمعه درباره جريان هاي پس از انقلاب اظهار داشت : بعد از انقلاب عده اي تحت لواي «حوزه انديشه و هنر اسلامي» يعني همين حوزه هنري فعلي با سردمداري محسن مخملباف شروع به كار كردند و حتي يك مكتب جديد را به نام رئاليسم اسلامي پيشنهاد دادند ولي اين جريان به دليل انحراف عقيدتي سردمداران ، حمايت نشدن از طرف دولت به دليل مسائل جنگ و نبود نقد قوي بر تئوري هاي آنان ، تا سال 66 بيشتر دوام نياورد.
رهگذر ادامه داد : نويسندگان داخلي مثل تنكابني و گلشيري اصلا اين ها را قبول نكردند بلكه خودشان به دنبال ايجاد يك مكتب جديد رفتند. فردي مثل براهني اعتراف مي كند كه در كشورهاي ديگر تحولاتي به مراتب كوچك تر از آن چه در بهمن 57 در ايران اتفاق افتاد ، موجد مكاتب مختلف ادبي شده است. چه شده كه در كشور ما اين اتفاق نيفتاده است؟
سرشار افزود : بالاخره داستان مذهبي ايراني اگرچه نويسنده هاي باسابقه اي داشت ، پا نگرفت و آن طرفي ها هم نتوانستند داستان ايراني را پايه گذاري كنند اما تحول مهم در اين دوره ، توجه نويسندگان به واقعيت جاري جامعه بود.
سرشار در مورد زمان پس از جنگ گفت : بعد از جنگ و ارتحال امام ، در همه شوون كشور يكسري تحولات رواني و اقتصادي به وجود آمد و مردم با تغيير ارزش ها مواجه شدند و رقابت بين مردم براي رسيدن به سرمايه در گرفت كه اثرات خود را در ادبيات هم گذاشت . فاجعه فرهنگي شهرداران تهران به سردمداري كرباسچي را تا 50 سال ديگر هم نمي شود درست كرد چرا كه خط فقر را بالا بردند و گفتند هزينه زندگي تهران اينقدر است و هر كس نمي تواند برود بيرون . اين طبعا در ادبيات تاثير دارد.
وي «تحول در مضمون و محتوا» ، «احياي نسبي مقام زن» و «گسترش ميل مردم به دانستن» را از قوت هاي حوزه داستان نويسي پس از انقلاب خواند و تاكيد كرد : ضعف هايي هم وجود داشت كه «عدم امكان نوشتن صرف» از آن جمله است . در آن دوره، تنها با نوشتن مي شد زندگي كرد ولي الان نويسنده حتما بايد يك كار ديگر هم در كنار نوشتن داشته باشد . ما مذهبي ها الان در ادبيات در انتها هستيم و گاهي بچه هاي مذهبي 7 الي 8 شغل دارند كه طبعا بر كيفيت توليد اثر، تاثير مي گذارد . من مي گويم يا بايد عاشق ادبيات بود يا تعهد داشته باشيم و با ادبيات به اسلام و انقلاب خدمت كنيم. متاسفانه نه تعهدمان مانده نه عشقمان . ما داريم بهره ناممان را مي خوريم اگر چه به هر حال ادبيات ما نسبت به ادبيات جهان سالم تر است.
محمدرضا سرشار با اشاره به ضعف هاي ديگر حوزه داستان نويسي پس از انقلاب گفت : «كم سوادي نويسندگان چه مذهبي و چه غير مذهبي» در كنار «فقر تجربه» از ديگر ضعف هاست .همچنين «بحران ارزش ها» از خصايص منفي بعد از سال 70 است.
وي مشكل ديگر را در نثر دانست و بيان داشت : من هيچ نويسنده اي را سراغ ندارم كه در املا بيست گرفته باشد جز خودم و يادم نمي آيد كه تا حالا كتابي نقد كرده باشم كه غلط املايي نداشته باشد.

