آخرین خبر

  • • نتیجه انتخابات داخلی هفتمین هیئت مدیره انجمن قلم ایران
  • شنبه 23 مهرماه 90

    در نخستین نشست هیئت مدیره جدید انجمن قلم ایران که امروز از ساعت 14 تا 30/ 15 ، با حضور هفت عضو اصلی و یک عضو علی البدل هیئت مدیره و سه بازرس اصلی منتخب(سید علیرضا سجادپور، احمد عربلو و علی الله سلیمی) در محل تالار اجتماعات انجمن قلم ایران برگزار شد،مطالب ذیل مطرح، و در باره آنها تصمیم گیری شد:
    ابتدا محمدرضا سرشار،به اعضای انتخاب شده برای هفتمین دوره هیئت مدیره تبریک گفت و افزود: به نظر من، ترکیب هیئت مدیره این دوره، یکی از بهترین ترکیبهای هیئت مدیره انجمن تا کنون است؛ و بنده به سهم خود، از صمیم قلب خداوند متعال را شاکرم؛ و بابت این حسن انتخاب، از تک تک اعضای محترم حاضر در سیزدهمین مجمع عمومی انجمن تشکر می کنم.
    آنگاه، بر مبنای اساسنامه انجمن، به شرح وظایف و اختیارات هیئت مدیره،رئیس، نایب رئیس، دبیر ، خزانه دار و نیز بازرسان انجمن پرداخت.
    سپس افزود: تا کنون رسم معمول این بوده که کسی که بیشترین رای را در مجمع عمومی می آورده،از طرف اعضای هیئت مدیره نیز به ریاست این هیئت انتخاب می شده است. بر این اساس، آقای محسن پرویز باید به این سمت انتخاب شود؛ ضمن آنکه ایشان از هر نظر، شایستگی این کار را دارد.
    دکتر پرویز ضمن اعلام اینکه در ترکیب هیئت مدیره فعلی چهار - پنج نفر هستند که شرایط و توانایی تصدی ریاست هیئت مدیره را دارند، به لحاظ تجربه و سابقه، یکی از شایسته ترین این افراد را برای این کار سرشار دانست؛ و به طور قاطع اعلام کرد که خود داوطلب نامزدی این سمت نیست.
    پس از اظهار نظر دیگر حاضران در این باره، برای انتخاب رئیس هیئت مدیره رای گیری مخفی به عمل آمد؛ که طی آن، سرشار با کسب شش رای - از هفت رای - برای این سمت انتخاب شد.(رای هفتم متعلق به خود سرشار بود؛ که آن را به پرویز داده بود.)
    در مرحله بعدی رای گیری، پرویز با شش رای - از هفت رای - از سوی حاضران، به عنوان نایب رئیس برگزیده شد.(رای هفتم این بخش نیز متعلق به خود پرویز بود؛ که آن را به محمد میرکیانی داده بود. میرکیانی برای این سمت نامزد نشده بود.)
    تجار با هفت رای به دبیری انجمن انتخاب شد.
    براتی پور با شش رای، به عنوان خزانه دار برگزیده شد.(رای هفتم متعلق به خود براتی پور بود؛ که آن را به پاک آیین داده بود. پاک آیین نیز برای این سمت نامزد نشده بود.)
    در رای گیری علنی برای انتخاب سخنگوی هیئت مدیره، به اتفاق آراء پرویز برای این مسئولیت انتخاب شد.
    روز و ساعت برگزاری جلسات هیئت مدیره، با توافق جمع، بعد از ظهر روزهای شنبه، هر دو هفته یک بارتعیین شد.
    در این نشست، همچنین با درخواست وام سی میلیون ریالی دو عضو و یک کارمند انجمن موافقت شد.
    (قابل ذکر است:سرشار از ابتدای تشکیل انجمن قلم ایران، در همه دوره های هیئت مدیره، عضو آن بوده است. او در دوره های اول، دوم، سوم و چهارم، ریاست هیئت مدیره را به عهده داشت. اما در دوره چهارم ( 1386-1384) در حالی که ریاست هیئت مدیره را داشت، به نیت سپردن کار به اعضای جوان تر، از عضویت در هیئت مدیره کناره گیری کرد.
    سرشار همچنین در دوره های پنجم و ششم هیئت مدیره، در حالی که دکتر علی اکبر ولایتی رئیس هیئت مدیره بود، سمت نیابت ریاست را بر عهده داشت.
    دکتر محسن پرویز، در دوره های اول تا چهارم، عضو هیئت مدیره و خزانه دار انجمن بود. اما پس گذشت از حدود یک سال، به دلایلی، از هیئت مدیره چهارم،استعفا داد.
    او در دوره ششم ، مجددا به عضویت در هیئت مدیره برگزیده شد.
    محمد میرکیانی نیز سابقه یک دوره دو ساله عضویت در هیئت مدیره - دوره سوم- را - با سمت نایب رئیسی - در کارنامه خود دارد. همچنان که عباسعلی براتی پور، پیش تر یک دوره عضو هیئت مدیره انجمن قلم ایران بوده است.
    کامران پارسی نژاد نیز در دوره چهارم هیئت مدیره، پس از استعفای سرشار، به عنوان عضو علی البدل اول به هیئت مدیره راه یافت. اما پس از چندی،به دلایلی، از این کار کناره گیری کرد.
    جوان ترین عضو این دوره هیئت مدیره، پدرام پاک آیین - شاعر، دانش آموخته رشته حقوق و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - است؛که در دوره پنجم هیئت مدیره، عضو علی البدل بود.
    نکته دیگر اینکه: در ترکیب هیئت مدیره فعلی، تنها پرویز، سرشار و تجار از هیئت مدیره قبلی حضور دارند؛ و چهار نفر دیگر، اعضای جدیدند.)
    احمد شاکری، رضا رسولی و فیروز زنوزی جلالی - سه عضو علی البدل این دوره - نیز برای شرکت در این نشست دعوت شده بودند. از این سه نفر، فقط زنوزی جلالی حضور یافته بود؛ که از سوی جمع، برای زحماتی که در طول چهار سال خزانه داری انجمن و عضویت در هیئت مدیره متقبل شده بود، از او تشکر به عمل آمد.
    مطابق اساسنامه،اعضای هیئت مدیره انجمن قلم ایران برای دو سال و بازرسان آن برای مدت یک سال از سوی اعضا انتخاب می شوند. بازرسان وظیفه نظارت بر کار هیئت مدیره را دارند؛ و می توانند در کلیه جلسات هیئت مدیره - به عنوان ناظر - شرکت کنند و در صورت درخواست، هیئت مدیره موظف است کلیه اسناد و مکاتبات خود را برای رؤیت در اختیار ایشان بگذارد.
    از میان سه بازرس اصلی این دوره، سجادپور سابقه دو دوره بازرسی در ادوار قبل را دارد.

