آخرین خبر

  • • با حکم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سرشار، دبیر علمی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد
  • دوشنبه 19 بهمنماه 88

    با حکم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

    سرشار، دبیر علمی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد
    19 بهمن 1388 ساعت 15:50
    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور حکمی، محمدرضا سرشار را به مدت سه سال به سمت "دبیر علمی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران" منصوب کرد.

    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، متن حکم سیدمحمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به این شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    نویسنده و هنرمند گرامی
    جناب آقای محمدرضا سرشار

    نظر به تجارب ارزشمند و سوابق طولانی جنابعالی در عرصه نقد و تالیف و آفرینش آثار مکتوب، جنابعالی را به مدت سه سال به عنوان "دبیر علمی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران" برمی گزینم.
    توقع این است که با بهره گیری از اندیشمندان و استادان حوزه های مختلف علم و ادب، نسبت به راه اندازی گروه های داوری و نظارت دقیق بر عملکرد ایشان در جوایز جلال آل احمد، پروین اعتصامی، کتاب سال و کتاب فصل با هماهنگی کامل و تحت نظارت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام فرمایید.
    امید است در دوره مسئولیت جنابعالی، شاهد نظم بیشتر دبیرخانه و نزدیکی هرچه تمام تر داوری ها به عدالت باشیم.

    سیدمحمد حسینی
    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

آخرين تصاوير

  • dastan-yek-ensan.jpg
  • mostafa-rahmandoost.jpg
  • morteza-avini.jpg
  • mahdi-azar-yazdi0.jpg
  • nader-ebrahimi.jpg
  • mahdi-azar-yazdi.jpg
  • mohammad-Ali_Abtahi.JPG
  • sadegh-larijani.jpg
  • sayyed ali khamenei.jpg
  • Kanoon andishe javan.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار چاپ سوم"سفر به جنوب" از محمد رضا سرشار
  • سومین چاپ کتاب "سفر به جنوب" از محمد رضا سرشار، به وسیله انتشارات سوره مهر منتشر شد.در مقدمه این کتاب که توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، برای چاپ اول آن در سال 1370 نوشته شده، آمده است:
    "نام رضا رهگذر در ادبیات کودکان و نو جوانان انقلاب نامی آشناست.او در اردیبهشت سال 1365 که سفری به جبهه های جنوب داشت، یادداشت هایی را به همراه خود آورد که محصول دیده ها و شنیده های او از رزمندگان نوجوان بود.
    صفحات مقاومت هشت ساله ملت ما در برابر یک تجاوز جهانی پر است از این گلچهره های نوجوان ،که طراوت انقلاب ما ، مدیون ایمان و مقاومت آنان است."
    کتاب "سفر به جنوب، که مخاطبان آن را نوجوانان تشکیل می دهند، در نخستین جشنواره کتاب کودک و نوجوان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، به عنوان کتاب تقدیری برگزیده شد و جایزه گرفت.
    چاپ سوم این کتاب در 53 صفحه قطع رقعی،به بهای 1500 تومان، با شمارگان 2500 نسخه منتشر شده، و جمع شمارگان آن تا کنون، 11600 نسخه است.
    شماره تلفن مرکز پخش:66465848.


برای اولین بار فاش شد:`پشت پرده حمایت مالی فرح پهلوی(دیبا) از فیلمهای مسعود کیمیایی

احمد الهیاری عضو سابق کانون نويسندگان ايران در بخش تازه منتشر شده از خاطراتش در پاورقی کیهان، برای اولین بار پشت پرده حمایت گسترده فرح از فیلم «قیصر» مسعود کیمیایی و فیلم سینمایی «آرامش در حضور دیگران» تقوایی را روشن ساخته است.

الهیاری اینگونه روایت می کند که: «از فيلم هايي كه با كمك مالي و بودجه عريض و طويل دفتر فرح مطرح شد، مي توان به فيلم قيصر اشاره كرد. البته مسعود كيميايي از اولين فيلم خود يعني «بيگانه بيا» مورد حمايت اين دفتر بود. او از دوستان احمدرضا احمدي و فيروز شيروانلو و اسماعيل نوري علا بود... اين تنها در مورد قيصر اتفاق نيفتاد. وقتي قرار شد فيلم آرامش در حضور ديگران ساخته ناصر تقوايي اكران شود، همين كار انجام شد.»

این در حالیست که قیصر با ژست مخالف خوانی به حکومت پهلوی پرفروش شد و فیلم تقوایی نیز از جمله آثارجریان روشنفکری حامی حکومت بود. کیمیایی نیز در سالهای پس از انقلاب در پی تکرار نوستالژی قیصر بود اما با قطع حمایتها، هیچگاه نتوانست به رویای فروش این فیلم نزدیک شود.

اما این افشاگری از سوی احمد الهیاری صورت گرفته که در مقدمه خاطراتش، اینگونه معرفی شده است: وی روزگاري را در ميان گروههاي چپ گراي نوکر راست که کل فعاليت هاي چريکي يشان کافه نشيني و خيابان گردي بود، گذراند و روزگاري را هم در زندان شاه و بعد دوره اي را در جمع سلطنت طلبان سپري کرد با اين حال، در سال هاي پاياني عمرش «راوي درد» بود؛ درد بيماري روشنفکري و غرب زدگي و رنج سياست بازي و حقه بازي.

