<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>پايگاه رسمي محمدرضا سرشار(رضا رهگذر)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.sarshar.org/atom.xml" />
    <id>tag:www.sarshar.org,1388-04-05://1</id>
    <updated>1390-11-15T18:17:20Z</updated>
    <subtitle>نويسنده، پژوهشگر و منتقد ادبي</subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/"> Movable Type 4.25</generator>

<entry>
    <title>تجاوز بهت‌آور 2 معلم به ده‌ها کودک آمریکایی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/weblinks/_2_6.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2156</id>

    <published>1390-11-15T18:16:44Z</published>
    <updated>1390-11-15T18:17:20Z</updated>

    <summary> یک معلم 61 ساله که در سال 1994 به بهانه نبود مستندات کافی، از سوی دادگاه در یک مورد تجاوز جنسی بی‌گناه شناخته شده بود، این بار به اتهام ارتکاب 26 فقره تجاوز و آزار جنسی کودکان دستگیر شد. به گزارش سایت اوباما، اقدام شنیع دو معلم آمریکایی در تجاوز وحشیانه به ده‌‌ها کودک در مدرسه ابتدایي &quot;ميرامونت&quot; ايالت...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خواندني‌هاي وب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> یک معلم 61 ساله که در سال 1994 به بهانه نبود مستندات کافی، از سوی دادگاه در یک مورد تجاوز جنسی بی‌گناه شناخته شده بود، این بار به اتهام ارتکاب 26 فقره تجاوز و آزار جنسی کودکان دستگیر شد.</p>

<p>به گزارش سایت اوباما، اقدام شنیع دو معلم آمریکایی در تجاوز وحشیانه به ده‌‌ها کودک در مدرسه ابتدایي "ميرامونت" ايالت لس آنجلس، مردم این منطقه را به شدت بهت‌زده کرده است.</p>

<p>لس آنجلس تایمز طی گزارشی در این زمینه تصریح کرد که مايک پارکر رئيس پليس لس آنجلس در اين خصوص گفته است: به فاصله 4 روز در این ایالت، دو معلم 49 و 61 ساله شناسایی شده‌اند که به ترتیب به 23 و 26 دانش آموز بین 6 تا 10 سال تجاوز جنسی کرده‌اند.</p>

<p>براساس این گزارش، "مارتين بي اسپرينگر" 49 ساله اهل آلهامبر و "مارک برندت" 61 ساله، براساس تصاویری که از جنایات خود منتشر کرده‌اند شناسایی و دستگیر شده‌اند.</p>

<p>پارکر عنوان کرده که قربانيان شهوت‌راني اسپرینگر 49 ساله، عمدتاً در طول 3 سال گذشته اقلاً يکبار در این مدرسه مورد آزار جنسي قرار گرفته‌اند.</p>

<p>بازپرسان پيش‌بيني کرده‌اند که در اين واقعه اسفناک، با گذشت زمان قربانيان بيشتري از ميان دانش‌آموزان ممکن است پیدا شوند.</p>

<p>براساس همین گزارش، یک مورد هولناک‌تر نیز در این مدرسه از سوی یک وکیل سرشناس گزارش شده و آن اینکه "مارک برندت" پیرمرد 61 ساله، به طرق وحشتناکی، 26 کودک 6 تا 10 ساله را مورد آزار و تجاوزهای جنسی قرار داده است که این گزارش از ذکر جزئیات این جنایات هولناک معذور است.</p>

<p>مرد هوسران که 32 سال براي مدارس کار می‌کرده و طی این سال‌ها گزارش‌هایی از اقدامات شنیع وی به مسئولین مدرسه و مقامات قضایی ابراز می‌شده اما مورد بی‌توجهی آن‌ها قرار می‌گرفته است، با بستن دست و پای کودکان خردسال سنین 6 تا 10 سال، به طرق مشمئزکننده‌ای آن‌ها را مورد آزار قرار می‌داده است.</p>

<p>براساس این گزارش، در سال 1994 پدر و مادر دختری 10 ساله با مراجعه به دادستان منطقه عنوان کرده بودند که دخترشان توسط برندت مورد آزار و تجاوز قرار گرفته است اما دادستان به جای ارجاع پرونده به پزشکی قانونی، برندت را به بهانه نبود مستندات کافی بی‌گناه دانسته است.</p>

<p>به علاوه، در سال 1990 نیز دو فرد با مراجعه به مسئولان مدرسه عنوان کردند که وی را در حال عمل شنیعی در کلاس دیده‌اند اما مسئولان مدرسه با توبیخ این دو فرد، این اظهارات را برگرفته از شایعات و یا هدف تخریب چهره برندت عنوان کردند.</p>

<p>اما با وجود گزارش‌های تکان‌دهنده از جنایات این دو معلم علیه کودکان خردسال، اتفاق عجیب‌تر، نوع مواجهه سیستم قانونی ایالات متحده و مسئولین این مدرسه با مسببان این جنایات بوده است. به گونه ای که "جان ديزي" مدير مدارس منطقه لس آنجلس که به واسطه بی‌توجهی مسئولیت تحت امر وی، اتفاقات سال قبل در ابعادی بسیار گسترده‌تر دوباره رخ داده است، عنوان کرده که "ما در نظر داریم اسپرينگر را طی هفته بعد جريمه کنیم."</p>

<p>اين مدير در مصاحبه با شبکه KTTV حتی از اخراج این معلم حرفی به میان نیاورده و صرفاً عنوان کرده است: "در نظر داریم تا هفته بعد در جلسه بررسي اتهامات، به خاطر رفتار و تماس‌های نامناسب با دانش آموزان او را جريمه کنيم. "<br />
به علاوه، سیستم قضایی ایالات متحده نیز که با اغماض از جنایت برندت 61 ساله در سال 1994، موجبات افزایش جنایت‌های وی را باعث شده است، براساس گمانه‌زنی‌ها و در صورتی که شاکیان بتوانند مستندات کافی را برای اثبات جرم وی به دادگاه ارائه دهند، براساس گزارش لس‌آنجلس تایمز، برندت را حداکثر به حبس ابد محکوم خواهد کرد و در غیر این صورت و در صورت تکرار واقعه 1994، محکومیت وی کاهش خواهد یافت و یا با پرداخت جریمه، یا بخشیده خواهد شد.</p>

<p>برخی گزارش‌ها حاکی است که جرم برندت در این در حالی است که در دو صورت مقصر یا بی‌گناه شناخته‌شدن برندت، به دلیل استعفای وی قبل از صدور حکم اخراج، برندت به دلیل استفاده از بیمه، ماهانه 4 هزار دلار نیز از بیمه بازنشستگی خود دریافت خواهد کرد!</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>زندگی و سیره هر یک از معصومان در 10 کتاب تشریح می‌شود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/news/_10.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2155</id>

    <published>1390-11-15T17:51:22Z</published>
    <updated>1390-11-15T17:52:15Z</updated>

    <summary> حسین فتاحی از آماده شدن مجموعه‌ای داستانی درباره معصومان با نظارت وی خبر داد که برای هر یک از معصومان یک مجموعه 10 جلدی توسط نویسندگان مختلف تدوین می‌شود. حسین فتاحی که مسئولیت تدوین مجموعه‌ای داستانی درباره معصومان از رسول اکرم تا حضرت مهدی (عج) را برعهده دارد، به خبرنگار مهر گفت: هدف از این کار، آشنا کردن بچه‌های...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خبرها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> حسین فتاحی از آماده شدن مجموعه‌ای داستانی درباره معصومان با نظارت وی خبر داد که برای هر یک از معصومان یک مجموعه 10 جلدی توسط نویسندگان مختلف تدوین می‌شود.</p>

<p>حسین فتاحی که مسئولیت تدوین مجموعه‌ای داستانی درباره معصومان از رسول اکرم تا حضرت مهدی (عج) را برعهده دارد، به خبرنگار مهر گفت: هدف از این کار، آشنا کردن بچه‌های دبستانی با شیوه عملی معصومان است و انتشارات قدیانی این مجموعه را در قالبی آموزنده، جذاب و قابل فهم برای بچه‌ها منتشر می‌کند.</p>

<p>وی ادامه داد: از زندگی و گفته‌های هریک از معصومان، 10 فراز که قابلیت روایت داستانی دارد، انتخاب می‌شود و هر نویسنده 10 کتاب 10 صفحه‌ای درباره هر یک از معصومان می‌نویسد. از این مجموعه تاکنون «قصه‌های عاشورایی» درباره امام حسین (ع) منتشر شده و «قصه‌های نهج‌البلاغه» درباره حضرت علی (ع) نیز آماده شده است. تاکنون 70 درصد کارهای تصویرگری شده و بقیه نیز در دست آماده‌سازی است.</p>

<p>این نویسنده با اشاره به اینکه این کتاب‌ها مصور و رنگی خواهد بود، بیان کرد: در نظر داریم در پایان پروژه، هر 10 جلد مربوط به یکی از معصومین را در قالب یک کتاب مصور و رنگی منتشر کنیم و فکر می‌کنیم مجموعه به طور کامل در نمایشگاه کتاب سال آینده عرضه شود.</p>

<p>فتاحی افزود: نخستین کتاب‌ها از این مجموعه تابستان امسال منتشر شد و در فاصله یک‌ساله همه مجلدات آن منتشر شده است. نویسندگانی چون محمدرضا سرشار، حمید گروگان، فریبا کلهر، مجید ملامحمدی، مسلم ناصری و محمود پوروهاب هر کدام کتاب‌های مربوط به یکی از معصومان را به رشته تحریر در آورده‌اند.</p>

<p>مسئول تدوین مجموعه داستانی درباره معصومین از دیگر کارهایی که در انتشارات قدیانی برای بچه‌ها تدوین می‌شود اینگونه گفت: در کنار اینها، 5 کتاب درباره زندگی و سیره معصومین در قالب قصه‌های منظوم تدوین شده است و همچنین درباره متون کهن و شخصیت‌های تاریخی هم چنین پروژه‌هایی موجود است.</p>

<p>وی در پاسخ به اینکه آیا این تمهیداتی برای رسیدن کتاب‌ها به دست مخاطبان هم شده است، توضیح داد: مشکل توزیع کتاب در کشور ما وجود دارد و کتاب‌ها به دست یک درصد مخاطبان هم نمی‌رسد. ما 5 میلیون دانش‌آموز دبستانی داریم که با شمارگان 5 هزار نسخه، این کتاب‌ها از هر هزار نفر به دست یک نفر می‌رسد.</p>

<p>فتاحی در پایان گفت: حل مشکل توزیع کتاب نیاز به مدیریت منسجم دارد و به شخصه پیشنهادهای زیادی در طول این سال‌ها داده‌ام، مثلا وزارت آموزش و پرورش می‌تواند کتاب بخرد و در مدارس توزیع کند. ایجاد مراکز دائمی فروش کتاب با ارائه انواع کتاب‌ها در سراسر کشور و ... از جمله راهکارهای پیشنهادی است.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>کک به تنور  از سرشار به زودی منتشر می شود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/books/post_338.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2154</id>