آخرين تصاوير

  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg
  • قبا2.jpg
  • قبا1.jpg
  • قبا.jpg

آخرین کتاب

  • • "دره گل سرخ" با ویراستاری محمدرضا سرشار منتشرشد
  • «دره گل سرخ» با ویراستاری محمدرضا سرشار منتشر شد

    خبرگزاری پانا: رمان «دره گل سرخ» اثر مشهورترین نویسنده سوئدی «آسترید لیندگرن» درباره زندگی پس از مرگ، توسط سوره مهر منتشر شد.

    به گزارش سرویس فرهنگی پانا،‌ رمان «دره گل سرخ» درباره دو برادر به نام‌های یوناتان و کارل شیردل نوشته «آسترید لیندگرن» نویسنده سوئدی است که «عزیزالله قوطاسلو» کار ترجمه آن را برعهده داشته و با ویراستاری محمدرضا سرشار منتشر شده است.
    کارل پسر بچه 10 ساله و ضعیفی است که قادر نیست که از رختخواب خارج شود. او برادر 13 ساله شجاع و زیبایی به نام یوناتان دارد. کارل که متوجه مریضی وحشتناک خود هست از یوناتان درباره مرگ می‌پرسد و یوناتان می‌گوید بعد از مرگ، آنها به نانگیلیا خواهند رفت.
    بعد از مدتی یوناتان در آتش سوزی و کارل در اثر مریضی جان خود را از دست می دهند و در دره آلبالو در نانگیلیا با یکدیگر ملاقات می کنند. در این سرزمین لباس ها و نحوه زندگی مردم مثل قرون وسطی است. یوناتان و کارل تصمیم دارند به مردم دره گل سرخ کمک کنند تا از دست تنگیل و اژدهای او کاتلا رهایی یابند و ماجراهای آنها در این سرزمین افسانه ای شروع می شود. نبرد نیکی و بدی....
    این رمان آکنده از مفاهیمی همچون عشق، محبت، شجاعت، مبارزه با پلیدی‌ها است و نویسنده با خلاقیت اعجاب انگیز و پر احساس دنیای پس از مرگ را برای نوجوانان بیان کرده است.
    یادآور می شود،‌ پیش از این، سریالی با اقتباس از همین رمان ساخته و در ایران هم از تلویزیون پخش شده است.
    لیندگرن در سال 2002 درگذشت و بعد از مرگش، دولت سوئد برای گرامی‌داشت خاطره او «جایزه یادبود آسترید لیندگرن» را بنیاد نهاد. این جایزه، که مبلغ آن بالغ بر 5 میلیون کرون سوئد است، بزرگ‌ترین جایزه نقدی جهان در رابطه با ادبیات کودک و نوجوان به حساب می‌آید.
    کتاب «دره گل سرخ» نوشته آسترید لیندگرن تولید مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری است که سوره مهر آن را در 299 صفحه، قطع رقعی و در تیراژ 2 هزار و 500 جلد منتشر کرده است.

در باره جشن هنر شیراز بیشتر بدانیم

عنوان : جشن هنر شيراز
نویسنده : محمد علی زندی
كلمات كليدي : جشن هنر شيراز، فريده ديبا، فرح پهلوي، محمدرضا پهلوي، امام خميني(ره)، آيت الله محلاتي، آيت الله دستغيب، آنتوني پارسونز
یكي از اقداماتي كه رژيم در جهت براندازي فرهنگ ديني و نابودي ارزش‌هاي اسلامي انجام داد، جشن هنر شيراز بود اين جشن كه به اصطلاح با پويش ايجاد نزديكي و مبادله­ی فرهنگي بين ايران و ساير كشورها پي‌ريزي شده بود در واقع درصدد استحاله­ی فرهنگ ايران اسلامي و بازگشت به ارتجاع جاهلي مدرن غرب بود. كاري كه رضاخان با زور اسلحه درصدد انجام آن بود اينها با بازي فرهنگي درصدد انجام آن بودند. به­طور كلي قريب به اتفاق امور جشن هنر شيراز با نظر و تصويب شخص فرح به منصه­ی ظهور مي‌رسيد كه از سال 1346 تا 1356 در اول شهريورماه هر سال با مخارج هنگفت و مشغول كردن بخش عظيمي از دستگاه اجرايي حكومت و حاكم بودن بي‌برنامگي در آنها تشكيل مي‌شد. دين­ستيزي و ترويج فرهنگ غربي اين جشن موجب اعتراض روحانيون و مردم منجر به اين شد كه جشن سال 1356 آخرين جشن هنر شيراز باشد.

