آخرین خبر

  • • جزئیاتی از راه‎اندازی رادیو تصویری
  • پنجشنبه 13 آبانماه 95

    مدیر رادیو ایران از میان‌برنامه «صفحه من» که اتفاقی مدرن در ساختار و فرمت کلاسیک برنامه‌های رادیویی است و از جزئیات راه‌اندازی رادیو تصویری سخن گفت.
    به گزارش شفاف:بهنام احمدپور مبارکه درباره برنامه «یک، دو صدا» و استقبال مخاطبان رادیو از این مسابقه تست گویندگی بیان کرد: این برنامه در حال حاضر مورد استقبال مخاطبان بسیاری قرار گرفته است و چندی پیش که مرحله انتخاب تعدادی از شرکت کننده ها انجام شد ۵۰۰ نفر در استودیو حضور داشتند.
    وی ادامه داد: هر دو یا سه ماه یک بار یک تست گرفته می شود و البته این تست با یک انتخاب اولیه انجام می شود چون بعضی از این افراد هم از شهرستان به تهران می آیند.

    احمدپور درباره اینکه چرا نفرات برتر این مسابقه جذب رادیو نمی شوند، اظهار کرد: با توجه به بحث کوچک سازی و چابک سازی هایی که در رادیو و تلویزیون مطرح شد امکان جذب نیروهای جدید وجود ندارد. اگر بخواهیم نیروهای جدید را جذب کنیم به نوعی تعهدی را برای سازمان ایجاد کرده ایم که شاید نتوانیم آن را عملیاتی کنیم.


    امکان جذب گوینده برای «قصه ظهر جمعه» نیست

    احمدپور در ادامه درباره «قصه ظهر جمعه» نیز که به صورت آرشیوی پخش می شود، یادآور شد: آخرین گوینده این برنامه امیرحسین مدرس بود و ما هنوز نتوانسته ایم گوینده خوبی را برای برنامه جذب کنیم. همانطور که گفته شد ما امکان جذب نفر جدید نداریم و نیروهای فعلی هم نمی توانند کاری را که مورد انتظار ماست ارایه دهند لذا پیگیر آن نبودیم. ضمن اینکه مجموعه بزرگی از آرشیوهای این برنامه وجود دارد و سال های سال این برنامه با صدای محمدرضا سرشار پخش شد.

آخرين نظرات خوانندگان

  • نامشخص: الهی هرچی از خدا خواستی بهت بده ادامه
  • نامشخص: با سلام استاد شجریان یکی از نوابغ موسیقی سنتی یا ادامه
  • اکبری: شاید بعضی افراد بر این اعتقاد باشند که باید به ادامه
  • ناشناس: عاقلان همه چیز میدانند ادامه
  • فرزاد: قضاوت کردن باعث تغییر دیدگاه ما نسبت به دیگران می ادامه
  • ناشناس: استاد شجریان ربنا را در استودیویی به صورت بداهه خوانده ادامه
  • هومن: صدای استاد شجریان بسیار زیباو ستودنی است ایشان هم تصنیف ادامه
  • سجاد: مقام معظم رهبری علیرغم جدیت و پیگیری در مسائل مهم ادامه
  • مدیر: آقا مرتضای عزیز؛ در مواردی مصداق غنا فردی است. یعنی ادامه
  • مرتضی: دوستان نظرات خودشون رو گفتن ، اما باید به این ادامه