    <published>1390-11-15T17:42:54Z</published>
    <updated>1390-11-15T17:49:08Z</updated>

    <summary> کتاب &quot;کک به تنور&quot; اثر محمدرضا سرشار با تصویرگری رضا مکتبی است. این اثر از مجموعه داستان های عامیانه مربوط به حیوانات است که برای کودکان نوشته شده است. این اثر در 16 صفحه مصور رنگی و در دو هزار پانصد نسخه و با قیمت 25000 ریال در چاپخانه سروش در دست چاپ است....</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="كتاب‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
        <category term="کتاب‌هاي کودکان ـ تاليف" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> <br />
کتاب "کک به تنور" اثر محمدرضا سرشار با تصویرگری رضا مکتبی است. این اثر از مجموعه داستان های عامیانه مربوط به حیوانات است که برای کودکان نوشته شده است.</p>

<p>این اثر در 16 صفحه مصور رنگی و در دو هزار پانصد نسخه و با قیمت 25000 ریال در چاپخانه سروش در دست چاپ است.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>راستی آقای کارگردان، چرا کار به شیشیه شکستن رسید؟!(در حاشیه نمایش فیلم &quot;شیرین&quot; از عباس کیارستمی)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/weblinks/post_333.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2153</id>

    <published>1390-11-12T15:02:08Z</published>
    <updated>1390-11-12T15:04:50Z</updated>

    <summary><![CDATA[گروه فرهنگي رجانیوز - مهدي آذرپندار: سال‌ها بود که مسئله‌ی&nbsp;اکران نشدن فیلم‌های استاد عباس کیارستمی (آن‌طور که می‌خوانندش) در سینماهای وطنی، در برخی محافل و رسانه‌های سینمایی به یک افسوس و ای کاش بزرگ تبدیل شده بود. یکی از ندانستن قدر استاد در وطن صحبت می‌کرد و دیگری توجه جهانی به فیلم‌های او را بهانه‌ی ناله‌های فرهنگی‌اش می‌كرد. منتقدی با...]]></summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خواندني‌هاي وب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<img src="http://www.rajanews.com/%5CFiles_Upload/48759.jpg" align="left" border="0" hspace="5" /><span style="font-size: x-small"><a href="http://rajanews.com/Cultur.asp">گروه فرهنگي رجانیوز - مهدي آذرپندار:</a></span>
 سال‌ها بود که مسئله‌ی&nbsp;اکران نشدن فیلم‌های استاد عباس کیارستمی (آن‌طور 
که می‌خوانندش) در سینماهای وطنی، در برخی محافل و رسانه‌های سینمایی به یک
 افسوس و ای کاش بزرگ تبدیل شده بود. یکی از ندانستن قدر استاد در وطن صحبت
 می‌کرد و دیگری توجه جهانی به فیلم‌های او را بهانه‌ی ناله‌های فرهنگی‌اش 
می‌كرد. منتقدی با آب و تاب از روزهایی که می‌شد فیلم‌های استاد را روی 
پرده‌ی سینماهای وطنی دید و لذت برد، می‌گفت و دیگری برای سینمای بدون 
کیارستمی ملامت‌نامه می‌نوشت.
<p style="text-align: justify">تا اینکه بالاخره از اواخر سال گذشته و پس 
از سال‌ها، زمزمه‌هایی مبنی بر اکران دو فیلم آخر کیارستمی -یعنی "شیرین" و
 "کپی برابر اصل"- در سینماهای وطنی شنیده شد. کمی بعد و در سال 90 با 
جدی‌تر شدن طرح اکران فیلم‌های خاص، نام این دو فیلم به عنوان نخستین 
گزینه‌های اکران در این گروه مطرح شد و سرانجام از یکی دو هفته پیش، 
"شیرین" کیارستمی در برخی از سینماها به نمایش درآمد. فیلمی که از همان 
ابتدا مشخص بود برای هر مخاطبی از هر جای دنیا، فیلم عجیب و غریبی خواهد 
بود. اما شاید هیچ‌کس تصور آنچه را که قرار بود، اتفاق بیفتد، نداشت!</p>
<p style="text-align: justify">"شیرین" را می‌توان یکی از 
"تجربه‌گرا"‌ترین فیلم‌های تمام تاریخ سینمای دنیا دانست. در تمام طول این 
فیلم، مخاطب نظاره‌گر چهره‌ی جمعی از مشهورترین بازیگران زن سینمای ایران 
است که در یک سالن سینما و یا تئاتر مشغول تماشای فیلم یا تئاتری با موضوع 
قصه‌ی "خسرو و شیرین" هستند. البته مخاطب چیزی از این فیلم یا تئاتر 
نمی‌بیند و فقط صدای آن را می‌شنود و به جای آن، میمیک صورت این زنان 
بازیگر را می‌بیند که به تناسب حال و هوای صدا، تغییر می‌کند. به عبارت 
دیگر، تمام این 90 دقیقه، مخاطب باید به صورت این بازیگران زن زل بزند و از
 خنده، گریه و یا دیگر اکت‌های صورت این بازیگران همراه با شنیدن داستان 
خسرو و شیرین لذت ببرد! فقط همین!</p>
<p style="text-align: justify">اما با همه‌ی این احوالات عجیب و غریب، 
فیلم "شیرین"، کسی انتظار نداشت که اکران فیلمی از پرافتخارترین کارگردان 
سینمای ایران در جهان و تنها برنده‌ی ایرانی نخل طلای کن، با این شدت از 
اعتراض‌هاي مردمی در سینماها روبرو شود. ولی این روزها به نظر می‌رسد که 
اکران "شیرین"، بیش از آنکه این جماعت سینمایی‌نویس طرف‌دار نظریه‌ی "هنر 
برای هنر" را خوشحال کند، موجبات خوشحالی مخالفان جریان سینمای جشنواره‌ای 
در ایران را فراهم کرده است؛ چرا که این روزها اخبار حکایت از آن دارد که 
در برخی سالن‌های نمایش‌دهنده‌ی فیلم "شیرین"، تماشاگران برای نشان دادن 
نارضایتی شدید خود از این فیلم، خواستار استرداد پول خود شده‌اند و حتی در 
مواردی کار به شکستن شیشه‌ی سینما هم کشیده است! جالب آنکه مهم‌ترین مورد 
این درگیری‌ها، از سینما فرهنگ تهران گزارش شده است؛ جایی که از سال‎های 
دور به عنوان سینمای مخصوص روشنفکران و مخاطبان خاص سینما شناخته می‌شده 
است.</p>
<p style="text-align: justify">البته این نوع استقبال مخاطب ایرانی از یک 
فیلم مسبوق به سابقه است. چنانکه در سال‌های اخیر و در هنگام اکران فیلم 
"چه کسی امیر را کشت" (به کارگردانی مهدی کرم‌پور که فیلم "پل چوبی" را در 
جشنواره‌ی امسال دارد) و نیز فیلم "آتش سبز" (به کارگردانی محمدرضا اصلانی)
 هم این اتفاق (شکستن شیشه‌های سینما و درگیری در سالن در اعتراض به فیلم) 
رخ داده بود، با اين حال، تصور نمی‌شد که این بار این عکس العمل مخاطبان در
 قبال فیلمی از کیارستمی تکرار شود. به ویژه آنکه اکران فیلم‌های کیارستمی 
در ایران سال‌ها بود که به عنوان یک آرزو مطرح می‌شد!</p>
<p style="text-align: justify">این اعتراض‌های شدید و استقبال منحصر 
به‌فرد(!) از اکران این فیلم، در حالی رخ می‌دهد که تقریباً در هیچ یک از 
محافل و رسانه‌های سینمایی به آن پرداخته نشده است و می‌توان به جرأت ادعا 
کرد که اکران "شیرین" بر خلاف اینکه گفته می‌‌شد اتفاق مهمی است، کاملاً در
 سایه‌ی اخبار جشنواره‌ی فجر و موفقیت های فیلم فرهادی بایکوت شده است تا 
با این انزجار مردم از فیلم استاد(!)، اثبات ادعای پوچ بودن سینمای امثال 
کیارستمی و باطل بودن نظریاتی همچون "هنر برای هنر" زیاد به چشم نیاید.</p>
<p style="text-align: justify">نکته‌ی جالب اینجاست که هنگام اکران نسخه‌ی
 سینمایی "یوسف پیامبر" در ماه مبارک رمضان امسال، تمام رسانه‌های سینمایی 
بسیج شدند تا استقبال کم مردم از اکران این فیلم را پوشش دهند تا شاید به 
زعم خود نشان دهند که سینمای دینی مخاطب ندارد. به نحوی که برنامه‌ی هفت در
 بخش "هفت روز" -که به مرور اخبار سینمایی هفته اختصاص دارد- گزارش تصویری 
مفصلی از خالی بودن سینماهای نمایش دهنده‌ی این فیلم پخش کرد و&nbsp; بسیاری از 
سایت‌ها و روزنامه‌های دیگر نیز این استقبال سرد را از نسخه‌ی سینمایی 
سریالی که همه‌ی مردم پیش از این دیده‌ بودند، پوشش دادند و البته کسی هم 
چندان به این موضوع اشاره نکرد که همزمان با اکران این فیلم، سریال "یوسف 
پیامبر" برای دومین بار در حال پخش از شبکه‌ی آی‌فیلم بوده و هیچ توجیهی 
برای استقبال مناسب مردم در ساعات پایانی شب از این فیلم وجود نداشته است.</p>
<p style="text-align: justify">به نظر می‌رسد که با اکران فیلم "شیرین"، 
به پایان رسیدن عمر سینمای کیارستمی و به تبع آن، سینمای جشنواره‌ای بیش از
 هر وقت دیگری عیان شده است. سینمایی که در همان دوران اوج خود هم منتقدان 
فروانی از جمله شهید سید مرتضی آوینی داشت که معتقد بود بسیاری از فیلم‌های
 تجربی کیارستمی مانند "مشق شب" از مستندهای تلویزیونی هم ضعیف‌تر است. اما
 جامعه‌ی سینمایی ایران تحت تأثیر جشنواره‌های خارجی، هیچ‌گاه نپذیرفت که 
کیارستمی به علت موفقیت نداشتن در جذب مخاطب، اصلاً سینماگر مهمی نیست. 
آنها آن روزها فقط نخل طلای کن را ‌می‌دیدند و این روزها هم همچنان خود را 
به ندیدن زده‌اند و نمی‌خواهند باور کنند که جواب مردم به فیلم‌هایی همچون 
"شیرین"، شکستن شیشه‌های سینماست!</p>
<p style="text-align: justify">عجیب آن که جشنواره‌های خارجی هم که 
روزگاری مهم‌ترین حامیان کیارستمی به شمار می‌آمدند، این روزها حاضر نیستند
 پای فیلمی همچون "شیرین" هزینه بدهند. شاهد مثال هم آنکه در اکران‌های 
خارجی هم عده‌ای به فیلم‌های کیارستمی اعتراض می‌کنند و خواستار پس گرفتن 
هزینه‌ی بلیت‌های خود می‌شوند! چنان‌که در جشنواره‌های کن (هنگام اکران 
فیلم "کپی برابر اصل") و ونیز (برای اکران "شیرین") این اتفاق افتاد و 
البته طبق معمول خیلی در رسانه‌های داخلی پوشش داده نشد. و یا اینکه اخیراً
 "تارانتینو" کارگردان صاحب نام امریکایی، سینمای کیارستمی را مزخرف نامیده
 است!</p>
<p style="text-align: justify">باید پذیرفت که هنوز هم مفهوم سینما در 
ایران مظلوم است. مفهومی که در همه جای دنیا، سرنوشتش با مفهوم مخاطب گره 
خورده است؛ اما شوربختانه در سینمای ایران، میزان قرابت یک فیلم با مفهوم 
سینما توسط جشنواره‌های خارجی مشخص می‌شود. تصور کنید كه اگر کیارستمی نخل 
طلای کن را نمی‌گرفت، الان کجای سینمای ایران بود؟ اگرچه همین حالا هم در 
جای مهمی نیست؛ چرا که در بهترین حالت، می‌توان ادعا کرد که شاید فقط ده 
درصد از مردم تماشاگران سينماي ايران توانسته‌اند تا به حال یک فیلم از 
"کیارستمی" را تا انتها تحمل کنند.</p>
<p style="text-align: justify">به هر حال، باید پرسید این همه سال هیاهو 
برای کسی همچون کیارستمی به چه دلیل بوده است؟ آیا در چنین شرایطی نباید در
 انتساب لقب استاد به چنین فردی تجدید نظر کرد؟ وقتی سینماگری نمی‌تواند 
مخاطبش را بیشتر از یک ربع روی صندلی سینما بنشاند و تحمل فیلم‌هایش تا این
 حد سخت است، چگونه سال‌های متمادی به عنوان مهم‌ترین سینماگر ایرانی مطرح 
می‌شد؟</p>
<p style="text-align: justify">و نیز باید پرسید که چطور شده است که هنگام
 اکران فیلم‌های "استاد" -آن هم پس از سال‎ها- در سینماهای وطنی، کار به 
شکستن شیشه‌های سینما می‌رسد؟</p>
<p style="text-align: justify">و سؤال آخر؛ آیا جامعه‌ی سینمایی ایران از 
برخورد مردم با فیلم‌های کیارستمی عبرت می‌گیرد؟ بعید است. این روزها 
همچنان خیلی‌ها از افتخار تازه‌ی سینمای ایران در جشنواره‌های خارجی صحبت 
می‌کنند.</p> ]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>دبير تئاتر راديويي جشنواره تئاتر فجر از حاميان فتنه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/weblinks/post_296.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2152</id>

