آخرین خبر

  • • دوبله «صلح‌بانان جهان» زیر نظر محمدرضا سرشار
  • یکشنبه 26 دیماه 95

    به گزارش باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، مجموعه «صلح‌بانان جهان» پس از ترجمه و دوبله آماده پخش از شبکه امید سیما شده است.

    داستان مجموعه پویانمایی «صلح‌بانان جهان» مربوط به یک تیم 6 نفره با همین نام است. اعضای این تیم عبارتند از 6 قهرمان که پس از طی آموزش های بسیار ویژه جسمی و ذهنی اکنون وظیفه دارند با نیروهای شیطانی فرازمینی مقابله کنند. ضد قهرمانان این اثر با ایجاد خرابکاری های مختلف در سراسر زمین، قصد دارند کره زمین را تصرف کنند.

    این مجموعه که در ژانر ماجراجویی و اکشن رده بندی می شود؛ محصول سال 2014 کشور چین است و در 52 قسمت 20 دقیقه ای مهمان نوجوانان ایرانی خواهد شد.

    «صلح‌بانان جهان» در واحد دوبله مرکز اوج کودک و نوجوان زیر نظر محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) ترجمه و ویراستاری و با مدیریت دوبلاژ حامد عزیزی و همراهی گویندگان نام آشنا دوبله شده است.

    این پویانمایی به زودی در شبکه امید سیما روی آنتن خواهد رفت.

    انتهای پیام/

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام علیکم به احتمال زیاد در موسسه ظلوع. از سایت ادامه
  • رضایی: سلام. میشه مکان و زمان کلاس های داستان نویسی که ادامه
  • نامشخص: ااینکه موسیقی دچارنوعی رکود به دلیل کم اهمیتی دولتمردان می ادامه
  • آموزش اندروید: باسلام ممنون از پست خوبتون. ادامه
  • نامشخص: میگویند به مرده که رو بدهی کفنش رو هم ادامه
  • زینب..: سلام... من سنی ندارم ک بخوام بگم با اهنگای ایشون ادامه
  • حسین زاده: اي حامي فتنه ها به ايران شجريان خائن شده ادامه
  • فرهاد: باسلام.محضراستادمتعهد.تاقبل ازخواندن این مطلب،عاشق صدایتان بودم،امابعدازخواندن آن،عاشق مرامتان شدم.شجریان وشجریان ادامه
  • علی: اگرایشان باآدمکشی مخالف است چرامی رودبه دامن کسانی که ازصهیونیست ادامه
  • هستی: سلام,من هم قبلا خیلی طرف این آقارو میگرفتم ولی الان ادامه

آخرین کتاب

  • • تعریفی برای ادبیات کودکان و نوجوان/ محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)
  • شنبه، ۱۹ تیر ۱۳۹۵
    .
    به مناسبت 18 تیر، روز ادبیات کودکان و نوجوانان
    .
    ادبیات کودکان و نوجوانان، عبارت است از مجموعه داستان‌ها، اشعار و نمایشنامه‌هایی که ضمن برخورداری از جوهره و کیفیت ادبی لازم، با توجه به خاصه‌های ذهنی و روانی (استعداد‌ها، علایق، تمایلات) و نیازهای کودکان و نوجوانان، در چارچوب اصول تعلیم و تربیت مورد تأیید شرع، پدید آمده باشد.
    وجود قید «در چارچوب اصول تعلیم و تربیتِ مورد تأیید شرع» از آن رو است، که ادبیات سازنده‌ی کودکان و نوجوانان، در عین رعایت اقتضای سنی و علایق و تمایلات مخاطبان کم سن و سال خود، نمی‌تواند و نباید عنان خود را کاملاً به دست این عوامل بسپارد. بلکه در هر حال، علاوه بر ارضای خواست‌هایِ درست مخاطبان، باید آنچه را که آنان برای رشد صحیح و متعادل شخصیت‌شان به آن «نیاز» دارند و چه بسا خود از آن بی‌خبر باشند، در اختیار ایشان قرار دهد. ضمن آنکه تکیه‌ی صرف بر یافته‌های روانشناسی غرب و اصول تعلیم و تربیت آن، بنیانگذاری بنای سترگ شخصیت آینده‌سازان کشور بر گذرگاه سیل*؛ و نمونه‌ی عینی و محصول فرجامین آن، جوامع غرقه در فساد، سر در گم و درمانده در کاار خودِ امروزِ غرب است.

