آخرین خبر

  • • انتشار داستان بلند "کوچه خاطرات" توسط انجمن قلم ایران
  • سه شنبه 15 اسفندماه 91

    1500.gif... نه من و نه حتی ابوالفضل، نمی توانستیم مثل او سوت بزنیم. مال ما بیشتر «فوت» بود، تا «سوت». هرگز جرئت گفتن این حرف را که «وقتی بزرگ شدم دوست دارم شکل اکبر سوتی باشم»، نداشتم. چون مامان اصلاً نمی دانست که من هر روز کارهای او را از پشت شیشه زیر نظر می گیرم. صدای مامان که به دنبال ما آمده بود، مرا به خود آورد: ـ عباس! چی کار می کنی؟...

    در ادامه اجرای طرح انتشار "صد اثر از صد نوقلم"به تازگی شصت و نهمین عنوان از این مجموعه منتشر شد. این اثر که "کوچه خاطرات" نام دارد نداستان بلندی نوشته  مهری سرائی فر(1351-) در 120 صفحه قطع رقعی به شمارگان 2200 نسخه و به بهای 1500 تومان منتشر شده است.

    علاقه مندان می توانند این کتاب را از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران-خیابان سید جمال الدین اسد آبادی -بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادی بعد از کوچه44-پلاک 358-شماره تلفن 88214440تهیه کنند.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «شب گرفتن ماه»(داستان زندگی فردوسی) به چاپ پنجم می‌رسد
  • خبرگزاری تسنیم : «شب گرفتن ماه» عنوان کتابی است گردانیده و تلخیص شده توسط محمدرضا سرشار که بر مبنای کتاب «بسی رنج بردم» ساتم الوغ‌زاده، نویسنده مشهور تاجیک، برای نوجوانان منتشر شده است.
    به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم , «شب گرفتن ماه» عنوان رمانی با موضوع زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی است که به قلم محمدرضا سرشار و بر مبنای کتاب «بسی رنج بردم» اثر ساتم الوغ زاده، نویسنده مشهور تاجیک برای نوجوانان به فارسی گردانیده و تلخیص شده است.
    این کتاب، داستانی شیرین و دلکش از زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی، داستان‌سرا و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم هجری قمری و سراینده میراث جاویدان زبان و ادب فارسی، شاهنامه است. داستان مذکور در اصل، با نام«بسی رنج بردم» توسط ساتم الوغ زاده، نویسنده مشهور تاجیک، به فارسی تاجیکی نوشته شده است.
    «بسی رنج بردم» یک سال پس از انتشار، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از کتاب‌های خارجی برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران معرفی و از نویسنده آن تقدیر به عمل آمد. بعدها تلخیص و گردانیده - به فارسی ایرانی - این اثر توسط محمدرضا سرشار برای نوجوانان صورت پذیرفت. چاپ پنجم این اثر در قطع وزیری و در شمارگان 2500 نسخه در 296 توسط انتشارات سوره مهر به زودی منتشر خواهد شد.


آيا هنرمندان انقلاب جذامي‌اند؟/ محمد حسين جعفريان

«وضعيت كنوني سينما محصول ريل‌گذاري غلط مديران است.» اين را پرويز شيخ‌طادي گفته و در ادامه افزوده است: «مستهلك مي‌شويم تا مديريت را قانع كنيم ارزش‌هاي انقلاب نمرده است!» يك بار ديگر اين دو، سه جمله را بخوانيد. اشك آدم را در مي‌آورد. با كمال تأسف بايد گفت اين استهلاك در تمام عرصه‌هاي فرهنگي دوام دارد. همه آنها كه بارقه اميدي در دل دارند و حرفي براي گفتن، اندك اندك از خودسري كارگزاران عرصه فرهنگ نظام سرخورده مي‌شوند، به لاك خويش مي‌خزند و در انزوا و تنهايي خويش مستهلك مي‌شوند. در تمام مدت هم به آنها كه پول و فرصت و قدرت در يدشان است، يادآوري مي‌كنند؛ اين همه براي حفظ آمال و آرمان‌هاي اين مردم در چنگ شماست. اين آرمان‌ها نمرده‌اند. اگر شما با امكاناتي كه داريد آنها را خفه و از ميدان به در نكنيد!

وحيد جليلي كه خود از منتقدان مديريت فرهنگي امروز است،‌خاطره جالب و در عين حال تأسف‌انگيزي را نقل مي‌كرد، مي‌گفت: مركزي با بودجه‌اي كلان كه وظيفه‌اش هم فيلمسازي نبود، درباره دفاع مقدس اثري سينمايي ساخته بود، فيلمي درباره دو شهيد. از مدير آنجا كه دست بر قضا آدم دلسوز و محترم و برادر دو شهيد هم هست، پرسيدم؛ چرا در گذشته و حال اين شهدا،‌ اثري از ياد و نام و حتي تصوير امام(ره) نيست. حال آنكه براي حفظ صورت معمول فيلمنامه هم لازم بود. همه آنها ساعتي را در جبهه گذرانده‌اند، عشق و علاقه بچه‌ها را به خميني(ره) بزرگ به ياد دارند... آن مدير دلسوز و محترم هم جواب داده؛ مي‌خواستيم فيلم براي همه جاذبه داشته باشد!

مي‌دانيد معناي اين حرف كه ناخواسته پرده از درونيات اين نوع مديريت بر مي‌دارد، چيست؟

يعني به گمان آنها، ياد و تصوير امام بزرگ شهدا، دافعه دارد، لااقل براي خيلي‌ها از نظر آن مديران و بدبختانه، اين مديران سكان‌دار عرصه فرهنگي‌اند اين روزها! و تأسف‌بارتر كه عزمشان را جزم كرده‌اند تا با پول و امكاناتشان براي آن خيلي‌ها محصول توليد كنند. بقيه را به رسميت نمي‌شناسند. نظير همين مديري كه ذكر خيرش شد، قربان صدقه همه بچه‌هاي جنگ و هنرمندان انقلاب و... مي‌رود، اما وقتي بناست كاري توليد شود، مثل جذامي‌ از آنها مي‌گريزد تا بيماري واگيرشان به او منتقل نشود. هنگام توليد اثر فرهنگي، همه چيز توسط اين مديريت سوق داده مي‌شود به سمت همان خيلي‌ها و نماينده‌هايشان و همين كه جواب تلفن آن دسته ديگر را بدهد تا مبادا مديريت او را به خطر اندازند، بس است. تا سر حد ممكن آنها را از مديريتش و دفتر كارش دور نگه مي‌دارد... اين است كه اين بچه‌ها كه در عمل چنين رفتاري مي‌بينند، اما در شعار آه!... مستهلك مي‌شوند، پير مي‌شوند، عملاً حذف مي‌شوند و آن جماعت بيشتر پر و بال مي‌گيرد. بدبختانه در اين نوع مديريت فرهنگي و اين دست برخورد كه آمد، اصولگرا و اصلاح‌‌طلب و رايحه خوش و... همه نشان داده‌اند سر و ته يك كرباسند و در فهم ماهيت جريان فرهنگي انقلاب دچار مشكل!
کد خبر:151596 - فرهنگ

ارسال نظر