نخستين همايش علمي جشنواره هنري ايران 1404 امروز (شنبه، هشتم بهمنماه) در تالار مهر حوزه هنري برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين همايش كه با حضور مسؤولان حوزه هنري همراه بود، به تبيين اهداف افق ايران 1404 و ارائه راهكارهايي براي آينده مطلوب پرداخته شد.
محمدرضا سرشار كه به عنوان سخنران در اين جلسه حضور داشت، با بيان اينكه آدمي بايد براي آينده خود هدف و برنامهريزي داشته باشد، افزود: تا كنون عموم برنامههاي ما بر زمان حال و گاه بر گذشته تمركز داشته است و اين باعث خوشحالي است كه براي نخستينبار برنامهاي مبتني بر آيندهنگري و آيندهپژوهي برگزار ميشود.
اين نويسنده گفت: براي سخن گفتن درباره آينده بايد تلاش كنيم شناخت مناسبي از گذشته و وضعيت موجود داشته باشيم و كمبودهايمان را بشناسيم؛ در اين صورت است كه حرف زدن از آينده و برنامهريزي كردن براي آن ميتواند راهگشا باشد.
او با بيان اينكه براي رسيدن به آينده مطلوب در حوزه ادبيات داستاني نياز داريم در چهار محور تلاش كنيم، گفت: نخستين محوري كه اهميت اساسي و اوليه دارد، بحث آموزش ادبيات داستاني است؛ چرا كه اگر بهرهاي از ادبيات داستانيمان بردهايم، به خاطر آموزش داستاننويسي بوده است و اگر در اين حوزه لطمهاي خورده ايم، از نبود آموزش كافي در اين عرصه بوده است.
سرشار اقدام براي آموزش در عرصه داستاننويسي را بيهزينه دانست و گفت: آموزش ادبيات داستاني مانند آموزش در حوزه سينما يا تئاتر نيست كه هزينهبردار باشد و اگر دولت از آن حمايت نكند، از ميان برود. آموزش داستاننويسي حتا كمهزينه هم نيست؛ بلكه بيهزينه است و ميتواند در گوشه يك پارك يا در خانه هم انجام گيرد.
اين نويسنده با بيان اينكه آموزش داستاننويسي را بايد به طور منظم و مستمر در دو شكل «رسمي» و «آزاد» پيگيري كرد، افزود: تا جايي كه من اطلاع دارم، به طور رسمي تنها يك دانشگاه در كشور داراي رشته ادبيات داستاني است و چند دانشگاه و مركز علمي ديگر هم در پي تأسيس اين رشته هستند. به هر جهت اين كار تازه شروع شده و در آغاز آن هستيم.
او در ادامه بحث از آموزش رسمي ادبيات داستاني در افق 1404 گفت: ما ميتوانيم زيرشاخههاي رشته ادبيات داستاني از جمله ادبيات داستاني ديني يا ارزشي، ادبيات داستاني دفاع مقدس، ادبيات داستاني انقلاب اسلامي، ادبيات داستاني كودك و نوجوان و ادبیات داستانی دفاع مقدس و ديگر شاخههاي ادبيات داستانی معاصر را در دانشگاه راهاندازي كنيم و اين قابليت در كشور وجود دارد كه اين رشتهها تا مقطع دكترا ادامه يابد.
اين منتقد راهكار ارائه دروس اختياري ادبيات داستاني يا داستاننويسي در رشتههاي ديگر علوم انسانی دانشگاهي را پيشنهاد و بيان كرد: با ارائه واحدهاي درسي اختياري ادبيات داستاني در ديگر رشتههاي علوم انسانی دانشگاهي، زمينه آشنايي همگاني با اين رشته فراهم خواهد شد.
راهاندازي كرسيهاي دانشگاهي در دانشگاههاي خارج از كشور در رشتههاي ادبيات داستاني معاصر كشورمان از ديگر راهكارهاي محمدرضا سرشار بود.
اين مدرس ادبيات داستاني گفت: دانشگاههايي در كشورهاي مختلف هستند كه ادبيات فارسي در آنها تدريس ميشود؛ اما تمركز آنها بيشتر بر ادبيات كهن و به طور ويژه شعر است و استادان اين دانشگاهها آشنايي كافي با ادبيات داستاني معاصر ما ندارند؛ براي شناساندن و اشاعه ادبيات داستانيمان به دنيا بايد در رفع اين كمبود بكوشيم.
او با پيشنهاد اعزام استادان متعهد ادبيات كشور به دانشگاههاي خارجي براي تدريس ادبيات داستاني، گفت: تا كي بايد نویسندگان و پژوهشگرانی كه اعتقادي به ارزشهاي ديني و اعتقادي ما ندارند، ادبيات ما را تدريس كنند و اين از وظايف رايزنهاي فرهنگي است كه اين مشكلات را مرتفع كنند.
