آخرین خبر

  • • بیانیه انجمن قلم ایران در باره قتل عام بیرحمانه مردم مظلوم غزه
  • پنجشنبه 02 مردادماه 93

    به گزارش سرویس فرهنگی پانا، انجمن قلم ایران درباره اوضاع این روزهای غزه و حمله ددمنشانه رژیم صهیونیستی بیانیه‌ای به شرح ذیل صادر کرده است:


    بار دیگر دست جنایتکار صهیونیسم جهانی از آستین آلوده و عفن خویش بیرون آمد تا بر سر مردم بی پناه غزه بارانی از بمب و موشک فرو ریزد.

    در ماهی که مردم مسلمان این دیار میهمان ضیافت الهی‌اند، خود، چون ماهیان شکم دریده، خوراک بزم ددمنشان خونخوار گردیده اند.

    سکوت سازمان ملل، دیده‌بان حقوق بشر و حمایت آمریکای جنایتکار و انگلیس خبیث در برابر این فاجعه انسانی، خبر از عمق این جنایت پرده در پرده می دهد.

    هر چند اقتدار یک ملت مومن و مقاوم را هیچ سلاحی نمی تواند بشکند. این وعده الهی است.

    نصرت نهایی از آن مشتهایی است که با نام الله گره می خورند و چون فرود می‌آیند وزنی بارها سنگین تر از پیش می یابند، تا بر فرق دشمنی بنشینند که بنا به تقدیر تاریخ، هلاکتش نزدیک است. همان گونه که شب می رود و صبح صادق برمی دمد.

    انجمن قلم ایران این تجاوز آشکار را قویا محکوم می‌کند و ندای یاری جویانه مردم مظلوم غزه را در گوش همه روشنفکران و آزادگان جهان فریاد می‌کشد. باشد که پژواک این صدا آنها را که خفته‌اند به بیداری کشاند.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • با سرویراستاری محمد‌رضا سرشار نوشته شد: «آغازی دیگر» برای یوسف
  • 9 مرداد 1393 ساعت 11:06
    «آغازی دیگر؛ داستان‌ها و نقد داستان‌های برگزیده پنج دوره جایزه ادبی یوسُف» با سرویراستاری محمد‌رضا سرشار عنوان کتابی است که به بهانه ششمین دوره برگزاری این جایزه منتشر شده است.
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مقدمه کتاب «آغازی دیگر؛ داستان‌ها و نقد داستان‌های برگزیده پنج دوره جایزه ادبی یوسُف» به قلم محمدرضا سرشار، نقدی است درباره جشنواره داستان کوتاه دفاع مقدس «یوسُف».

    وی در ابتدا نام دبیران ادبی جایزه را به همراه داوران دوره‌های پیشین آورده است و با اشاره به این ‌که کمبود قابل توجه در عرصه داستان دفاع مقدس، در قلمرو داستان بلند و رمان بوده است و نه داستان کوتاه می‌نویسد: «درست‌تر این بود که این جایزه به هر دو مقوله [داستان کوتاه و داستان بلند و رمان] اختصاص می‌یافت. با چنین رویکردی تعداد آثار ارسال‌شده به دبیرخانه کمتر می‌شد، اما چه باک که گفته‌اند: یکی مرد جنگی به از صد هزار.»

    سرشار نقد خود به جشنواره را از گزینش داوران آن آغاز می‌کند و تعهد کامل به ارزش‌های اصیل دفاع مقدس را در کنار توانا و مجرب بودن از ضروریات این امر می‌داند و بر همین اساس می‌آورد: «نویسندگانی دارای کتاب‌های متعددی نیز در این زمینه [نقد ادبی] هستند. اما یا از ابتدا نگاهشان به این مقوله آن‌گونه که باید منطبق بر این ارزش‌ها نبوده یا به تدریج دچار استحاله فکری شده‌اند؛ اما این نکته از چشم‌های غیر تیز‌بین و فاقد قدرت نقد، دور نمانده است. طبعاً چنین افرادی صلاحیت نه دبیری و نه داوری چنین جشنواره‌هایی را دارند. در میانِ هم دبیران و هم داوران -متعدد- دوره‌های مختلف این جشنواره، متاسفانه از این افراد به چشم می‌خورند.»

    وی در ادامه تاکید می‌کند که «فقط منتقدان واقعی - و نه هر کسی که چیز یا چیز‌هایی به اسم نقد منتشر کرده- شایستگی داوری در این زمینه را دارند.... داشتن باور واقعی به ارزش‌های اسلامی و دفاع مقدس و دیدگاه صحیح مذهبی و بصیرت است.»