آخرین کتاب

  • • تعریفی برای ادبیات کودکان و نوجوان/ محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)
  • شنبه، ۱۹ تیر ۱۳۹۵
    .
    به مناسبت 18 تیر، روز ادبیات کودکان و نوجوانان
    .
    ادبیات کودکان و نوجوانان، عبارت است از مجموعه داستان‌ها، اشعار و نمایشنامه‌هایی که ضمن برخورداری از جوهره و کیفیت ادبی لازم، با توجه به خاصه‌های ذهنی و روانی (استعداد‌ها، علایق، تمایلات) و نیازهای کودکان و نوجوانان، در چارچوب اصول تعلیم و تربیت مورد تأیید شرع، پدید آمده باشد.
    وجود قید «در چارچوب اصول تعلیم و تربیتِ مورد تأیید شرع» از آن رو است، که ادبیات سازنده‌ی کودکان و نوجوانان، در عین رعایت اقتضای سنی و علایق و تمایلات مخاطبان کم سن و سال خود، نمی‌تواند و نباید عنان خود را کاملاً به دست این عوامل بسپارد. بلکه در هر حال، علاوه بر ارضای خواست‌هایِ درست مخاطبان، باید آنچه را که آنان برای رشد صحیح و متعادل شخصیت‌شان به آن «نیاز» دارند و چه بسا خود از آن بی‌خبر باشند، در اختیار ایشان قرار دهد. ضمن آنکه تکیه‌ی صرف بر یافته‌های روانشناسی غرب و اصول تعلیم و تربیت آن، بنیانگذاری بنای سترگ شخصیت آینده‌سازان کشور بر گذرگاه سیل*؛ و نمونه‌ی عینی و محصول فرجامین آن، جوامع غرقه در فساد، سر در گم و درمانده در کاار خودِ امروزِ غرب است.

    .
    .
    * «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ، أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ »
    آيا كسى‏كه بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودی او نهاده بهتر است،‌یا آن کس که بنیان مسجد را بر کناره‌ی سیلگاهی که آب زیر آن را شسته باشد نهاده است، تا با او، در آتش جهنم سرنگون گردد؟» (توبه: 109)
    .
    .
    منبع: از دفتر چهارم مجموعه کتاب «درباره ادبیات داستانی» به نوشته استاد محمدرضا سرشار، انتشارات کانون اندیشه جوان


نظر جالب رهبرانقلاب درباره «ربنای شجریان»



گروه گزارش بولتن نیوز به نقل از تریبون رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ۱۳۷۰/۱۲/۱۳ در در دیدار اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران‌ به نکات جالبی درباره موسیقی مذهبی و اذان و مناجات‌های صدا و سیما اشاره کردند و نکاتی گفتند که متاسفانه اکنون بعد از گذشت ۲۰ سال هنوز به آنها توجه جدی نشده است.

ایشان در این سخنان «ربنا»ی شجریان را اثری هنری می‌خواند که فاقد حس و حال مناسب برای اذان ماه مبارک رمضان است و بهتر است با نمونه‌های مسجدی جایگزین شود: «آن «ربّنا»هایى که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب مى‌گذارند، یک کار هنرى است؛ یک کار حالى نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد.»

آیت الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود درباره لحن دعاخوانی و قرآن‌خوانی فرمودند: «اگر این دعاها را با سبک قرآن‌خوانىِ فارسى بخوانند - همین سبکى که در مسجدها مى‌خوانند - مطلوبتر است؛ آن آهنگ‌هاى کشیده خیلى مناسب نیست. البته همین دیروز یا پریروز بود که دیدیم بعد از اذان دعایى با لحن عربى خوانده شد که خوب و دلنشین بود؛ اما اگر بخواهند آن را بِکِشند، چیز مطلوبى نخواهد شد. البته استثناهایى هم وجود دارد.»

