آخرین خبر

  • • 2300 تهاجم طی ۱۰ روز / حمله وهابی‌ها به سایت جشنواره داستان «فتنه و بیداری»
  • چهارشنبه 23 آذرماه 90

    نسخه چاپيارسال به دوستان
    خبرگزاری فارس: دبیر جشنواره داستان «فتنه و بیداری» گفت: در جشنواره دوم داستان فتنه بخش «بیداری» به عنوان آن افزوده شد که گنجاندن این عنوان خیلی‌ها را تکان داده و در نهایت منجر به هک شدن سایت از سوی وهابیون بر آن شد.
    خبرگزاری فارس: ۲۳۰۰ تهاجم طی ۱۰ روز / حمله وهابی‌ها به سایت جشنواره داستان «فتنه و بیداری»

    رحیم مخدومی، نویسنده و دبیر جشنواره داستان «فتنه و بیداری» در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس گفت: سال گذشته از سوی سایت «جرس» منسوب به مهاجرانی وزیر دولت اصلاحات پیرامون این جشنواره جوسازی گسترده‌ای صورت گرفت.
    وی در این راستا افزود: این جوسازی‌ها جهت تخریب افکار عمومی بود، به شکلی که عنوان کردند این جشنواره‌ها مردمی نیستند و برگزارکنندگان آن در قالب برگزاری یک جشنواره نویسندگان را گرد خود می‌آوردند که با این سخنان در پی تحریم این جشنواره از سوی مردم بودند.
    دبیر جشنواره داستان «فتنه و بیداری» افزود: اما در مواجهه با این تهاجم گسترده، خوشبختانه نویسندگان آگاه‌تر عمل کردند و تحت تاثیر این سخنان قرار نگرفته و به جشنواره آثار خوبی هم ارسال شد که در نهایت محصول جشنواره چاپ سه جلد کتاب بود.

    مخدومی اظهار داشت: در جشنواره دوم موضوع «بیداری» در کنار فتنه قرار خواهد گرفت؛ عنوان جشنواره نخست داستان فتنه بود اما جشنواره دوم داستان فتنه و بیداری خواهد بود،که گنجاندن این عنوان بیداری بسیاری از افراد را تکان داده چرا که بیشتر حمله‌های رصد شده از خارج از کشور بود.
    دبیر این جشنواره با اعلام آماری عجیب از تهاجم گسترده به سایتی که تنها مردمی و متعلق به یک جشنواره است، بیان کرد: وهابیان سایت جشنواره را هک و عکس فهد را روی سایت قرار دادند.

    به گفته وی، در دهه اول محرم که همگان در پی عزاداری بودند تعداد زیاد حملات در دهه اول محرم صورت گرفت، در هنگام عزاداری‌ ایام محرم وهابیان در پی تحقق اهداف خود بودند که ظرف این چند روز حدود 2 هزار و 300 حمله از داخل و خارج از کشور به سایت ثبت شده است.
    وی گفت: به این دلیل که سایت ما مردمی است و امنیت لازم را ندارد به راحتی مورد تهاجم قرار می‌گیرد؛ اما با تلاش دوستان این سایت از هک خارج شد.

    مخدومی ابراز داشت: دو سایتی که در ایام دهه اول محرم مورد تهاجم گسترده و حملات فراوان قرار گرفت «رسول آفتاب» و «مردان درد» نام دارند؛ مبارزه همچنان ادامه دارد چراکه این حملات را همچنان شاهد هستیم.
    وی در باره اقدامات امنیتی سایت افزود: امروز در تلاشم تا این مشکل برطرف شود، اما تاکنون مشکلات برطرف نشده است.

