آخرین خبر

  • • انتشار مجموعه شعر"سوره های سرکش فانوس" توسط انجمن قلم ایران
  • شنبه 21 بهمنماه 91

    چشم همه خیره مانده عمری بر راه
    دنبال تو با چراغ می گردد ماه.
    هر لحظه خدا به دیدنت می گوید:
    «لاحول و لا قوّة الاّ بالله »
    در ادامه اجرای طرح انتشار "صد اثر از صد نوقلم"به تازگی شصت و ششمین عنوان از این مجموعه منتشر شد.این اثر
    مجموعه شعر „سوره های سرکش فانوس„ نام دارد و سراینده آن حمیده پارسا فر(1359- ) است
    .این کتاب در 96صفحه قطع رقعی،با شمارگان 2200نسخه قطع رقعی،به بهای 1200تومان منتشر شده است.
    دراین کتاب می خوانیم: فقط یک تکه از درد، ماه و مرداب، رد پای غرور، چارسوی دلتنگی، مرور تلخ، خطهای سفید، بی تو روی بوم، گریه های پلنگ، لحنی از گل سرخ، حواست هست؟، چقدر غروب؟، خورشید معلق، به جاری آفتاب، محال، سالنامۀ درد، تفسیر خورشید، هوای گلدسته، تا بهشت، تردید، ناگزیر، اذان آخر، آخرین خورشید، گیج تصویرها، سیب ممنوعه، دوباره خودکشی، دلتنگی ممتد، بیعتی دیگر، همۀ روح، دلگیر، بدون فلسفه، طرحی از پوپک، دورم از تو، یک لحظه حتی، یک چیزهایی هست، پیله های کال، دستهای بزرگ، آیینه های لال، تنهایی، دلیل گریه، زخم، باور لحظه ها، ثبت روح، نقل هر مجلس، حلول فراموشی، زنی به هیئت غزل، شب دلتنگی، عکس همه چیز، طعم اوج، دقیقه های دقیقاً غروب، قاب سرد هیچستان، سبز اما دور، توی هر جمع، اعتراف!، حجمه های تب، شان تغزل، ای کاش!، قاب تنهایی، زخم خواب، سیب نباید، وابستگیف آمیزه، در سجده ام!، سالهای بی گیلاس، کن فیکون!، هاشور، ، رباعی .
    سوره های سرکش فانوس" را"
    علاقمندان می توانند از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران-خیابان سید جمال الدین اسد آبادی -بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادی بعد از کوچه44-پلاک 358-شماره تلفن 88214440تهیه کنند.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «خواب های خوش نوجوانی» با محمدرضا سرشار تعبیر می شود
  • خبرگزاری فارس: «خواب های خوش نوجوانی» جدیدترین کتاب محمدرضا سرشار است که وی 60 عنوان از خواب های جذاب نوجوانان را در قالب یک مجلد گردآوری کرده است.

    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار نویسنده و منتقد ادبیات داستانی درباره کتاب «خواب های خوش نوجوانی» گفت: هشت سال پیش زمانی که سردبیر یک مجله نوجوان بودم مسابقه ای را برای مخاطبان طرح کردم و از نوجوانان خواستم خواب های جالب خود را با جزییات و زمان دیدن به صورت نوشته روایت کنند.
    وی افزود: حاصل مسابقه طراحی شده دریافت تعداد زیادی نامه بود که از میان آن ها بیش از 60 نامه قابل چاپ شناخته شد و البته همان زمان نیز به تدریج در شماره های مختلف آن مجله به چاپ رسید.
    سرشار با بیان این که «خواب های خوش نوجوانی» شامل بیش از 60 خواب نوجوانان به روایت خودشان است، گفت: من در این روایت ها فقط ویرایش رسم الخطی انجام داده ام و اگر غلط فاحشی وجود داشت اصلاح کردم و اصل نگارش، نثر و زبان خواب ها متعلق به خودِ نوجوانان است.
    این منتقد ادبی در ادامه افزود: سال ها بود که می خواستم این مجموعه را تنظیم و چاپ کنم که امسال توفیق آن فراهم شد و انتشارات «سوره مهر» انتشار آن را در قالب کتابی با عنوان «خواب های خوش نوجوانی» بر عهده گرفت.
    سرشار ادامه داد: البته نوجوانانی که خواب هایشان را برای من فرستادند الان در سن جوانی هستند اما این کتاب در کنار مخاطبان نوجوان خود برای والدین، اولیا و مربیان تربیتی و حتی روان پزشکان مفید خواهد بود چراکه از طریق آن از یکی از عوالم کاملا خصوصی نوجوانان آگاه می شوند.
    رییس هیات مدیره انجمن قلم ایران در بخش دیگری از صحبت های خود درباره نوع روایات «خواب های خوش نوجوانی» توضیح داد: معمولا خواب ها به سه دسته رویاهای صادقه «که مختص انبیاء و اولیاء و البته گاهی انسان های معمولی می شود»، خواب هایی که بازتاب مسائل روز و درگیری های ذهنی است و خواب های بی پایه و اساس (آشفته) تقسیم می شوند. اغلب خواب های منتشر شده در این کتاب از نوع دوم و درگیری های ذهنی نوجوانان است.
    وی در پایان گفت: این خواب ها نشان می دهد در ذهن نوجوانان چه می گذرد و از سویی بسیاری از آن ها از لحاظ وجود جنبه های تخیلی همچون داستان جذاب هستند.