ایشان در بخش دیگری از نظرات خود به اشکالاتی درباره اذان‌های پخش شده از صدا و سیما پرداختند و اذان گلدسته‌ای را به عنوان جایگزین اذان استودیویی طرح کردند: «یک نکته را هم در خصوص اذان‌هایى که از صدا و سیما پخش مى‌شود، متذکر مى‌شوم. شما به اذان غلوش اشاره کردید؛ اما عیب اذان غلوش این است که آهسته گفته شده است؛ اذان استودیویى است؛ مثل این‌که براى خودش حدیث نفس کرده است. اذان ابوزید هم همین‌طور است؛ او هم براى خودش گفته است؛ اینها براى دیگران اذان نگفته‌اند. ما در این‌جا به آقایان قرّاء مصرى گفتیم که اذان باید از دل کنده بشود؛ یعنى اذان گلدسته‌یى بگویند؛ اذان استودیویى به درد ما نمى‌خورد! اذان گلدسته‌یى، مثل همان اذانى است که شما گفته‌اید؛ یا اذان آقاى شریف که انصافاً از آن اذان‌هاى بسیار خوب و درجه‌ى یک است. البته این اذان آقاى شریف، نسخه‌ى بدل است؛ اصلش را یک عرب گفته است و من سالها پیش این اذان را شنیده‌ام. مرحوم عطاءاللَّه زاهد مى‌گفت که موسیقى متن فیلم محمّد رسول‌اللَّه را از اللَّه‌اکبر آن اذان گرفته‌اند. اذان طوخى و اذان مؤذن‌زاده هم خوب است؛ اذان پُرحرارت و پُرمغزى است. بناى ما بر این نبوده که در رادیو و تلویزیون، از اول تا آخر، همین چهار تا اذان را بگذاریم؛ نه، بنا بر این بوده است که اذان گفتن را نظمى بدهند؛ منتها براى این‌که خیلى شلوغ نشود، گفته شد که مرزى بگذارند. البته ممکن است گاهى بعضى از اذانها را هم بگذارند؛ اما توجه داشته باشید که اذان رسمى و دایمى رادیوى ایران که ما مى‌خواهیم در دنیا پخش بشود، باید - به قول شماها - یک اذان استاندارد باشد؛ یعنى بتوانیم آن را عرضه کنیم و بگوییم ما این‌طورى اذان مى‌گوییم.»

28 نظر

سلام.اگر جای شما بودم یک پایگاه باز میکردم با نام:siasat az har dari.com تا همه نفهمند که آن صدای کودکیشان پایگاه ادیبانه خود را درگیر مسائل بی مورد و جنجالی کرده که نفعی برای پیشبرد جامعه ندارد و تنها باعث تازه کردن کینه ها و درگیری هاست.


درست است که درگیر شدن با برخی مسائل، مضراتی برای شخصیتهای شناخته شده در حوزه هنر خواهد داشت، اما دوست عزیز، پایگاه ادیبانه یا هنری را به تنهایی حفظ کردن هیچ نفعی به حال جامعه امروزی که غرق در سوالات مختلف است، ندارد. هنرمند زمانی هنرمند است که بتواند با هنر خود در جهت روشن ساختن خیلی از مسائلی که شاید گذر زندگی ما را از آن غافل کرده حرکت کند. هنرمندی که فقط در مورد افسانه های کهن و تخیلات کودکانه قلم بزند دیگر نویسنده متعهدی نخواهد بود، چون حفظ آن پایگاه هنری را بر وظیفه اخلاقی خود مقدم داشته است. شک نکنید که این کار خیلی ساده تر از درگیر شدن یک هنرمند با مسائل سیاسی است.آن کودکی که من و شما پشت سر گذاشتیم، خیلی پاکتر از این روزهایی بود که امروز پیش رو داریم. همه پاکتر بودند. همه تکلفشان با خودشان روشن بود. انتظار مرگ و برای عاقبت به خیری زندگی کردن را فراموش نکرده بودند. شما درست میگویید. آنوقت ها از همه نظر خیلی بهتر بود، چون همه بهتر بودند. خلیلها بهتر بودند. آنچه شما میگویید کینه، کینه نیست. وظیفه است برای اینکه هر کسی با هر عملی اسطوره نشود. آنهم با نام اسلام. با نام لحظات قبل از اذان، بعد از یک روز روزه داری و پاک بودن. من هم شخصا به ربنای خوانده شده توسط ایشان یک احساس خاصی داشتم، ولی صادقانه میگویم، الان با شنیدن هر لحظه آن دعا توسط ایشان، به یاد سخنان ناشایست و حرکات نادرست ایشان در این سالها می افتم. به همین خاطر دو سال تمام است که اصلا به آن گوش نداده ام. جالب اینجاست که در همین دو سال بسیاری از کسانی که هیچ عرق مذهبی خاصی هم نداشتند به شدت به این دعا آنهم با صدای ایشان علاقه مند شده اند! و این لااقل برای من خیلی چیزها را روشن کرده است. چیزهایی که خیلی فراتر از تازه شدن کینه ها و درگیریهاست. چون مردم ما بر سر اعتقاداتشان با هم درگیر نیستند. و صدای یک خواننده نمیتواند بخشی از اعتقادات مذهبی یک ملت مسلمان محسوب شود که بخواهد باعث درگیری شود. اعتقادات مذهبی مردم ما خیلی عمیق تر از این حرفهاست