    <published>1390-11-09T12:58:49Z</published>
    <updated>1390-11-09T12:59:31Z</updated>

    <summary> رجا نیوز:دبير بخش تئاتر راديويي جشنواره تئاتر فجر، يكي از حاميان فتنه آمريكايي سال 88 است كه در زمان اوج فتنه نمايشي را عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي به روي صحنه آورد. به گزارش كهيان، هتاكي اين نمايش ضعيف و سخيف عليه نظام تا آنجا بود كه راديوي زمانه كه از هلند برنامه پخش مي كند، به تجليل از...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خواندني‌هاي وب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> <br />
رجا نیوز:دبير بخش تئاتر راديويي جشنواره تئاتر فجر، يكي از حاميان فتنه آمريكايي سال 88 است كه در زمان اوج فتنه نمايشي را عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي به روي صحنه آورد.</p>

<p>به گزارش كهيان، هتاكي اين نمايش ضعيف و سخيف عليه نظام تا آنجا بود كه راديوي زمانه كه از هلند برنامه پخش مي كند، به تجليل از فرد ياد شده پرداخت.</p>

<p>اين فرد كه در كلاس درس خود در دانشگاه آزاد به تحسين اراذل و اوباش پرداخته و از يك دانشجوي دستگير شده در 13 آبان حمايت كرده بود، اينك با امضاي يك تعهدنامه به‌صورت مشروط در راديو مشغول به كار است.</p>

<p>با اين اوصاف، جاي تعجب دارد كه يك عنصر معلوم الحال به عنوان يك مسئول در بطن جشنواره اي قرار گرفته كه در پاسداشت انقلاب اسلامي مجال برپايي يافته است.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>محمد سرشار از مدیرعاملی کانون اندیشه جوان استعفا کرد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/news/post_292.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2151</id>

    <published>1390-11-09T12:49:41Z</published>
    <updated>1390-11-09T12:50:13Z</updated>

    <summary> نسخه چاپيارسال به دوستان خبرگزاری فارس: محمد سرشار به دلیل ادامه تحصیل از مدیرعاملی کانون اندیشه جوان استعفا کرد. خبرگزاری فارس: محمد سرشار از مدیرعاملی کانون اندیشه جوان استعفا کرد به گزارش خبرنگار فارس، محمد سرشار حدود دو هفته پیش، استعفای خود از مدیرعاملی کانون اندیشه جوان را به حجت‌الاسلام والمسلمین رشاد اعلام کرد و این استعفا روز گذشته...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خبرها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> نسخه چاپيارسال به دوستان<br />
خبرگزاری فارس: محمد سرشار به دلیل ادامه تحصیل از مدیرعاملی کانون اندیشه جوان استعفا کرد.<br />
خبرگزاری فارس: محمد سرشار از مدیرعاملی کانون اندیشه جوان استعفا کرد</p>

<p>به گزارش خبرنگار فارس، محمد سرشار حدود دو هفته پیش، استعفای خود از مدیرعاملی کانون اندیشه جوان را به حجت‌الاسلام والمسلمین رشاد اعلام کرد و این استعفا روز گذشته با حضور رشاد در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌اسلامی رسماً مورد موافقت قرار گرفت.</p>

<p>بدین‌ترتیب حضور 34 ماهه محمد سرشار در کانون اندیشه جوان (14 ماه به عنوان قائم‌مقام مدیرعامل و 20 ماه به عنوان مدیرعامل) به پایان رسید.</p>

<p>محمد سرشار ششمین مدیرعامل کانون اندیشه جوان از بدو تاسیس این کانون در سال 1377 تا به حال بود که در اردیبهشت89 با حکم علی‌اکبر رشاد این سمت را بر عهده گرفت. وی دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته حقوق جزا از دانشگاه امام صادق(ع) و پیش از این نیز به مدت سه سال رییس فرهنگسرای دانشجو (شفق) بود. از او، تاکنون یک مجموعه داستان و سه کتاب دیگر به چاپ رسیده و هم‌اکنون یک مجموعه داستان و کتابی در زمینه حقوق مطبوعات را در دست انتشار دارد.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نامه انتقادی اساتید حوزه و دانشگاه، به ضرغامی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/weblinks/post_290.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2150</id>

    <published>1390-11-08T16:44:29Z</published>
    <updated>1390-11-08T16:45:07Z</updated>