    تغییر داوران در هر سال برگزاری با هدف ورود سلایق مختلف در انتخاب آثار، دیگر موضوع مورد انتقاد سرشار به جشنواره «یوسُف» است: «این تغییر و تحول‌های مداوم، سبب می‌شود که سطح آثار برگزیده در دوره‌های مختلف گاه بسیار متفاوت و دارای فراز و فرود‌های غیر قابل قبول باشد.»

    وی به صراحت این جشنواره را «جشنواره نوقلمان» می‌خواند و معتقد است: «چنین جشنواره‌ای اگر هم کارکردش تشویق نوقلمان و کمک به رشد ادبی آنان باشد، کمک قابل توجهی به هدف اصلی از تاسیس جشنواره که همانا تولید آثار ارزشمند داستانی در زمینه دفاع مقدس است، نخواهد بود.»

    در ادامه یادداشت رحیم مخدومی، دبیر ادبی ششمین جشنواره یوسف درباره ضرورت انتشار کتاب برای نقد آثار دوره‌های گذشته با هدف برون‌رفت از آسیب رکود جشنواره‌ یوسف آمده است. مخدومی در یادداشت خود این نقد‌ها را نظر شخص نقاد معرفی می‌کند و شیوه این نقد‌ها را نیز قابل نقد می‌داند.

    سپس 16 داستان برگزیده به نویسندگی مجیدکلشتری، زهرا مشتاق، احمد شاکری، حسینعلی جعفری، محمدحسن ابوحمزه، زینب گودینی، تیمور آقامحمدی، جواد افهمی، مریم بیات‌تبار، شیرین اسحاقی، محبوبه حاج‌رضایی، محمد محمدسیفی، سیما صفاری آشتیانی، سجاد خالقی و امید مردانی بروجنی، پنج دوره گذشته، هر یک به کوشش یک نویسنده نقد شده‌اند.

    «آغازی دیگر» را انتشارات صریر با شمارگان سه‌هزار نسخه در قطع رقعی، 390 صفحه و به بهای 200‌هزار ريال منتشر کرده است.



گفتگو با رضا اسماعیلی در مورد ماهنامه «اقلیم نقد»: در حوزه نقد، دستمان خیلی خالی است

دوستان به حوزه نقد به عنوان تفنن توجه دارند و بیشتر علاقه‌مند هستند که شعر بگویند. من واقعاً در هر شماره به سختی باید ده نقد پر و پیمان پیدا کنم. به قول شما خیلی از نقدها «معرفی - نقد» است؛ یعنی در واقع وجه غالب «معرفی» است!
خبرگزاری فارس: در حوزه نقد دستمان خیلی خالی است

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ یازدهمین شماره ماهنامه تخصصی "اقلیم نقد" در حوزه‌های نقد شعر و داستان منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر نشریه مذکور «محمدرضا سرشار» است و دبیر بخش شعر نشریه «رضا اسماعیلی» است. به سراغ رضا اسماعیلی رفتیم تا از سختی‌های چاپ نشریه‌ای بپرسیم که بخش قابل توجهی از آن - نقد شعر - زیر نظر او منتشر می‌شود؛ نشریه «اقلیم نقد» بیشتر با رویکرد توجه به مجموعه داستان‌ها و شعرهایی چاپ می‌شود که در حوزه‌ ادبیات انقلاب اسلامی منتشر می‌شوند. مصاحبه ما با رضا اسماعیلی - پژوهشگر و شاعر - در مورد اقلیم نقد را بخوانید.

- آقای اسماعیلی! نشریه اقلیم نقد چگونه شکل گرفت؟

بیش از یک سال پیش بود که آقای سرشار با من تماس گرفت و گفت قرار است یک ماهنامه تخصصی در حوزه نقد ادبی چاپ کنیم که دو بخش دارد: یکی در حوزه شعر و دیگری در حوزه داستان. ایشان گفت اگر شما علاقه‌مند هستید، دبیری بخش شعر ماهنامه را به عهده بگیرید و همکاری‌تان را با ما شروع کنید. من هم چون به بحث نقد ادبی علاقمند بودم، پذیرفتم و راه برای همکاری با ماهنامه هموار شد. از اولین شماره تا امروز مسئولیت و دبیری بخش «شعر» ماهنامه با من بوده است و الحمدالله چاپش بسیار منظم است، یعنی اول هر ماه چاپ شده است و در کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور توزیع می‌شود. امیدواریم که بر پیشخوان دکه‌های مطبوعات راه پیدا کند و کسانی که به تهیه ماهنامه علاقه‌مند هستند بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.