نظری که من برای این مطلب گذاشتم نظری بود که می خواستم برای تمامی متون این سایت بگذارم.دنبال کردن یک سلسله حرف ها و دعوا ها که سر بسیاری از این "کینه " ها را باز می کند و "هیچ" کمکی به سیاست حال مملکت نمیکند و تنها اثر آن بی اعتمادی،بی اعتمادی وبی اعتمادی است برای یک شخصیت ننگ است. چرا که تنها کاری که می کند آنست که نشان می دهد چقدر فرد دچار حاشیه است.و چقر "کینه" ایست.اینکه در خرداد 88 چه شد و چه گذشت،اینکه خانواده آقای هاشمی ثروتش را از کجا آورده،اینکه شجریان که بود و چه کرد، به عقیده من "تاریخ"شده است گرچه تحلیل نیاز دارد اما شما بگویید این نیاز به لطف رسانه های غیر مستقل و انواع فیلم ها و روزنامه هاتا کنون برطرف نشده است؟آیا وقت این نیست که حرف زدن پشت سر سیاستمداران سابق و حال را فراموش کنیم و به این زخم بزرگ که فرهنگمان برداشته نگاهی بکنیم؟ و کار هایی را که "هم اکنون"، هم اکنون و هم اکنون انجام می شود تحلیل کنیم و در آخر راه حل بدهیم تا این مشکلات و زخم ها که باز به لطف برخی سیاستمداران،رسانه هاومسئولین عمیق تر می شود،التیام یابد و ایرانیان همان طور بیندیشند و رفتار کنند که دین و فرهنگ و تمدن چند هزار ساله آنان زیر سوال نرود؟
اگر به جای جناب سرشار بودم نامه مقام معظم رهبری را با موضوع انتقاد های ایشان از اوضاع فرهنگی بدست آورده،به خاطر می سپردم و آنچنان در برطرف نمودن مشکلات ذکر شده مبادرت می نمودم که ذهن درگیرم فرصتی برای بازگشت به گذشته نداشته باشد.

لحن شجریان درخواندن ربنالحنی محزون نیست بلکه لحنی سرکش وحتی میتوان گفت طغیانگراست.پیامبرص درموردقران اکیداتوصیه به خواندن بالحنی محزون کرده اند.درهمین راستامیتوان گفت که بایدادعیه وسایرمتون دینی راهم بالحن حزین خواند.امااگربخواهیم درمورد لحن شجریان ریشه یابی دینی کنیم به نتایج وحشتناکی میرسیم.مثلا یکی ازهشدارهای نسبت به اینگونه لحنها درقران ازطرف خداوند به شیطان اینگونه بیان میشود:"استفزز من استطعت منهم بصوتک".یعنی هرچه میتوانی با صدای خودت دوستانت رابلرزان ومنقلب کن.
این معنی رابرای استفزاز استادمحمد علی انصاری در شرح خطبه قاصعه بکار برده اندوعلاقمندان به نهج البلاغه وظرافتهای ادبی زبان عربی میدانند که استاد انصاری هم غنی ترین وهم هنرمندترین مفسرومترجم نهج البلاغه هستندوتسلطشان به لغت عرب وریشه های ان حیرت اوراست.جالب انکه امام علی ع هم در خطبه نهج البلاغه به مردم هشدار میدهند که مبادا شیطان شمارا لرزانده ومنقلب کند"یستفزکم بندائه".ازاین موارد میتوان نتیجه گرفت که استفزازیکی از قویترین استحه های شیطان است.
خلاصه کلام انکه هرکس بگوید صدای خواندن شجریان ودوستان سنتی ولس انجلسی اش را میشنوم ودچار لرزش ومنقلب شدن نمی شوم دروغ گفته است واین کنش به دلیل کارکرد شیطانی صدای خوانندگان است.حالا چه شودکه این لحن در لحظه ملکوتی قبل از افطارپخش شود.لحظه ای که پیامبرص تاکید کرده اند دعا رد نمی شود.ومردم به جای انکه به اسمان خوش رازو نیازودعا بروند با لحن طغیانگروشیطانی شجریان به زمین سقوط کنند.گناهش به گردن شجریان وانانکه سی سال است اوراباد میکنند.