حقیقت ماجرای نامزد مهرداد اوستا که همسر شاه شد!

ارسال به دوستان
در یادداشت برادر شاعر عنوان شد
خبرگزاری فارس: اوستا با آنکه تنها 8 ماه زندان را در کارنامه مبارزاتی خود ، آنهم در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 به طرفداری از دکتر محمد مصدق دارد، یقیناً سومین شاعر مظلوم است.
خبرگزاری فارس: حقیقت ماجرای نامزد مهرداد اوستا که همسر شاه شد

شاید اگر آمریکائیان، عوارض در بسیاری از موارد مخرب و مشکل آفرین شبکه اینترنت را که امروزه کم و بیش گریبانگیر خودشان شده، پیش‌بینی می‌کردند، نخستین شبکة اینترنت جهان را در ارتش نیرومندشان و با هدف هماهنگی بین پایگاههای نظامی خویش راه‌انــدازی نمی‌کردند؛ شبکه‌ای که اینک سراسر دنیا را فرا گرفته و اگر چه مزایای فراوانی داشته، اما بــــه هیچ روی نمی‌توان مضار آن را نادیده انگاشت. مضراتی همچون سرقت‌های ادبی، هنری، علمی و ... ، سوء استفاده‌های مالی و برداشت‌های کلان از حساب‌های بانکی این و آن، کشاندن ناخودآگاه نخبگان به خیانت و جاسوسی، هدف قرار دادن بانک‌های اطلاعاتی تأسیسات گوناگون از طریق ارسال ویروس، اغفال و تطمیع‌های سامان داده شده‌، ارائه اطلاعات اشتباه، رونق گرفتن بازار عشق‌های بدفرجام، ورود به حریم خصوصی خانواده‌ها، طریقه ساخت بمب‌های دست ساز و از همه غیر اخلاقی‌تر ترور شخصیت و داستان پردازی‌های دروغین. 

جالب اینجاست که دست کم در جامعة ایران هیچ کس یا بهتر گفته شود هیچ نهادی نظارت دقیقی بر فعالیتهای اینترنتی ندارد و اگر داشت اینچنین بلبشوی حیرت آوری را که در شبکة اینترنت کشورمان شاهد آنیم وجود نداشت. به یدک کشیدن عنوان «مـدیر» به صرف داشتن مدرک دانشگاهی و جعل آشکار عناوینی همچون «نویسنده و پژوهشگر» بدون کمترین سابقة فرهنگی و توانمندی تخصصی و جای پرداختن رسالت «اطلاع رسانی» به «جنجال آفرینی» در بعضی از سایت‌های خبری، نمونه‌هایی ازاین آنارشیسم رسانه‌ای در فضای اینترنت ایران است.