زمينه‌هاي شكل‌گيري جشن هنر شيراز
فريده ديبا (مادر فرح) مدعي است زماني با حلقه­ی دوستانش كه بالغ بر پنجاه، شصت نفر مي‌شدند براي تفريح به شيراز رفتند. يك شب در رستوران گل سرخ در جاده­ی فرودگاه متوجه يك ويلون زن دوره‌گردي كه پسركي با نواختن دُنبك او را همراهي مي‌كرد و يك دخترك رقاص شدند. آن‌ها را به محوطه­ی چمن فرودگاه مي‌برند و آنها چند آهنگ و ترانه­ی محلي را نواختند بعد هم فريده با همراهان تحت تأثير قرار گرفته و همگي در حالي­كه خوش­گذراني‌هاي نيمه شب متوجه آنها شده بود، به رقص و پايكوبي پرداختند. فريده ديبا مدعي است كه اين حادثه فكر آغازين جشن هنر شيراز را در مخيله‌اش انداخته است. وي بعد از بازگشت به تهران موضوع را با فرح در ميان گذاشت و فرح با مشاوران هنري و فرهنگي خود صحبت كرد. فرخ غفاري كه در فرانسه تحصيل و زندگي كرده و از فيلم‌سازان و هنرمندان مورد توجه فرح بود ضمن استقبال از اين تصميم، پيشنهاد كرد دايره­ی كار قدري گسترده‌تر شود و براي آن‌­كه بتوانيم از سراسر دنيا علاقه‌مندان هنر را به شيراز بياوريم خوب است جشنواره به موسيقي ملل اختصاص يابد و نمايندگان هنري كشورهاي مختلف به ايران بيايند.[1] يكي از عوامل انتخاب شيراز اين بود كه خاستگاه آئين بهايي‌گري بود و دربار مي‌كوشيد شيراز را در جهان مطرح نمايد.[2]
اولين ليست هيأت امناي اين جشن در سال 1346 عبارت بودند از:
1- شهرام پهلوي‌نيا (پسر اشرف).
2- هويدا (نخست­وزير).
3- وزير دربار (اسدالله اعلم).
4- وزير امورخارجه (اردشير زاهدي).
5- وزير فرهنگ و هنر(مهرداد پهلبد).
6- وزير اطلاعات (هوشنگ انصاري).
7- وزير اقتصاد (دكتر عاليخاني).
8- رئيس هيئت مديره و مدیر عامل شركت ملي نفت (منوچهر اقبال).
9- مدير سازمان برنامه و بودجه (مهندس اصفيا).
10- رئيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور.
11- استاندار فارس.
12- سرپرست سازمان جلب سياحان.
13- رئيس دانشگاه پهلوی شیراز.
14- رئيس كتابخانه­ی پهلوي.
15- فرمانده ارتش سوم.
16- دبيركل انجمن‌ روابط فرهنگي بين­المللي.
17- سرپرست تلويزيون ملي ايران.
18- رئيس دانشگاه هنرهاي زيباي كشور.
19- دكتر مهدي بوشهري.
20- آقاي معينيان.
21- دكتر فريدون هويدا.
22- آقاي فؤاد روحاني (وزير آب و برق).
23- خانم منير وكيلي.
24- پرفسور پوپ) ايران­شناس عضو سازمان سيا).
25- خانم خجسته­نيا.
26- آقاي فرخ غفاري.
27- خانم علم.
28- سيدمحمدتقي مصطفوي.
29- بيژن صفاري.
30- حسين دهنوي.
31- مهندس رضا قطبي.[3]

فرح طي سخناني كه در اختتاميه­ی اولين جشن سال 1346 ايراد نمود هدف از برگزاري جشن هنر شيراز را اين‌گونه ترسيم كرد: «جشن بزرگداشت هنر و هنرمند ايراني و شناساندن هنر قديم و جديد ايران به ايرانيان و خارجيان و همچنين بزرگداشت هنرمندان خارجي و شناساندن شيوه­ی كار آنان به ايرانيان بود... آرزو دارم كه جشن هنر شيراز در سال آينده و سال­هاي بعدي با موفقيت بسيار روبرو شود و به هدف عالي خود نائل آيد.»[4]
هرچند كه هدف برگزاري جشن هنر شيراز، ايجاد ارتباط فرهنگي ميان مردم كشور ايران با ساير كشورها بوده، اما اين منظور هرگز حاصل نگرديد، چون قشرهاي جامعه نمي‌توانستند در آن شركت كنند.[5]