    .
    .
    * «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ، أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ »
    آيا كسى‏كه بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودی او نهاده بهتر است،‌یا آن کس که بنیان مسجد را بر کناره‌ی سیلگاهی که آب زیر آن را شسته باشد نهاده است، تا با او، در آتش جهنم سرنگون گردد؟» (توبه: 109)
    .
    .
    منبع: از دفتر چهارم مجموعه کتاب «درباره ادبیات داستانی» به نوشته استاد محمدرضا سرشار، انتشارات کانون اندیشه جوان


شجریان؛ از خواندن ربنا تا آغوش نامحرمان[ حمله مستقیم شجریان به اسلام]

تاریخ پر از حکایت مردان و زنانی است که در دوران نکبت بار اوج فضاحت و هرزگی شان،  تلنگری کافی بود تا آنها را به صراط حق بازگرداند و با تغییراتی اساسی در منش و شیوه زندگی خود زندگی چند روزه دنیوی شان را با عزت و شرافت به پایان رسانند تا در سرای ابدی آخرت در جرعه اولیاء الهی قرار گیرند که حر بن یزدید ریاحی، فضیل عیاض و ... تنها تعداد اندکی از این قبیل می باشند.

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، امّا کم نبودند کسانیکه عکس این موضوع را در پیش گرفتند و کاخ عزت و منزلت انسانی و الهی خود را با خطاهای پیاپی خویش به ویرانه تبدیل کردند و با سرعت گرفتن در مسیر نزول  در پیش گرفته، روز به روز خود را به جهنم نفرت در افکار عمومی نزدیکتر نمودند.

 

در دوران پس از انقلاب اسلامی کم نبودند کسانی که قدر نعمت رنگ و لعاب الهی و مردمی بودن خویش را ندانستند و با روی آوردن به آغوش بیگانگان و پشت کردن به ارزشهای ملت شریف ایران که همان اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی است، تمام افتخارات و عزتهای سابق خویش را لگد مال کردند.

محمدرضا شجریان که با پخش دعای ربنا با صدای وی از رسانه ملی، به محبوبیتی چندین برابر نسبت به گذشته در بین مردم دست یافته بود، متاسفانه در سالهای اخیر با مشاوره های غلط دوستان سیاسی قدرت طلب و زیاده خواهش و همچنین رونق گرفتن بازار عجب و غرور و هواهای نفسانی اش با این توهم که این عزت و افتخار تا ابد و تحت هر شرایطی متعلق به او خواهد بود، سیر نزولی نکبت باری را آغاز نموده تا جایی که این روزها مردم ایران از مشاهده تصاویر خواننده دعای روح بخش ربنا ، در آغوش زنان نامحرم و مزدوران بیگانه و مخالفان آرمانها و ارزشهای اسلامی حیرت زده شده اند.

به گزارش رسانه ها، در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، محمدرضا شجریان به عنوان خواننده ای مشهور، شکوه و شکایت برگرفته از توهمات دوستان سیاسی خود را به دامان بیگانگان برد و با مصاحبه های متعددی که با شبکه های بیگانه انجام داد، خود را کاملا در اردوگاه دشمنان تابلودار نظام جمهوری اسلامی قرار داد.

مصاحبه های شجریان با بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، سیانان، تلویزیون استرالیا و ... به خوبی نشان داد که شجریان هیچگونه اعتقادی به مبانی اصلی نظام جمهوری اسلامی که برآمده از خواست و اراده عمومی ملت ایران است ندارد، به گونه ای که در مصاحبه تیرماه سال ۱۳۸۸ با شبکه بی بی سی فارسی به نوعی مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاکیهای فراوانی را نثار شخص رییس جمهور قانونی مردم ایران کرد.

وی در مصاحبه دیگری با همان شبکه کشور بریتانیا این بار نه رییس جمهور بلکه مستقیما حضرت امام خمینی (ره) آن یار سفر کرده را در تیررس سخنان نسنجیده خود قرار داد و از این که صدایش بر تصاویر پیاده شدن امام راحل از هواپیما در سال ۱۳۵۷ از تلویزیون پخش میشود به شدت انتقاد کرد و اعلام کرد که من این آهنگ را برای ایشان نخوانده‎ام!

با مروری بر سخنان شجریان با رسانه های ضدانقلاب و مخالف جمهوری اسلامی شاید بهتر بتوان به عمق تفکر ضدانقلابی این خواننده موسیقی سنتی پی برد.

شجریان در سال ۱۳۸۸، روز ۱۵ شهریور ساعت ۲۰ به وقت تهران در گفت وگوی مستقیم با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا و در برنامه دو روز اول گفت: «واقعا این انتخابات نباید نتیجه اش به این شکل درمی آمد. من فکر نمی کنم اینها بعد از این بتوانند مملکت را اداره کنند، فقط می توانند کنترل کنند و کار دیگری نمیتوانند بکنند!»

شجریان در همین مصاحبه در پاسخ به سؤال یکی از بینندگان صدای آمریکا که از او پرسید آیا اگر در تهران هم بودید حاضر به انجام گفت وگو با صدای آمریکا می شدید، می گوید: «بله، اگر در تهران هم بودم این مصاحبه را می پذیرفتم.»

مجری برنامه رضا فرهودی هم با زیرکی تمام در لابه لای سؤالات هنری و موسیقی، مسایل سیاسی را نیز مطرح می کرد که به گفته کارشناسان، صدای آمریکا بهترین بهره برداری را از شجریان در راستای مقاصد ضد ایرانی خود برد.

