آخرین خبر

  • • برای نخستین بار، ادبیات پایداری لبنان معرفی می شود: مجموعه کتابهای داستان «قلم رصاص»
  • یکشنبه 30 تیرماه 92

    ارسال به دوستان
    مجموعه کتاب‌های قلم رصاص، برای نخستین بار ادبیات پایداری لبنان را به خوانندگان فارسی‌زبان معرفی می‌کند.
    خبرگزاری فارس: ادبیات پایداری لبنان معرفی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری فارس، این مجموعه هشت جلدی، توسط انتشارات رسالات به زبان عربی منتشر و در سال 1389، در جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، برگزیده شده است.

    مجموعه هشت جلدی قلم رصاص شامل داستان‌های کوتاه و داستان‌های بلند ریسمانی از جنس دل (عبدالقدوس الامین)، بود و دیگر هرگز نخواهد بود (صالح ابراهیم)، بازگشت دوباره (فؤاد مرعی)، زمانی برای کوچ به جایگاه سیمرغ (سدیف حماده)، شما نخواهید خواست (حسن نعیم)، و لبخند زد (جمعی از نویسندگان)، تو سهم منی (جمعی از نویسندگان) و سیاه و سپید (عبدالقدوس الامین) است.

    چاپ اول مجموعه قلم رصاص در قطع جیبی منتشر شده و قیمت دوره هشت جلدی آن، 22،500 تومان ست.

    علاقمندان به تهیه این دوره هشت جلدی، می‌توانند به فروشگاه‌های زنجیره‌ای کتاب «ترنجستان» یا «کتابستان» مراجعه کنند و یا با شماره‌های 22476353 و 09381214964 تماس بگیرند. 

    انتهای پیام/و

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «اگر بابا بمیرد » سرشار به زبان اسپانیولی ترجمه می شود
  • به گزارش خبرگزاری فارس، فهیمه سمسار دبیر شورای ترجمه حوزه هنری با بیان این که کتاب «پایی که جا ماند» خاطرات سید ناصر حسینی پور توسط مریم اورنرو سوله در حال ترجمه به زبان اسپانیولی است، گفت: این کتاب به زودی و پس از انتخاب مترجم به زبان انگلیسی ترجمه می‌شود.

    وی ادامه داد: کتاب «اگر بابا بمیرد» نوشته محمدرضا سرشار نیز توسط نجمه شبیری به زبان اسپانیولی ترجمه می‌شود. «مهمان صخره‌ها» خاطرات خلبان محمد غلامحسینی دیگر کتاب انتشارات سوره مهر است که ترجمه آن به زبان انگلیسی و توسط محسن کریمی به اتمام رسیده و در مرحله ویراستاری است.

    سمسار تصریح کرد: مجموعه داستان طنز «عشق خامه‌ای» نوشته شهرام شفیعی نیز به زبان اسپانیولی در حال ترجمه است.

    شورای ترجمه حوزه هنری با مدیریت حمیدرضا شاه آبادی آثار منتشر شده توسط انتشارات سوره مهر را با کمک مترجمان متخصص و استادان دانشگاه به زبان‌های مختلف ترجمه می‌کند.


دموقراضه يا رمانقراضه؟!/نقدي بر آخرين اثر شجاعي

طه انتظاري- براي خواندن آخرين اثر(البته از نظر زمان توزيع) سيد مهدي شجاعي بايد همه كتابهاي قبلي او را كنار گذاشت. بايد بدون كوچكترين خاطره‌اي از آثار قبلي وي به سراغ «دموكراسي يا دموقراضه» رفت. اما براي يادداشت نوشتن درباره آن حتما بايد همه آن خاطرات را كنار هم رديف كرد. از نثرهاي ادبي-مذهبي او چون آفتاب در حجاب يا حتي قديمي‌ترهايش مثل خداكند تو بيايي گرفته تا داستانهايش در سانتاماريا.