محمدرضا سرشار همچنين در ارتباط با بحث آموزش آزاد ادبيات داستاني گفت: اگر كسي باشد كه به اندازه كافي داستان خوانده باشد، ميتوان در عرض چهار ماه و نیم از او يك داستاننويس تربیت کرد..
او با تأكيد بر اهميت آموزش رودررو و چهره به چهره گفت: بايد از روشهای حوزوی و آموزش چهره به چهره برای تربیت داستان نویسان بهره گرفت.
اين نويسنده با بيان اينكه بدبختي ما اين است كه بعضي از آموزههاي دينيمان را رها كردهايم، افزود: اگر به شكل تعبدي و حتا گوش و چشم بسته به آموزههاي دينيمان گردن مينهاديم، وضعمان بهتر از اين بود؛ ما كار براي ثواب را از ياد بردهايم و آن را غيرحرفهيي و غيرروشنفكرانه ميدانيم و فقط در جايي كه نفع اقتصادي وجود داشته باشد، حاضريم دانستههايمان را در اختيار ديگران بگذاريم.
سرشار ادامه داد: اگر اين اصل ديني را كه زكات علم، نشر آن است، همه با هم انجام دهيم و هر كسي به فكر تربيت ديگران باشد و آنچه را كه ميداند، به ديگران منتقل كند، در افق 1404 عده زيادي نويسنده و اديب خواهيم داشت.
احياي اردوهاي داستان و شعر دانش آموزی و تعمیم آن به دانشجویان و طلاب، ايجاد انگيزه و حس رقابت در دانشآموزان، دانشجويان و طلاب علوم ديني براي پرداختن به داستان از طریق برگزاری مسابقات منظم سالانه سراسری، ايجاد دورههاي آموزشي آشنايي كتابداران با ادبيات داستاني، برگزاري دورههاي آموزشي براي كتابفروشان و برپايي دورههاي تخصصي و حرفهيي براي بازاريابان كتاب از ديگر راهكارها و پيشنهادهاي محمدرضا سرشار براي تحقق فضاي مطلوب آينده در ادبيات داستاني كشور بود.
اين نويسنده در ترسيم افق آينده جامعه ادبي كشور در 14 سال آينده گفت: اگر تلاش كنيم تا سال 1404 در هر سال 10 ويراستار حرفهيي در زمينه ادبيات داستاني تربيت كنيم، يعني در مجموع 140 ويراستار، بخش زيادي از مشكلات در اين زمينه را حل كردهايم؛ چرا كه اعتقاد دارم امروز در كشور حتا پنج ويراستار حرفهيي در حوزه ادبيات داستاني نداريم.
او ادامه داد: بياييم تا 14 سال آينده همچنين 140 نمونهخوان متخصص تربيت كنيم ـ كه در حال حاضر 10 نمونهخوان حرفهيي داستان هم نداريم. ـ، توانستهايم تا حدودی به افق آرماني ادبيات داستاني نزديك شويم.
محمدرضا سرشار در بخش ديگري از سخنانش با بيان اين كه در زندگيام آدمي عملگرا هستم، افزود: اگر در صحبتهايم به ارائه راهكارها ميپردازم به اين دليل است كه ما نياز شديدي به عملگرايي داريم؛ نه صرفا به ارائه نظريات؛ فرضها و آرمانها. آرمانهاي ما مشخص است و بايد تلاش كنيم آنها را عملياتي كنيم.
اين نويسنده دومين محور بحث خود را نياز به منابع آموزشي و درسي عنوان كرد و گفت: لازمه آموزش، منابع درسي است؛ از اينرو بايد منابعي وجود داشته باشد كه مبتني بر آنها بتوانيم آموزهها و ارزشهايمان را ارائه كنيم.
سرشار تأليف كتاب و منبع درسي را خارج از وظايف معلمان و استادان دانست و گفت: اين انتظار بيجايي است كه استادي هم منبع درسی خود را تاليف كند و هم تدريس؛ كار تاليف بايد به صاحبنظران و محققاني سپرده شود كه به طور بنيادي با مسائل ارزشي و اعتقادي ما آشنا هستند.
او با بيان اينكه ورود به بحث آرمانها، ارزشها و اعتقادات ديني ما كار آساني نيست، افزود: ارائه تعاريف دقيق و درستي از زيبايي بر مبناي ارزشهاي ديني و اعتقادات اسلامي، تعريف ما از داستان، تعريف درست از نقد اسلامي ، ادبیات کودکان و نوجوانان اسلامی و ... مسائلي است كه به كارشناسي نياز دارد و پرداختن به آن نه وظيفه داستاننويس است، نه استاد و مدرس.