1382/04/24

رمان «تركه هاي درخت آلبالو» نقد مي شود


در بيست و پنجمين جلسه نقد كتاب دفاع مقدس، رمان «تركه هاي درخت آلبالو» نوشته اكبر خليلي نقد و بررسي مي شود.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس، اين نشست روز شنبه 28 تير ماه ساعت 15 در سالن مركز پژوهش و مطالعات امام حسين (ع) واقع در خيابان انقلاب ، روبروي درب اصلي دانشگاه، نرسيده به خيابان فخر رازي ، جنب انتشارات دهخدا شماره 1390 برگزار خواهد شد.
براساس اين گزارش، در نشست فوق كه محمد رضا سرشار مديريت آن را عهده‌دار خواهد بود، كليه نويسندگان و منتقدين ادبي به ويژه نويسندگان عرصه ادبيات دفاع مقدس مي توانند حضور يابند.

1382/04/30

توقف جشنواره کتاب ائمه اطهار
سرشار : حق اهل قلم ، پايمال شده است


احساس مي کنم حق اهل قلم و چهره هاي فعال ادبيات ديني پايمال شده و قطعا انجمن قلم ايران از راه هاي قانوني اين موضوع را دنبال خواهد کرد .
محمد رضا سرشار(رضا رهگذر) نويسنده معاصر و رئيس انجمن قلم ايران در گفتگو با خبرنگار ادبي "مهر" با بيان اين مطلب گفت : نبايد توقف نارواي جشنواره کتاب ائمه اطهار(ع) را به انجمن قلم ايران نسبت داد ، زيرا کارشناسان اين انجمن نهايت همکاري خود را با مجمع جهاني اهلبيت در خصوص برپايي اين حرکت بزرگ انجام دادند .
وي در توضيح بيشتر طرح برگزاري اولين جشنواره کتاب ائمه اطهار ، گفت : اين طرح در زمان رياست آقاي دکتر ولايتي در مجمع جهاني اهلبيت به تصويب رسيد اما رئيس جديد ، با طرح مخالف است .
رئيس انجمن قلم ايران با تاکيد بر ضرورت برگزاري اين جشنواره و زمينه سازي براي پويايي بيشتر هنر و ادبيات ديني در کشور ، افزود : همه راه هايي که براي حل و فصل مسالمت آميز مشکل به وجود آمده به نظر مي رسيد ، طي شده ولي متاسفانه هنوز به نتيجه اي نرسيده ايم.
سرشار تصريح کرد : متاسفانه ذهنيت رئيس جديد مجمع ، فرهنگي نيست ، چرا که در جلسه اي به انتقادات مطرح شده با تعبيري اهانت آميز پاسخ گفته و داوري 23 سال کتاب و ادبيات مذهبي را با دادن چلو کباب به داوران قابل جبران دانست .
اين نويسنده افزود : انجمن قلم ايران نقشي کاملا مشاوره اي داشته و براي پيشبرد اين حرکت فرهنگي ، اکنون نيز از هيچ خدمتي فروگذار نمي کند .
وي گفت : در آغاز کار از ما خواستند در حوزه ادبيات مشاوره بدهيم ، حتي دبيرکميته ادبيات جشنواره نيز از سوي انجمن معرفي شد و اکنون با توقف مشکوک اين حرکت فرهنگي و ديني دوستان و ساير کساني که به نوعي با طرح همکاري داشته اند از ما گله مند هستند ، در صورتي که انجمن اصولا قرار نبود نقش اجرايي داشته باشد.

1382/05/21

سرشار: اعتراضم بيش از اين حرفهاست
قوه قضاييه بايد خيلي زودتر و وسيع‌تر از اين برخورد مي‌كرد