مصاحبه شجریان با صدای آمریکا نشان داد که این خواننده که قرار است متعلق به همه مردم باشد اینک از یک طرف به عروسک خیمه شب بازی دشمنان نظام و انقلاب اسلامی مبدل شده و از طرف دیگر به تریبونی برای مقاصد اغتشاشگران بدل گردیده است.

اما این همه ماجرای شجریان نبود، بلکه او راه جدیدی را آغاز کرد که مصاحبه با بی بی سی، سیانان و شبکه تلویزیونی استرالیا به نوعی چهره پنهانی خود را به خوبی نشان داد.

مصاحبه شجریان با بی بی سی فارسی و در برنامه مستند «پژواک روزگار» لایه های انحرافی دیگری از افکار وی را برای همگان مشخص کرد.

وی که در پژواک روزگار با صادق صبا، عامل صهیونیستی در شبکه تلویزیونی استعمار پیر گفت وگو می کرد کاملا نشان داد که هیچگونه اعتقادی به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایران که برآمده از خواست و اراده ملت بزرگ کشورمان است ندارد.

این مصاحبه که روز یکشنبه بیست وششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ از شبکه بی بی سی فارسی پخش شد شجریان را چهره ای ضدانقلاب و مخالف صد درصد نظام جمهوری اسلامی نشان داد.

شجریان در بخشی از اظهاراتش با بی بی سی فارسی گفت: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همه اش افرادی بودند که گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچه ها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف می زدند».

شجریان در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بی‎بی‎سی فارس میگوید: " آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند که دارد از پله های هواپیما پایین می آید، خوب، من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سوءاستفاده این‏جوری میکنند."

شجریان در بیان گوشه دیگری از اعتقادات خود به حکومت اسلامی ایران در پاسخ به سؤال خبرنگار بی بی سی درباره دلایل اجرای اثر «بیداد» که در سال ۱۳۶۱ اجرا شده، میگوید: «بعد از چهار سال از به ثمر رسیدن انقلاب دیدم که قول هایی که داده شد کو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد»

شجریان در ادامه همین مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رییس بخش فارسی بی بی سی که از او میپرسد اصولا نگران نیستید که حکومت ایران بخواهد با شما برخورد کند یا شما را بازداشت کنند، میگوید: «نه، چه برخوردی بکنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسی نیست!»

شجریان در همان مصاحبه مدعی میشود که در جامعه ایران یک خشم فرو خورده علیه جمهوری اسلامی وجود دارد و معقتد است که مردم و حکومت در برابر یکدیگر ایستاده اند.

با این حال اگر محمدرضا شجریان و مواضع سیاسی او تا قبل از این مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب می شد، اما اظهارات صریح و بی پرده او در مستند پژواک روزگار در بی بی سی فارسی به خوبی نشان داد که مشکل ایشان فقط روی کار آمدن دولت دکتر محمود احمدی نژاد نیست بلکه او از ابتدا نیز با اصل جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه مخالف بوده و در این مدت شاید فرصت اعلام مواضع صریح خود را نیافته است.

البته تناقض گویی های فراوانی هم در نظرات شجریان در این برنامه وجود دارد. محمدرضا شجریان در گفتوگو با بی بی سی توضیح می دهد که در زندگی اش هیچگاه گرایش سیاسی خاصی نداشته ولی میگوید که همیشه با خواسته های مردم برای آزادی و دموکراسی همسو بوده است، یعنی از یک طرف خود را خارج از چارچوبهای تعریف شده سیاسی به حساب می آورد و از طرف دیگر تندترین انتقادات خود را به رئیس جمهور و نظام جمهوری اسلامی بیان می کند.

محمدرضا شجریان با درآمیختن هنر موسیقی سنتی و آواز با سیاست آن هم از نوع اپوزیسیون خارج نشین ضد انقلاب به ریزش هواداران خود دامن زد، به گونه ای که گفته می شود خیل عظیمی از طرفداران خود را که عموما مردم مذهبی و متدینی بودند که بخاطر قرائت زیبای مناجات ربنا توسط وی، هوادارش شده بودند،  با این مواضع ضد انقلابی و ضد دینی شجریان دست از حمایت او برداشتند و او را در ردیف سایر خواننده های لوس آنجلسی قرار دادند.

محمدرضا شجریان در روز یکشنبه بیست وسوم خرداد ۱۳۸۹ و به مناسبت سالگرد بیست و دوم خرداد سالگرد شکست فتنه گران از ملت ایران، این بار با شبکه تلویزیونی سیانان به گفت وگو پرداخت و در جلوی دوربین تلویزیون شیطان بزرگ گریه کرد و علیه جمهوری اسلامی ایران مواضع تندتری اتخاذ نمود.