بگذریم، بهتر است به برادرم زنده یاد استاد مهرداد اوستا بپردازم: قبل از هر چیز باید بر این نکته تأکید کنم که در طول تاریخ ادبیات فارسی، پس از مسعود سعد سلمان که بارها قربانی جنگ قدرت امــرای غزنوی شد و در مجموع 18 سال از عمرش را بدون کوچکترین گناهی در زندان‌های «سو»، «دهک»، «نای» و «مرنج» سپری کرد و فرخی یزدی که به جرم آزادگی بارها محبوس و دهانش دوخته شد، استاد اوستا با آنکه تنها 8 ماه زندان را در کارنامه مبارزاتی خود ، آنهم در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 به طرفداری از دکتر محمد مصدق دارد، یقیناً سومین شاعر مظلوم است. چرا که با همة امتیازات منحصر به فرد ادبی و هنری‌اش نه تنها قبل از انقلاب، بلکه بعد از ایـــن دگرگونی سیاسی - اجتماعی - که به تقاضای رهبر کنونی انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای به واسطه مودت دیرینه‌شان پاسخ مثبت داد و به تبع آن ، یکباره تمامی عظمت فرهنگی و اعتبار هنری خویش را در این راه به تاراج اخلاص گذارد و بار توانفرسای تهمت و سرزنش‌های رسانه‌های استکباری و روشنفکران داخلی و نیز رفتار آزار دهندة برخی از تازه به دوران رسیده‌های فرهنگی را بردبارانه به دوش کشید - و با همة خدمات غیر قابل انکار فرهنگی‌اش به عنوان پدر شعر انقلاب قدرش شناخته و حقش پاس داشته نشد.

و اما «داستان جالب مهرداد اوستا و نامزدی که با شاه ازدواج کرد »؛ دو سه سال پیش از این ، دوستی پرینتی از یک مطلب در سایتی بی‌اعتبار را با حالتی مردد به بنده داد. در آن مطلب گفته شده بود: «مهرداد اوستا نامزدی داشت که به دربار شاهنشاهی رفت و آمد می‌کرد و روزی با جمعی از دوستانش دید که نامزدش با پیراهنی که این شاعر به او هدیه داده بود سوار بر اتومبیل دربار شد و ... . سرانجام ، آن نامزد مورد توجه محمدرضا شاه پهلوی قرار گفت و همسر او شد. و بعد از پیروزی انقلاب که هر یک از زنان شاه از ترس فرح پهلوی به کشوری گریختند ، نامزد سابق مهرداد اوستا به فرانسه گریخته و پس از چندی از آن کشور برای این شاعر نامه‌ای نوشته و از اینکه ناگزیر از تسلیم در برابر قدرت شاه شده ، از او تقاضای بخشش می‌کند و مهرداد اوستا در پاسخ به نامزد پیشین خود غزل معروف خویش با مطلع :

«وفا نکردی و کردم ، خطا ندیدی و دیدم/ شکستی و نشکستم ، بریدی و نبریدم» را برایش سروده و ارسال می‌نماید.

این کل ماجرا بود ؛ ماجرایی از بنیان دروغ و ساخته و پرداختة ذهن نویسنده‌ای پریشان احوال و جنجال آفرین. کسی نیست از این نویسنده بپرسد وقتی همة امکانات برای شاه وجود داشته چه دلیل عقلانی وجود دارد که همسران متعددی به جز ملکه اختیار کند؟ و به فرض واقعی بودن این ادعا، پس از گریختن تمامی اطرافیان شاه به خارج از ایران چه انگیزه منطقی برای انتقام‌جویی فرح پهلوی از آن زنان وجود داشته و اصولاً چه خطر امنیتی همسران گمنام شاه را در کشور تهدید می‌کرده که آنان را وادار به فرار کرده است؟

برخلاف نظر برخی، به باور بنده، حتی اگر نویسنده مطلب نظر سوئی داشته ، بی آنکه خود متوجه شود به شهرت مهرداد اوستا کمک کرده است. برای آنکه، میلیون‌ها نفر با خواندن آن ماجرا، از آن غزل دلنشین لذت برده‌اند. افزون بر آن، جای شکرش باقی‌ست که از آن دختر به عنوان نامزد مهرداد اوستا یاد شده نه چیز دیگری و از همه اینها گذشته - باز هم به فرض حقیقت داشتن ماجرا - در این میان ، هیچ گونه گناهی نه متوجه آن دختر می‌شود و نــــه مهرداد اوستا. زیرا هیچ یک از آنان قدرت مقابله با خواست پادشاهی قدر قدرت را نداشته و در نهایت ، رقیب عشقی مهرداد اوستا ، شاه مملکت بوده که این موارد ، جملگی وجوه مثبت مطلب است.

ولی ماجرای این داستان عشقی به همین جا ختم نگردیده و اخیراً ادعا شده که آن دختر - علی رغم ادعای پیشین - خودِ فرح پهلوی بوده که این تناقض، دلیل محکم دیگری بر کذب بودن ماجراست. بر همین اساس ، اگر آن نامزد ، فرح پهلوی بوده ، لابد ایشان در خارج از کشور به دنبال انتقام‌جوئی از خودش بوده است؟!

