آخرین خبر

  • • انتشار مجموعه شعر "نسخه خطی دلم" توسط انجمن قلم ایران
  • شنبه 26 اسفندماه 91

    10.gifبزن به آب و بیفراز بادبان ها را

    که در احاطه در آریم بی کران ها را.

    قدم زدیم و دویدیم این حوالی را

    بیا که دست بیازیم آسمان ها را.

    من از هزارۀ چشم تو آتش آوردم

    که شعله شعله بسوزانم این زمان ها را.

    چنان به فلسفۀ بودن تو خو کردم

    که با خیال تو پر کرده ام مکان ها را.

    کران کران غزلم را به هیچ می بازم

    بیا به پنجه بگیریم کهکشان ها را.

    در ادامه روند انتشار "صد اثر از صد نوقلم" به تازگی شصت و هفتمین عنوان از این مجموعه به چاپ رسید. این اثر "نسخه خطی دلم" نام دارد که سرایندۀ آن انسیه رجب زاده(1358-) می باشد. این مجموعه در 100 صفحه قطع رقعی به شمارگان 2200 نسخه و به بهای 1200 تومان در دسترس می باشد.

    در این کتاب می خوانیم: مر د آسمانی، طنین غربت، گریه می کند، فرقی نمی کند، گام های تمنا، چشم ساهت، من و تو، به نام پاک سبحانی، شبیه بغض، حوالی شعر، موسم یادت، سالهای گر گرفته، ضربت نفست، ابر زخمی، فاعلاتن...، غمنامۀ حضور، خلق الانسان، نیمه شب چشمت، معشوق من، تقدیم به بانو فاطمه (س)، گوی احساس، نفیر دمت، لاکردار، قداره کش، شهریور دمت، کم می اورم، قلندر ، مزامیر عشق، قرق، الفرار، ترنج، دل بی جنبه، عشق وحشی، خوش نشین، می خروشم، کلاف سر در گم، هندوی مست، طرح یک سراب، مبدل منه، و ... 

    علاقه مندان می توانند این کتاب را از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران-خیابان سید جمال الدین اسد آبادی -بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادی بعد از کوچه44-پلاک 358-شماره تلفن 88214440تهیه کنند.

آخرين نظرات خوانندگان

  • فاطمه: اول ممنونم از نقد منطقیتان،به نظز من اگه نویسنده میخواست ادامه
  • مدیر: نظرم در همین نشست، به اجمال آمده است. ادامه
  • حضور: از شدت علاقم به این کتاب توی وبم معرفیش کردم ادامه
  • مینا : به نکات نقادانه خوبی اشاره کرده اند ... باورناپذیری ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «شب گرفتن ماه»(داستان زندگی فردوسی) به چاپ پنجم می‌رسد
  • خبرگزاری تسنیم : «شب گرفتن ماه» عنوان کتابی است گردانیده و تلخیص شده توسط محمدرضا سرشار که بر مبنای کتاب «بسی رنج بردم» ساتم الوغ‌زاده، نویسنده مشهور تاجیک، برای نوجوانان منتشر شده است.
    به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم , «شب گرفتن ماه» عنوان رمانی با موضوع زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی است که به قلم محمدرضا سرشار و بر مبنای کتاب «بسی رنج بردم» اثر ساتم الوغ زاده، نویسنده مشهور تاجیک برای نوجوانان به فارسی گردانیده و تلخیص شده است.
    این کتاب، داستانی شیرین و دلکش از زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی، داستان‌سرا و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم هجری قمری و سراینده میراث جاویدان زبان و ادب فارسی، شاهنامه است. داستان مذکور در اصل، با نام«بسی رنج بردم» توسط ساتم الوغ زاده، نویسنده مشهور تاجیک، به فارسی تاجیکی نوشته شده است.
    «بسی رنج بردم» یک سال پس از انتشار، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از کتاب‌های خارجی برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران معرفی و از نویسنده آن تقدیر به عمل آمد. بعدها تلخیص و گردانیده - به فارسی ایرانی - این اثر توسط محمدرضا سرشار برای نوجوانان صورت پذیرفت. چاپ پنجم این اثر در قطع وزیری و در شمارگان 2500 نسخه در 296 توسط انتشارات سوره مهر به زودی منتشر خواهد شد.