    <summary> پایگاه 598- جمعی از پژوهشگران، اساتید حوزه و دانشگاه و کارشناسان حوزه مسائل فرهنگی و رسانه‌ای طی نامه‌ای خطاب به عزت الله ضرغامی ضمن انتقاد از برخی برنامه‌ها و فیلمهای در نظرگرفته شده برای ایام نوروز، تاکید کردند: پخش این قبیل آثار از رسانه ملی مناسب نیست و پخش آن برای مخاطبین عمومی، تزلزل در باورها و بینش ها...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خواندني‌هاي وب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> پایگاه 598- جمعی از پژوهشگران، اساتید حوزه و دانشگاه و کارشناسان حوزه مسائل فرهنگی و رسانه‌ای طی نامه‌ای خطاب به عزت الله ضرغامی ضمن انتقاد از برخی برنامه‌ها و فیلمهای در نظرگرفته شده برای ایام نوروز، تاکید کردند: پخش این قبیل آثار از رسانه ملی مناسب نیست و پخش آن برای مخاطبین عمومی، تزلزل در باورها و بینش ها را به دنبال دارد و موجب تعارض ارزش ها و سستی اعتقادی می شود.<br />
«سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه فرهنگ ساز، به طراز رسانه‌ای است که دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد.» (مقام معظم رهبری در انتصاب مجدد مهندس ضرغامی ۱۶/۸/۸۸).<br />
 <br />
ریاست محترم سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران<br />
 <br />
جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی<br />
 <br />
سلام علیکم<br />
 <br />
کمتر از یک سال از تاکید رهبر انقلاب در ضرورت مقابله با عرفان‎های کاذب می‎گذرد؛ در این مدت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تلاش‎های قابل تقدیری در مواجهه با این بخش پیچیده‏ی جنگ نرم داشته است. امیدوار بودیم این تاکید، تحولی در نوع و شیوه مقابله ایجاد کند و متولیان حوزه فرهنگ بخصوص مسئولین رسانه ملی را به خیزشی جدی در ایفای نقشی انقلابی و هوشمندانه وادارد؛ اما گویا رسانه ملی به عمق این آسیب پی نبرده است که هیچ، حتی گاهی خود به ترویج و گسترش این جنبش می‎پردازد.<br />
 <br />
روز ششم محرم امسال، شبکه یک برای چندمین بار اقدام به پخش فیلمی با عنوان "ندای درون" کرد. این فیلم، زندگی‏نامه یکی از مروجین عرفان‎های کاذب (دونالد والش) را به تصویر کشیده و صریحا کتاب وی را به عنوان کتاب زندگی ساز معرفی می‎کند.<br />
 <br />
پیش‏تر سریالی با عنوان "آشپزباشی" از شبکه اول سیما پخش شد که به تبلیغ یکی از شبه‎عرفان‎های خرافه‏گونه شرقی "فنگ‎شویی" پرداخت.<br />
 <br />
مهم‏تر از همه در سریال دیگری با عنوان "پنجره" که از شبکه تهران در حال پخش است؛ افکار یکی از رهبران معنویت‎های کاذب (پائولو کوئیلیوی برزیلی) تبلیغ می‎شود. پخش این سریال و چنین تبلیغی از یکی از مروجین عرفان‏های کاذب با وجود تاکید رهبری بر مقابله با عرفان‏های بدلی، برای ما بسیار سوال برانگیز بود. محور این سریال، مفهوم "افسانه شخصی" و "گنج درون" کتاب "کیمیاگر" کوئیلیو است. به جرات می‎توان گفت: دو قسمت "اول و دوازده" این سریال، اصلی‎ترین و اثرگذارترین بخش فیلم را به تبلیغ کتاب کیمیاگر اختصاص داده است و در فرازهای متنوعی از فیلم، آموزه‎های کتاب کوئیلیو با کتاب مثنوی مقایسه و یکسان شمرده می‎شود. متاسفانه بارها عین عبارت کوئیلیو که تحقق بخشیدن به افسانه شخصی را تنها ماموریت الهی انسان معرفی می‎کند، در فیلم نشان داده می‎شود و چند ثانیه دوربین بر آن زوم می‎کند.<br />
 <br />
قسمت دوازدهم فیلم، آبروی روحانیت، دین و حوزه را خرج تبلیغ کیمیاگر می‎کند؛ مشاور مدرسه و طلبه جوان فیلم، اذعان می‎کند؛ با این کتاب زندگی کرده است، سرِ درس فقه، کیمیاگر می‎خوانده و بعد از اهدای این کتاب به استادش، او نیز مرید آن شده است.<br />
 <br />
اگر از همراهی پائولو کوئیلیو با نظام سلطه و همدلی‎اش با رژیم صهیونیستی بگذریم ـ تا جایی که در اجلاس داووس، شیمون پرز اسرائیلی با شنیدن سخنرانی کوئیلیو در باب معنویت، ذوق زده می‎شود و می‎گوید: «معنویت شما برای صلح دلخواه اسرائیل در خاورمیانه بسیار راهگشاست» ـ دست اندر کاران مجموعه پنجره بدانند؛ افکار کوئیلیو نه فقط متحول کننده نیست، بلکه آسیب‎زا و انحرافی است. اندیشه‎های وی هر چند با شعار معنویت عرضه شده‎ است؛ اما جز تبیلغ جادو و ترویج عرفان یهود (کابالا) و جز به حاشیه راندن خدا در زندگی انسان و دهن‏کجی به دین و شریعت چیز دیگری نیست. کوئیلیو کسی است که یک کتاب مستقل در باب سکس دارد (کتاب یازده دقیقه) و این عمل را سرآغازی بر عرفان و معنویت معرفی کرده است؛ شخص اول داستان، دختری روسپی است که بدون دست برداشتن از خود فروشی، به مقامی می‎رسد که دیگران نور معنویت را در چهره‎اش می‎بینند. اصلا وی نویسندگی را با مجموعه داستان كمدى سكسى به نام كرينگ‎ها (Kring-ha) آغاز كرده است. وی مدعی است؛ خلق اين آثار، شيوه‎اى براى رسيدن انسان‎ها به آزادى است.<br />
 <br />
رویکرد دیگر رسانه ملی، بیان معضلات اجتماعی در قالب سریال‌های تلویزیونی و آموزش سبک زندگی دینی است که البته در نوع خود یک گام مثبت تلقی می‌شود، اما متاسفانه بی‌تدبیری در مدیریت محتوا و عدم نظارت کافی بر محتوای آن‎ها، حسن نیت سازندگان این سریال‌ها را در نظر مخاطبان با تردیدی جدی مواجه ساخته است؛ در نمادپردازی، نشانه‌شناسی و خط تعلیق داستانی این نوع فیلم‎ها، شاهد تضعیف و تخریب نشانه‌ها و نمادهای دینی هستیم. سریال‌هایی که افراد متدین و مذهبی را به‌عنوان افرادی خشک مغز، متعصب، ظاهربین و ... به تصویر می‌کشند، نتیجه‌ای جز تمسخر دین و سبک زندگی دینی به‌دنبال نخواهند داشت. نمونه بارز آن در جدیدترین سریال شبکه یک سیما تحت عنوان «تا ثریا» به آنتن رفت و نگرانی‌های عمیقی را در میان دلسوزان به دین و انقلاب به‏ وجود آورد.<br />
 <br />
سوژه‎ای که در فیلم به عنوان مساله محوری انتخاب شده بود بسیار مهم و کلیدی است، اما نکته‎ای که غافل مانده تخریب چادر و تبدیل شدن آن به آلت قتاله در فیلم، تخریب وجهه ازدواج مجدد، عادی سازی روابط دختر و پسر و حتی توجیه آن در سنین دبیرستان از سوی فیلم و مسائل دیگری که باعث تخریب شیوه زندگی دینی می‎شود. این همه مسائلی است که در انبوهی از فیلم‎ها و سریال‎های داخلی به آن پرداخته می‎شود.<br />
 <br />
به تصویر کشیدن شخصیت‌های مذهبی در قالب افرادی با تحصیلات، طبقه اجتماعی، شغلی و فرهنگ سطح پایین، که در این قبیل داستان‌ها نسبت داده می‌شود، تا چه میزان با واقعیت زندگی مردم هم‌خوان است؟ براستی آیا این سریال در راستای دغدغه‎های مقام معظم رهبری است که فرمودند: «ما اصرار داریم و مقیدیم که در رادیو و تلویزیون، حجاب چادر ترویج شود.» (۲۳/۱۲/۷۳) آیا پوشش چادر در سطح اعلای آن توسط شخصیت متزلزل، دروغگو، ریاکار و خطاکاری چون «ثریا» به ترویج حجاب در تلویزیون کمک می‌کند؟ راستی چرا «ثریا» با آن کلوزآپ‌های بی‌مورد و غیرقابل توجیه به یک چهره ترسناک و غیرقابل تحمل تبدیل شده است؟ چرا بقیه شخصیت‌های داستان مثل او پیچیده و ترسناک نیستند؟<br />
 <br />
تخریب «چادر» به‌عنوان بارزترین نماد دینی، پرداختن به سوژه کجروی شخصیت‌های مذهبی - که این قبیل سوژه‎ها در رابطه با اشخاص غیر مذهبی در رسانه ملی بسیار نادر است - تنها با انگیزه جذب مخاطب از سوی سازندگان این قبیل سریال‌ها دنبال می‌شود، به چه بها و قیمتی باید در رسانه ملی آن‎هم به مراتب و کرات صورت گیرد؟<br />
 <br />
تخریب سبک زندگی دینی و معرفی آن با رنج و اندوه، جایگزینی مفاهیم غیر دینی و در برخی موارد ضد دینی به جای مفاهیم معنوی اسلام، تبدیل سرکردگان عرفان‎های کاذب به عنوان الگوهای نسل جوان و آموزش سبک زندگی آمریکایی مواردی است که در این روند مشاهده می‎شود و در نوع خود و با این گستردگی بسیار قابل تامل!<br />
 <br />
نیک می‎دانیم رسانه‌های جمعی به ویژه تلویزیون، به همان میزان که می‌تواند در جهت تقویت باورها و ارزش‌های اسلامی گام بردارد، در صورت بی‌دقتی و عدم نظارت کافی در تولیدات آن نقش بسیار مخربی خواهد داشت. انتظار می‌رود متولیان امر، به‌ویژه رییس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، با اتخاذ تدابیر مناسب و پیشگرانه، جلوی این‎گونه آسیب‎های جدی و دامنه‎دار را بگیرند. آیا وقت آن نرسیده است که نظارت محتوایی جدی‌تر شده و نقش روحانیت و جایگاه دین در نظارت بر محتوای آثار تولیدی هرشبکه بیشتر، جدی‌تر و عمیق‌تر گردد؟ آنچه امروز بیش از همیشه جای خالی آن در محصولات رسانه داخلی رخ می‌نماید، نبود ناظران و مشاوران مذهبی است که در کنار دین شناس بودن، کارشناس رسانه نیز باشند و نقش جدی‌تری را در نظارت بر محتوا ایفا کنند. این گام به یقین در سلامت بخشی و غنای محتوایی آثار تولیدی رسانه ملی تاثیر شگرفی خواهد داشت.<br />
 <br />
لازم به تاکید است که این نوشتار کاملا از سر خیر‎خواهی و دلسوزی به نگارش درآمده و امید است، برادر گرامیمان جناب مهندس ضرغامی این نصیحت برادرانه را حمل بر نادیده گرفتن زحمات شبانه روزی و کارهای ارزشمند و فاخر رسانه ملی نکنند.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ظهارنظر صريح مسعود فراستي در برنامه هفت؛ توهم ممنوع؛ جايزه‌ها كاملاً سياسي است نه هنري/ تصوير چرك «جدايي نادر از سيمين» از ايران در راستاي ت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/weblinks/post_287.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2149</id>

    <published>1390-11-08T16:38:48Z</published>
    <updated>1390-11-08T16:40:00Z</updated>

    <summary> اختصاص جایزه سینمایی گلدن کلوب به فیلم ایرانی جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی و سپس نامزدی این فیلم در دو قسمت از بخش سینمای خارجی اسکار برای دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلمنامه، هفته گذشته باز هم این فیلم را خبرساز کرد تا جریان روشنفکری با تمام قوا این جوایز را نتیجه ساخت و پرداخت...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خواندني‌هاي وب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> اختصاص جایزه سینمایی گلدن کلوب به فیلم ایرانی جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی و سپس نامزدی این فیلم در دو قسمت از بخش سینمای خارجی اسکار برای دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلمنامه، هفته گذشته باز هم این فیلم را خبرساز کرد تا جریان روشنفکری با تمام قوا این جوایز را نتیجه ساخت و پرداخت هنری جدایی نادر از سیمین بدانند.</p>

<p>به گزارش رجانيوز، اما مسعود فراستی منتقد نام آشنای سینمای ایران که با وجود هجمه سنگین جریان روشنفکری، شجاعانه نظرات خود را درباره ساخته اصغر فرهادی در طول يك سال گذشته مطرح کرده است، شب گذشته نیز در برنامه هفت با اشاره به سرازیر شدن جوایز بین المللی به سمت این فیلم و احتمال زیاد اختصاص اسکار به آن، این اتفاق را نه بخاطر برجستگی هنری جدایی نادر از سیمین بلکه به خاطر رویکرد سیاسی این جشنواره‌ها دانست.</p>

<p>وي با يادآوري رویکرد سیاسی بخش خارجی اسکار در اختصاص جایزه به فیلم‌های خارجی، تصویر چرکی را که این فیلم از فضای ایران ارائه می‌دهد، هم جهت با سیاستی دانست که به تحریم ایران در عرصه سیاسی می‌اندیشد و علت توجه به ساخته فرهادی را نه جنبه هنری که این هم داستانی سیاسی دانست.</p>

<p>فراستی همچنین با اشاره به تلاش غرب برای اپوزیسیون جلوه دادن جدایی نادر از سیمین، این تلاش را هم غلط و بیهوده دانست و عنوان کرد نمی‌توان به این فیلم اپوزیسون بودن را اطلاق کرد.</p>

<p>در ادامه متن کامل سخنان مسعود فراستی درباره توجه جدی محافل سینمایی غرب به ساخته اصغر فرهادی و فیلم این اظهارات را در برنامه هفت مشاهده می‌کنید:</p>

<p> </p>

<p> </p>

<p>براي دانلود فيلم اينجا كليك كنيد</p>

<p>«در هفته اخیر مرتب با من تماس گرفتند که درباره گلدن گلوب و فیلم جدایی که جایزه گرفت و اخیرا هم کاندیدای دریافت اسکار خارجی شد.</p>