محمدرضا سرشار گفت: اعتراضم بيش از اين حرفهاست.
وي كه درباره ارزيابي‌اش از برخوردهاي قضايي با اهالي كتاب و احكام صادره، با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت‌وگو مي‌كرد، افزود: معتقدم كه قوه قضاييه در چند سال اخير در اين مورد تعلل كرده و بايد خيلي زودتر و وسيع‌تر از اين با قضايا برخورد مي‌كرد.
اين داستان نويس با بيان اينكه وزارت ارشاد در بخش كتاب عنان را رها كرده بود، گفت: نوع نظارت وزارت ارشاد در زمينه مسائل اخلاقي در اين چند سال، مناسب نبوده است.
سرشار درباره اين اظهار نظر كه اين جريان سياسي است متذكر شد: فعلا مد شده به هر حكمي كه قوه قضاييه صادر مي‌كند و به ضرر مسؤولان قوه مجريه تمام مي‌شود، انگ سياسي مي‌زنند. در واقع مي‌خواهند جوي بسازند كه قوه قضاييه را تحت تاثير قرار دهند و از يك نوع رانت قضايي برخوردار شوند. تا به حال هم توانسته‌اند از اين روش بهره بگيرند.
وي ادامه داد: حالا يك بار قوه قضاييه برخورد نيم‌بندي با قضيه كرده است، اينها مرگ را براي همسايه مي‌خواهند. يعني معتقدند مردم معمولي هر كاري كردند، بايد بلافاصله مجازات شوند، ولي اگر كسي مسؤوليتي داشت و وابسته به جرياني بود، بايد از مصونيت سياسي برخوردار شود.
سرشار گفت: از دوره مهاجراني به بعد، وزارت ارشاد در بخش كتاب، مرتكب چنان فجايع فرهنگي شده كه معتقدم راجع به مجازاتشان اهمال زيادي شده است.
وي همچنين درباره اينكه شدت اين حكم را چگونه ارزيابي مي‌كند، به خبرنگار ايسنا گفت: اين حكم كه چيزي نيست.
من اطلاعاتي از پشت صحنه وزارت ارشاد دارم كه اگر بيان كنم، ممكن است مشكلات جديدي درست شود. يعني قضيه خيلي فراتر از آن چيزي است كه ظاهرش در جامعه انعكاس مي‌يابد.
محمدرضا سرشار در پاسخ به اين پرسش كه مگر در دوره‌هاي قبلي تخلفي صورت نمي‌گرفته است كه حالا چنين برخوردهايي انجام مي‌شود، گفت: به‌طوركلي اينكه تصور كنيم در وزارت ارشاد امكان ندارد هيچ كتاب مساله‌داري از دست مسؤولان بيرون رود، امر نزديك به محالي است. به خاطر حجم آثار، در وزارت ارشاد مكانيزمي هست كه تك تك كتابها را از ابتدا تا انتها نمي‌خوانند، به ناشران دولتي اعتماد دارند، به بعضي ناشران خصوصي هم اعتماد نسبي دارند و به طور سطحي آثارشان را نگاه كنند. درواقع اصل كنوني به برائت است و در بعضي موارد كه نويسنده‌ يا ناشر را درست نشناسند و مشخص باشد كه اثر مساله دارد، آن را با دقت بيشتر مي‌خوانند. اين است كه به اين دلايل و مثلا اهمال بررس، كتابهايي از دست در مي‌رود.
وي در ادامه اين مطلب تصريح كرد: اما اين فرق مي‌كند با اينكه احساس كنيد جرياني در وزارت ارشاد وجود دارد كه بنايش بر اين است كه ابتذال اخلاقي را در ادبيات ترويج دهد. در دوره‌هاي قبلي، مواردي بوده كه در حد جمع آوري و تذكر برخورد شده است؛ اما امروز وزارت ارشاد كه متولي حفظ سلامت محيط فرهنگي ما در عرصه كتاب است، عملا مروج بعضي از اينگونه مسائل است و حتا احساس مي‌كنم تشويق هم مي‌كنند. در عرصه مطبوعات هم كه اين مسائل اظهر من‌الشمس است.
سرشار سپس درباره اينكه پرداختن به چه مواردي در كتابها بيشتر حساسيتزاست، گفت: بعد از انقلاب حساسيت عمده در كتاب بر دو چيز است: يكي مسائل اخلاقي كه الان قيد و بند چنداني ندارد. يكي هم مسائل ديني است كه آن هم در حد اهانت است، يعني اگر كسي نظر مخالف داشته باشد، نمي‌گويند كتابش چاپ نشود؛ ولي اگر شبهه بيفكند و اهانت كند، بايد جلويش گرفته شود.
وي در ادامه تصريح كرد: تا كنون قوه قضاييه در مسائل سياسي جز مواردي كه مصداق تهمت به افراد يا نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي بوده، برخورد نكرده است. در دوره اين دولت ده‌ها كتاب ژورناليستي چاپ شده كه مثلا شرح كامل دادگاه فلان محكوم است كه در زندان به سر مي‌برد؛ ولي كتابش تجديد چاپ مي‌شود. هيچ وقت هم قوه قضاييه جلوي نشر آن را نگرفته و با وزارت ارشاد به‌خاطر مجوز دادن به اين نوع كتاب‌ها برخورد نكرده است.
وي تاكيد كرد: بدون توجه به مسائل سياسي و به عنوان يك مسلمان، معتقدم كه عملكرد وزارت ارشاد در موارد قابل توجهي در بخش كتاب ضربه زده است.
رييس انجمن قلم ايران و عضو هيات منصفه دادگاه مطبوعات، در پايان خواستار تشكيل هيات منصفه‌اي در حوزه كتاب شد و گفت: مسائل سياسي صريح است، اشكالش هم زود آشكار مي‌شود، ولي ادبيات تفسير و تاويل برمي‌دارد و حتما يك شخص آشنا به ادبيات بايد راجع به آن نظر دهد.