گزارش فارس از نشست نقد رمان «طوفان ديگري در راه است» : مريم شريف‌رضويان: كتاب شجاعي در ساخت و پرداخت داراي ضعف است

خبرگزاري فارس: در جلسه نقد كتاب «طوفان ديگري در راه است» اثر سيدمهدي شجاعي مريم شريف‌رضويان، محبوبه يزداني، ليلا قرايازلو و يوسف نيك‌فام نيز مطالبي را در نقد اين اثر مطرح كردند.

به گزارش خبرنگار فارس در يكصد و سي‌و يكمين جلسه دوره جديد نقد داستان حوزه هنري تهران (مركز) كتاب «طوفان ديگري در راه است» اثر سيدمهدي شجاعي با حضور محمدرضا سرشار و اعضاي جلسه نقد شد.

* مريم شريف‌رضويان: داستان در ساخت و پرداخت روايت علي و معلولي دچار ضعف شديد است
مريم شريف‌رضويان نويسنده كتاب «پادشاهي در ميان دزدها» در اين جلسه گفت: داستان در ساخت و پرداخت روايت علي و معلولي دچار ضعف شديد است. پايه‌هايي كه داستان بر آنها استوار شده است سست و باورناپذير هستند و به همين دليل تلاش نويسنده براي آراستن و پرداختن آن بي‌نتيجه است و سستي علت‌ها تا پايان داستان خواننده را آزار مي‌دهد.
وي گفت: تحول زينت اصلي‌ترين گره‌ داستان است كه تمامي ماجراهاي داستان حول محور آن اتفاق مي‌افتد اما اين تحول چگونه به وجود آمده است؟ زني رقاصه و بدكاره با ديدن تمنا در چشم‌هاي يك جوان تصميم مي‌گيرد براي رضاي خدا به آن جوان كام دل بدهد و تمناي او را برآورده كند. همين عمل او باعث كنار رفتن پرده‌ها از مقابل چشمانش، كنار گذاشتن بدكارگي و حتي صاحب كرامت شدن او مي‌شود؟ آيا چنين محملي واقعا مرضي حضرت‌ احديت است و آيا شريعت اسلام كه خيلي صريح و روشن زنا را تقبيح كرده و آن را موجب خشم خداوند را مي‌داند تا اين حد قابل چشم‌پوشي است كه زن بدكاره‌اي براي رضاي خدا تن به زنا بدهد و خدا هم؟ اين عمل دست او را بگيرد و به مدارج عاليه برساند؟
نويسنده كتاب «پادشاهي در ميان دزدها» ادامه داد: آغاز رابطه زينت و كمال براساس هيجانات جنسي است. آنها روزها در باغ با هم پرسه مي‌زنند و هر وقتي كه كمال خوب سيراب شد آن وقت زينت نقش مادري مهربان و دلسوز را براي او بر عهده مي‌گيرد و مثل يك پرنده مادر غذايش را مي‌جود و در دهانش مي‌گذارد؟ چنين مادري كردن نه تنها باورناپذير بلكه چندش‌آور و آزاردهنده است و باعث مي‌شود صحنه‌هاي احساسي پايان داستان، آن جا كه كمال در بستر مرگ است و زينت بر بالين او را فرزند خود خطاب مي‌كند دلنشين و تأثيرگذار نباشد. رابطه‌اي كه در آغاز با انجام حرام بوجود آمده است.
وي اضافه كرد: اين چنين داستاني در پايان ذهن خواننده را نيش مي‌زند و مادري‌كردن زينت براي كامي را امري مسخره جلوه مي‌دهد. البته كمال از موهبت يك مادر برخوردار نبوده است. او مادر ديگري به نام مش‌خديجه هم دارد كه دست بر قضا مش خديجه علاوه بر مادري، زن كمال هم بوده است. وقتي كه زينت و كمال از باغ برمي‌گردند زينت به مش‌خديجه مي‌گويد "شوهر خوب و با استعدادي برايت آورده‌ام "، كمال و مش‌خديجه ساكن يك اتاق مي‌شوند و مش‌خديجه از اين بابت ممنون و دعاگوي زينت است و اين ازدواج باعث مي‌شود كه او كه به جز مدت كوتاه شوهر بر خود نديده بوده است دوباره به ياد بياورد كه يك زن است!
شريف‌رضويان گفت: روشن است كه رابطه مادر و فرزندي بين زينت، مش خديجه و كمال دلنشين و باور‌پذير نيست و بناي داستان «طوفان ديگري در راه است» به چنين رابطه‌اي نچسب و غير استواري پايه‌گذاري شده است و چنين رابطه‌اي تا ثريا مي‌رود كج.