سخنان جناب گراوندی تهمت های آشکاری است.استاد شجریان اگر دل بسته موسیقی لس آنجلسی بود هیچ گاه به سراغ خواندن ربنا نمی رفت. زیرا بسیار متون دیگر هستند که جای آن را داشته باشدکه با لحن شیطانی خوانده شود.نیاز نیست لحن شیطانی در یک دعا روان شود!!!!!!!!!!!اگر استاد به دنبال لحن حرام بود متن حرام هم متناسب با لحن وجود دارد و مخاطب لحن و متن حرام از یک دعا بیشتر است پس می فهمیم که قصد استاد چیز دیگری بوده و برداشت های این چنینی دور از عقل است.

سلام.
اگراقای مهدی وطنی درانتهای نوشته خود برداشت مراغیرمنطقی مینامیدانوقت میشدگفت که خوداهل منطق وبحث منطقی است اماان صفتی که به برداشت من چسبانده اندجز فرافکنی چیزی نیست.
امااینکه ربناخواندن شجریان ناشی ازتوجه ایشان به معنویات است هم گفته ای غیرقابل قبول است.چراکه دیده ایم دویاسه نفرازخوانندگان زن لس انجلسی که یک عمرباتحریک شهوات ودلربایی جنسی برای خود مخاطب جمع کرده اندناگاه امده اندواهنگ در مناقب امام علی ع خوانده اندوادم ازصبرخداحیرت میکندکه چراجهان رادراتش خشم خودنمی سوزاندکه نام مبارک امام علی ع ازدهان کثیف این خوانندگان ورقاصه ها بیرون میاید.واین ربناخواندن هم مثل انهاچیزی جزبرای خودنمایی وجلب توجه نیست.
امااینکه شجریان سنتی میخواندولس انجلسی نمیخوانددلیلش رایک اهل فن موسیقس اینگونه بیان کرده که خوانندگانی که سنتی خوب میخوانندنمیتوانندریتمهای تندولس انجلسی خوب بخوانند.وشجریان که دریکی ازکاستهایش شعرسنتی راکمی باریتم تندخوانده این ضعف کاملادرصدایش خودنمایی میکندبطوریکه گویی تارهای صوتی اش درهم پیجیده شده وصدایش کاملاغیرشفاف ومبهم است.
حتی اگرهم لس انجلسی خوب میخواندچه احتیاجی به ان داشت؟مگرکدام خواننده لس انجلسی به شهرت وثروت شجریان دست یافته است؟ایااگرانقلاب اسلامی صورت نمیگرفت وکشورهمچنان مملوازخواننده های انچنانی بودایاشجریان همجون امروزیکی ازثروتمندان بزرگ ایران بود؟
دراخرحدیثی ازامام صادق ع نقل میکنم که فرموده اند:کسی که چهل روزازخانه اش صدای غنابه گوش برسدبطوریکه توجه همسایه هاراجلب کندشیطان تمام اندام خودرابراندام او میگذارد واورابایک تکان بی غیرت میکند.
حال تصورکنیداین مرتیکه که به جای چهل روز بیش از چهل سال است که باغناوموسیقی توجه بسیاری را جلب کرده درچه مرحله ای ازغیرت وشرف نفس میکشد؟ایالقبی برازنده ترازپیرغلام شیطان برای ایشان یافت میشود؟
والسلام لاهله

من تو کل دنیا از بچگیم به این دلخوش بودم که یه نفر تو این مملکت هست که کارش درسته اما به قول خودتون ادما در طول زمان تغییر میکنن.من تو این دنیا یه شما اقای سرشارامید داشتم اماامیدم نا امید شد......
خدا به داد ما برسه!!!!!