1382/06/07

سرشار: فساد مالي مانع ورود داستان‌نويسان به عرصه سينماست


فساد مالي موجود در سينما به داستان‌نويسان اجازه حضور در اين حيطه را نمي‌دهد.
رضا رهگذر نويسنده معاصر در گفت‌وگويي در دهمين جشواره تئاتر دفاع مقدس با بيان اين مطلب افزود: اما خوشبختانه تئاتر به اين مرحله نرسيده و مي توان با همكاري نويسندگان و هنر مندانتئاتر به نتايج بهتري رسيد.
وي افزود: تفاوت تئاتر و سينما با داستان اين است كه اين هنرها هنرهاي مركب هستند و براي آفرينش آن‌ها بايد يك سلسه عناصر كنار يكديگر قرار بگيرند كه بخش مهم آثار را قصه اثر تشكيل مي‌دهد.
وي گفت: در اين زمينه مشكل اساسي متن است وگرنه در مورد عناصر ديگر تئاتر مثل بازيگري مشكل جدي ندرايم. اگر نويسندگان متون نمايشي با داستان‌نويسي بيشتر آشنا بودند قطعا قضيه فرق مي‌كرد.
وي تاكيد كرد: بايد پيوند محكمي ميان داستان نويسي و نمايشنامه‌نويسي به وجود بيايد كه متاسفانه متوليان امر يا به اين مساله توجه نكرده‌اند يا نخواستند و يا نتوانسته‌اند پيوند لازم را ميان اين دو مقوله به وجود بياورند، و به همين جهت ضعف‌هاي ما برطرف نشده است.
رضا رهگذر داستان‌نويس معاصر گفت: هنوز مدت زمان زيادي از وقوع جنگ نگذشته است و ما نبايد نگران به وجود نيامدن آثار جهاني در اين زمينه باشيم و در طي سال‌ها اگر تنها يك اثر ارزشمند در انداز‌هاي شاهكارهاي جهاني هم داشته باشيم كفايت مي‌كند.
وي تصريح كرد: در حال حاضر ادبيات دفاع مقدس به صورت بخش پررنگي از ادبيات ما وجود دارد اما طبيعي است در كشوري كه مرتب مسايل جديد حادث مي‌شود و مسايل قبلي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد ديگر دفاع مقدس مساله اول جامعه ما نباشد.
وي همچنين افزود: شاهكارهاي ادبي قابل پيش‌بيني نيستند و تنها م‌يشود به وجود آمدن آن‌ها را تسريع كرد. به هر حال نسبت به امكانات و توانايي‌هاي ما، ادبيات داستاني دفاع مقدس سعي خودش را كرده است.
رضا رهگذر در پايان گفت: حتي در تمام دنيا شاهكارهاي ادبي بعد از دهه‌ها به وجود مي‌آيند كه تعدادشان هم انگشت‌شمار است. اگر بخواهيم با ديدگاه كمال مطلوبي به قضيه نگاه كنيم، طبعا هنوز شاهكارهايي در عرصه داستان دفاع مقدس نداريم اما آثار ارزشمند متعددي داريم