حال ، که میلیونها نفر این ماجرای دروغین عشقی را خوانده ، تنها به این دلیل که در آینده این داستان به سریال تبدیل و ماجراهای دیگری پیرامون آن ، ساخته نگردد و اصطلاحاً کاربران ارجمند اینترنت بیش از این ، سرکار گذاشته نشوند ، با توضیحی در مورد تاریخ سرودن این غزل، تشخیص صحت و سُقم این ماجرا را بر عهده آنان واگذار می‌نمایم.

چاپ سوم تذکره «گل‌های جاویدان» یا دست کم نسخه مستعملی که با امضای استاد اوستا هدیه شده ، فاقد تاریخ است ولی تاریخ امضای استاد 16 فروردین ماه 43 را نشان می‌دهد. بر همین اساس، تاریخ چاپ اول آن، یقیناً قبل از ســال 40 یعنی بیش از نیم قرن پیش بوده و در صفحة 256 آن ، این غزل با عنوان «فروغ امید» بـــه چشم می خورد. و حداقل 45 سال پیش ، همین غزل را استاد محمودی خوانساری در برنامة «گل‌های رادیو» اجرا کرده است. ضمن آنکه ، زنده یاد دکتر علی شریعتی نیز در سال‌های قبل از انقلاب در کتاب نقد هنر خود به تمجید از این غزل پرداخته است.

ای کاش مظلومیت مهرداد اوستا با همین داستان پایان می گرفت. در سال‌های پس از درگذشت ایشان، در یکی از شهرستان‌ها، شیادی با ابزار تشابه نسبی نام فامیلی تغییر یافته خود با «اوستا» بر حسب موقعیت‌های مختلف محفلی ، گاه خود را «برادر» و گاه «خواهرزاده» استاد معرفی کرده و در اقامت یکساله‌ای که - درست 10 سال پس از تاریخ چهره در نقاب خاک کشیدن استاد اوستا - در تهران داشت، این کلانشهر را عرصة فراخ‌تری برای شیادی یافت و با جا زدن خود به عنوان «استاد مهرداد اوستا» از خانواده‌ای متمول و ساده لوح ، سوء استفاده‌های فراوانی کرد و موجب متلاشی شدن کانون آن خانواده شد. و پسر همین شیاد که سال‌هاست در تهران به سر برده و از قضا به قدر بضاعت هر چند اندکش در عرصة هنر فعالیت دارد به تأسی از پدرش و باز هم با ترفند همان تشابه نسبی نام فامیلی، متناسب با شرایط پیش آمده، در بعضی از موارد خـــــــود را «پسر استاد» و برخی اوقات «خواهرزاده استاد» معرفی کرده و بارها با این شیادی شرم آور کارش را پیش برده است.

وی به همین بسنده نکرده و در روزهای اخیر با تماس‌های پی در پی تلفنی با خانواده استاد و سر هم کردن اراجیفی به عنوان نماینده یکی از مراکز هنری ، مزاحمت‌هائی را برای آنان فراهم کرده است. با این هدف کودکانه که شاید این بار خانواده استاد اوستا از طریق شکایت از او به مراجع قضائی درصدد بزرگ کردن وی و در نتیجه ، تحقیر خود برآیند.

از همین فرصت و پس از بیش از دو دهه مماشات جوانمردانه و بی اثر بودن پیغام و نصیحت‌های دوستانه، یک بار برای همیشه به مسئولان بزرگوار هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر مراکز و نهادهای هنری سراسر کشور که به استاد اوستا لطفی دارند، اعلام می‌نمایم: تنها پسر استاد اوستا «نستوه اوستا» فوق دکترای کامپیوتر بـــوده و سال‌هاست در کانادا به عنوان استاد دانشگاه روزگار می‌گذراند و تنها دختر استاد «فــروغ اوستا» خانه‌دار بوده و در تهران زندگی می‌کند.

بنده و برادر بزرگتر و سه خواهرم همگی نام فامیلی «رحمانی» داریم و هیچ برادر، برادرزاده، خواهرزاده و هر کس دیگری که کوچکترین نسبت خانوادگی و خویشاوندی با استاد اوستا داشته، نام فامیلی «اوستا» ندارند و مواظب باشند تا این قبیل شیادان با نسبت دادن خود به «استاد مهرداد اوستا» و گرفتن امتیاز ، از بزرگواری شان سوء استفاده و گستاخانه به شعورشان اهانت نکنند.

محمدحسین رحمانیان

ارسال نظر