وي ادامه داد: زنداني‌شدن و زنداني ماندن كمال در خانه پدرش نيز امري سست و باور‌ناپذير است چطور جوان با استعدادي تحمل اين زنداني شدن را مي‌كند و نمي‌گريزد. او كه براي رفتن به عروسي توانست از خانه فرار كند چرا زودتر اين كار را انجام نداد و خود را از ظلم و ستم خلاص نكرد؟ يا چرا مادرش در فرار به او كمك نكرد؟ در صفحه 85 حاج امين به زينت مي‌گويد، شما از گمشده تن من خبر داريد ولي از دادنش مضايقه مي‌كنيد. معلوم نيست حاج امين چرا اين همه سال بعد از فرار كامي با زينت علاقه‌اي به پيدا كردن پاره تنش نداشته است و حالا يكدفعه علاقمند شده است؟ دلايلي كه در صفحه 107 داستان براي ترك و فراموش شدن كامي از طرف پدرش آورده شده محكم و راضي كننده نيست.
شريف‌رضويان در ادامه درباره درونمايه داستان نيز گفت: درونمايه اصلي داستان در صفحه 233 از زبان مش خديجه چنين بيان شده است: " به نظر من خدا بعضي از كفتر‌هاش رو كه خيلي دوست داره رخصت مي‌دهد كه چند صباحي بروند و سر و گوشي بجنبونن، چهار تا دان از زباله‌دان بخورند و صابون يك صيادي بر تنشون بخوره، سنگ بچه‌هاي زخمي‌شون كند. اينا وقتي برمي‌گردن به هيچ قيمتي از بغل خدا جم نمي‌خورن، اونايي كه نرفتن ممكنه گاهي حواسشون پرت بيرون شود ولي اين‌هايي كه گشت‌ها شونو بيرون زدن، شيش دونگ حواسشون به خانه و صاحب خونش... "
وي ادامه داد: آيا الوده شدن به گناهان لازمه رشد و كمال است، درست است كه خداي مهربان توبه‌پذير است و از خطاي بندگانش مي‌گذرد و درست است كه گناهكاران هيچ‌وقت نبايد از رحمت خدا غافل باشند ولي آيا تمام اين‌ها دليل مي‌شود كه ما بي‌پروا به دامن گناه بغلتيم و با يك توبه جانانه در مسير كمال چهارنعل بتازيم؟ پس كلام معصوم چه مي‌شود كه مي‌فرمايد: گناه نكردن آسان‌تر از توبه كردن است.
وي ادامه داد: درونمايه كتاب اين است و مي‌خواهد بگويد كساني مي‌توانند به درجات عاليه معنوي برسند كه قبل از آن مرتكب گناهان بزرگي شوند و بعد توبه كنند.
شريف رضويان در ادامه روايتي از بحارالانوار جلد 12 صفحه 226 از امام صادق (ع) نقل كرد كه: در ميان قوم بني اسرائيل عابدي بود كه همه عمر را به عبادت مي‌گذراند و هميشه مشغول نماز بود. شيطان هر چه خواست او را فريب دهد نتوانست. با صدايي بلند فرياد كشيد و همه لشكريان خود را جمع كرد و گفت: اين مرد عابد مرا بيچاره كرده است و هر جا كه خواستم او را فريب دهم نتوانستم.
شريف رضويان ادامه داد : يكي از لشكريانش گفت من او را فريب مي‌دهم. او خود را به شكل يكي از عابدان در آورد و از مرد عابد خواست تا شبي او را پناه دهد. عابد پذيرفت و شيطان در كنار عابد از شب تا صبح به عبادت پرداخت و روز بعد هم پيوسته مشغول نماز بود. نه غذا مي‌خورد و نه مي‌خوابيد. عابد از او پرسيد. تو چه كرده‌اي كه اين قدر عاشقانه مشغول عبادتي آن قدر كه نه مي‌خوابي نه غذا مي‌خوري ؟ من نمي‌توانم مثل تو عبادت كنم.
شيطان گفت: علتش اين است كه من مرتكب گناه شده‌ام و هر وقت به ياد آن گناه مي‌افتم از خشم خدا بر خود مي‌لرزم و مشغول عبادت مي‌شوم. چون تو گناه نكرده‌اي در دلت ترس از خدا نيست به همين دليل عبادت تو خالص نيست. عابد پرسيد: گناه تو چه بوده است شيطان پرسيد من زنا كرده‌ام.
عابد گفت: من كسي را نمي‌شناسم كه با او زنا كنم و تازه پولي براي اين كار ندارم. شيطان دستي به سجاده‌اش برد و چهار درهم به مرد عابد داد و نشاني زني فاحشه‌اي را هم به او داد. مردم عابد نزد زن رفت. زن تا سر و وضع مرد فهميد كه او اين كاره نيست پس به او گفت: من حرفي ندارم ولي مي‌تواني بگويي چرا قصد چنين كاري كردي مرد عابد تمام ماجرا را براي او تعريف كرد. زن گفت: بنده خدا او شيطان بوده و خواسته ساليان سال عبادت تو را هدر دهد از اين عمل منصرف شو كه گناه نكردن بهتر از توبه كردن است. اي عابد برگردد و اگر آن شخص رفته بود بدان كه شيطان بوده است. عابد برگشت و كسي را نديد. اتفاقا آن زن همان شب از دنيا رفت. خداوند به حضرت موسي خطاب كرد مردم را خبر كن و بر جنازه او نماز بخوانيد و در قبرستان مسلمانان دفنش كنيد كه يكي از بندگان ما را از گناه منصرف كرد.