اساسنامه­ی جشن هنر شيراز
نظر به توجه و علاقه‌مندي خاص عليا حضرت شهبانو فرح به گسترش هنر و بزرگداشت هنرهاي اصيل ملي و به­منظور بالا بردن سطح هنر در ايران و بزرگداشت هنر هنرمندان ايران و شناساندن هنر و هنرمندان خارجي در ايران و آشنايي هرچه بيشتر علاقه‌مندان و هنردوستان به نمودهاي هنري جهان، سازماني به نام سازمان جشن هنر شيراز به رياست عليا حضرت شهبانو فرح تشكيل مي‌گردد.
موضوع سازمان:
1. تهيه و تدارك برنامه‌هاي فستيوال‌هاي هنرهاي نمايشي و موسيقي جشن هنر شيراز.
2. انجام ساير فعاليت‌هاي هنري براي عرضه نمودن هنر در جنب جشن هنر شيراز.
3. برقراري رابطه و همكاري با سازمان‌هاي هنري بين­المللي و تبادل برنامه‌هاي هنري براي جشن هنر شيراز (ماده­ی1).
اركان سازمان شامل:
1. هيأت امناء.
2. هيأت مديره و مدير عامل .
3. بازرس.
هيأت امناء به رياست عليا حضرت فرح و انتخاب 31 نفر براي مدت 2 سال تشكيل مي‌شود (ماده­ی 4). و يك نفر از طرف عليا حضرت فرح به رياست هيأت امناء انتخاب مي‌شود (ماده­ی 5).
وظايف هيأت امناء:
1- تصويب بودجه و ترازنامه.
2- پيشنهاد انتخاب اعضاء هيأت مديره­ی سازمان.
3- انتخاب بازرس.
4- پيشنهاد تغيير مواد اساسنامه و يا انحلال سازمان.
5- رسيدگي به گزارش سالانه­ی هيأت مديره و بازرسي سازمان.
هيأت مديره از 5 نفر بعد از معرفي از طرف هيأت امناء و انتخاب از طرف عليا حضرت فرح براي مدت 2 سال انتخاب مي‌شوند (ماده­ی 7). وظايفشان، 1- تصويب خط مشي سازمان، 2- تهيه­ی بودجه، 3- تصويب تشكيلات اداري و برنامه‌ريزي سازمان، 4- تصویب و مراقبت در اجرای آئین­نامه­های داخلی، 5- تصویب طرح و برنامه­ریزی که از طرف مدير عامل و هيأت مديره پيشنهاد شده است. 6- اقدام به كليه­ی اموري كه براي انجام موضوع و هدف سازمان باشد (ماده­ی 10).
درآمد سازمان از كمك‌هاي مرحمتي شهبانو و شخصيت‌هاي حقوقي و حقيقي و درآمدهاي حاصله از فعاليت سازمان تأمين مي‌گردد و سازمان داراي شخصيت حقوقي غير انتفاعي است و به پيشنهاد هيأت امناء و موافقت فرح منحل خواهد شد و در صورت انحلال دارائي سازمان به يكي از مؤسسات هنري به تشخيص رياست عاليه­ی سازمان تعلق خواهد گرفت.[6]