1382/06/12

بوف كور توسط محمدرضا سرشار نقد مي‌‏شود


داستان "بوف‌‏كور" اثر صادق هدايت توسط محمدرضا سرشار (رهگذر) نقد تفصيلي مي‌‏شود.
به گزارش سرويس ادب و انديشه ايلنا از پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، طرح نقد تفصيلي بوف كور در جلسه شوراي علمي گروه ادبيات و انديشه اين پژوهشگاه به‌‏تصويب رسيد.
در طرح اين نقد قرار است اين تحقيق از زاويه‌‏اي نو, بيرون از دايره تأثرات، با ديدي باز، مستقل و جسورانه اين اثر را نقد و بررسي كند و تفسيرهايي كه درباره اين اثر و نمادهاي آن شده است، را مورد بررسي قرار دهد.

1382/06/16

سرشار: استعمارگر بزرگ و بنگاه سخن‌‏پراكني‌‏اش تصميم گرفتند صادق هدايت مشهور شود


شهرت صادق هدايت مشكوك است، استعمارگر بزرگ و بنگاه سخن‌پر‌‏اكني‌‏اش، بي.‌‏بي.‌‏سي، تصميم گرفتند هدايت را مشهور كنند تا بعدها از او بهره‌‏برداري‌‏هاي خاص كنند.
محمدرضا سرشار، رئيس انجمن قلم، با بيان اين مطلب به خبرنگار ادب و انديشه ايلنا افزود: شهرت هدايت شهرتي طبيعي نيست. در زمان وي نويسندگان هم‌‏طرازي بودند كه به شهرت نرسيدند، زيرا غرب و عوامل داخلي روي هدايت سرمايه‌‏گذاري كرده بودند.
وي در مورد رمان "بوف ‌‏كور" با بيان اينكه قسمت عمده پيچيدگي اين رمان ناشي از خصايص غير ادبي است، افزود: بوف كور تنها اثر صادق هدايت است كه بعضي مي‌‏خواهند به جامعه بگويند اين اثر همچنان مطرح و خواندني است.
سرشار با اشاره به اينكه پيچيدگي‌‏ لزوماً نشان‌‏دهنده خصيصه ادبي يك اثر نيست گفت: اين پيچيدگي‌‏ها گاه از نقص بيان نويسنده ناشي مي‌‏شود. بر بوف كور تفاسير بسياري شده كه اين نقدها ادبي نيست.
وي گفت: گاه خصوصي بودن يك اثر پيچيدگي آن اثر خوانده مي‌‏شود؛ اين در حالي است كه در هر اثر ادبي بايد كليدهايي گذاشته شود تا خوانندگان بر رموز آن پي ببرند. برخي اثر خود را از كدهاي تاريخي، جغرافيايي، روان‌‏شناختي و كدهاي اديان و مكاتب فلسفي پر مي‌‏كنند كه براي خوانش آن بايد دانش‌‏هاي جانبي داشت كه انباشته كردن متن با اين موارد، ادبي نيست؛ هرچند به هر حال اثر را پيچيده و قابل تفسير مي‌‏كند.
سرشار درباره ارزيابي خود از آثار هدايت گفت: هدايت بر اساس معيارهاي امروزي نويسنده‌‏اي كاملًا معمولي است كه در داستان كوتاه بسيار ضعيف و سطحي عمل كرده است.
سرشار در مورد نقد خود از كتاب بوف‌‏كور گفت: نقدي كه بر بوف كور كرده‌‏ام؛ نقد شكل‌‏گرايانه و درون‌‏گرايانه به ساختار اثر است. البته نقدهايي كه تا به امروز بر بوف كور شده، بيشتر در تفسير نمادها بر اساس پيش‌‏فرض‌‏هاي منتقدان گذشته است.
وي با اشاره به اينكه در نقد خود بر بوف كور نقدهاي 60 سال گذشته را بررسي كرده است، گفت: سعي كرده‌‏ام صحت اين نقدها را با ديدي انتقادي بررسي كنم.
رئيس انجمن قلم بر اين نكته كه نقدها و بررسي‌‏هايي كه تا به امروز بر بوف كور انجام شده از بيرون بر اثر تحميل شده تأكيد كرد و گفت: من در نقد خود نشان داده‌‏ام گرچه اين اثر امروز نيز جزء آثار خواندني جا زده مي‌‏شود، اما پيرايه‌‏هايي كه به آن بسته شده است، درست نيست و بوف كور يك اثر متوسط است.
سرشار تفاوت عمده نقد خود و نقدهاي پيش از آن را در نگاه علمي خود به بوف كور عنوان كرد و آن را متكي به شواهدي دانست كه جاي شك و ترديد در آن نيست.
وي در مورد روند نقد بوف كور گفت: سال 81 كه صدمين سال تولد صادق هدايت اعلام شد و برخي فعاليت‌‏ها در جهت طرح دوباره وي در داخل و خارج از كشور صورت پذيرفت، لازم ديدم در زمينه نقد ادبي كتاب بوف كور از ديدگاه امروزي بررسي مجدد كنم. در همان سال به صورت شفاهي در چهار جلسه در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در مدت زمان 12 ساعت نقد خود را قرائت كردم و امسال قرار شد آن نقد شفاهي به صورت مكتوب به پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ارائه شود.
وي افزود: اين مجموعه نقد بين 250 تا 300 صفحه به صورت كتاب به زودي منتشر مي‌‏شود.
گفتني است پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي به تازگي طرح تفصيلي بوف كور را به محمدرضا سرشار سپرده بود.