كسي كه همه اينها را خوانده باشد و بعد «دموكراسي...» را بخواند، آنوقت مي‌توان شروع كند به نوشتن درباره چيزي كه معلوم نيست به چه علت عنوان رمان را يدك مي‌كشد. اين كتاب عليرغم داشتن مجوز، چهار سال توزيع نشده بود تا اينكه در ارديبهشت امسال به نمايشگاه كتاب آمد و استقبال نسبي خوبي هم از آن صورت گرفت. البته بنابر ادعاي ناشر كتاب، آن عدم توزيع به خواست خود نويسنده بوده است. البته از همان موقع هم فايل اين كتاب در فضاي مجازي قابل دسترسي بود.

«دموكراسي يا دموقراضه» ماجراي پادشاهي است در كشوري خيالي كه 25 پسر دارد كه آخرين آنها يك عقب افتاده تمام عيار است. قرار مي‌شود بعد از مرگ اين پادشاه حكومت از طريق انتخابات هر دوسال يكبار به يكي از اين پسرها برسد و شگفت آنكه در بيست و پنجمين انتخابات، همان پسر عقب مانده از صندوق راي بيرون مي‌آيد. كنايه‌هاي شجاعي اگرچه خيلي زودتر شروع شده است اما در اينجا پررنگ‌تر مي‌شود: بيست و پنجمين انتخابات در جمهوري اسلامي كدام انتخابات بوده است؟!

از اين دست كنايه‌هاي ريز و درشت در اين اثر زياد است كه قصد ورود به همه آنها را نداريم. چراكه آنچه از اين كنايه‌ها مهمتر است بودن نام سيد مهدي شجاعي پاي اين كتاب است. باز هم نه از اين جهت كه او فردي با سابقه‌اي انقلابي و مذهبي است و نوشتن چنين اثري با كنايه‌هايي كه گاهاً دل را مي‌آزارد از او قابل قبول نيست، بلكه بدين خاطر كه او يك «نويسنده» است؛ نويسنده‌اي كه در آثار پر فراز و نشيبش آثار قابل توجهي چون آفتاب در حجاب و برخي داستانهاي شاهكار در سانتاماريا دارد. در «دموكراسي...» آنچه بيش از همه دردآور و البته بهت آور است زير سوال رفتن همين وجه از سيد مهدي شجاعي است؛ سيد مهدي شجاعيِ نويسنده. اين اثر او در بهترين حالت يك قصه-مقاله است. قبل از اينكه بيشتر به همين ادعا بپردازيم اجازه بدهيد به يك نكته اشاره كنيم.

تمام حرف شجاعي در اين كتاب نشان دادن وضعيت اسفبار ناشي از انتخاب يك عقب مانده است! دروغ، ويراني، عدم شايسته سالاري و... همه چيزهايي است كه او نشان مي‌دهد. اما شايد آن جايي كه وي به حال و روز وحشتناك خواص در حكومت دموقراضه اشاره مي‌كند، بيشتر به شخص شجاعي ازتباط داشته باشد. اما جالب است كه در همين دوره كتاب سراسر بد و بيراه شجاعي از وزارت ارشاد همان دولت مجوز گرفته است!

اين چه خفقان، بي‌كفايتي و بي‌تدبيري در برخورد با خواص است كه خروجي‌اش مي‌شود صدور مجوز و انتشار «دموكراسي يا دموقراضه»؟! در واقع انتشار كتاب سيدمهدي شجاعي اولين دليل در رد ادعاهاي او درباره وضعيت كشور است. بقيه ادعاهايش هم مثل نگاه به مردم و مردم‌داري و احترام به راي و نظر آنها هم كه در وقايع سال 88 به خوبي محك خورد و مشخص شد چه گروه و تفكري براي راي و نظر مردم ارزش قائل نيست. باقي ادعاهاي شجاعي نيز بيشتر نيازمند پاسخگويي در صقالب مطلبي سياسي است نه فرهنگي!

اما همانطور كه گفته شد اين اثر شجاعي اگرچه عنوان رمان را برخود دارد اما از اولين مشخصات لازم براي يك اثر داستاني هم بي‌بهره است. تقريبا توصيف در اثر ديده نمي‌شود. شخصيت پردازي نه تنها صورت نگرفته كه حتي شخصيت اصلي داستان يعني دموقراضه كه تنها شخصيتي است كه شخصيت دارد، دچار تناقض است! يعني نهايتا مشخص نيست كه او يك عقب مانده شل و كور است يا يك شخصيت سياس و مكار كه هوشمندانه‌تر از بقيه برادرانش عمل مي‌كند و در جهت ويراني كشور به خوبي و برنامه ريزي شده گام بر ميدارد؟! حتي راوي و زاويه ديد كه يكي از ستون‌هاي روايت داستاني است در اين اثر معلق است. به وضوح مشخص نيست كجاي ماجرا را راوي تعريف مي‌كند و كدام بخش را پژوهشگر. مرز بين روايت اين دو كجاست و اصلا چه نيازي به اين تفكيك وجود داشته است.