ابتذال‌هاي جشن هنر شيراز و اعتراضات به آن
هر سال كه از جشن هنر شيراز مي‌گذشت به ابتذال آن افزوده مي‌شد[7] و اهداف ضد اسلامي آن آشكارتر مي‌شد و در قبال آن مردم و روحانيون روز به روز به مخالفت بيشتر با آن مي‌پرداختند. علت اصلي مخالفت مردم و طيف مذهبي و به­ويژه روحانيت با جشن هنر شيراز، مسأله­ی مبارزه­ی اين برنامه با دين و اعتقادات مردم بود و قشر مذهبي كه اكثريت جامعه را تشكيل مي‌داد بر اين باور بود كه اجراي اين­گونه جشن‌ها و تداوم آن موجبات كم‌رنگ شدن و ضربه­پذيري فرهنگ ديني را به دنبال خواهد داشت، لذا ساكت ننشسته و لب به اعتراض گشودند.[8]
اوج ابتذال جشن هنر شيراز در سال 1355 (دهمين دوره­ی جشن) و سال 1356 (يازدهمين دوره­ی جشن) صورت گرفت. در سال 1355 برنامه‌هايي از جمله فيلم "هزار و يك شب" در سينما آريانا كه روابط جنسي بين زنان و مردان را به نحو كاملا عريان نشان مي‌داد، "كشتي جنون" در سراي مشير كه طي آن زني كاملا لخت روي صحنه ظاهر و توجه تماشاگران را از ساير صحنه‌هاي نمايش سلب و به خود معطوف نموده بود و برنامه­ی ديگري در باغ جهان‌نما كه ظاهرا آن­هم پيرامون مسائل جنسي دور مي‌زد، در اين سال نشان داده شد.[9]
در يازدهمين دوره­ی جشن هنر شيراز در سال 1356، ابتذالش از همه­ی دوره‌هاي پيش بيشتر بود. در جشن هنر اين سال رژيم ماهيت ضد ديني خود را به عينه آشكار كرد و در پي اعطاي آزادي از نوع كارتري، اجازه­ی اجراي نمايشي را دادند كه سفير وقت انگليس (آنتوني پارسونز) در خاطراتش در كتاب "غرور و سقوط"، آن­را به­عنوان يكي از نخستين جرقه‌هاي انقلاب ايران توصيف كرد. اين نمايش، "خوك، بچه، آتش" نام داشت.[10] آنتوني پارسونز (سفير انگليس) شرح ماجراي نمايش فوق را اين‌گونه بيان مي‌دارد:
«در جشن هنر سال 1356 شيراز، از نظر كثرت صحنه‌هاي اهانت­آميز به ارزش‌هاي اخلاقي ايرانيان از جشن‌هاي پيشين فراتر رفته بود. به­عنوان مثال براي اجراء صحنه‌هايي از نمايش را كه ترتيب داده بودند، يك باب مغازه در يكي از خيابان‌هاي پر رفت و آمد شيراز اجاره كرده و ظاهرا مي‌خواستند، برنامه­ی خود را كاملا طبيعي در كنار خيابان اجرا كنند، صحنه­ی نمايش نيمي از داخل مغازه و نيمي در پياده‌رو مقابل اجرا مي‌شد. يكي از صحنه‌هايي كه در پياده‌رو اجرا مي‌شد، تجاوز به عنف بود كه به طور كامل، و نه به­طور نمايشي‌ و وانمودسازي، به­وسيله­ی يك مرد ( كاملا عريان يا بدون شلوار درست به خاطر ندارم) با يك زن كه پيراهنش به­وسيله­ی مرد متجاوز چاك داده مي‌شد در مقابل چشم همه صورت مي‌گرفت. صحنه­ی مسخره­ی ديگر پايان نمايش هم اين بود كه يكي از هنرپيشگان اصلي نمايش باز هم در پياده‌رو شلوار خود را كنده، هفت‌تيري در پشت خود مي‌گذاشت و به اين ترتيب تظاهر به انتحار مي‌كرد. من به خاطر اعتراضات به اين نمايش موضوع را با شاه در ميان گذاشتم و به او گفتم اگر چنين نمايشي به‌طور مثال در شهر منچستر انگليس اجرا مي‌شد، كارگران و هنرپيشگان آن جان سالم بدر نمي‌بردند، شاه مدتي خنديد و چيزي نگفت.».[11]