.من بانظر آقای وطنی موافقم..وآقای گراوندی حرف هایی غیر منطقی می زنند.بنده اگر یک سال وقت خود را روی بررسی لحن و صدای لس آنجلسی نگذاشته بودم به خودم اجازه نمی دادم که هرگز این جا نظر بگذارم!چون تحقیق کرده ام می گویم این طور نیست.در ضمن شما آقایان حس نمی کنید از حرف رهبر انقلاب دور شده اید؟فکر نمی کنم که این سخنان مخصوصا آنهایی که مربوط به آقای گراوندی است زیر مجموعه و پیرو حرف های رهبر انقلاب قرار گیرد.من به وطنم،این وطن تاریخی با یک تمدن غیر قابل انکار و این حکومت اسلامی و رهبرم عشق می ورزم و اجازه نمی دهم کسی به هنرمندان این مرز و بوم بدون اظلاع کامل تهمت بزند.

سلام.
اگر امکان دارد دلایل غیر منطقی بودن آقای گراوندی را بگویید. منظور شما را از تهمت درک نمیکنم چون این آقای شجریان این همه در خارج از کشور این همه نظرات تاسفبار در مورد ایران دادن

اقای شجریان با عموی بزرگ بنده قران میخواندند که رها میکنند.من هنوزهم به خواندنش علاقه دارم به تصنیفاش گوش میدم اما نمیتونم رفبارا و اشتباهاتش رم توجیه و هضم کنم.عزیزم غلط رفتار کرده و میکنه زودم جوگیر میشه.چون صداش خوبه که نشد توجیه و ماسمالی کردن که

اقای شجریان با عموی بزرگ بنده قران میخواندند که رها میکنند.من هنوزهم به خواندنش علاقه دارم به تصنیفاش گوش میدم اما نمیتونم رفبارا و اشتباهاتش رم توجیه و هضم کنم.عزیزم غلط رفتار کرده و میکنه زودم جوگیر میشه.چون صداش خوبه که نشد توجیه و ماسمالی کردن که

با سلام باید عرض کنم که بنده نیز از صدای آقای شجریان لذت می برم و استفاده می کنم و باید قبول کنیم که شجریان یک نخبه هنری است نه نخبه سیاسی . هنر ایشان محترم و قابل تقدیر ولی نظرات دیگر ایشان جنبه شخصی دارد و نمی تواند قابل تکیه باشد .
نظر امام خامنه ای نیز به نظر من بیشتر ناظر به بحث فنی اثر هنری تولید شده است تا شخص تولید کننده

ربنای شجریان، از نواهای آسمانی است که احنجرهء طلایی استاد شجریان نواخته شده. خرده گرفتن بر این اثر ، نهایت بی انصافیست.

سلام من چن وقتیه یه سوالی برام پیش اومده;آیا استاد شجریان در مورد قرا مصری نظری دادن, و اینکه از لحاظ حنجره استاد شجریان قابل قیاس هستن با اساتیدی چون عبدالباسط,مصطفی اسماعیل و...

پیشنهاد من به دوستان موافق و مخالف استاد شجریان اینه که سعی کنید دلتون رو آسمونی کنید نه گوشاتون رو،به قول سهراب سپهری: من نمازم را پی تکبیره الاحران علف میخوانم،پی قدقامت موج... خلاصه اینکه دلی که خدایی باشه دنبال جنبه های مادی و دنیایی نیست،اذان رو با گوش دلتون بشنوید و دنبال حاشیه برای دین نباشید چون ممکنه دلتون سیاه بشه...