<p>به نظر من ‌جشنواره‌های سینمایی- هنری فرنگ اصولاً سینمایی هنری نیستند. مخصوصاً اسکار؛ تفاوت اسکار با جشنواره‌های کن و ونیز در این است که رو به صنعت دارد. اساساً در بخش داخلی رویکرد صنعتی دارد ولی در بخش خارجی باید کشف کند و اینجا است که اساساً سیاسی است.</p>

<p>یادتان می‌آید بچه های آسمان را فیلم آقای بنینی هر دو کاندیدا بودند. ولی بنینی گرفت چون آخرین نمای آن یک ناو آمریکایی است که می‌آید و ناجی می شود. یعنی روشن است که سیاسی است.</p>

<p>الآن "نادر از سیمین" یا "جدایی" این توهم را نداشته باشد که آن‌ها دارند به ما جایزه  هنری می‌دهند. این‌طور نیست. جایزه علمی جهانی ارزش دارد. رقابت ورزشی با ارزش است. جوایز سینمایی و هنری جهانی، بخصوص در یکی دو دهه اخیر جای شک دارد؛ به هیچ‌وجه این طور نیست که سیاست در آن نیست.</p>

<p>به نظر من خط دهنده جشنواره‌ها، سیاسی است. چند روز پیش در سایتی که من هم انگلیسی و هم فارسی اش را خواندم می گوید که کاندیدای فیلمنامه را هم به "جدایی" می‌دهیم، برای اینکه در ایران مجوز نداشته است. روشن است که این دروغ است. روشن است که فیلم با مجوز ساخته شده است، اول جایزه جشنواره فجر را گرفته است و بعد رفته  جوایز دیگری دریافت کرده است. اینکه ادعا مي‌كنند ما فیلمی را که مجوز نداشته است، کاندیدا می کنیم روشن است که سیاسی است.</p>

<p>دوم اینکه خود این‌ها دارند با دو بال حرکت می کنند. یکي اینکه این‌ها دارند قیافه اپوزیسیونی می‌گیرند و فیلم را اپوزیسیونی کنند و وانمود می کنند، در حالي که فیلم اپوزیسیون نیست.</p>

<p>به نظر من این توهم که آنها دارند سیگنال مثبت می دهند، از یک طرف ما را تحریم می کنند و این‌گونه فشار، از طرفی دارند به فیلم ما جایزه می دهند و به ما سیگنال مثبت می دهد، من فکر می کنم این توهم است؛ فیلم در راستای تفکر تحریم است. تصویری که آنها می خواهند به ما بدهند. به نظر من مستقل از اینکه من این فیلم را خوب نمی دانم و فیلم به نظر من خوبی نیست. ولی اگزوتیسم مدرن آن و تصوير چرکی که از ما می‌دهد، در راستای تفکر آنها و در جهت تحریم ماست.</p>

<p>این را عرض کنم که دوستان این‎قدر کله پا نشوند از گلدون گلوب و اسکار. این نگاه را هم بشنوند.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>اعلام آمادگی انجمن قلم ایران برای ایجاد زمینه ورود دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن در کتب درسی، </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/news/post_285.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2148</id>

    <published>1390-11-08T16:00:59Z</published>
    <updated>1390-11-08T16:12:10Z</updated>

    <summary> در پی ترور ناجوانمردانه دانشمند جوان هسته ای، شهید احمدی روشن، هیئت مدیره انجمن قلم ایران، با ارسال نامه ای به وزیر آموزش و پرورش، آمادگی این تشکل ادبی را برای طرح هنرمندانه دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن در کتابهای درسی اعلام کرد. متن این نامه به قرار ذیل است: &quot;جناب آقای حاجی بابایی وزیر محترم...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="انجمن قلم ايران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
        <category term="خبرها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p> در پی ترور ناجوانمردانه دانشمند جوان هسته ای، شهید احمدی روشن، هیئت مدیره انجمن قلم ایران، با ارسال نامه ای به وزیر آموزش و پرورش، آمادگی این تشکل ادبی را برای طرح  هنرمندانه دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن در کتابهای درسی اعلام کرد. <br />
متن این نامه به قرار ذیل است:<br />
"جناب آقای حاجی بابایی</p>

<p>وزیر محترم آموزش و پرورش</p>

<p>با سلام؛</p>

<p>به استحضار می رساند : در ایامی که دشمنان میهن اسلامی تصور می کنند با ترور چند دانشمند می توانند مردم ایران را از جهاد علمی خویش بازدارند ، عمومی کردن دانش هسته ای و موضوع ضرورت دستیابی کشور به این دانش مهم ، ضروری می نماید . انجمن قلم ایران با نزدیک به دویست و پنجاه نویسنده و شاعر عضو خود ، آمادگی کامل دارد تا در طرح هنرمندانة موضوع و تبدیل مسائل مشکل علمی مرتبط با آن به زبان قابل فهم مخاطبان ، زمینة ورود «دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن» ، برای درج آن در کتب درسی ، با آن وزارتخانة محترم ، همکاری کند.</p>

<p>با احترام <br />
محمدرضا سرشار<br />
رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>در همايش جشنواره‌ي ايران 1404 عنوان شد: پيشنهادهاي محمدرضا سرشار براي ادبيات داستاني</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/notes/_1404.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2147</id>

    <published>1390-11-08T15:55:41Z</published>
    <updated>1390-11-08T17:34:35Z</updated>

    <summary> نخستين همايش علمي جشنواره هنري ايران 1404 امروز (شنبه، هشتم بهمن‌ماه) در تالار مهر حوزه هنري برگزار شد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين همايش كه با حضور مسؤولان حوزه هنري همراه بود، به تبيين اهداف افق ايران 1404 و ارائه راهكارهايي براي آينده مطلوب پرداخته شد. محمدرضا سرشار كه به عنوان سخنران در اين جلسه حضور...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="يادداشت‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
        <category term="گفتگوها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p> نخستين همايش علمي جشنواره هنري ايران 1404 امروز (شنبه، هشتم بهمن‌ماه) در تالار مهر حوزه هنري برگزار شد.</p>

<p>به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين همايش كه با حضور مسؤولان حوزه هنري همراه بود، به تبيين اهداف افق ايران 1404 و ارائه راهكارهايي براي آينده مطلوب پرداخته شد.</p>

<p>محمدرضا سرشار كه به عنوان سخنران در اين جلسه حضور داشت، با بيان اين‌كه آدمي بايد براي آينده خود هدف و برنامه‌ريزي داشته باشد، افزود: تا كنون عموم برنامه‌هاي ما بر زمان حال و گاه بر گذشته تمركز داشته است و اين باعث خوشحالي است كه براي نخستين‌بار برنامه‌اي مبتني بر آينده‌نگري و آينده‌پژوهي برگزار مي‌شود.</p>

<p>اين نويسنده گفت: براي سخن گفتن درباره آينده بايد تلاش كنيم شناخت مناسبي از گذشته و وضعيت موجود داشته باشيم و كمبودهاي‌مان را بشناسيم؛ در اين صورت است كه حرف زدن از آينده و برنامه‌ريزي كردن براي آن مي‌تواند راهگشا باشد.</p>

<p>او با بيان اين‌كه براي رسيدن به آينده مطلوب در حوزه ادبيات داستاني نياز داريم در چهار محور تلاش كنيم، گفت: نخستين محوري كه اهميت اساسي و اوليه دارد، بحث آموزش ادبيات داستاني است؛ چرا كه اگر بهره‌اي از ادبيات داستاني‌مان برده‌ايم، به خاطر آموزش داستان‌نويسي بوده است و اگر در اين حوزه لطمه‌اي خورده ايم، از نبود آموزش كافي در اين عرصه بوده است.</p>

<p>سرشار اقدام براي آموزش در عرصه داستان‌نويسي را بي‌هزينه دانست و گفت: آموزش ادبيات داستاني مانند آموزش در حوزه سينما يا تئاتر نيست كه هزينه‌بردار باشد و اگر دولت از آن حمايت نكند، از ميان برود. آموزش داستان‌نويسي حتا كم‌هزينه هم نيست؛ بلكه بي‌هزينه است و مي‌تواند در گوشه يك پارك يا در خانه هم انجام گيرد.</p>

<p>اين نويسنده با بيان اين‌كه آموزش داستان‌نويسي را بايد به طور منظم و مستمر در دو شكل «رسمي» و «آزاد» پيگيري كرد، افزود: تا جايي كه من اطلاع دارم، به طور رسمي تنها يك دانشگاه در كشور داراي رشته ادبيات داستاني است و چند دانشگاه و مركز علمي ديگر هم در پي تأسيس اين رشته هستند. به هر جهت اين كار تازه شروع شده و در آغاز آن هستيم.</p>

<p>او در ادامه بحث از آموزش رسمي ادبيات داستاني در افق 1404 گفت: ما مي‌توانيم زيرشاخه‌هاي رشته ادبيات داستاني از جمله ادبيات داستاني ديني يا ارزشي، ادبيات داستاني دفاع مقدس، ادبيات داستاني انقلاب اسلامي، ادبيات داستاني كودك و نوجوان و ادبیات داستانی دفاع مقدس و ديگر شاخه‌هاي ادبيات داستانی معاصر را در دانشگاه راه‌اندازي كنيم و اين قابليت در كشور وجود دارد كه اين رشته‌ها تا مقطع دكترا ادامه يابد.</p>

<p>اين منتقد راهكار ارائه دروس اختياري ادبيات داستاني يا داستان‌نويسي در رشته‌هاي ديگر علوم انسانی دانشگاهي را پيشنهاد و بيان كرد: با ارائه واحدهاي درسي اختياري ادبيات داستاني در ديگر رشته‌هاي علوم انسانی دانشگاهي، زمينه آشنايي همگاني با اين رشته فراهم خواهد شد.</p>

<p>راه‌اندازي كرسي‌هاي دانشگاهي در دانشگاه‌هاي خارج از كشور در رشته‌هاي ادبيات داستاني معاصر كشورمان  از ديگر راهكارهاي محمدرضا سرشار بود.</p>

<p>اين مدرس ادبيات داستاني گفت: دانشگاه‌هايي در كشورهاي مختلف هستند كه ادبيات فارسي در آن‌ها تدريس مي‌شود؛ اما تمركز آن‌ها بيش‌تر بر ادبيات كهن و به طور ويژه شعر است و استادان اين دانشگاه‌ها آشنايي كافي با ادبيات داستاني معاصر ما ندارند؛ براي شناساندن و اشاعه ادبيات داستاني‌مان به دنيا بايد در رفع اين كمبود بكوشيم.</p>

<p>او با پيشنهاد اعزام استادان متعهد ادبيات كشور به دانشگاه‌هاي خارجي براي تدريس ادبيات داستاني، گفت: تا كي بايد نویسندگان و پژوهشگرانی كه اعتقادي به ارزش‌هاي ديني و اعتقادي ما ندارند، ادبيات ما را تدريس كنند و اين از وظايف رايزن‌هاي فرهنگي است كه اين مشكلات را مرتفع كنند.</p>