شاه حتي اين اقدامات را بعد از سقوط خود مي‌ستايد و مي‌گويد: «ما روحا حالت ضد ارتجاعي داشتيم و شهبانو نيروي محركه هنر مدرن و جشنواره‌هاي تئاتري بود كه جسورترين و پيشروترين هنرمندان را گرد هم مي‌آورد.»[12]
عمدي بودن اين نمايشات از دفاعيات فرح‌ نيز مشاهده مي‌شود. وي بعدها در تبعيد، از جشن هنر شيراز دفاع كرد و اظهار داشت: «اين جشن، هنر اصيل و سنتي تمام نقاط جهان را به ايران آورده است.»[13]
اولين اعتراض جدي توسط روحانيون مبارز شيراز از جمله آيت­الله دستغيب و شيخ بهاءالدين محلاتي صورت گرفت كه طي سخناني جشن هنر شيراز را محكوم و نسبت به اهانت مقدسات ديني شديدا اعتراض نمودند.[14]
آيت­الله محلاتي در مسجد مولا در اول رمضان 1356 در پايان سخنراني گفت: «من دعا مي‌كنم شماها بگوييد آمين... خدا لعنت كند مسببين جشن هنر شيراز را، خداوند لعنت نمايد برگزاركنندگان جشن هنر را، خدا لعنت كند شركت‌ كنندگان در جشن هنر را.» و همه با صداي بلند آمين گفتند.[15]
آيت­الله دستغيب نيز در سوم ماه مبارك رمضان در مسجد جامع منبر رفت و از جشن هنر به شدت انتقاد كرد و گفت: «خداوند لعنت كند كساني را كه در اين جشن شركت مي‌نمايند، خداوند لعنت نمايد افتتاح­كنندگان جشن هنر را.».[16] روز نهم ماه رمضان عده‌اي از روحانيون و طبقات مختلف بازاري به منزل آيت­الله محلاتي رفته و در مورد نمايش "خوك، بچه، آتش" به بحث نشستند و تصميم گرفتند كه روحانيون روز شنبه يازدهم رمضان اعتصاب كنند و به مساجد نروند. ساواك از اين موضوع مطلع مي‌شود و سرهنگ سلطاني رئيس اطلاعات شهرباني و چند مقام ديگر به منزل آيت­الله محلاتي مي‌روند و طي مذاكراتي و دادن قول‌هايي اعتصاب تمام مي‌شود.[17]
با انتشار خبر برگزاري نمايش مذكور و رسيدن آن به نجف اشرف، امام خميني(ره) به­ شدت برآشفتند و موضع‌گيري بسيار تند و شديدالحني را نسبت به رژيم پهلوي اتخاذ كردند. ايشان طي سخنراني در مسجد شيخ انصاري نجف در 6/7/1356 ضمن بر شمردن فجايع آن، سكوت همه­ی اقشار مردم را مورد انتقاد قرار دادند و فرمودند: «شما نمي‌دانيد كه اخيرا چه فحشايي در ايران شروع شده است... در شيراز عمل شده و در تهران مي‌گويند بناست عمل شود و كسي حرف نمي‌زند، آقايان ايران حرف نمي‌زنند، من نمي‌دانم چرا حرف نمي‌زنند، اين همه فحشا دارد مي‌شود... در بين تمام مردم نشان دادند اعمال جنسي را، و آقايان نفسشان در نيامد... خود آنها اين كار را مي‌كنند بعد روزنامه­نويس را وادار مي‌كنند كه انتقاد كند كه كار قبيحي بود... كه مردم يك خورده آرام بشوند... اگر ملت همه با هم، مطلبي را اعتراض كنند و احكام اسلام را بگويند امكان ندارد كه همچون قضايايي واقع بشود...»[18]
اعتراض عليه جشن شيراز بعد از پيام امام خميني روز به روز افزايش يافت و اين همزمان با اوج­گيري اعتراضات عمومي مردم مسلمان عليه رژيم بود. كه اين جشن هم يكي از سوژه‌هاي پررنگ اعتراضات بود و به همين جهت رژيم تصميم گرفت كه سال بعد (1357) جشن هنر شيراز را براي هميشه تعطيل كند.[19]