شجریان به سیانان گفت: «در طول ۳۱ سال گذشته حتی یک هفته یا یک روز هم احساس شادی نکردم!»

وی با سیاه نمایی از وضعیت داخلی ایران مردم را اقشاری بدبخت و بیچاره ترسیم کرد که گرفتار رژیم دیکتاتوری شده اند.

شجریان به سیانان گفت: «من هر جای دنیا که میروم و میبینم که مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولی در کشور خودم وقتی می بینم یک زن بدون پشتیبان در کنار خیابان مجبور به سیگارفروشی است ... من این صحنه ها را نمی توانم ببینم.... (و اشک شجریان جاری میشود.)
شجریان در گفت وگو با سیانان، هنر را ابزاری سیاسی علیه حکومتها و خصوصا جمهوری اسلامی ایران می داند و می گوید: «هنر در ذات خود یک نوع اعتراض است، برای همین حکومتها، وقتی هنر پا به عرصه تقابل می گذارد از آن وحشت دارند و میترسند!...»

دامنه مصاحبه های شجریان با رسانه های ضد انقلاب هر روز وسیعتر و گسترده تر می شد تا جایی که پای جناب شجریان حتی به شبکه اس.بی.اس استرالیا هم باز شد و این بار استاد آواز ایران پا را از سیاست هم فراتر نهاد و مستقیما دین ملت مسلمان ایران را نشانه گرفت و خواستار جدایی دین از سیاست شد. همان شعاری که سالهای سال است دشمنان بیرونی و برخی فریب خوردگان داخلی آن را تکرار می کنند.

شجریان در تلویزیون استرالیا گفت: «۳۰ سالی است که مذهب در سیاست وارد شده و حکومت را به دست گرفته و نتیجه بسیار بدی داشته است (!) و همه (!) به این باور رسیده اند که باید دین و مذهب از سیاست جدا شود...»

شجریان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تلویزیونی اس.بی.اس استرالیا درباره این که با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه های سیاسی خود آیا قصد دارد با این کارها با جمهوری اسلامی دهن کجی کند، می گوید: «آنها راه خودشان را می روند و می گویند قوانین الهی است و قابل تعویض نیست ... آنها کار خودشان را می کنند و ما هم کار خودمان را می کنیم.»

دیدگاه ها و اظهارنظرهای محمدرضا شجریان علیه دین و مذهب و نظام جمهوری اسلامی و رییس جمهور قانونی در رسانه های ضدانقلاب، آنچنان با آب و تاب تمام پخش می شد که گویی شجریان هنر خود را مدیون غربیهاست. این در حالی است که که اگر زندگی شجریان از آغاز تاکنون را مرور کنیم خواهیم دید که در سالهای آغازین انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ او در یک منزل استیجاری در یکی از نقاط تهران زندگی می کرد. طبق گفته خودش در گفت وگو با بی بی سی فارسی، برنامه مستند پژواک روزگار - اما اینک او به عنوان یکی از مردان ثروتمند ایرانی محسوب می شود.

کارشناسان امور فرهنگی و هنری معتقدند که شجریان تمامی ثروتهای هنری و مادی و معنوی خود را مدیون انقلاب اسلامی است، چرا که با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ بساط بسیاری از خوانندگان کوچه بازاری و سنتی برچیده شده و در واقع میدان فعالیت به دست شجریان و یکی دو نفر دیگر افتاد و صدا و سیما نیز در معرفی او به مردم نقشی بسزا ایفا کرد.

محمد رضا شجریان بعد از لجن پراکنی ها و جنجال سازی های متعددی که علیه نظام جمهوری اسلامی به راه انداخته بود، وقتی شکست فتنه گران و حمایت قاطع و گسترده مردم ایران از ولایت و آرمانهای انقلاب اسلامی را مشاهده کرد، برای  مدت کوتاهی دست از این نوع سیاه نمایی های کینه توزانه خود برداشت تا برخی از طرفداران سابق وی امیدوار شوند که او احتمالا قرار است تا بار دیگر به آغوش ملت ایران بازگردد و خیانتهای دوران نکبت بار چندین سال اخیر خویش را جبران نماید امّا وی بار دیگر سر از اردوگاه دشمن در آورد.

این خواننده حامی فتنه در حرکتی جدید در تحریریه شبکه‌ بی‌بی‌سی فارسی حاضر شد و با تحریریه این شبکه عکس یادگاری گرفت.

وی در هفته گذشته بدون آن که دلیل حرکتش مشخص باشد در بی‌بی‌سی فارسی حضور پیدا کرد و با کارکنان این شبکه ضدایرانی به خوش و بش پرداخت که برخی کارکنان این شبکه عکس‌های این دیدار را بر روی شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند.


پناه‌ فرهاد بهمن از گزارشگران این شبکه در عکسی که در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرده درباره این حضور چنین نوشته است: امروز همه بچه‌های بی‌بی‌سی با شجریان عزیز عکس یادگاری گرفتند و او چه متواضع...