*يوسف نيك‌فام: رمان پيرنگ مبهمي دارد
يوسف نيك‌فام در اين جلسه با ذكر خلاصه‌اي از داستان گفت: رمان پيرنگ مبهمي دارد اگر شخصيت اصلي را حاج امين فرض كنيم داستان با مشكل او آغاز مي‌شود و خريد خانه زينت دغدغه اصلي امين است و تلاش مي‌كند اين خانه را بخرد اما در ادامه مي‌بينيم او هيچ تلاش براي رفع مشكل نمي‌كند جز آنكه پاي صحبت‌هاي زينت بنشيد
وي ادامه داد: مشكل ديگر اين است كه نويسنده به جاي اين كه وقايع را واقعي نشان دهد بصورت تصنعتي وقايع را از زبان شخصيت‌ها نشان مي دهد. سلسله ماجراهايي را كه براي كامي و زنت بوجود آمده ما از زبان زينت مي‌شنويم.
وي در ادامه افزود: مي‌توانيم بگوييم اشكال در نحوه روايت داستان است. اگر شما ببينيد بيشتر شخصيت‌ها متحول شده‌اند در حالي كه خواننده را جذب نمي‌كند مشكل در روايت داستان است كه خواه ناخواه دوباره به پيرنگ برمي‌گردد. درباره شخصيت هم مي‌خواهيم صحبت كنيم خود به‌خود دوباره به پيرنگ برمي‌گرديم.
نيك‌فام ادامه داد: عموما روايت رمان در هر فصل بر عهده زينت، حاج امين و كامي است و هر كدام كه روايت را بر عهده مي‌گيرند ديگران در سكوتي محض قرار مي‌گيرند. نويسنده براي اينكه منطقي براي اين كسوت ايجاد كند از زبان شنونده او را به سكوت دعوت مي‌كند. روايت طولاني هر راوي و سكوت شنونده غير منطقي و ساختگي است و باورپذير نيست
وي درباره تحول شخصيت‌هاي داستان نيز گفت: بحث تحول زينت را در ابتداي داستان ما مي‌فهميم اما در فصل دوم مي‌بينيم كه اين فرد كه تغيير كرده و واژگان و حرف‌هايش با كسي مثل حاج امين عوض نشده است و با همان الفاظ دوران گذشته حرف مي‌زند. فردي حتي اگر روسپي هم باشد گذشته خودش را با الفاظ ناشايست بيان نمي‌كند.


