آخرین خبر

  • • نتیجه انتخابات داخلی هفتمین هیئت مدیره انجمن قلم ایران
  • شنبه 23 مهرماه 90

    در نخستین نشست هیئت مدیره جدید انجمن قلم ایران که امروز از ساعت 14 تا 30/ 15 ، با حضور هفت عضو اصلی و یک عضو علی البدل هیئت مدیره و سه بازرس اصلی منتخب(سید علیرضا سجادپور، احمد عربلو و علی الله سلیمی) در محل تالار اجتماعات انجمن قلم ایران برگزار شد،مطالب ذیل مطرح، و در باره آنها تصمیم گیری شد:
    ابتدا محمدرضا سرشار،به اعضای انتخاب شده برای هفتمین دوره هیئت مدیره تبریک گفت و افزود: به نظر من، ترکیب هیئت مدیره این دوره، یکی از بهترین ترکیبهای هیئت مدیره انجمن تا کنون است؛ و بنده به سهم خود، از صمیم قلب خداوند متعال را شاکرم؛ و بابت این حسن انتخاب، از تک تک اعضای محترم حاضر در سیزدهمین مجمع عمومی انجمن تشکر می کنم.
    آنگاه، بر مبنای اساسنامه انجمن، به شرح وظایف و اختیارات هیئت مدیره،رئیس، نایب رئیس، دبیر ، خزانه دار و نیز بازرسان انجمن پرداخت.
    سپس افزود: تا کنون رسم معمول این بوده که کسی که بیشترین رای را در مجمع عمومی می آورده،از طرف اعضای هیئت مدیره نیز به ریاست این هیئت انتخاب می شده است. بر این اساس، آقای محسن پرویز باید به این سمت انتخاب شود؛ ضمن آنکه ایشان از هر نظر، شایستگی این کار را دارد.
    دکتر پرویز ضمن اعلام اینکه در ترکیب هیئت مدیره فعلی چهار - پنج نفر هستند که شرایط و توانایی تصدی ریاست هیئت مدیره را دارند، به لحاظ تجربه و سابقه، یکی از شایسته ترین این افراد را برای این کار سرشار دانست؛ و به طور قاطع اعلام کرد که خود داوطلب نامزدی این سمت نیست.
    پس از اظهار نظر دیگر حاضران در این باره، برای انتخاب رئیس هیئت مدیره رای گیری مخفی به عمل آمد؛ که طی آن، سرشار با کسب شش رای - از هفت رای - برای این سمت انتخاب شد.(رای هفتم متعلق به خود سرشار بود؛ که آن را به پرویز داده بود.)
    در مرحله بعدی رای گیری، پرویز با شش رای - از هفت رای - از سوی حاضران، به عنوان نایب رئیس برگزیده شد.(رای هفتم این بخش نیز متعلق به خود پرویز بود؛ که آن را به محمد میرکیانی داده بود. میرکیانی برای این سمت نامزد نشده بود.)
    تجار با هفت رای به دبیری انجمن انتخاب شد.
    براتی پور با شش رای، به عنوان خزانه دار برگزیده شد.(رای هفتم متعلق به خود براتی پور بود؛ که آن را به پاک آیین داده بود. پاک آیین نیز برای این سمت نامزد نشده بود.)
    در رای گیری علنی برای انتخاب سخنگوی هیئت مدیره، به اتفاق آراء پرویز برای این مسئولیت انتخاب شد.
    روز و ساعت برگزاری جلسات هیئت مدیره، با توافق جمع، بعد از ظهر روزهای شنبه، هر دو هفته یک بارتعیین شد.
    در این نشست، همچنین با درخواست وام سی میلیون ریالی دو عضو و یک کارمند انجمن موافقت شد.
    (قابل ذکر است:سرشار از ابتدای تشکیل انجمن قلم ایران، در همه دوره های هیئت مدیره، عضو آن بوده است. او در دوره های اول، دوم، سوم و چهارم، ریاست هیئت مدیره را به عهده داشت. اما در دوره چهارم ( 1386-1384) در حالی که ریاست هیئت مدیره را داشت، به نیت سپردن کار به اعضای جوان تر، از عضویت در هیئت مدیره کناره گیری کرد.
    سرشار همچنین در دوره های پنجم و ششم هیئت مدیره، در حالی که دکتر علی اکبر ولایتی رئیس هیئت مدیره بود، سمت نیابت ریاست را بر عهده داشت.
    دکتر محسن پرویز، در دوره های اول تا چهارم، عضو هیئت مدیره و خزانه دار انجمن بود. اما پس گذشت از حدود یک سال، به دلایلی، از هیئت مدیره چهارم،استعفا داد.
    او در دوره ششم ، مجددا به عضویت در هیئت مدیره برگزیده شد.
    محمد میرکیانی نیز سابقه یک دوره دو ساله عضویت در هیئت مدیره - دوره سوم- را - با سمت نایب رئیسی - در کارنامه خود دارد. همچنان که عباسعلی براتی پور، پیش تر یک دوره عضو هیئت مدیره انجمن قلم ایران بوده است.
    کامران پارسی نژاد نیز در دوره چهارم هیئت مدیره، پس از استعفای سرشار، به عنوان عضو علی البدل اول به هیئت مدیره راه یافت. اما پس از چندی،به دلایلی، از این کار کناره گیری کرد.
    جوان ترین عضو این دوره هیئت مدیره، پدرام پاک آیین - شاعر، دانش آموخته رشته حقوق و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - است؛که در دوره پنجم هیئت مدیره، عضو علی البدل بود.
    نکته دیگر اینکه: در ترکیب هیئت مدیره فعلی، تنها پرویز، سرشار و تجار از هیئت مدیره قبلی حضور دارند؛ و چهار نفر دیگر، اعضای جدیدند.)
    احمد شاکری، رضا رسولی و فیروز زنوزی جلالی - سه عضو علی البدل این دوره - نیز برای شرکت در این نشست دعوت شده بودند. از این سه نفر، فقط زنوزی جلالی حضور یافته بود؛ که از سوی جمع، برای زحماتی که در طول چهار سال خزانه داری انجمن و عضویت در هیئت مدیره متقبل شده بود، از او تشکر به عمل آمد.
    مطابق اساسنامه،اعضای هیئت مدیره انجمن قلم ایران برای دو سال و بازرسان آن برای مدت یک سال از سوی اعضا انتخاب می شوند. بازرسان وظیفه نظارت بر کار هیئت مدیره را دارند؛ و می توانند در کلیه جلسات هیئت مدیره - به عنوان ناظر - شرکت کنند و در صورت درخواست، هیئت مدیره موظف است کلیه اسناد و مکاتبات خود را برای رؤیت در اختیار ایشان بگذارد.
    از میان سه بازرس اصلی این دوره، سجادپور سابقه دو دوره بازرسی در ادوار قبل را دارد.