در عکس زیر "فائقه آتشین" ملقب به گوگوش و محمدرضا شجریان در کنار هم و دوشادوش هم دیده می شوند.

 

در تصویر ذیل محمد رضا شجریان، خواننده حامی فتنه و محبوب این روزهای رسانه های بیگانه و ضدانقلاب، در آغوش یکی از اعضای شبکه ضد انقلابی من و تو دیده می شود.

 

 شجریان در آغوش سبا خویی مجری شبکه مبتذل "من و تو"  

محمد رضا شجریان بهمراه دخترش مژگان[که او نیز به تک خوانی در جمع مردان و زنان پرداخته است] و تیم همراهش، در پارتی شبانه سه شنبه شب هفته گذشته کارمندان بی بی سی فارسی حضور یافتند . گفتنی است وی بعد از اجرای کنسرت در لندن نیز با گوگوش خواننده لس آنجلسی و معلوم الحال شبکه مبتذل "من و تو"، عکسهای یادگاری انداخته و در فضای مجازی آن را انتشار داد.


شجریان در کنار صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی و فرناز قاضی زاده مجری بهایی این شبکه

 


مژگان شجریان در کنار تعدادی از دوستانش در منزل سبا خویی (گوینده شبکه مبتذل من و تو)

 


مژگان دختر شجریان و فرن تقی زاده مجری شبکه ضدانقلاب بی بی سی




شجریان و دخترش در منزل خویی




شجریان و تیم کنسرتش در کنار گوگوش

 

××××××××××××××××××××××××××× 

بعد از همراهی با فتنه‌گران صورت گرفت؛
 
حمله شجریان به اسلام در مصاحبه با VOA

 شجریان در مصاحبه با صدای آمریکا گفت: به طور کلی نظام و حکومت جمهوری اسلامی ایران هرگز با هنر کنار نمی‌آیند، هرگز و هرگز !!! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدند و باز هم نخواهند آمد.

به گزارش فارس، پایگاه اطلاع‌‌رسانی جام نیوز نوشت: «بیژن فرهودی»، خبرنگار صدای آمریکا در تاریخ 30 مهر ماه (22 اکتبر) به سراغ «محمدرضا شجریان»، خواننده سنتی رفت.

فرهودی با ذکر این مقدمه که «گزارش بازرس ویژه سازمان ملل آقای «احمد شهید» در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران نشان می‌دهد که حکومت ایران در دو سال اخیر با هنرمندان چپ افتاده است»، نظر شجریان را در این باره جویا شد و شجریان پاسخ داد: «به طور کلی این نظام و این حکومت ذاتا می‌خواهد همه چیز در اختیارش باشد، این نظام می‌خواهد همه چیز را به طور صد درصد زیر سلطه خود داشته باشد و اگر یک بخشی از حکومت نخواهد که با آنها باشد همه آن بخش زیر سؤال می‌رود و می‌گویند که این مورد دارند و جلویش را می‌گیرند و اگر یک نفر پایش را از گلیم خود درازتر کند ـ از نظر آنها ـ مشکلات زیادی سر راهش قرار می‌دهند، اینها هرگز با هنر کنار نمی‌آیند، هرگز و هرگز !!! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدن،. باز هم نخواهند آمد، موسیقی هم مانند خیلی از هنرها نمی‌تواند در خدمت اینها باشد.»

شجریان با این اظهارات نشان داد که ابراز نارضایتی او از نظام 33 ساله جمهوری اسلامی، بهانه‌ای بیش نبوده و مشکل اصلی او با اساس اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی است.
 
شجریان با تصریح به «کنار نیامدن 1400 ساله با هنر» انگشت اتهام را به سمت اسلام می‌گیرد و پرده از درونیات خود بر می‌دارد.

گویا اسلام‌ستیزی، یک بیماری واگیردار در جبهه مخالفان جمهوری اسلامی ایران است که به محض خروج از کشور عود می‌کند!

از کفریات گنجی و حقیقت‌جو و شیرین عبادی و سروش و ... بگیرید تا این اواخر که افاضات محمدرضا شجریان هم به آنها اضافه شد.

ماخذ:وبلاگ رنگارنگ.

47 نظر

آقای سرشار،

حتی شجریانی که سال‌ها پیش کاروانسالار موسیقی انقلابی بود، به این روز افتاده که به خوبی آن را شرح دادی. با آدمکشی مخالف است!‌ یا در مجالسی شرکت می‌کند که در آن‌ها افرادی به حجاب اعتقاد ندارند!‌ از این سنگین‌تر که نداریم. داریم؟ یا با بی-بی-سی و سی-ان-ان مصاحبه می‌کند که به خوبی نشان می‌دهد که وابسته به امپریالیسم است. چون همه فقط باید با صداوسیمای ایران مصاحبه کنند.

