محمد رضا سرشار به تازگی از به انجام رساندن ویراست جدید کتاب "راز شهرت صادق هدایت"فراغت یافت.
وی تالیف این کتاب جنجالی را در سال 1384 در 200 صفحه قطع رقعی به پایان رسانده بود؛ و چاپ اول آن در سال 1385 توسط کانون اندیشه جوان منتشر شد.
کتاب مذکور ازهمان ابتدا با واکنش تند احساسی جناح شبه روشنفکری رو به رو شد؛ بی آنکه هیچ یک از آنان اقدام به نوشتن نقدی علمی در باره آن کند. به طوری که کلیه کتابفروشیهای متعلق به این طیف - حتی آنهایی که دیگر کتابهای ناشر این کتاب را برای فروش عرضه می کردند - از پذیرش آن برای فروش، خودداری کردند. با وجود آن، در استقبالی گرم از سوی جامعه، در طی سالهایی که از انتشار آن می گذرد، پنج چاپ مکرر را به خود دید.
سرشار در سال جاری، بر اساس یادداشتهای جدیدی که در همین ارتباط برداشته بود، اقدام به تجدید نظر در این کتاب کرد؛ تا نسخه ای به مراتب کامل تر، از این موضوع در اختیار علاقه مندان قرار دهد.
در این ویراست، مطالبی جدید به بخشهای قبلی کتاب افزوده شده؛ و پنج بخش تازه نیز به کتاب اضافه شده است.
حجم مطالب افزوده شده در ویراست جدید ، حدود صد صفحه، یعنی نیمی از حجم چاپهای قبلی آن است.
دفتر شعر جوان شاخه ادبی حزب منحله مشارکت/ با کمکهای دولتی ادعای استقلال میکنند
خبرگزاری فارس: یک شاعر گفت: دفتر شعر جوان و خانه شاعران یک نقاب و یک پوشش است اما در حقیقت یکی از شاخههای حزب مشارکت بود. یعنی دفتر شعر جوان شاخه ادبی فرهنگی حزب منحل شده مشارکت بود.
معاون فرهنگی ارشاد با افتخار میگوید ما هر کاری که بتوانیم برای آقای عبدالملکیان انجام میدهیم
-------------------------------
به گزارش خبرگزاری فارس، ماجرای اهدای جایزه قیصر امینپور به شاعر معاند و عارض نظام و حرف و حدیثهایی که درباره عملکرد دفتر شعر جوان وجود دارد منجر به واکنشهایی میان شاعران کشورمان شد که ما برای مطلع شدن درباره فعالیتهای این دفتر و اینکه باید با این جریان چه کرد سراغ یکی از شاعران و فعالان فرهنگی کشورمان رفتیم و درباره اینکه این دفتر از کجا آمده و چگونه به اینجا رسیده و حمایت چه تشکلها افرادی پشت این قضیه است به گفتوگو نشستیم. مصاحبه با کاظم رستمی به این شرح است:
**شما هم از مجموعههای فرهنگی هنری مخالف حمایت نکنید
*فارس: با توجه به اتفاق پیش آمده در دفتر شعر جوان و اهدای جایزه به فردی که سابقه مخالفت علنی با نظان جمهوری اسلامی دارد، به نظر شما شیوه و نحوه برخورد با این جریان چه طور باید باشد؟
رستمی: با صراحت میگویم مطمئنم با انتقادهای رسانهای از این جریان هیچ اتفاقی نمیافتد و این جماعت به کار خودشان ادامه میدهند. چون تشکیلاتشان ریشهدارتر از این حرفها است با این بحثهای رسانهای بعید است کاری انجام شود چون اینها زمانی که در دولت اصلاحات میخواستند خانه شاعران را تشکیل بدهند با آن سیاستهای بسیار هوشمندانه و دقیق دولت اصلاحات البته در جهت تحقق اهداف خاص خودشان، تشکیل این مجموعه را به صورت یک مجموعه کاملا قانونی، به صورت NGO مصوب کردند و هیچ کس چیزی نمیتواند به آنها بگوید البته کاری میشود در این باره کرد که البته بعید میدانم این معاونت فرهنگی فکرش هم برسد، وقتی معاون فرهنگی با افتخار میگفت آقای عبدالملکیان همیشه اینجاست خیلی آدم پیگیری است ما هر کاری که بتوانیم برای ایشان انجام میدهیم و پیگیری این فرد این قدر برایشان کار مثبتی تلقی میشود و خیمهزدن این فرد در ارشاد این قدر مهم است که و در هر ساعتی از روز که به ارشاد بروید بالاخره در یکی از اتاقها یا پسر را مییابید یا پدر را، بعید به نظر میرسد هوشمندی مدیریت این جریان را داشته باشند. اما بالاخره ارشاد میتواند اگر هوشمندی در مدیریت فرهنگی ندارد حداقل از روی دست دولت اصلاحات کپیبرداری کند به این شکل که مجموعههای NGO های فرهنگی هنری که به لحاظ سیاستگذاری و جهتگیریهای فرهنگی با سیاست آنها نمیخورد، کمکها و حمایتهای ارشاد به لحاظ مادی و معنوی را به شکلهای مختلف کم شود یا انجام حمایت نکنند دقیقا کاری که دولت اصلاحات با مجموعههای فرهنگی هنری که جهتگیری مد نظر آنها را نداشتند، انجام میداد.