- طرح کلی جلد نشریه یک همانندی با نشریه نقدی دارد که زیر نظر یکی از دوستان منتشر می‌شد. طرح‌های جلد کتاب خیلی سرد و بی‌روح است، آن طرحی که به جبهه نبرد فکری - فرهنگی تعلق داشته باشد، نیست؛ باید جلدش جذاب‌تر و گرم‌تر باشد.

در مورد گرافیک و لوگوی ماهنامه به طور مستقیم دخیل نبودم، البته آقای سرشار در مورد عنوان نشریه از ما و دوستان نظرخواهی کردند و قرار بود یک عنوان دیگر باشد که ما مخالفت کردیم و خلاصه عنوان «اقلیم نقد» انتخاب شد.

* پیشنهاد دادیم به جای عکس نویسندگان خارجی از عکس نویسندگان و شاعران ایرانی استفاده کند

- عنوان خوبی است.

عنوان پویا و سنگینی است. در مورد طراحی و صفحه‌آرایی و طرح روی جلد در یک فاز دیگری تعریف می‌شود و از حیطه اختیار دبیران شعر و ... خارج است و خود آقای سرشار تصمیم می‌گیرند. ولی در عین حال به ایشان پیشنهادی دادیم؛ مثلاً چند وقت پیش بود که به ایشان پیشنهاد دادیم به جای این که عکس نویسندگان خارجی را روی جلد بزنند، عکس نویسندگان و شاعران ایرانی را کار کنند که آقای سرشار دید سخن درستی است و یک شماره به آقای خلیل عمرانی و شماره دیگر به سهراب سپهری اختصاص دادند. این روند اصلاح شد. در مورد لوگو می‌شود این نظر را انتقال داد.

* به دوستان عنوان «هیئت تحریریه افتخاری ماهنامه» می‌گویم

- گزینش دوستان برای نوشتن مطلب در «اقلیم نقد» چگونه است؟

الحمدالله ما از لحاظ همکاری دوستان هیچ محدودیتی نداریم. از زمانی که من این مسئولیت را پذیرفتم با تمام عزیزانی که حس می‌کردم در حوزه نقد قلم می‌زنند تماس گرفتم. سعی کردم همه دوستان منتقد را به ماهنامه وصل کنم و الحمدالله الان از تمام استان‌ها چهره‌های شاخصی که در حوزه نقد فعالیت می‌کنند به این نشریه وصل شدند و دارند در هر شماره مطلب ارسال می‌کنند، از جمله آقایان؛ حمیدرضا شکامیری، محمدکاظم کاظمی، سیدعلی میرافضلی و ... اخیراً هم با خانم دکتر پروین سلاجقه تماس گرفتم که در حوزه نقدنویسی چهره صاحب نامی هستند و جز چهره‌های دانشگاهی محسوب می‌شوند. ایشان هم اظهار علاقه کردند.

الحمدالله خیلی از دوستان استقبال کردند من هم به صورت تلفنی با دوستان تماس می‌گیرم و از ایشان درخواست می‌کنم همکاری کنند. هم به صورت ایمیلی فعال هستیم و هم در جلسات و محافل ادبی که خودم حضور دارم نشریه را معرفی می‌کنم و اکثراً هم با جواب مثبت رو به رو شدیم و دوستان محبت کردند؛ به دوستان عنوان «هیئت تحریریه افتخاری ماهنامه» می‌گویم.

- شما در حوزه شعر، فقط به نقد کتاب می‌پردازید یا این اتفاق در نشریه افتاده است که یک غزل یا قصیده را هم نقد کنید؟

دو حالت دارد؛ یکی نقد مجموعه شعرهای مستقل است و حالت دوم نقد یک تعدادی از شاعران متقدم یا معاصر است. مثلاً یک منتقدی ممکن است برود ده تا غزل را از یک مجموعه شعری انتخاب کند و با یک موضوع خاصی کلیات کار یک شاعر را بررسی بکند، از آن نقد استفاده می‌کنیم ولی در مورد خوانش یک شعر این اتفاق نیفتاده است. بیشتر تمایل ما به نقد مجموعه شعر است که جامع‌تر و کامل‌تر است.

* در حوزه نقد دستمان خیلی خالی است

- جناب اسماعیلی! یک نقدی که به نشریه «اقلیم نقد» بخش شعر این است که نود درصد نقدهایی که ما مشاهده کردیم؛ «نقد - معرفی» است و در حقیقت نقد به معنی علمی آن نیست.