    دبیر جشنواره داستان «فتنه و بیداری» ادامه داد: برخی از دوستان تماس گرفته و برای ارسال آثار سوالاتی می‌کنند، آدرس پستی ارائه شده اما در تلاشیم مشکل سایت را به سرعت حل کنیم تا علاقه‌مندان در ارسال دچار مشکل نشوند.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: اگر با قدری دقت و خونسردی مطلب را مطالعه کرده ادامه
  • Anonymous: ایا تیتری که انتخاب شده با متن گفتگو همخانی ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار چاپ چهارم "سفر به جنوب" از محمد رضا سرشار
  • چهارمین چاپ کتاب "سفر به جنوب" از محمد رضا سرشار، به وسیله انتشارات سوره مهر منتشر شد.در مقدمه این کتاب که توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، برای چاپ اول آن در سال 1370 نوشته شده، آمده است:
    "نام رضا رهگذر در ادبیات کودکان و نو جوانان انقلاب نامی آشناست.او در اردیبهشت سال 1365 که سفری به جبهه های جنوب داشت، یادداشت هایی را به همراه خود آورد که محصول دیده ها و شنیده های او از رزمندگان نوجوان بود.
    صفحات مقاومت هشت ساله ملت ما در برابر یک تجاوز جهانی پر است از این گلچهره های نوجوان ،که طراوت انقلاب ما ، مدیون ایمان و مقاومت آنان است."
    کتاب "سفر به جنوب، که مخاطبان آن را نوجوانان تشکیل می دهند، در نخستین جشنواره کتاب کودک و نوجوان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، به عنوان کتاب تقدیری برگزیده شد و جایزه گرفت.
    چاپ چهارم این کتاب در 53 صفحه قطع رقعی،به بهای 1600 تومان، با شمارگان 2500 نسخه منتشر شده، و جمع شمارگان آن تا کنون، 14،100 نسخه است.
    .

خواندني‌هاي وب


گفت‌وگوی تفصیلی فارس با نویسنده کتاب «قصه کربلا» قزلی: روایت ساده‌ای از کربلا نداشتیم/ از کتاب‌های شجاعی لذت نمی‌برم

خبرگزاری فارس: مهدی قزلی نویسنده کتاب «قصه کربلا» معتقد است: یکی از مشکلات ما در کتاب‌های داستانی و روایی عاشورا، این است که یک روایت ساده از این حادثه بزرگ نداریم. یک نفر پیدا نشده کتابی بنویسد که خالی از زوائد معمول باشد و خواننده کم‌حوصله را اقناع کند.
خبرگزاری فارس: قزلی: روایت ساده‌ای از کربلا نداشتیم/ از کتاب‌های شجاعی لذت نمی‌برم

به گزارش خبرگزاری فارس، مجلد 10 جلدی «قصه کربلا» دو سال پیش، درست در آستانه محرم منتشر شد، اما به دلیل شرایط آن روز کشور و توجه رسانه‌ها به رخدادهای سیاسی نشأت گرفته از فتنه 88 موجب شد تا این اثر تألیفی مهدی قزلی، نویسنده، روزنامه‌نگار و سردبیر مجله مذهبی و ماهانه «همشهری آیه» دیده نشود و در محاق بماند.
قصه کربلا، هرچند امروز به چاپ سوم رسیده است، اما نویسنده آن معتقد است که اگر رسانه‌ها به آن بیش‌تر می‌پرداختند و روش توزیع بهتری از سوی ناشر دنبال می‌شد، می‌توانست چاپ‌های بیش‌تری خورده باشد.

قصه کربلا، شامل 10 مجلد با عناوین فصل امام، فصل علمدار، فصل پیامبر دوباره، فصل صبر، فصل کوفه، فصل یاران، فصل دشمنان، فصل اسارت، فصل انتقام و فصل عاشقی است. متن‌های کوتاه، بدون آراستگی شعری و فارغ بودن از عاطفه‌مندی‌های مرسوم در آثار آئینی و در یک کلام، پرهیز از روضه‌خوانی و تحریک احساسات مخاطب از مشخصات «قصه کربلا» است.
با مهدی قزلی، گفت‌وگوی مفصلی انجام شد که آنچه پیش روی شماست، بخشی از آن مصاحبه تفصیلی است.

* یک روایت ساده از عاشورا نداشتیم

فارس: نوشتن کتاب‌هایی در زمینه عاشورا، معمولاً با برانگیختن احساسات و عواطف مخاطب توأم است. نویسندگان این دست کتاب‌ها بیش از آنکه به اصل ماجرا بپردازند و معرفت خواننده را بالا ببرند، سعی می‌کنند برای او روضه بخوانند. اما شما در «قصه کربلا» این کار را نکرده‌ای. همه چیز سرراست و بدون حاشیه است. این کار آیا باعث افت مخاطبی که دنبال آن جور کتاب‌هاست نمی‌شود؟

یکی از مشکلات ما در کتاب‌های داستانی و روایی عاشورا، همین است که یک روایت ساده از این حادثه بزرگ نداریم. اینکه یک نفر پیدا نشده کتابی بنویسد که خالی از زوائد معمول باشد و خواننده کم‌حوصله را اقناع کند. به نظر من، این یکی از نقاط ضعف کتاب‌های حوزه عاشوراست و به گمانم کمتر کسی هست که جرأت بکند و سراغ مقاتل، احادیث و گفته‌ها برود و یک روایت ساده و بی‌پیرایه از آنها استخراج کند. به همین دلیل است که کتاب «آه» ویراسته یاسین حجازی که حاصل بازخوانی و ویرایش مقتل «نفس المهموم» است، حسابی جا باز می‌کند و پرمخاطب می‌شود.