دقت کرده‌ای همه با ما بد شده‌اند. بازیگران که همه بدکاره شده‌اند، نویسندگان که همه ضدانقلابند و کارهایشان باید صد بار ویرایش شود تا مجوز بگیرد، کارگردان‌ها هم که نگو!‌ هی می‌روند زندان و برمی‌گردند.

نمی‌دانم چرا این‌گونه شده. مگر من و شما چه کرده‌ایم که همه با ما بد شده‌اند. امپریالیسم جهانی مگر چقدر پول می‌دهد به هنرمندان، نویسندگان و متفکران که همه با ما مخالفند؟ چاره چیست؟ تو ما را راهنمایی کن.

حقا چه خوب گفته شاعر که :رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز؛ تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی.
چه می شود کردک دور دور رقاصه ها و مطربها و عروسکهای خیمه شب بازی است.

حاکم شهری که مرغابی بود/قسمت آن شهر رسوایی بود.
وقتی گروهی مولا و پیشوا و بزرگشان به جای خدا و ائما اطهار و اولیای الهی،عده ای مطرب و مزقانچی هرهری مذهب سرسپرده به بیگانگان و بهاییان باشند، طبیعی است که اینها هم باد به گلو بیندازند و رجز بخوانند. ظاهرا رافت اسلامی نظام و اینکه می دانند هر کار بکنند کاری به آنها ندارند روز به زوز گستاخترشان می کنند.

هرچی باشه صداش صدای مردمه

بله. شما خدایی می دونی که ایشون بعد از این مرحله چه مرحله دیگه ای در پیش داره. باید آبروش رو ببری. باریکلا مسلمون. اگر همه اونایی که اسمشون رو اول یادداشت بردی مثل حر و عیاض، با کسانی مثل شما برخورد می کردند که تحقیرشون می کردند و به نام اسلام آبروشون رو می بردند که دیگه نمی اومدند به اغوش اسلام.

سالها با شنیدن صدایتان از داستانهای زیبایتان لذت می بردم در کودکی، امروز ناگهان بر حسب اتفاق به یاد داستان های ظهر جمعه افتادم و گفتم بیام شما را در اینترنت جستجو کنم که به این سایت رسیدم.
مطالب سایتتون رو که خوندم از کرده خودم پیشمون شدم، و فهمیدم دیگر از صدایتان هم لذت نمی برم.
آقای سرشار، شما و همفکرانتان مگر نعوذ بالله خدایید که هر قضاوتی در مورد هر کس می خواهید می کنید؟! استاد شجریان زمانی از این صدا و سیما روی برگردان شد که از دوستانتان شنید که مردم خس و خاشاک هستند! می گویم مردم چون در آن جمله ی زشت مخاطب مخالفان رئیس جمهور بودند که همه می دانیم اکثریت را تشکیل می دهند.
زمانی که ما به مفاخر خود افتخار نکنیم، دیگرانی هستند که قدر بدانند، همانطور که کمکم مولوی رومی را هم در ترکیه مصادره می کنند.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت/ که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

عزیز من، دشمنانتان را با مهربانی وخوش رویی به دوستی دعوت کنیدوگرنه برای همیشه دشمن و نادان باقی می مانند.

سلام .
من با کار آقای شجریان موافق نیستم و آنجا هم نبودم که ببینم چه اتفاقی افتاده است . این همه هنر مند هم در جشنواره های خارجی با دیگران عکس میگیرند یا شاید بهتر است بگویم دیگران با آنها عکس میگیرند . مسئولان مهم کشوری و لشکری هم در دیگر کشور ها عکسهای زیادی میگیرند . آیا صرف گرفتن عکس دلیل یر ...... است

آقای سرشار
کاش هیچوقت این مطالب رو از شما ندیده بودم...
شما بهترین دوست دنیای کودکی من بودید...
افسوس که اینگونه می اندیشید...افسوس

سلام استاد


نمی فهمند
درد تعهد شما را
بی دردها

انشاء الله روسپید دو دنیا باشید

گمان مبر كه به پايان رسيده كار مغان
هزار باده‌ي ناخورده در رگ تاك است
.
امروز چه لزومي دارد ما يقه‌ي هم را پاره كنيم؟ گذر زمان (تاريخ؛ منصف‌ترين و در عين حال بي‌رحم‌ترين) قاضي است. ببينيم‌ آينده، به «شجريان»ها چه نمره‌اي مي‌دهند و به «ره‌گذر»ها چه نمره‌اي!
فايده‌اي ندارد وقتي كه همه‌مان خودمان را حق‌به‌جانب مي‌بينيم.
چه‌قدر حرف‌هاي نگفته در دل اين سطرها دارم كه اگر بگويم مي‌شوم يكي مثل شما، و مي‌ترسم اشتباه قضاوت كرده باشم.