<p>محمدرضا سرشار همچنين در ارتباط با بحث آموزش آزاد ادبيات داستاني گفت: اگر كسي باشد كه به اندازه كافي داستان خوانده باشد، مي‌توان در عرض چهار ماه و نیم از او يك داستان‌نويس تربیت کرد..</p>

<p>او با تأكيد بر اهميت آموزش رودررو و چهره به چهره گفت: بايد از روشهای حوزوی و آموزش چهره به چهره برای تربیت داستان نویسان بهره گرفت.<br />
اين نويسنده با بيان اين‌كه بدبختي ما اين است كه بعضي از آموزه‌هاي ديني‌مان را رها كرده‌ايم، افزود: اگر به شكل تعبدي و حتا گوش و چشم بسته به آموزه‌هاي ديني‌مان گردن مي‌نهاديم، وضع‌مان بهتر از اين بود؛ ما كار براي ثواب را از ياد برده‌ايم و آن را غيرحرفه‌يي و غيرروشنفكرانه مي‌دانيم و فقط در جايي كه نفع اقتصادي وجود داشته باشد، حاضريم دانسته‌هاي‌مان را در اختيار ديگران بگذاريم.</p>

<p>سرشار ادامه داد: اگر اين اصل ديني را كه زكات علم، نشر آن است، همه با هم انجام دهيم و هر كسي به فكر تربيت ديگران باشد و آن‌چه را كه مي‌داند، به ديگران منتقل كند، در افق 1404 عده زيادي نويسنده و اديب خواهيم داشت.</p>

<p>احياي اردوهاي داستان و شعر دانش آموزی و تعمیم آن به دانشجویان و طلاب، ايجاد انگيزه و حس رقابت در دانش‌آموزان، دانشجويان و طلاب علوم ديني براي پرداختن به داستان از طریق برگزاری مسابقات منظم سالانه سراسری، ايجاد دوره‌هاي آموزشي آشنايي كتابداران با ادبيات داستاني، برگزاري دوره‌هاي آموزشي براي كتاب‌فروشان و برپايي دوره‌هاي تخصصي و حرفه‌يي براي بازاريابان كتاب از ديگر راهكارها و پيشنهادهاي محمدرضا سرشار براي تحقق فضاي مطلوب آينده در ادبيات داستاني كشور بود.</p>

<p>اين نويسنده در ترسيم افق آينده جامعه ادبي كشور در 14 سال آينده گفت: اگر تلاش كنيم تا سال 1404 در هر سال 10 ويراستار حرفه‌يي در زمينه ادبيات داستاني تربيت كنيم، يعني در مجموع 140 ويراستار، بخش زيادي از مشكلات در اين زمينه را حل كرده‌ايم؛ چرا كه اعتقاد دارم امروز در كشور حتا پنج ويراستار حرفه‌يي در حوزه ادبيات داستاني نداريم.</p>

<p>او ادامه داد: بياييم تا 14 سال آينده همچنين 140 نمونه‌خوان متخصص تربيت كنيم ـ كه در حال حاضر 10 نمونه‌خوان حرفه‌يي داستان هم نداريم. ـ، توانسته‌ايم تا حدودی به افق آرماني ادبيات داستاني نزديك شويم.</p>

<p>محمدرضا سرشار در بخش ديگري از سخنانش با بيان اين كه در زندگي‌ام آدمي عملگرا هستم، افزود: اگر در صحبت‌هايم به ارائه راهكارها مي‌پردازم به اين دليل است كه ما نياز شديدي به عملگرايي داريم؛ نه صرفا به ارائه نظريات؛ فرض‌ها و آرمان‌ها. آرمانهاي ما مشخص است و بايد تلاش كنيم آن‌ها را عملياتي كنيم.</p>

<p>اين نويسنده دومين محور بحث خود را نياز به منابع آموزشي و درسي عنوان كرد و گفت: لازمه آموزش، منابع درسي است؛ از اين‌رو بايد منابعي وجود داشته باشد كه مبتني بر آن‌ها بتوانيم آموزه‌ها و ارزش‌هاي‌مان را ارائه كنيم.</p>

<p>سرشار تأليف كتاب و منبع درسي را خارج از وظايف معلمان و استادان دانست و گفت: اين انتظار بي‌جايي است كه استادي هم منبع درسی خود را تاليف كند و هم تدريس؛ كار تاليف بايد به صاحب‌نظران و محققاني سپرده شود كه به طور بنيادي با مسائل ارزشي و اعتقادي ما آشنا هستند.</p>

<p>او با بيان اين‌كه ورود به بحث آرمان‌ها، ارزش‌ها و اعتقادات ديني ما كار آساني نيست، افزود: ارائه تعاريف دقيق و درستي از زيبايي بر مبناي ارزش‌هاي ديني و اعتقادات اسلامي، تعريف ما از داستان‌، تعريف درست از نقد اسلامي ، ادبیات کودکان و نوجوانان اسلامی و ... مسائلي است كه به كارشناسي نياز دارد و پرداختن به آن نه وظيفه داستان‌نويس است، نه استاد و مدرس.</p>

<p>اين نويسنده ادامه داد: اين متون بنيادي بايد تا 14 سال آينده تاليف شوند تا يك نويسنده متعهد بداند بايد دقيقا در چه راهي گام بردارد، تا آن زمان بايد تعريف دقيقي از ادبيات داستاني اسلامي ارائه شود، تعريفي از ادبيات كودك و نوجوان اسلامي و يا نقد ادبي اسلامي عرضه شود.</p>

<p>سرشار در زمينه پژوهش درباره ميراث ادبي گذشته و انتقال آن‌ها به آينده، گفت: بايد از نگاه يك داستان‌نويس قصه‌هاي قرآني و همچنين ادبيات كهن داستاني‌مان را مورد پژوهش قرار دهيم تا حاصل جمع آن‌ها بتواند تعريفي از ادبيات داستاني ارزشي ما ارائه كند.</p>

<p>او با بيان اين‌كه الاهيون در هر جاي جهان باشند، مشتركات زیادي دارند، افزود: نبايد خود را از ادبيات ديني كشورهاي مختلف محروم كنيم؛ مي‌توانيم از ادبيات الهي و ديني خارجي - اعم از مباحث نظری و خود داستان - هم استفاده كنيم.</p>

<p>اين نويسنده همچنين پيشنهاد كرد: تا 14 سال آينده زندگي‌نامه و فرهنگ‌نامه‌اي جامع درباره نويسندگان‌مان از آغاز تا امروز منتشر كنيم؛ دست كم یک كتاب تاريخچه ادبيات داستاني پس از انقلاب را به قلم خودمان عرضه كنيم؛ كتابهای خاطرات ادبي داستان‌نويسان‌ پیشکسوتمان را منتشر كنيم؛ چرا كه ارزش خاطرات يك نويسنده متعهد كم‌تر از ارزش خاطرات يك رزمنده نيست، نويسندگان هم رزمندگان عرصه فرهنگ هستند؛ اما كسي براي تلاش آن‌ها چندان ارزشي قائل نيست.</p>

<p>محمدرضا سرشار انتشار سالانه پنج رمان ارزشمند با محوريت دفاع مقدس، 5 رمان ارزشمند با محوریت انقلاب اسلامی، 5 رمان دینی ناب برای بزرگسالان، 10 داستان بلند كودك و نوجوان با موضوع انقلاب و 10 داستان بلند كودك و نوجوان يا موضوع دفاع مقدس و دست كم 20 داستان بلند ديني ناب كودك و نوجوان را جزو برنامه‌هايي دانست كه تا سال 1404 بايد انجام گيرد.</p>

<p>او ترويج داستان‌هاي عامه‌پسند درباره انقلاب و جنگ تحميلي را از موضوعاتقابل تامل خواند و گفت: نبايد از رمان‌هاي عامه‌پسند فرار كرد، با توجه به اين‌كه خلق اين‌گونه رمان‌ها آسان است و سليقه عده قابل توجهی از اهالی مطالعه در كشور ما داستان عامه‌پسند است، مي‌توانيم برای این گروه نیز رمان‌هاي انقلاب و دفاع مقدس و دینی عامه‌پسند خلق كنيم.</p>

<p>اين منتقد همچنين درباره نشريات گفت: تا 14 سال آينده بايد دست كم يك ماهنامه نقد داستان، يك ماهنامه براي چاپ داستان‌هاي كوتاه نويسندگان شاخص و ماهنامه‌اي مختص داستان كودك و نوجوان داشته باشيم.</p>

<p>ساختن برنامه تلويزيوني نقد داستان پیوسته و بی انقطاع، تاسيس مجله الكترونيكي و سايت‌هاي فعال و همواره به روز معرفي ادبيات داستاني از ديگر راهكارهاي محمدرضا سرشار در اين جلسه بود.</p>

<p>سرشار يكي از ضعفهای  اساسي داستان‌نويسان كشور را ناآشنايي آن‌ها با  متون كهن ادبي ما دانست و گفت: يكي از كارهاي اساسي كه در افق آينده بايد انجام گيرد، احياي همه  متون داستانی  گذشته با زبان امروزي و قابل فهم براي همگان در قالب داستان است.البته اين نبايد بازنويسي آن متون باشد.بلکه باید با حفظ کامل امانت و بی حذف و اضافه - فقط با زبان ساده تر و قابل فهم برای خوانندگان امروزی- منتشر شود..</p>

<p>او درباره محور سوم سخنانش كه آن را اقدامات جنبي خواند، گفت: اين یک واقعيت است كه در کشورهایی مانند کشور ما، نويسندگی بازده اقتصادی قابل توجهی ندارد. اما معتقدم اگر همین نویسندگان، لااقل به لحاظ معنوي ارضا شوند، بسیاری از آنها مي‌توانند کمبودهاي مادي را تاب بياورند.</p>

<p>او افزود: براي رسيدن به افق مطلوب براي آينده ادبيات داستانی بايد تلاش كنيم، نويسنده شأن اجتماعي شايسته‌اي كسب كنند و لااقل ارج و قرب عمومی كافي داشته باشند. </p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title> با کشف اسناد جدید مشخص شد نویسندگانی که دست رد به سینه ملکه انگلیس زدند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/weblinks/post_284.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2146</id>

    <published>1390-11-07T19:18:29Z</published>
    <updated>1390-11-07T19:19:12Z</updated>