[1] . ديبا، فريده؛ دخترم فرح، ترجمه­ی الهه رئيس فيروز، تهران، به آذين، 1382، چاپ اول، صص 101- 96.
[2] . حسينيان، روح­الله؛ چهارده سال رقابت ايدئولوژيك شيعه در ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1383، چاپ اول، ص 10.
[3] . مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، جشن هنر شيراز به روايت اسناد ساواك، تهران، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، 1381، چاپ اول، ص 10.
[4] . همان، ص 29.
[5] . حسينيان، روح­الله؛ پيشين، ص 427.
[6] . مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، پيشين، صص 9- 4.
[7] . مسعود انصاري، احمدعلي؛ پس از سقوط، سرگذشت خاندان پهلوي در دوران آوارگي، تهران، موسسه­ی مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، 1385، چاپ اول، ص 82.
[8] . مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، پييشين، ص 8.
[9] . حسينيان، روح­الله؛ پيشين، ص 424.
[10] . مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، پيشين، ص 8.
[11] . پارسونز، آنتوني؛ و سوليوان، ويليام؛ خاطرات دو سفير، ترجمه­ی محمود طلوعي، تهران، علم، 1375، چاپ سوم، ص 327.
[12] . پهلوي، محمدرضا؛ پاسخ به تاريخ، ترجمه­ی حسين ابوترابيان، تهران، سيمرغ، 1371، چاپ ششم، ص 225.
[13] . شوكراس، ويليام؛ آخرين سفر شاه، ترجمه­ی عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تهران، البرز، 1369، چاپ دوم، ص115.
[14] . مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، پيشين، ص 9.
[15] . همان، ص 383.
[16] . همان­جا.
[17] . همان، ص 388.
[18] . خميني، روح­الله؛ صحيفه­ی امام، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1379، چاپ سوم، ج3، ص 230.
[19] . حسينيان، روح­الله؛ پيشين، ص 587.
ماخذ:سایت پژوهشکده باقرالعلوم

ارسال نظر