دوستان نظرات خودشون رو گفتن ، اما باید به این نکته توجه داشت که غنا جزئی از موسیقی بوده و لزوما هر موسیقی غنا محسوب نمیشود ، و در دین اسلام غنا حرام شمرده شده نه ذات موسیقی. و در تعریف غنا هم باید عرض کنم در فقه اسلامی آن چیزی که انسان رو به طرب یا همان رقص بیاندازد یا محزون کند غنا بوده و حرام است ، شما هم اگر دقت کنید میبینید که در آثار استاد شجریان غنا به کار نرفته که بخواهد حرام باشد .

مقام معظم رهبری علیرغم جدیت و پیگیری در مسائل مهم تاکید دارن در جایی که لازم نیست ، چیزی کش داده نشه و اگر استاد شجریان با سرعت از این ایات می گذشت بهتر بود.

صدای استاد شجریان بسیار زیباو ستودنی است ایشان هم تصنیف های زیبایی دارند و هم صدای ربنای ایشان بی نظیر است و امیدوارم که سیاست تاثیری در هنر نداشته باشد.

استاد شجریان ربنا را در استودیویی به صورت بداهه خوانده اند..... نه ب صورت از قبل تمرین شده... و اینکه حس و حال غمگین ندارد دلیلش می تواند این باشد....در هر حال استاد شجریان با خواندن اشعاری از حافظ حس و حال غمگین خود را به اثر داده اند... نیازی نیست ایشان در خارج ار حرفه شان حس و حال غمگبین داشته باشند

قضاوت کردن باعث تغییر دیدگاه ما نسبت به دیگران می شود. آقای سرشار و شجریان هر دو از افرادی هستند که برای فرهنگ این مملکت زحمت کشیده اند اما قضاوت آقای سرشار باعث تغییر دیدکاه مخاطبان وی نسبت به ایشان شده و قضاوت آقای شجریان در خصوص سیاست باعث تغییر دیدگاه برخی از مخاطبان ایشان شده است

عاقلان همه چیز میدانند

شاید بعضی افراد بر این اعتقاد باشند که باید به وی به خاطر هنرش احترام گذاشت اما نباید این نکته را فراموش کرد که این هنرمند آواز خوان که به وسیله ی همین به ظاهر هنر، به همراهی با خواننده زن علیه نظام و در حمایت از قرآن سوزی عاشورای 88 کمک کرده است.

بی شک هنر و علم به تنهایی ارزش نیست، ابلیس ازهمه عالمان علمش بیشتر است ولی ازدرگاه خداوند رانده شده است. ارزش هنرمند به هنر اصیل او در خدمت به ملتش است و اگر دشمنان هر ملت از کار کسی رضایت داشته باشند باید در درستی کار آن هنرمند شک داشت و بلکه بر انحراف او از آرمانهای مردمش یقین پیدا کرد.

گفتنیست وی علاوه بر تقابل با نظام، عناد خود به اسلام را نیز در گفتگویی با صدای آمریکا در تاریخ 15شهریور1388 به نمایش گذاشت.

وی در آن مصاحبه ی بدون توجه به حرمت صدای زن گفت: " با ممنوع كردن بانوان از خوانندگي، بخشي از موسيقي را حذف كردند، مگر مي شود صداي سوپرانو در موسيقي نباشد؟ اميدوارم روزي به اين نتيجه برسند صداي زنها باعث تحريك مردها نمي شود، چطور صداي مردها باعث تحريك زنها نمي شود!؟"

با سلام استاد شجریان یکی از نوابغ موسیقی سنتی یا ردیف دستگاهی و دارای سبک در این رشته میباشند ولی متاسفانه در عرصه سیاسی خطوط قرمز را رعایت نمیکنند و این مرا آزرده خاطر میکند و هنر ایشان را تحت الشعاع قرار میدهد.

الهی هرچی از خدا خواستی بهت بده

ارسال نظر