    <summary> نسخه چاپيارسال به دوستان خبرگزاری فارس: به تازگی فهرستی از سوی دفتر کابینه انگلیس منتشر شده که نشان می‌دهد نویسندگان و شخصیت‌های ادبی و فرهنگی طی نیم‌قرن گذشته از پذیرش نشان و القاب سلطنتی پرهیز داشته‌اند. خبرگزاری فارس: نویسندگانی که دست رد به سینه ملکه انگلیس زدند به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از گاردین، با کشف اسنادی جدید...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خواندني‌هاي وب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> نسخه چاپيارسال به دوستان<br />
خبرگزاری فارس: به تازگی فهرستی از سوی دفتر کابینه انگلیس منتشر شده که نشان می‌دهد نویسندگان و شخصیت‌های ادبی و فرهنگی طی نیم‌قرن گذشته از پذیرش نشان و القاب سلطنتی پرهیز داشته‌اند.<br />
خبرگزاری فارس: نویسندگانی که دست رد به سینه ملکه انگلیس زدند</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از گاردین، با کشف اسنادی جدید درباره نویسندگان و شخصیت‌های ادبی و فرهنگی که از دریافت نشان سلطنتی ملکه انگلیس سرباز زدند نام دو نویسنده دیگر همچون «رولد دال » و  «سی اس لوئیس» به این فهرست افزوده شد.<br />
در اسناد جدید کشف شده علاوه بر «دال» و «لوئیس» نام «الدوس هاکسلی» نویسنده جنجالی انگلیس نیز به چشم می‌خورد که او نیز کسب لقب «سر» و دریافت نشان سلطنتی انگلیس را رد کرده است.</p>

<p>این فهرست که به تازگی از سوی دفتر کابینه انگلیس منتشر شده است نام نویسندگان و شخصیت‌های ادبی و فرهنگی را که در فاصله سالهای 1951 تا 1999 از پذیرش نشان و القاب سلطنتی پرهیز داشته‌اند را به ترتیب سال در اختیار عموم مردم قرار داده است.</p>

<p>در این فهرست نام نویسندگان و شخصیت‌های مختلفی همچون «النور فارجون»، «رابرت گریوز»، «فیلیپ لارکین» از جمله نویسندگان صاحب نام در حوزه کودک و نوجوان و همینطور آثار بزرگسال دیده می‌شود که به طور آزادنه از پذیرش هدیه ملکه سرباز زده‌اند.<br />
پیش از این با توجه به سیاست‌هایی که در انگلیس وجود داشت نام نویسندگان و شخصیت‌های ادبی که از دریافت مدال ملکه انگلیس سرباز می‌زدند به صورت علنی با مردم در میان گذاشته نمی‌شد. تا سرانجام طلسم این کار در سال 2003 شکست.<br />
در این سال  «بنجامین زوفانیا» شاعر انگلیسی درست در روزهایی که خبر اهدا مدال ملکه انگلیس به وی در رسانه‌ها مطرح شده بود طی یادداشتی که به روزنامه گاردین ارائه کرد به مخاطبانش گفت: «مدال سلطنتی برای من. از شنیدنش عصبانی و نگران می‌شوم. وقتی درباره سنگدلی‌ها و قساوت پیشینیان و نیاکانم در این زمینه فکر می‌کنم.. وقتی به لقبی چون «سزار» و یا «شوالیه» فکر می‌کنم یاد سلطنت‌خواهانی می‌افتم که چگونه در دوران‌های گذشته به آزار و اذیت مردم پرداخته‌اند.</p>

<p>علاوه بر این نویسنده‌ای همچون «جی بلارد» نیز در یادداشتی که در این زمینه نوشته بود چگونه می‌توانم چنین افتخاری را به نام خود ثبت کنم در حالی که نویسنده‌ای همچون «دیوید هیئر» که سالها درباره حقوق مردم و شهروندان انگلیسی نوشته بود امکان دریافت چنین لقب و عنوانی را تا به حال به دست نیاورده است.</p>

<p>علاوه بر این در فهرست اعلام شده توسط کابینه انگلیس نام شخصیت‌های ادبی و هنری دیگری همچون «لوییس فروید» مجسمه‌ساز، «آلفرد هیچکاک» کارگردان، «فرانسیس بیکن»، «ال اس لوری» نیز دیده می‌شود که از پذیرش نشان شوالیه انگلیس در سالهای 1951 تا 1999 پرهیز کرده‌اند.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>گلشيفته فراهاني در خيابانهاي پاريس چه مي کرد؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/weblinks/post_281.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2145</id>

    <published>1390-11-06T12:14:50Z</published>
    <updated>1390-11-06T12:15:25Z</updated>

    <summary> گلشيفته كه پس از رفتن از ايران با بيكاري مواجه شده بود وضع مالي خوبي نداشت و گاهي براي امرار معاش خود مجبور بود در ساعت هاي خلوت با نقاب به خيابان هاي پاريس رفته و ساز بنوازد تا بتواند هزينه زندگي خود را تامين كند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، در پي برهنگي گلشيفته فراهاني در مقابل دوربين و...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="خواندني‌هاي وب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p><br /> گلشيفته كه پس از رفتن از ايران با بيكاري مواجه شده بود وضع مالي خوبي نداشت و گاهي براي امرار معاش خود مجبور بود در ساعت هاي خلوت با نقاب به خيابان هاي پاريس رفته و ساز بنوازد تا بتواند هزينه زندگي خود را تامين كند.</p>

<p>به گزارش باشگاه خبرنگاران، در پي برهنگي گلشيفته فراهاني در مقابل دوربين و واکنش منفي افکار عمومي و حتي خانواده اش در برابر اين اقدام وي ،دوستان گلشيفته فراهاني نيز به افشاگري در مورد يکي از علتهاي اين عمل زشت وي دست زدند.</p>

<p>دوستان (البته هم اکنون سابق) او مي گويند كه گلشيفته 2 سال پيش از شوهرش جدا شده و در اين مدت تقريبا هيچ پيشنهاد مهمي براي بازيگري نداشته است.</p>

<p>گلشيفته كه در اين مدت با بيكاري مواجه شده بود وضع مالي خوبي نداشت و گاهي براي امرار معاش خود مجبور بود در ساعت هاي خلوت، به خيابان هاي پاريس رفته و ساز بنوازد تا بتواند هزينه زندگي خود را تامين كند.</p>

<p>وي براي اينكه در اين حالت شناخته نشوند نقاب به صورت خود مي زد.</p>

<p>دوستان وي گفته اند پس از آنكه گلشيفته با اين شرايط روبرو شد و مي رفت که کاملا به فراموشي کامل سپرده شود دست به اقدام اخير زد و تلاش كرد تا با عريان شدن در برابر دوربين دوباره جلب توجه کند و حداقل مورد توجه جامعه غرب قرار گرفته و به ذهن ها برگردد.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>فیلم سینمایی &quot;معبد جان&quot; برای اعضای انجمن قلم ایران و خانواده هایشان به نمایش درآمد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/ghalam/post_278.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2144</id>

    <published>1390-11-06T11:59:21Z</published>
    <updated>1390-11-06T12:04:12Z</updated>

    <summary>چهارشنبه پنجم بهمن ماه جاری، فیلم سینمایی &quot;معبد جان&quot;، ساخته محمد درمنش، به طور اختصاصی، برای اعضای انجمن قلم ایران و خانواده هایشان به نمایش درآمد. این فیلم که هفته گذشته برای اولین بار به روی صحنه آمد،با این نمایش اختصاصی، نخستین اکران خود را - با حضور کارگردان و تهیه کننده فیلم - در تالار شهر قصه سینما آزادی...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="انجمن قلم ايران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p>چهارشنبه پنجم بهمن ماه جاری، فیلم سینمایی "معبد جان"، ساخته محمد درمنش، به طور اختصاصی، برای اعضای انجمن قلم ایران و خانواده هایشان به نمایش درآمد.<br />
این فیلم که هفته گذشته برای اولین بار به روی صحنه آمد،با این نمایش اختصاصی، نخستین اکران خود را - با حضور کارگردان و تهیه کننده فیلم - در تالار شهر قصه سینما آزادی نیز آغاز کرد. <br />
"معبد جان" در یک روستای جنوبی کشور می گذرد؛ و ماجرای دو نوع تفکر مذهبی را که رو در روی یکدیگر قرار می گیرند و در مواردی حتی با یکدیگر درگیر می شوند، به نمایش می گذارد. <br />
پس از فیلمهای "گلچهره"، "بدرود بغداد" و "گلوگاه شیطان"(همراه با تقدیر از برخی از هنرپیشگان و عوامل تهیه و ساخت این فیلم)، این چهارمین فیلم سینمایی است که با همکاری معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای اعضای انجمن قلم ایران و خانواده هایشان، به صورت اختصاصی نمایش درمی آید.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>در پی ترور احمدی روشن صورت گرفت: اعلام آمادگی انجمن قلم ایران برای عمومی کردن دانش هسته ای</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/news/post_276.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2143</id>

    <published>1390-11-06T11:37:50Z</published>
    <updated>1390-11-06T11:41:20Z</updated>

    <summary> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:&quot;&quot;; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} جناب آقای دکتر محمد حسینیوزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامیبا سلام؛ این روزها دشمنان...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="انجمن قلم ايران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
        <category term="خبرها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<!--[if gte mso 9]><xml>
 <w:WordDocument>
  <w:View>Normal</w:View>
  <w:Zoom>0</w:Zoom>
  <w:TrackMoves/>
  <w:TrackFormatting/>
  <w:PunctuationKerning/>
  <w:ValidateAgainstSchemas/>
  <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid>
  <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent>
  <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText>
  <w:DoNotPromoteQF/>
  <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther>
  <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian>
  <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript>
  <w:Compatibility>
   <w:BreakWrappedTables/>
   <w:SnapToGridInCell/>
   <w:WrapTextWithPunct/>
   <w:UseAsianBreakRules/>
   <w:DontGrowAutofit/>
   <w:SplitPgBreakAndParaMark/>
   <w:DontVertAlignCellWithSp/>
   <w:DontBreakConstrainedForcedTables/>
   <w:DontVertAlignInTxbx/>
   <w:Word11KerningPairs/>
   <w:CachedColBalance/>
  </w:Compatibility>
  <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel>
  <m:mathPr>
   <m:mathFont m:val="Cambria Math"/>
   <m:brkBin m:val="before"/>
   <m:brkBinSub m:val="&#45;-"/>
   <m:smallFrac m:val="off"/>
   <m:dispDef/>
   <m:lMargin m:val="0"/>
   <m:rMargin m:val="0"/>
   <m:defJc m:val="centerGroup"/>
   <m:wrapIndent m:val="1440"/>
   <m:intLim m:val="subSup"/>
   <m:naryLim m:val="undOvr"/>
  </m:mathPr></w:WordDocument>
</xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml>
 <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true"
  DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99"
  LatentStyleCount="267">
  <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="1" Name="Default Paragraph Font"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid"/>
  <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light List"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false"
   UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography"/>
  <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading"/>
 </w:LatentStyles>
</xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]>
<style>
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:"Table Normal";
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:"";
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
	mso-para-margin-top:0in;
	mso-para-margin-right:0in;
	mso-para-margin-bottom:10.0pt;
	mso-para-margin-left:0in;
	text-align:right;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:11.0pt;
	font-family:"Calibri","sans-serif";
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
</style>
<![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml>
 <o:shapedefaults v:ext="edit" spidmax="1026"/>
</xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml>
 <o:shapelayout v:ext="edit">
  <o:idmap v:ext="edit" data="1"/>
 </o:shapelayout></xml><![endif]-->