مدینه گفتی و کردی کبابم! ما در حوزه نقد دستمان خیلی خالی است. من با اکثر دوستانی که تماس می‌گیرم و حتی اساتید دانشگاه هستند و سال‌هاست که در این حوزه دارند قلم می‌زنند و قدم می‌زنند و می‌گویم به ما نقد بدهید، با سختی این دوستان را وادار می‌کنیم که نقد بنویسند.

- حق التألیف، هم به نویسندگان و منتقدان می‌دهید؟

بله، مشکل حق‌التألیف نیست! مشکل این است که به نقدنویسی عادت نکرده‌اند و به نقد به عنوان تفنن نگاه می‌کنند! اگر دوستی یا رفیقی کتاب جدیدی چاپ کرده باشد یک انگیزه‌ای ایجاد می‌شود که دستی به قلم ببرند و نقد بنویسند، ولی به عنوان یک رسالت ادبی و به عنوان یک کار مستمر به «نقد» نگاه کنند. متأسفانه چهره‌های این چنینی خیلی کم داریم و شاید به اندازه انگشتان دست هم نشوند! اگر بخواهیم به دو چهره جدی که در این حوزه دغدغه داشته باشند اشاره کنیم باید به «آقای محمد کاظم کاظمی» و «آقای حمیدرضا شکامیری» توجه کنیم، ولی دیگر دوستان به حوزه نقد به عنوان تفنن توجه دارند و بیشتر علاقه‌مند هستند که شعر بگویند. من واقعاً در هر شماره به سختی باید ده نقد پر و پیمان پیدا کنم. به قول شما خیلی از نقدها «معرفی - نقد» است؛ یعنی در واقع وجه غالب «معرفی» است!

* می خواهیم برای «اقلیم نقد» امتیاز پژوهشی بگیریم

- چرا با دانشگاه‌ها ارتباط نمی‌گیرید که جنبه علمی بودن نقد بیشتر به چشم بیاید؟

با دانشگاه‌ها هم ارتباط برقرار کردیم. فقط یک مشکلی وجود دارد که دوستان دانشگاهی می‌گویند علاقه‌مند هستند با نشریه‌هایی کار کنند که «پژوهشی» هستند و از طرف وزارت علوم ثبت شده باشند. اگر اساتید دانشگاه مقاله‌های خود را به نشریه‌های پژوهشی بدهند امتیاز دارد و در ارتقای ایشان تأثیر دارد و حتی این عزیزان می‌توانند در جشنواره‌ها و کنگره‌های ادبی با استناد به همین مقاله‌ها شرکت کنند و یک صبغه علمی برای این نشریات محفوظ است. هنوز این مورد که برای نشریه «اقلیم نقد» امتیاز پژوهشی بگیریم، قطعی نشده است و اگر ما تلاش کنیم و این امتیاز را بتوانیم برای این نشریه بگیریم، فکر می‌کنم اساتید دانشگاه برای همکاری با ماهنامه تقویت خواهند شد. البته شاید حق‌التألیف ما نسبت به حق‌التألیف آن نشریه‌های پژوهشی همتراز نباشد و نسبت به آنها کمتر باشد و این مشکلاتی است که ما فعلاً پیش رو داریم.

- چرا نشریه «اقلیم نقد» روی پیش‌خوان دکه‌ها رؤیت نمی‌شود؟ طریقه توزیع این نشریه چگونه است؟

چون حامی این نشریه «نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور» است، فعلاً کانالی که این نشریه را توزیع می‌کند همان نهاد کتابخانه‌های عمومی است. این ماهنامه فقط به کتابخانه‌‌های سراسر کشور توزیع می‌شود. هنوز ما توزیع عمومی نداریم. اگر دوستی بخواهد این نشریه را تهیه کند، نه تنها در شهرستان‌ها بلکه در تهران هم به سختی می‌تواند آن را تهیه کند. یا باید به انتشارات انجمن قلم ایران مراجعه کند که در آن جا موجود است یا در واقع باید به کتابخانه‌های عمومی مراجعه کند. فعلاً در پیش‌خوان روزنامه‌فروشی‌ها وجود ندارد. داریم تلاش می‌کنیم این مشکل را هم مرتفع کنیم.

- اگر نکته‌ای باقی مانده است بفرمایید.

من از همه عزیزان و دوستانی که در حوزه نقد فعالیت می‌کنند و دستی به قلم دارند، دعوت می‌کنم که آثارشان را بفرستند تا ما از نقدهایشان استفاده کنیم.

ارسال نظر