حجازی در این کتاب، مقتل را ساده‌سازی و مرتب کرد. کاری کرد که مخاطب به راحتی بتواند با آن ارتباط برقرار کند. به همین دلیل بود که «آه» گرفت. به نظر من، ما روضه و روضه‌خوانی به اندازه کافی داریم و هیأت‌های مذهبی به خوبی این کار را انجام می‌دهند. منتها این که در مجلد 10 جلدی «قصه کربلا»، من هیچ رقم سراغ این کار نرفته‌ام را قبول ندارم. جلد دهم ـ که نامش «فصل عاشقی» است‌ ـ مقداری به روضه‌ نزدیک شده است. برای همین در سایر فصل‌ها و جلدها تا حد امکان از احساس‌برانگیزی جدا شده‌ام و تا توانسته‌ام یک روایت ساده از ماجراها و وقایع عاشورا و قبل و بعد آن ارائه کرده‌ام.

به نظر خودم، این کتاب همان است که قبلاً در میان آثار داستانی حوزه عاشورا دیده نمی‌شد و شاید جایش خالی بود. مخاطب شاید حوصله نداشته باشد از میان شاعرانگی و پیراستگی‌های ادبی، اصل حادثه را از دل یک کتاب بیرون بکشد. می‌خواهد بداند روز هفتم چه شد یا «مسلم»، سفیر سیدالشهدا (ع) که بود. تاریخ را که ورق می‌زنیم، تازه پی به وجود مبارک حضرت مسلم (ع) می‌بریم. امیر مؤمنان (ع) این شخصیت بزرگ و جنگ‌آور را بال چپ سپاه خودش قرار می‌داده یا در فتح روم، او از خود شهامتی نشان داده که در تاریخ به خوبی ثبت شده است. او داماد علی هم هست و فقط پسرعموی امام حسین (ع) نیست. وقتی او به شهادت می‌رسد، فرزندان مسلم نزد دایی‌شان می‌آیند و در رکاب او قرار می‌گیرند. «قصه کربلا» زود می‌رود سر اصل مطلب و حاشیه نمی‌رود.

* «مختارنامه» به فهم واقعه عاشورا کمک کرد

فارس: با این حساب، آیا شما در «قصه کربلا» تلاش کردید زوایای پنهان و ناشناخته حادثه عاشورا را پیدا و معرفی کنید؟

قزلی: کربلا و عاشورا، نقاط بسیار فراوانی دارند که از دیده‌ها پنهان مانده است. مثلاً کوفه زمان امام حسین (ع) خیلی سئوال‌برانگیز است. چرا بخشی از مردمی که قبلاً با علی (ع) بوده‌اند، حالا به این سو غلتیده‌اند؟ هرچند مجموعه تلویزیونی «مختار» به فهم این ماجرا و نحوه پدید آمدن واقعه عاشورا کمک کرد، اما ما به یک روایت سرراست و کوتاه نیاز داشتیم تا بدانیم در کوفه چه خبر بوده است. همین که بگوییم چه کسانی در این شهر بوده‌اند، تا اندازه‌ای کفایت می‌کند.

من در این کتاب دنبال روضه‌ خواندن نبودم و به کسانی فکر می‌کردم که نمی‌خواهند در تاریخ پژوهش کنند، اما می‌خواهند اصل ماجرا را بدانند و اثری کوتاه دم دستشان نیست. بنابراین، کتاب من برای آنانی نیست که شخصیت پژوهشگرانه دارند و موضوع را محققانه دنبال می‌کنند. این کتاب برای آنانی است که موضوع ادبیات برایشان جدی است و آمده‌اند حالی ببرند و کیفی بکنند. البته سعی کردم شیوه‌ام برای روایت کار، پژوهشگرانه بر مبنای ساده‌نویسی باشد. امتحان کردم و دیدم جواب داد. در دنیایی که همه چیز را باهم قاتی می‌کنند و زلم زیمبو به آن می‌بندند تا اصل ماجرا گم بشود، دوست داشتم کاری انجام دهم که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند.