بی ناموسی هم مونسان

آقای سرشار لطفا منو راهنمائی کنید.
من الان 40 سالمه و از 14-15 سالگی با موسیقی سنتی ارتباط پیدا کردم و کم کم با صدا و هنر استاد شجریان بطوری که وقتی سر درد داشتم با صدای استاد سردردم تسکین پیدا میکرد.الآن که نوشته های شما رو خوندم سر دوراهی موندم که ازاین به بعد وقتی سردرد دارم باید موسیقی استاد شجریان رو گوش بدم یا موسیقی پاپ که مجاز تر از موسیقی سنتی ایرانه ؟ واقعا چرا ارگ و کیبورد و... مجازند ولی مثلا نوازنده تار رو نشون دادن گناهه امثال استاد از این برخوردها نگرانند که الحق خیانت به موسیقی اصیل ایران است .

متاع کفر و دین بی مشتری نیست/گروهی این گروهی آن پسندند.
چه می شود کرد؛ تا بوده چنین بوده و تا هست چنین هست.

سلام.این همه به خواننده و بازیگر ها میدون دادید صدای اعتراض علماء ومردم حزب الهی را نشنیدید این هم آثارش.توی مملکت اسلامی که تلویزیون موازین شرعی را رعایت نکنه از داخل چنین تلویزیونی به نظر شما یوسف باید پیدا بشه یا شادمهر عقیلی وشجریان و...
بابا اینجوری که مملکت داری نشد.چهار تا بچه حزب الهی تا می خواهند چندتا در دو دل کنند می گین سیاسی هستند.ما که طرفدار نظام هستیم پس می زنید ما رو حالا به منافقین آنقدر میدون می دهید که با هر حرکتشون مردم را از صراط مستقیم خاذج می کنند.

یا مهدی

باسلام من قبل لز این که این مطالب را در اینجا بخوانم از شکوفایی عقلی آقای شجریان مطلع شده بودم با اینکه تا سال 88 از ارادتمندان ایشان بودم اما اکنون هیچ اراده ای به ایشان ندارن چرا که جانم فدای کشورم.

یکبار نظر. را نوشتم، ولی حذف کردید. اشکالی ندارد. ما عادت کرده ایم، ولی از شما، قصه گوی اشنا توقع نداشتم. تندرست و پایدار باشید.
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گدران ما را بس

من دراين سياست اشفته باتمام مشكلاط مالي فقط بدنبال لحضاتي با ارامش درموسيقي سنتي هستم وديگر هيچ

باسلام
این بدبختها هویت خودراگم کرده اند ودرکشوربیگانه برعلیه کشورشان خیانت می کنند

آقا مهدی
اصلا گیریم که همه خوب و ما طرفداران جمهوری اسلامی چماق به دست (که تا به حال چماقی بزرگتر چوب بستنی البته به دست نگرفته ایم) خیلی آدمهای بنجل و امل و مستبد
من نمی دانم چرا هر کی معترض میشه سریع میره اونور. یا روسری برمیداره و میره تو بغل یکی دیگه یا مرد هست و میره چند تا از این خانمها را بغل میکنه تا معلوم شه با نظام نیست و روشنفکره
این روش خوبیه به نظر شما؟
تازه با نظام مشکل داره

تا کی زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
که گفت که خیام دوزخی خواهد شد
که رفت به دوزخ؟ که آمد ز بهشت؟

هرکس نظری داره دیگه

لعنت خدا بر شجریان مزدور

گیرم که برفرض محال حرف شما درست چراامروز دردام بیگانه اگر مسلمان نیستی ازاده باش ملی باش ولی ازهمه چیز گذشتی حتی ناموست امروز مزدوری بهتر است یاآقایی دیروز مگر در غرب چه خبره که آدمیت را هم ازدست دادی

سلام.یک حرف خدا هست که خیلی قلبم رو به درد میاره.خداوند در قرآن می فرماید:اکثرهم لا یعقلون.اکثرهم لا یعملون.لا یعلمون... چه قدر خداوند اینو فرموده.گاهی اوقات که تو سایت های مخالف تفکر خودم میرم کسایی که کامنت میزارن میگن خوب یعنی این همه آمریکایی و اروپایی بدن فقط ماها خوبیم؟؟؟ حالا منظورم این نیست که همه آمریکایی واروپایی ها بدنا.کلا استدلال جوونای هم سن و سال من شده اکثریت در صورتی که پروردگار بارها فرموده.خداوند بنده و همه ی مارو مورد لطف و هدایتش قرار بده. انشاءالله تعالی.

به نظر من وقتی بستری برای دین و هنر وجود نداشته باشه چه بسا مومن کافر
هنرمند مطرب و اصل نااصل بشه،مملکت باید هنرپرور و دین گستر بشه
نه اینکه زخم برزخمه بزنه وسستها سستروثابتها سست شوند

آفای شجریان میگوید در این سی سال یک روز خوش هم نداشته ام. از ایشان سوال میکنم حتی آن روزی که زن اولتان که زمانی پولی در بساط نداشتی با همه مشکلاتت ساخت و او را طلاق دادی و با دختری که سنش از سن دخترتان کمتر بود ازدواج کردید هم ناراحت بودید.