1382/06/29

سرشار : وضعيت ادبيات داستاني در طيف نيروهاي متعهد اميدوار کننده نيست


در جناح نيروهاي متعهد و انقلابي ، در عرصه ادبيات داستاني بزرگسالان ، متاسفانه وضع اصلا اميدوار کننده نيست و روز به روز هم بدتر مي شود ، من از سالها قبل در اين زمينه هشدار داده ام و اگر فکري عاجل نشود و وضع به همين روال ادامه پيدا کند ، شايد تعبير " فاجعه " براي وضع کنوني در آينده اي نه چندان دور ، دور از واقعيت نباشد.
محمد رضا سرشار ( رضا رهگذر ) نويسنده معاصر در گفت و گو با خبرنگار ادبي " مهر " با بيان اين مطلب گفت : " نقد " در هر جامعه اي معمولا تابعي از خود ادبيات است ، هر چند با وجود پيشرفت هاي جهشي که در بعد از انقلاب در عرصه نقد حاصل شد ، هنوز نمي توانيم از چيزي به نام جريان نقد ادبي در کشورنام ببريم .
سرپرست گروه ادبيات انديشه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي به اين پرسش که چرا منتقدان ادبي به طورجدي وارد ميدان نمي شوند؟ پاسخ داد : حقيقت اين است که پرداختن جدي و عالمانه به نقد ادبي در جامعه ما نه تنها اغلب بازده مادي ، حتي در حد يک شغل معمولي را هم ندارد ، بلکه گاهي هزينه هاي سنگين معنوي نيز براي منتقد در پي مي آورد ، نويسندگان که عمدتا منتقدان جدي را دشمنان قسم خورده خود مي دانند و بسياري از کتاب خوانان نيز تحت تاثير بمباران هاي تبليغاتي جريان هاي خاص در مورد هيچ نظام مدعي فرهنگ و ايد ئولوژيک واقعي نمي تواند و نبايد سياستگذاري در امر فرهنگ و هنر خود را به بخش خصوصي واگذار کند ، همچنان که نمي تواند و نبايد به مقوله فرهنگ با ديد اقتصادي بازاري نگاه کند
برخي چهره هاي قديمي اين وادي ، گرفتار نوعي تعصب در حد تحجر فکري درباره اين اشخاص و آثارشان شده اند و تاب و توان پذيرش سخن و نظر تازه اي را در اين باره ندارند ، بنا بر اين منتقد با کدام دلخوشي بايد در اين عرصه بلا خيز و محنت زا دوام بياورد ؟ خاصه که امروز هر جوان ملا لغتي ايراد گير يا مداحي ، با گذراندن يک يا دو ترم داستان نويسي نزد يک مدرس درجه سه و پايين تر اين مقوله و به صرف همکاري با يک روزنامه و مجله ، خود را منتقد جا مي زند و پياپي به صدور معلومات و يا تاييد اين اثر و آن نويسنده مي پردازد.
سردبير" فصلنامه ادبيات داستاني " با تاکيد بر اين که هميشه نبض اصلي ادبيات داستاني ، به ويژه در شاخه رمان ، در کتاب هاي منتشر شده مي تپد ، تصريح کرد : ما در عرصه ادبيات داستاني در کشور ، جز يک نشريه مستقل و مختص چيز ديگري نداريم ، گر چه مجله ادبيات داستاني توسط حوزه هنري منتشر مي شود اما آن را نمي توان نشريه ارگاني ناميد ، چون در چارچوب تعريفي که از نشريات ارگاني وجود دارد ، نمي گنجد ، البته نشريات متعددي هستند که بخشي از آنها به ادبيات داستاني اختصاص دارد ، همچنان که روزنامه ها هم صفحه اي را به اين مقوله اختصاص مي دهند ، اما ادبيات داستاني کشور به يک مجله و يا بخش هاي مورد اشاره روزنامه ها محدود و منحصر نمي شود .