جالب است که بعضی از دوستان مثل داوود غفارزادگان یا زهیر توکلی از من تشکر کردند و گفتند، کار خوبی بود و ما آن را به بچه‌هایمان دادیم. گمان می‌کنم از جهت همین سادگی بوده است. دلیل لطف این دوستان آن بود که کار، ساده نوشته شده و با همه گروه‌های سنی به راحتی ارتباط برقرار می‌کند. البته، معتقدم که بدون تحلیل هم نیست؛ منتها بعضی‌ها می‌گویند که در کار، لوس‌بازی ادبی هم دیده می‌شود! من نظر این دوستان را نه می‌توانم تأیید و نه رد کنم. بالاخره هر کسی یک جور با کار ارتباط برقرار می‌کند.

* از حضرت قاسم (ع) چیزی در تاریخ نیست

فارس: قبل از اینکه سخنی از انتشار بشود، کار نوشته شده بود یا ابتدا طرح آن را نوشتید و سپس کار را کامل کردید؟

قزلی: من این کار را به عنوان یک طرح به ناشر (عماد) داده بودم. ابتدا گمان نمی‌کردم کتاب را به این شیوه بنویسم. یعنی فصل‌های کتاب، اینها که می‌بینید نبود. به نظرم می‌رسید که یک فصل را به حضرت قاسم (ع) بدهم. اما وقتی سراغ نوشتن آن رفتم، دیدم که ما از او در تاریخ هیچ چیزی نداریم. غیر از روضه‌هایی که خوانده می‌شود یا آنچه اهل منبر می‌گویند، منبعی در این حوزه ندیدم. فصل قاسم (ع) فقط سه ـ چهار صفحه از آب در می‌آمد که برای کتاب شدن خیلی لاغر بود. نحیف‌ترین کتاب این مجموعه الآن به حضرت علی‌اکبر (ع) اختصاص دارد؛ چون تاریخ به آن اندازه‌ای که مداحان و ذاکران می‌گویند، پر و پیما نیست و اطلاعات قابل استنادی به مخاطب نمی‌دهد.

فکر می‌کردم علی‌اکبر (ع)، قاسم (ع) و بعضی اصحاب ـ مثل حر ـ هرکدام یک کتاب می‌شوند. فکر می‌کردم می‌شود برای یزید یا شمر هرکدام یک فصل اختصاص داد و از پلیدی‌های این آدم‌ها گفت، اما واقعاً نشد. بنابراین همه دشمنان را در یک فصل جمع کردم. درباره یاران هم همینطور. همه را جمع کردم و در یک فصل آوردم، چون بالاخره باید چیزی از آنها در تاریخ باشد تا بشود قصه‌شان را نوشت. وقتی می‌گردی و نیست، چه باید بکنی؟ باید بروی پژوهش جدی‌تری در تاریخ آغاز کنی که سرانجام به درد مخاطب عمومی این کتاب‌ها نمی‌خورد. بنابراین آهسته آهسته به این نتیجه رسیدم که حضرت عباس (ع) و حضرت زینب (ع) می‌توانند صاحب یک کتاب باشند، اما نه از یاران و نه از دشمنان، از هیچکدام آنقدر منبع و مطلب نیست که بشود مستقلشان کرد.

* فصل عاشقی چگونه شکل گرفت

فارس: خیلی‌ها قصه کربلا را تا شهادت حضرت و یارانش دنبال می‌کنند. در روضه‌خوانی‌ها و مجالس اهل بیت (ع) هم معمولاً اینطور است که روز عاشورا انگار همه چیز تمام می‌شود. اما شما این ماجرا را دنبال کرده‌اید. این کار علت خاصی داشت؟

قزلی: حادثه عاشورا، رخداد عظیمی است که نمی‌توانستم آن را در اوج رها کنم. حوادث و رویدادهای بعد از آن بود که اصل حادثه را برجسته کرد. اسارت اهل بیت (ع) و سال‌ها بعد، حس خوب انتقام مختار را نمی‌شد نادیده گرفت. بنابراین دو فصل اسارت و انتقام، پس از هفت فصل قبلی به مجلدات اضافه شد. بعد از آن که مجموعه کتاب به 9 فصل و جلد رسید، دیدم لابه‌لای این فصل‌ها مطالبی هست که می‌شود جدایشان کرد و به جلد دهم انتقال داد. جنس این مطالب از جنس مطالبی نبود که در 9 جلد آمده بود و همین‌ها بود که فصل عاشقی را تشکیل داد.