سلام از بررسی و تحلیل ارزشمندتان سپاسگزارم
واقعا برخی هنرمندان قدر خود را ندانسته و بازیچه می شوند
میگویند هنر برای هنر اما بازیچه سیاست های بوجودآورندگان و حامیان داعش می شوند
امان از روح های لطیف و چشم های ضعیف.

ای برادران عزیز درد مردم نان است ،الکی سر چیزای بی خود به جان هم نپرید ،یه نگاهی به وضع مردم بندازید ....؟

سلام,من هم قبلا خیلی طرف این آقارو میگرفتم ولی الان به خاطر وطن فروشیش جز اینکه صدایش را گوش نمیدهم بلکه تاحال هر چه راگوش دادهام را از ذهن بیرون میکنم

اگرایشان باآدمکشی مخالف است چرامی رودبه دامن کسانی که ازصهیونیست های بچه کش حمایت می کنند؟این رفوکردن شماازکارایشان بدتراست

باسلام.محضراستادمتعهد.تاقبل ازخواندن این مطلب،عاشق صدایتان بودم،امابعدازخواندن آن،عاشق مرامتان شدم.شجریان وشجریان هاهیچگاه همراه واقعی اسلام وانقلاب نبوده اند،فتنه 88 نهاددرونیشان رانشان داد.پاینده باشید.


اي حامي فتنه ها به ايران شجريان

خائن شده بر ملت ايران شجريان

از دولت اسلام رسيدي تو به شهرت

کردي تو خيانت ز دل و جان شجريان

بسيار زمان آيد و تاريخ نبيند

مانند تو يک خائن نالان شجريان

تو نغمه گر کفر و فسادي و تباهي

هم مستحق گوشه زندان شجريان

گفتي که صدايت نشود پخش به ايران

هر ياوه بگفتي تو پس از آن شجريان

اي غربزده جاي تو آن غرب کثيف است

در بيين همه شاه پرستان شجريان

صوت تو بود ناله ي جغدي به خرابه

کي ديده ؟ کسي جغد غزلخوان شجريان

من شکر بگويم که صدايت شده محبوس

گوش دگران را تو مرنجان شجريان

بهتر که صدايت نشنيديم به افطار

آزرده از آن صوت مرا جان شجريان

هستند ز بيماريِ ات آزرده مجانين

اي آنکه ترا عقل پريشان شجريان

ما " دلشدگان" غيرِ دعا هيچ نداريم

جز مرگ تو بر درگهِ جانان شجريان

از خالقِ هستي ز سرِ صدق بخواهيم

نابود شود دشمن ايران شجريان

تنها نه فقط حامي آن فتنه گراني

دشمن شدي و خصم مسلمان شجريان

سلام...
من سنی ندارم ک بخوام بگم با اهنگای ایشون خاطزه داشتم یانه...ولی خواستم بگم این آدمای خود فروخته رو که به بهانه ازادی به غرب میرن رو فراموش کنین،وحتی حرفشونم نزنین تا بدونن وقتی به میهنشون پشت میکنن فراموش میشن...

میگویند به مرده که رو بدهی کفنش رو هم کثیف میکنه .
در زمان رژیم گذشته خفه بودند و فقیر ولی حالا چی . به سگ وقتی خیلی گوشت بدهی هار میشود و پاچه صاحب خود را میگیرد
حالا پولدار شده اند و میخواهند با پول هایشان حال کنند ومملکت رو بی دین میخواهند
الان یک لحظه هم نمیتوانند مثل زمان رژیم گذشته زندگی کنند الان دارند میترکند از بس پول دار شدند نا شکری از این روشنتر

باسلام
ممنون از پست خوبتون.

ااینکه موسیقی دچارنوعی رکود به دلیل کم اهمیتی دولتمردان می باشد شکی نیست ولی این دلیل نمی شود ازرسانه بیگانه متخاصم کمک کمک گرفته شود دوموضوع اینجا مطرح است اول خطای سانسوری رسانه های داخلی که هنرمندان رابه دامن بیگانه می کشاند ودوم خطای هنرمند که دوست راازدشمن خوب تشخیص نمی دهد.بی بی سی رسانه نخست وزیری است که درحال حاضر درکشورهای عربی درحالتوطعه علیه کشورمان است ویا ناامنی هایی دربیخ گوش ما درعراق وسوریه برای ما ایجاد می کند.ما باید ازخون ان همه شهیددرهشت سال جنگ که برای امنیت ما جنگیدند خجالت بکشیم همان امنیتی که شجریان راپرورش داد وثروتمند نمود.همان امنیت که بی بی سی ان رابه خطرانداخته ومی اندازد‌

سلام. میشه مکان و زمان کلاس های داستان نویسی که تو برنامه خندوانه قولش رو دادین اعلام کنین. ؟

ارسال نظر