<p class="MsoNormal">جناب آقای دکتر محمد حسینی</p><p class="MsoNormal"><span dir="RTL" lang="AR-SA">وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی</span></p><p class="MsoNormal"><span dir="RTL" lang="AR-SA">با سلام؛</span></p>

<p class="MsoNormal"><span dir="RTL" lang="AR-SA">این روزها دشمنان میهن اسلامی با
ترور دانشمندان ایرانی در صدد لطمه زدن به جهاد علمی ملت غیور مسلمان ایران
هستند.ضرورت تردیدد ناپذیر اولویت پرداختن به دانش هسته ای ، انجمن قلم ایران را
برآن داشت تا آمادگی کامل خود را برای به خدمت گرفتن توان نویسندگان و شعرا برای
عمومی کردن دانش هسته ای و طرح لزوم دستیابی به این دانش اعلام کند.چنانچه آن
وزارتخانه محترم آماده حمایت از طرحهای مربوطه باشد ، جزئیات بیشتری در اختیار
جناب عالی و همکاران محترمتان قرار خواهد گرفت</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</p><p class="MsoNormal">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با احترام</p><p class="MsoNormal">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; محمدرضا سرشار</p><p class="MsoNormal">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران<br /></p>

 ]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نقد داستان &quot;به کی سلام کنم&quot; نوشته سیمین دانشور</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.sarshar.org/archives/critics/post_194.html" />
    <id>tag:www.sarshar.org,2012://1.2142</id>

    <published>1390-11-04T09:24:05Z</published>
    <updated>1390-11-04T09:26:09Z</updated>

    <summary>داستان « به کی سلام کنم» داستان کوتاهی از « سیمین دانشور » است-از مجموعه داستانی به همین نام- که یکی از جلسات نقد حوزه هنری، با مدیریت « محمدرضا سرشار » را به نقد خود اختصاص داد. داستان « به کی سلام کنم» داستان کوتاهی از « سیمین دانشور » است-از مجموعه داستانی به همین نام- که یکی از...</summary>
    <author>
        <name>مدیر</name>
        
    </author>
    
        <category term="نقدهاي ادبي" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.sarshar.org/">
        <![CDATA[<p>داستان « به کی سلام کنم» داستان کوتاهی از « سیمین دانشور » است-از مجموعه داستانی به همین نام- که یکی از جلسات نقد حوزه هنری، با مدیریت « محمدرضا سرشار » را به نقد خود اختصاص داد.</p>

<p> </p>

<p>داستان « به کی سلام کنم» داستان کوتاهی از « سیمین دانشور » است-از مجموعه داستانی به همین نام- که یکی از جلسات نقد حوزه هنری، با مدیریت « محمدرضا سرشار » را به نقد خود اختصاص داد.</p>

<p>ابتدا محمدرضا سرشار شخصیتهای داستان را این گونه معرفی کرد: از شخصیتهای داستان یکی سرهنگ است که اسمش -« آریافر» - در پایان داستان ذکر می شود. دیگری « منصوره »، همسر سرهنگ است.این دو، یک نوه هم به نام  «کیوان» دارند. شخصیت دیگر داستان، «آقا شیخ عبدالله» پیش نماز مسجد محله است. « حاجی علی » و چند شخصیت دیگر، که فرعی محسوب  می شوند ، در داستان هستند.</p>

<p>کل زمان جاری داستان بیشتر از یک هفته نیست. در اول داستان می گوید که آذر ماه بوده است. در صفحه 210 می گوید، دوم آذر بود. اما در صفحه 216 می گوید، چهارم آذر بود. کل داستان در یک هفته رخ داده است.</p>

<p>قبل از نقد داستان، ابتدا اطلاعاتی از نویسنده به شما می دهم:</p>

<p>سیمین دانشور، در سال 1300 در شیراز به دنیا آمد. دانشور دارای دکتری ادبیات فارسی است. استاد زیبایی شناسی در دانشگاه تهران، عضو هیئت دبیران مجلات نگار، علم و زندگی و کیهان ماه بوده است. نخستین مجموعه داستانش «آتش خاموش» در سال 1327 به چاپ رسید؛ که آن را به شیوه حکایتهای « اُ. هنری » و نامه های عاشقانه « جواد فاضل » نوشته است. این داستانها از دید دختری احساساتی بیان می شود. در سال 1340، یعنی سیزده سال بعد از اولین مجموعه داستان او، مجموعه دیگرش به نام « شهری چون بهشت » به چاپ رسید. اوج کار دانشور، در داستان بلند «سووشون » است. این کتاب در سال 1348 به چاپ رسید. سیمین دانشور، چند کتاب خارجی هم ترجمه کرده است. بعد از انقلاب، مجموعه داستانهای«به کی سلام کنم» ، «انتخاب» و «پرندگان مهاجر»، همچنین دومجلد رمان به نامهای «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» را چاپ کرده است.</p>

<p>حالا ،از عنصر غالب، شروع به نقدداستان می کنیم.</p>

<p>محبوبه یزدانی: این یک داستان شخصیت است. داستان حول محور سرهنگ می چرخد. در آخر داستان هم ،سرهنگ متحول می شود.</p>

<p>مهدیه ارطایفه: عنصر غالب در این داستان، پیرنگ است. سرهنگ شخصیت خاصی نیست و تحول او در پایان داستان، دلیل بر این نمی شود که این، یک داستان شخصیت است. معمولاً در داستان پیرنگ، تحول برای شخصیت اصلی رخ می دهد.</p>

<p>سرشار: البته بیشتر از یک داستان کوتاه به تحلیل شخصیت سرهنگ پرداخته است. ابه همین سبب شبهه ای بین غالب بودن شخصیت و پیرنگ به وجود می آید. نمی شود این داستان را داستان پیرنگ گفت. چون عمل خیلی خاصی در این داستان انجام نمی شود. یک کفه مساوی بین پیرنگ و شخصیت است. چون بیشتر به خصوصیات شخصیتی سرهنگ می پردازد. یعنی نه به حوادث، بلکه بیشتر به خصایص سرهنگ می پردازد. لذا به نظرم اگر در ابتدا به بررسی پیرنگ بپردازیم، نظم بیشتری به نقد ما می دهد. سرهنگ آدمی است فاقد اعتقادات مذهبی یا ارادت به مذهبیها. وابسته به رژیم شاه است .و در آخر داستان، تغییر می کند. نویسنده می دانسته که لازم است درپایان داستان، در زندگی شخصیت اصلی تغییری به وجود بیاورد. معلوم است که شخصیت اصلی سرهنگ است.</p>

<p>مریم شریف رضویان: اینکه چرا در شخصیت اصلی تغییر به وجود آمده است، در داستان خیلی مشخص نیست.</p>

<p>سرشار: نکته مهم در پیرنگ همین است، که ما به رابطه علت و معلول بپردازیم. باید ببینیم تا چه حد این تحول منطقی است و نتیجه حوادث قبل از خودش است. اگر رابطه علت و معلول در پیرنگ حاکم نباشد یا ضعیف باشد، پیرنگ هم به همان اندازه ضعیف می شود.</p>

<p>خردمندان: به نظرم سرهنگ یک آدم غیر مذهبی نبود. مثلاً در جاهایی می گوید: «یا علی!» و این قبل از تحول او ست. البته آدم بدی هم نیست. اما به دلیل دلبستگیهایی که نسبت به رژیم دارد، از فضای مذهبی دور شده است. دوباره یک فرصتی به وجود می آید که ارتباطش با مذهب برقرار شود.</p>

<p>سرشار: یک بار از قول منصوره می گوید: «تو آدم بدی نیستی.»همین ،که کسی سالها در کنار زنی زندگی کند که اعتقادات مذهبی دارد، نشان می دهد که آدم معاندی نیست. ممکن است آدم بی اعتنایی باشد.</p>

<p>یوسف نیکفام: یکی از ضعفهای داستان این است که نویسنده خودش را پشت همین آدم، پنهان کرده است. انگار او را پاک نشان می دهد. روحانی را با وجهی که دارد ،خوب نشان نداده است.حتی در پایان داستان، باز هم احساس می کنیم که او آدم خوبی نیست.</p>

<p>سرشار: اصولاً حضور نویسنده درجاهایی از داستان، احساس می شود. نکته ای که آقای نیکفام مطرح کردند، در داستانهای قدیمی هست. یعنی آدمهای بی اعتنا به مذهب را ،خوب نشان می دهند. شخصیتی عرق خور است و آدم بدی است، اما در آخر داستان ،شما احساس بدی نسبت به او پیدا     نمی کنید. این ،خصیصه اکثر آدمهای از این دست در حکایتهای قدیمی است. البته این را در کارهای خانم سیمین دانشور هم ،می بینید.</p>

<p>یزدانی: نویسنده داستان را به دو قسمت تقسیم کرده است: روحانی و سرهنگ. ما در هیچ جا نداریم که کسی به یک روحانی سلام کند و او جواب سلامش را ندهد.</p>

<p>سرشار: اطلاعات نویسنده از مذهب و مذهبیها خیلی کم است. سرهنگ روز اول به روحانی چیزی گفته است. روز دوم سلام کرده است. کسی که روحانی است، آن هم در مقامی که نویسنده معرفی    می کند، او باید درسلام وآشتی پیشقدم شود.</p>

<p>یزدانی: جالب این است که این روحانی ، نا به جا جواب داده است.</p>

<p>سرشار: درحقیقت این آدم، اصلاً روحانی نیست. به این دلیل که ،نویسنده این شخصیت را نمی شناسد.</p>

<p>این داستان در چه سالی اتفاق افتاده است؟</p>

<p>نیکفام: قبل از انقلاب.</p>

<p>سرشار: خودِ داستان، سرنخهایی می دهد. قسمتی که می گوید:« شریعتی و طالقانی هر دو زندان هستند.» شریعتی، بار اول که به زندان افتاد، از سوربن پاریس آمده بود. به محض ورود به ایران ،زندانی شد. بار دومی که او را گرفتند، سال 54 بود.ماجراهای این داستان، باید در سالهای 54 یا 55 رخ داده باشد. در این سالها،ماشین لباسشویی بوده است. به همین سبب،برای افراد مرفه ،نمی تواند یک شغل برای زنان بی چیز باشد .اشتباهات مذهبی هم ، در این داستان ،زیاد است. مثلاً می گوید: «خانم بعد از نماز ظهر، صحیفه سجادیه را می خواند.» معمولاً بعد از نماز، مفاتیح می خوانند؛ آن هم نه همه کتاب را. این  باید مشخص شود. یا مثلاً موقعی که منصوره می گوید: « بدان که آقا پول خمس و زکات را بین خانواده فقرا تقسیم می کند.» می شود گفت که تمام خمس را کسی نمی تواند به فقرا ببخشد. یک بخش سهم امام است. چهره ای که از روحانی نشان داده است یک چهره خشن و بد است. داستان از زاویه دید سرهنگ گفته می شود. یعنی دانای محدود به سرهنگ است. البته شاید در جاهایی از داستان، از این معیار خارج شده باشد.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>