رئيس هيات مديره انجمن قلم ايران در پاسخ به اين پرسش که سياست هاي فعلي وزارت ارشاد در حوزه کتاب ، از بررسي کتاب گرفته تا ساير موارد تا چه اندازه با شئون جامعه فرهنگي ما همخواني دارد ، گفت : حکم اخير قوه قضائيه در مورد چند کتاب مبتذل و خلاف قانون و مشمول ذيربط اين قضيه در وزارت ارشاد ، واقعيت " عيان " را بيان مي کند ، اما البته اين تنها رويه ظاهري کار است ، پشت صحنه قضيه به مراتب از اين بدتر است ، منتها گوش شنوايي نيست.
قصه گوي ظهر جمعه راديو با اشاره به که در حال حاضر حمايت هاي موثري از ادبيات پايداري و فعالان آن مي شود ، اما بهتر است که بنياد شهيد و ساير مراکز زيربط از انتشار " زندگي نامه داستاني " فاصله بگيرند و به داستان ناب رو بياورند ، افزود : در بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس ، از آثاري که به مضامين پايداري توجه جدي مي کنند ، حمايت مي شود ، البته شکل حمايت ها به اقتضاي شرايط جديد با گذشته فرق کرده است اما اين حمايت ها واقعي است و کم هم نيست ، منتها اين به آن معنا نيست که شکل فعلي حمايت بنياد مذکور ، لزوما تنها يا بهترين نوع حمايت ممکن در اين عرصه است ، طبعا اگر روش هاي بهتري به نظر شخص يا گروهي برسد و آن را پيشنهاد کنند مورد توجه و تصويب قرار خواهد گرفت ، اما مشکل اين است که منتقدان شيوه فعلي بنياد ، روش بهتر و موثرتري براي پيشنهاد ندارند و خواهان بازگشت به همان حمايت نوع گذشته از آثار و نويسندگان اين عرصه اند که طبعا مقبول نيست، البته در وزارت ارشاد شاهد برنامه ، مرکز و اقدامي براي اين کار نبوده ام ، جز اقدام مخدوش و مسئله دار گزينش آثار دفاع مقدس بيست سال پس از انقلاب در سال 79 و آنچه نيز در فرهنگسراي پايداري با سرمايه شهرداري در اين زمينه تشکيل شده ، جز در حد چند شغلي که براي گردانندگان آن ايجاد شده ، گمان نمي کنم کمکي به نويسندگان اين عرصه کرده باشد و يا بنا باشد که اين کار صورت بگيرد.
عضو هيات منصفه مطبوعات در خصوص واگذاري بخش هاي فرهنگي و هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به بخش خصوصي خاطر نشان کرد : بستگي دارد که کدام يک از بخش ها ي اين وزارتخانه به بخش خصوصي واگذار شود ، البته اگر وزارت ارشاد فعلي باشد که گمان نمي کنم با امثال اين تغييرات ، زياني به جريان متعهد ادبيات داستاني وارد شود ، چون در