اين نويسنده ادامه داد: اين متون بنيادي بايد تا 14 سال آينده تاليف شوند تا يك نويسنده متعهد بداند بايد دقيقا در چه راهي گام بردارد، تا آن زمان بايد تعريف دقيقي از ادبيات داستاني اسلامي ارائه شود، تعريفي از ادبيات كودك و نوجوان اسلامي و يا نقد ادبي اسلامي عرضه شود.
سرشار در زمينه پژوهش درباره ميراث ادبي گذشته و انتقال آنها به آينده، گفت: بايد از نگاه يك داستاننويس قصههاي قرآني و همچنين ادبيات كهن داستانيمان را مورد پژوهش قرار دهيم تا حاصل جمع آنها بتواند تعريفي از ادبيات داستاني ارزشي ما ارائه كند.
او با بيان اينكه الاهيون در هر جاي جهان باشند، مشتركات زیادي دارند، افزود: نبايد خود را از ادبيات ديني كشورهاي مختلف محروم كنيم؛ ميتوانيم از ادبيات الهي و ديني خارجي - اعم از مباحث نظری و خود داستان - هم استفاده كنيم.
اين نويسنده همچنين پيشنهاد كرد: تا 14 سال آينده زندگينامه و فرهنگنامهاي جامع درباره نويسندگانمان از آغاز تا امروز منتشر كنيم؛ دست كم یک كتاب تاريخچه ادبيات داستاني پس از انقلاب را به قلم خودمان عرضه كنيم؛ كتابهای خاطرات ادبي داستاننويسان پیشکسوتمان را منتشر كنيم؛ چرا كه ارزش خاطرات يك نويسنده متعهد كمتر از ارزش خاطرات يك رزمنده نيست، نويسندگان هم رزمندگان عرصه فرهنگ هستند؛ اما كسي براي تلاش آنها چندان ارزشي قائل نيست.
محمدرضا سرشار انتشار سالانه پنج رمان ارزشمند با محوريت دفاع مقدس، 5 رمان ارزشمند با محوریت انقلاب اسلامی، 5 رمان دینی ناب برای بزرگسالان، 10 داستان بلند كودك و نوجوان با موضوع انقلاب و 10 داستان بلند كودك و نوجوان يا موضوع دفاع مقدس و دست كم 20 داستان بلند ديني ناب كودك و نوجوان را جزو برنامههايي دانست كه تا سال 1404 بايد انجام گيرد.
او ترويج داستانهاي عامهپسند درباره انقلاب و جنگ تحميلي را از موضوعاتقابل تامل خواند و گفت: نبايد از رمانهاي عامهپسند فرار كرد، با توجه به اينكه خلق اينگونه رمانها آسان است و سليقه عده قابل توجهی از اهالی مطالعه در كشور ما داستان عامهپسند است، ميتوانيم برای این گروه نیز رمانهاي انقلاب و دفاع مقدس و دینی عامهپسند خلق كنيم.
اين منتقد همچنين درباره نشريات گفت: تا 14 سال آينده بايد دست كم يك ماهنامه نقد داستان، يك ماهنامه براي چاپ داستانهاي كوتاه نويسندگان شاخص و ماهنامهاي مختص داستان كودك و نوجوان داشته باشيم.
ساختن برنامه تلويزيوني نقد داستان پیوسته و بی انقطاع، تاسيس مجله الكترونيكي و سايتهاي فعال و همواره به روز معرفي ادبيات داستاني از ديگر راهكارهاي محمدرضا سرشار در اين جلسه بود.
سرشار يكي از ضعفهای اساسي داستاننويسان كشور را ناآشنايي آنها با متون كهن ادبي ما دانست و گفت: يكي از كارهاي اساسي كه در افق آينده بايد انجام گيرد، احياي همه متون داستانی گذشته با زبان امروزي و قابل فهم براي همگان در قالب داستان است.البته اين نبايد بازنويسي آن متون باشد.بلکه باید با حفظ کامل امانت و بی حذف و اضافه - فقط با زبان ساده تر و قابل فهم برای خوانندگان امروزی- منتشر شود..
او درباره محور سوم سخنانش كه آن را اقدامات جنبي خواند، گفت: اين یک واقعيت است كه در کشورهایی مانند کشور ما، نويسندگی بازده اقتصادی قابل توجهی ندارد. اما معتقدم اگر همین نویسندگان، لااقل به لحاظ معنوي ارضا شوند، بسیاری از آنها ميتوانند کمبودهاي مادي را تاب بياورند.
او افزود: براي رسيدن به افق مطلوب براي آينده ادبيات داستانی بايد تلاش كنيم، نويسنده شأن اجتماعي شايستهاي كسب كنند و لااقل ارج و قرب عمومی كافي داشته باشند.
آخرين نظرات خوانندگان