فارس : دولت اصلاحات به مجموعههای فرهنگی و هنری مخالف با ایدئولوژی خودش بودجه نمیداد؟
رستمی: بله. نه اینکه مستقیم بگویند نمیدهیم بلکه به بهانههای مختلف آنها را در پیچ و خمهای اداری گیرشان میانداختند به صورتی که در سالهای پایانی دولت اصلاحات مجموعههای فرهنگی و هنری که مستقل بودند و به لحاظ جهتگیری و سیاستها در خط انقلاب اسلامی بودند واقعا رمقی برایشان نمانده بود و خیلیها از بین رفته بودند. اما اتفاقی که الان میافتد این است در دولتی که ادعای شعارهای انقلاب اسلامی دارد به این دفتر شعر جوان، اگر بیشتر از دولت اصلاحات کمک نکرده باشند، کمتر کمک نکردهاند و در حقیقت نه دولت از این ماجراها خبر دارد و نه حتی وزارت ارشاد و این دقیقا اتفاقی است که در خود معاونت فرهنگی ارشاد میافتد.
**دفتری برای تبدیل شاعران جوان به افرادی سیاسی و عصبی
وقتی کارکرد و رفتار این مجموعه مشخص است و حتی شما یک باز خور یا یک کار از مجموعه فعالیتهای اینها نمیتوانید پیدا کنید که کوچکترین همخوانی با فضای انقلاب داشته باشد، اینهمه کمک و حمایت عجیب تر مینماید. یکی از استادان ما که شاید راضی نباشد اسمش را بگویم میگفت دفتر شعر جوان تبدیل شده به یک میتینگ سیاسی برای بچهها علاقهمند به شعر که این بچهها را به اسم شعر تبدیل کنند به یک مشت آدم عصبی سیاسی مخالف نظام. آن وقت از یک همچنین مجموعهای آقایان معاونت فرهنگی با چه توجیهی از اینها حمایت میکنند. من که این حرفها را میزنم از طریق جلسات مختلف خبر دارم که چه کمکهایی به این مجموعه میشود و چه قراردادهایی دارند.
فارس: به چند تایی از این قراردادها اشاره میکنید؟
رستمی: مطمئن باشید کتابهایی که اینها منتشر و توزیع میکنند بدون حمایت مستقیم معاونت فرهنگی نیست. بارها شاهد بودهام در ایام مختلف وقتی گزارش میدهند برای گرفتن تسهیلات با شاعرانی تماس میگیرند که در طول سال یک بار هم پایشان آنجا نرسیده و با قراردادن این افراد در رودربایستی اسمشان را در لیست شاعران میگذارند تا از تسهیلات استفاده کنند. البته این کارها کارهای خیلی کوچکشان است.