شکل فعلي اش که هيچ خيري به اين جريان نمي رسد تا امثال من ، نگران تغيير در اوضاع باشيم ، اما در يک شرايط مطلوب ، هيچ نظام مدعي فرهنگ و ايد ئولوژيک واقعي نمي تواند و نبايد سياستگذاري در امر فرهنگ و هنر خود را به بخش خصوصي واگذار کند ، همچنان که نمي تواند و نبايد به مقوله فرهنگ با ديد اقتصادي بازاري نگاه کند و از آن انتظار بازگشت سرمايه مادي را - به اين شکل - داشته باشد البته در يک فرهنگ صحيح و سياستگذاري فرهنگي اصولي بازده اقتصادي حتما وجود دارد اما اين بازده در دراز مدت و جاهايي ديگر خود را نشان مي دهد که چه بسا اصلا به ديده هاي ظاهر بين نيايد ، براي مثال ، صرف هزينه هاي بسيار براي نهادينه کردن فرهنگ پرهيز از اسراف و تبذير در جامعه ، براي سازمان هاي هزينه کننده بازده مالي ندارد ، اما از به هدر رفتن دهها برابر آن هزينه ها در عرصه سرمايه هاي ملي جلوگيري مي کند.
سرشار با تاکيد بر اين که وقتي يک اثر خوب و به راستي ناب در عرصه ادبيات داستاني منتشر مي شود و تبليغات و اطلاع رساني کافي هم در مورد آن صورت مي گيرد ، شاهد استقبال مخاطبان از آن هستيم ، يادآور شد : شرايط اجتماعي ما با غرب ، تفاوت هاي جدي دارد و ما هنوز به اندازه کافي فرصت براي خواندن داريم ، آنچه کم داريم آثار غني ، عميق ، ارزشمند ، جذاب و سالم است .
وي افزود : " ميني ماليسم " يک گونه قرنها پيش از مد افتاده در اين عرصه بود که از قضا به شکلي به مراتب ناقص تر و ضعيف تر از مدل اصلي اش هم مطرح شده بود و با اين همه هياهويي که بر انگيخت ، تعريف ، اصول و چارچوب روشن و واحدي نداشت و هر بچه مدرسه اي با خواندن چند تا از آنها گرفتار احساس نويسنده بودن مي شد ؛ به بيان ديگر نوعي ساده پسندي و سهل گيري خطرناک را در زمينه داستان رواج مي داد.
سردبير " فصلنامه ادبيات داستاني " در پاسخ به اين پرسش که رد پاي حماسه ها و مسائل مربوط به جنگ تا چه ميزان در قلمرو داستان بعد از جنگ حس مي شود ، گفت : حجم قابل توجهي از ادبيات داستاني متعهد ما را داستان هاي مربوط به دفاع مقدس تشکيل مي دهد ، بنا بر اين قطعا مي توانيم بگوييم که" ادبيات پايداري" داريم ، در ميان اين آثار ، داستان هاي خوب و ارزشمند هم کم نيستند ، اما اگر به دنبال شاهکار يا آثاري همتراز خود حماسه دفاع مقدس بگرديم ، طبعا به نتيجه مطلوبي دست نمي يابيم ، هرچند در بخش ادبيات کودکان و نوجوانان مربوط به دفاع مقدس ، چند اثر در تراز جهاني داريم که در مقايسه با شاهکارهاي جهاني در اين عرصه و مقطع ، زياد کم نمي آورند . افسوس که در ميان مسئولان مراکز رسمي زيربط ، اهتمامي براي شناسايي و ترجمه اين آثار به زبان هاي ديگر ، مشاهده نمي شود.