* الله بختکی پای کار ننشستم

فارس: این فصل، ریتم دیگری دارد و همان جنبه‌های عاطفی را در خود جای داده است.

قزلی: بله. روایت این جلد با فصول قبلی متفاوت است. در آن فصل‌ها، روایت ساده و بی‌پیرایه‌ای از شخصیت‌ها و حوادث ارائه شده بود، در حالی که فصل عاشقی چنین نیست. به نظر خودم، فصل عاشقی، کتاب خوبی از آب در آمد و به تعبیری نمک فصل‌های قبلی است. من اصلاً به این چینش فکر نکرده بودم. البته عقیده‌ام این نیست که نویسنده نباید به کارش فکر کند و الله بختکی برود بنشیند پای کار. می‌دانستم که زبان، نثر و نوع روایتم باید چگونه باشد؛ می‌دانستم که چگونه می‌خواهم سراغ تاریخ بروم؛ قالبم را می‌شناختم و قبلاً روی آن کار کرده بودم. بنابراین، بخشی از کتاب امام خارج شد و به فصل عاشقی رفت. بخش دیگری از همین کتاب، راهی کتاب عباس شد تا به تعبیری بشود کار را بالانس کرد.

* با کارهای سیدمهدی شجاعی بزرگ شدم، اما حالا به من نمی‌چسبد

فارس: یک بار دیگر به سئوال اول برگردیم. با این توضیحات مفصل، گمان می‌کنم تعمداً در پی آن بودید که کتاب، صرفاً احساس و عاطفه نباشد و از مصیبت‌خوانی فاصله بگیرد. درست است؟

قزلی: اجازه بدهید این سئوال شما را یک جور دیگر جواب بدهم. من با کتاب‌های سیدمهدی شجاعی زندگی کرده‌ام. از دوره دبیرستان با کتاب‌های «پدر، عشق، پسر»، «آفتاب در حجاب» و «کشتی پهلو گرفته» آشنا شده و بارها آنها را خوانده‌ام. بسیار کتاب‌های عالی‌ای هستند. من از این کتاب‌ها خیلی استفاده کرده‌ام و نامردی است اگر آدم کتابی را خوانده و لذت برده باشد، اما نگوید. افتخار می‌کنم که «کشتی پهلوگرفته» را از معلم هندسه‌مان گرفته‌ام، آن را خوانده‌ام و بارها با آن گریه کرده‌ام، اما الآن دیگر خواندن این کتاب به من نمی‌چسبد. چون رویه سیدمهدی شجاعی در پرطمطراق کردن ماجرایی که خودش کشش لازم را ندارد، نمی‌پسندم. با این حال، من از این کتاب‌ها استفاده کرده و تأثیر گرفته‌ام. اگر الان کتاب‌ »آفتاب در حجاب» را به من بدهند و بگویند چه بخش‌هایی از آن زائد است، جسارتاً خیلی از کتاب را کوتاه می‌کنم. نگاه من امروز، ناظر بر روایت ساده و خالی است و به پردازش ماجرا به شکل احساسی قائل نیستم.

در کتاب «قصه کربلا» حواسم بود که درگیر سانتی‌مانتالیسم و احساس‌گرایی مفرط نشوم، اما دنبال آن هم نبودم که کار خیلی خشک شود. کتاب من، ادبیات و شروع، وسط و پایان دارد. پنهان کردن اطلاعات هم در آن هست. با این حال، تمام این‌ها اصل روایت را به هم نمی‌ریزد. فکر می‌کنم اگر کسی بخواهد ماجراهای کوفه، مختار، کربلا، امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) را در 45 دقیقه بخواند، بهترین کتاب، کتاب من است. هم راحت خوانده می‌شود، هم کوتاه است و هم از یک نظر کامل است؛ یعنی از سر تا ته ماجرا را رفته است. البته پژوهشگرانه نیست، اما برای کسی که می‌خواهد اصل جریان را بفهمد، سرراست و گویاست.

2 نظر

ایا تیتری که انتخاب شده با متن گفتگو همخانی دارد ؟ اقای قزلی گفته اند که زمانی که محصل دبیرستان بودهاند
کتابهای اقای شجاعی را خوانده وبا ان گریه کرده و لذت برده است . اما حالا ان سبک را نمی پسندد . عیبی ندارد . اما این شجاعت را داشته که بگوید .

ارسال نظر