** سخن گفتن علیه نظام در دفتر شعر جوان امری رایج و عادی است
فضای شعری در دفتر شعر جوان به چه صورت است؟
رستمی: اگر در جلسات دفتر شعر جوان شرکت کنید میبینید سخن گفتن علیه نظام و علیه اعتقادات و انقلاب اسلامی سکه رایج آنها است و افرادی که کوچکترین تعلق خاطری به ارزشها دارند، نمیتوانند در آن فضا حاضر شوند. دفتر شعر جوان و خانه شاعران یک نقاب و یک پوشش است اما در حقیقت یکی از شاخه های حزب مشارکت است. والسلام. یعنی دفتر شعر جوان شاخه ادبی فرهنگی حزب مشارکت است. حالا این اشکالی ندارد. سیاست جمهوری اسلامی سیاست بازی است. کار کنند تحرب کنند، کاری با اینها نیست. آوانگارد باشند یا اپوزیسیون باشند، نظام کار ندارد اما اینکه وزارت ارشاد این دولت و معاونت فرهنگی با این ادعاها که کارش به سانسور منظومه لیلی مجنون نظامی میرسد و اینها را به آلاف و علوف رسانده جای تعجب دارد.
ممکن است بگویید این حرفها و بحث بریز و بپاش و خورد و خوراک من به عنوان شاعر متعهد به انقلاب که از جمع اینها دور هستم، میگویم. اما هم فکرهایشان هم با اینها به شدت درگیر هستند در جلسههایشان پا نمیگذارند و با آنها قهر کردهاند. برای اینکه این مجموعه پدر و پسر و عروس، حتی برای هم پالگیهایشان در جریان روشنفکری جای لفت و لیس باقی نگذاشتهاند و هر چه آنجا میرود برای این ۳ نفر است حتی جوانترها و پیشکسوتان شعر روشنفکری که اینها را میشناسند سراغ اینها نمیرود و متکفل همه این بریز و بپاشها شده معاونت فرهنگی و این نکتهاش خیلی بامزه است.
**باغ قلهک پیشکش، میراث ملی و فرهنگی ما را زا دفتر شعر جوان پس بگیرید!
فارس: اصلا ماجرای دفتر شعر جوان از کجا شروع شد؟
رستمی: این دفتر بعد از خانه شاعران تاسیس شد و بعد هم مستقل شد اما به لحاظ مکانی در همان باغ دراندرشتی که آقای خاتمی به آنها اهدا کرده، حضور دارند. حرف من این است که این روزها اینهمه حرف و بحث و جدل بر سر باغ قلهک وجود دارد که باغ قلهک را ناصرالدین شاه به انگلیسیها داده حالا یا اجاره بوده یا بخشش و از این بحثها و نظام دنبال این است است که این باغ را پس بگیرد من میگویم باغ قلهک پیش کش یک آقایی به نام رئیسجمهور در دورهای آمده و میراث فرهنگی این مملکت را هبه کرده به یک NGO و این باغ جزء میراث مملکت بوده اگر راست میگوید این باغ را پس بگیرد.
بدون حمایتهای بیشائبه معاونت فرهنگی ارشاد نه این مجموعه بلکه هیچ مجموعه فرهنگی نمیتواند سرپا بماند چون مملکت ما طوری نیست که مجموعههای ادبی و فرهنگی روی پای خود بمانند و کار تجاری کنند البته اینها یک مغازه دارند روبروی دانشگاه تهران و زمانی که خانم راکعی در مجلس بود این مغازه را مجموعه بخشی و این مغازه حداقل دو میلیارد ارزش دارد و این جدای از بودجههایی بود که زمان حضور این خانم در مجلس ششم برای این مجموعه تصویب میشد و اواخر عمر مرحوم قیصر امینپور این جریان لو رفت و رسانهای شد و جمع کثیری از شاعران پیشکسوت و متعهد از این جریان انتقاد کردند و در آن زمان مقالات و مصاحبههایی منتشر شد که مصادف شد با بستری شدن مرحوم قیصر و دوستان به احترام او سکوت کردند بعدش هم قضیه همین طوری ماند.
حالا ببینید این مغازه را از مجلس به آنها بخشیدند. باغ را نظام داده الان هم از ۵۰ تا فعالیتشان هزینه ۴۸ فعالیتشان را معاونت فرهنگی میگیرند. آن وقت با این وضع شاعران متعهد ما که از انقلاب اسلامی میگویند میشوند شاعر حکومتی و اینها با این ریخت و پاشها و بودجههایی که می گیرند میشوند شاعر آزاد!
ارسال نظر