شجاعي لحن طنزي هم براي كتاب خود انتخاب كرده است اما كسي كه ساير آثار وي را خوانده و با طنازي‌های او -خاصه در امروز بشريت- آشنا باشد از طنز دم دستي كتاب در ذوقش مي‌خورد. آوردن كلمه‌اي مثل «اسمارتيز» و بعد در پاورقي تاكيد بر اين نكته كه «معلوم مي‌شود برخي كلمات خيلي هم جديد نيستند» واقعا طنازي است؟ آيا اينگونه نمكين كردن متن، راه حلي نيست كه به ذهن هر نوقلمي مي‌تواند برسد؟ واقعاً از قريحه طنز سيدمهدي شجاعي همين باقي مانده است؛ آوردن «اسمارتيز» در يك سند تاريخي؟

نيمچه سير داستاني هم كه روايت دارد در واقع براي اين است كه بخشهاي مختلف مقاله سياسي سيدمهدي شجاعي را بهم وصل كند. نويسنده در ابتداي هر فصل يكي دو پاراگراف قصه -و نه داستان- تعريف ميكند تا شرايط آماده شود و او بتواند در بخشي ديگر از مقاله خود تصميمات ويرانگر عقب افتاده‌ي هوشمند را تعريف كند.

براي مثال به ابتداي فصل «ويراني مقدمه آباداني است» دقت كنيد. مضمون چند خط ابتدايي اين است: «روزي پادشاه كه براي گشت و گذار به جنگل رفته است دستش از دست محافظش رها مي‌شود و پايش گير مي‌كند به ريشه يك درخت و ميخورد زمين و مجروح مي‌شود و بعد از آن دستور مي‌دهد كه همه چيز بايد ويران شود تا همه جا مسطح گردد!» حالا اگر چند جمله ديگر مثل اينكه محافظ هميشه با او بوده را به خلاصه قصه بالا اضافه كنيد مي‌شود تمام تلاش نويسنده براي اينكه اثرش رنگ و بوي داستان بگيرد و حالا در اين فصل بتواند در باب ويران شدن كشور توسط دموقراضه خطابه بخواند.

عجيب‏تر آنكه كسي در جايي اين اثر را با رمان قلعه حيوانات مقايسه كرده بود! يعني اثر داستاني جورج اورول كه پر است از فضا سازي و توصيف، راوي مشخص و زاويه ديد محكمي دارد و از همه مهمتر هر كدام از حيوانات شخصيت پردازي كافي شده‌اند را مقايسه كرده است با كتابي كه هيچكدام از آنها را ندارد. اتفاقا اين مقايسه ابتكار خوبي است براي مشخص شدن عيار كتابي كه ادعا دارد فضاي سياسي اجتماع جامعه را در قالب داستان روايت كرده است. كساني كه هر دوي اين كتابها را خوانده باشند حتما قضاوت درستي خواهند داشت.

نهايت امر اينكه «دموكراسي يا دموقراضه» اثري ناشي از عصبانيت يك نويسنده است. نويسنده‌اي كه شايد شاخكهايش به وجود برخي اشكالات در جامعه حساستر باشد اما نتوانسته است كمي از زمين فاصله بگيرد و همه مسائل را از بالا و با هم ببيند. نتيجتاً دست به قلم مي‌برد و اثري خلق ميكند كه بيش از آنكه سابقه انقلابي بودن و مذهبي بودنش را زير سوال ببرد، توانايي هاي نويسندگي او را مخدوش مي‌كند. «دموكراسي يا دموقراضه» سندي است بر اينكه وقتي هنرمند سياسي‌باز شود حتي از تعريف كردن چهار خط قصه سرراست هم عاجز خواهد بود.

منبع: هفته نامه 9دي

ارسال نظر