الهیاری که سال 86 با انبوهي از خاطرات و ناگفته ها از جريان روشنفکري دهه هاي چهل و پنجاه ايران درگذشت، هم انواع نحله هاي سياسي عصر پهلوي دوم - از بهائيان تامارکسيست ها گرفته تا جبهه ملي و درباريان - را ديده بود و هم اقسام محافل هنري را مي شناخت.

مشروح روایت تاریخی الهیاری از این ماجرا در ذیل می آید:

«لازم به ذكر است كه همين واحد فرهنگي دفتر فرح «فستيوال فيلم تهران» را سازماندهي كرده و اداره مي نمود. در حالي كه قاعدتاً اين كار بايد جزو وظايف وزارت فرهنگ و هنر باشد.

به خاطر دارم كه فيروز شيروانلو روزي در جمع خبرنگاران صحبت از برگزاري فستيوال فيلم تهران كرد و گفت براي اينكه كار از نظر تبليغاتي خوب هدايت شود مسئولان اين فستيوال را از ميان خود شما انتخاب خواهيم كرد. او چند روز بعد فريدون معزي مقدم را به عنوان دبير فستيوال فيلم تهران معرفي نمود. فريدون معزي مقدم از دوستان نزديك احمدرضا احمدي و اسماعيل نوري علا بود و به عنوان شاعر موج نو آثارش را در جزوه شعر و مجله فردوسي چاپ مي كرد.

من با قاطعيت اعلام مي كنم كه تمام فيلم هاي پرفروش و نامدار دوران پهلوي با حمايت دفتر فرهنگي فرح پهلوي مطرح شدند. البته آنها اعتقاد داشتند كه بايد سينماي ايران را تغيير محتوايي داد. به همين سبب تشكيلاتي به نام سينماگران پيشرو را سازمان دادند. پرويز صياد رابط اين تشكيلات با دفتر فرح بود و خودش هم از اين رهگذر بسيار منتفع گرديد. او هر سال با كمك مالي اين دفتر يك فيلم به اصطلاح روشنفكرانه مي ساخت و توانست با نفوذ فرح پهلوي قطعه زميني در مقابل خيابان جام جم را از دولت بگيرد و در آن سالني به نام سينما تئاتر كوچك تهران را ايجاد نمايد.

يكي از فيلم هايي كه با كمك مالي و بودجه عريض و طويل دفتر فرح مطرح شد، مي توان به فيلم قيصر اشاره كرد. البته مسعود كيميايي از اولين فيلم خود يعني «بيگانه بيا» مورد حمايت اين دفتر بود. او از دوستان احمدرضا احمدي و فيروز شيروانلو و اسماعيل نوري علا بود.

به خاطر دارم كه روزي احمدرضا احمدي به دفتر كارم تلفن كرد و از من خواست تا بعدازظهر همان روز براي ديدن يك فيلم به استوديويي در خيابان طالقاني كنوني (تخت جمشيد) بروم. آن روز در اين استوديو فيلم قيصر را نمايش دادند. پس از پايان فيلم قيصر مقداري درباره آن صحبت شد و روز بعد احمدرضا احمدي به سراغ من آمد و خواست تا چند نقد فيلم به شكل هاي مختلف درباره اين فيلم بنويسم. روزي كه اين فيلم اكران شد. اين نقدها در جرايد مختلف چاپ گرديد. با اكران شدن اين فيلم نوري علا، احمدرضا احمدي و فيروز شيروانلو در يك ديدار از من، ستار لقايي، عباس پهلوان(1) و عليرضا نوري زاده(2) خواست تا تمام توان تبليغاتي جرايد تهران را مصروف اين فيلم نماييم. به خاطر دارم كه من خودم به تنهايي بيش از 10 نقد فيلم درباره قيصر نوشتم و در روزنامه و مجلات مختلف چاپ كردم. افزون بر آن چند مصاحبه با شخصيت هاي سينمايي از هنرپيشه ها تا كارگردانان درباره اين فيلم انجام دادم و آنها را نيز چاپ كردم.

البته تمام اين نقدها و مصاحبه ها جنبه رپرتاژ آگهي داشت و مديران جرايد پس از چاپ براي آن فاكتور تهيه مي كردند و به احمدرضا احمدي مي دادند و او چك مربوط به آنها را برايشان مي آورد. فيروز شيروانلو براي من و ساير نويسندگاني كه اين مطالب را مي نوشتند نيز مزايايي در نظر گرفته بود و بابت هر نقد فيلم با مصاحبه اي كه چاپ مي شد هزار و پانصد تومان مي پرداخت و تهيه كننده فيلم عباس شباويز نيز بابت هر نقد يا مصاحبه مبلغ سيصد تومان به من يا ديگران مي داد.

اين تنها در مورد قيصر اتفاق نيفتاد. وقتي قرار شد فيلم آرامش در حضور ديگران ساخته ناصر تقوايي اكران شود، همين كار انجام شد و من و هوشنگ اعلم، ستار لقايي، محمدعلي سپانلو، [اسماعيل] نوري علا و عليرضا نوري زاده هر يك مطالبي درباره آن نوشتيم كه به صورت رپرتاژآگهي در جرايد چاپ شد. ناصر تقوايي اين فيلم را از روي داستاني نوشته غلامحسين ساعدي ساخته بود. لانسه كردن خسرو هريتاش يكي ديگر از اقدامات همين گروه بود.»

ارسال نظر