* محبوبه يزداني: اين رمان شخصيت‌محور نيست
محبوبه يزداني نيز در اين جلسه گفت: چون تحول زينت قبل از شروع رمان صورت گرفته است ما نمي‌توانيم اين تحول را ملاك قرار بدهيم. زينت قبل از اين كه قصه‌اش در رمان شروع شود متحول شده يا حاجي اميني كه زماني ما به او مي‌رسيم كه حاج امين شده و فرد خيري است كه مدرسه مي‌سازد. در نتيجه ما نه علت و نه معلول تحول را نمي‌بينيم و نمي‌توانيم در نتيجه اين تحول را ملاك قرار دهيم.
وي با بيان اين رمان نمي‌تواند رمان شخصيت محور باشد گفت: اگر داستان به نحوي بود كه كمال را شخصيت اصلي قرار مي داديم مي‌توانستيم بگوييم اين داستان شخصيت محور است.
محبوبه يزداني اضافه كرد: اگر نويسنده‌اي داراي يك عقيده است نمي‌تواند از زبان چند شخصيت آن را بيان كند يعني ما معتقديم هر كسي مي‌تواند با شيوه خودش با خدا ارتباط برقرار كند اما در اين كتاب همه شخصيت‌هاي داستان با يك شكل با خدا ارتباط برقرار مي‌كنند.


* ليلا قراگزلو : شخصيت‌پردازي داستان اشكال دارد
قراگزلو در اين جلسه گفت: عنصر غالب در داستان پيرنگ است چون داستان بر طبق حوادث پيش مي‌رود و اين تحول شخصيت‌ها قبل از شروع قصه صورت گرفته است. بعد هم اين كه آقاي نيك‌فام مي‌گويند در آخر داستان حاج اميني متحول مي‌شود و من چنين چيزي را در داستان نديدم.
وي ادامه داد: من عنصر اصلي پيرنگ مي دانم و شخصيت اصلي را حاج اميني، اما در نيمي از داستان خبري از حاج امين نيست و به نظر يك شخصيت منفعل است و كاري در جهت رفع مشكل خود انجام نمي‌دهد و اين زينت است كه در تمام داستان حضوري فعال دارد. شخصيت پردازي داستان اشكال دارد حصوصا كامي كه در فرودگاه با زنان به خاطر حجاب دعوا مي‌كند ولي خودش مي رود با دختر خارجي نامزد مي كند.

4 نظر


به نکات نقادانه خوبی اشاره کرده اند ... باورناپذیری تحول زینت و رابطه کامی با او به عنوان مادر و فرزند تا به انتهای داستان به شدت آزاردهنده بود

از شدت علاقم به این کتاب توی وبم معرفیش کردم
خوشحال میشم نظرتونو در موردش بدونم

اول ممنونم از نقد منطقیتان،به نظز من اگه نویسنده میخواست بگه که زینت بانیت دلجویی ازکامی بااو فرار کرد ولی کامی نیاز به هم صحبت داشت تا هم بستر و او فقط سه روزحرف زد(براساس گفته ی کتاب)و کار خلافی صورت نگرفت و این همدردی زینت بود که باعث تحولش شد را باید یه جایی از کتاب می آورد تا حداقل اندکی این تحول قابل باور باشدوانتقادات هجوم نمی آورد.[با توجه به این که در صفحات بعدی کتاب زینت این باور را دارد که درسرنوشت خانواده اش ،ازدواج را نمیبیند ومش خجه را به زنی کامی درمی آورد] نظر شماچیه؟

ارسال نظر