آخرين تصاوير

  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg
  • قبا2.jpg
  • قبا1.jpg
  • قبا.jpg

آخرین کتاب

  • • "دره گل سرخ" با ویراستاری محمدرضا سرشار منتشرشد
  • «دره گل سرخ» با ویراستاری محمدرضا سرشار منتشر شد

    خبرگزاری پانا: رمان «دره گل سرخ» اثر مشهورترین نویسنده سوئدی «آسترید لیندگرن» درباره زندگی پس از مرگ، توسط سوره مهر منتشر شد.

    به گزارش سرویس فرهنگی پانا،‌ رمان «دره گل سرخ» درباره دو برادر به نام‌های یوناتان و کارل شیردل نوشته «آسترید لیندگرن» نویسنده سوئدی است که «عزیزالله قوطاسلو» کار ترجمه آن را برعهده داشته و با ویراستاری محمدرضا سرشار منتشر شده است.
    کارل پسر بچه 10 ساله و ضعیفی است که قادر نیست که از رختخواب خارج شود. او برادر 13 ساله شجاع و زیبایی به نام یوناتان دارد. کارل که متوجه مریضی وحشتناک خود هست از یوناتان درباره مرگ می‌پرسد و یوناتان می‌گوید بعد از مرگ، آنها به نانگیلیا خواهند رفت.
    بعد از مدتی یوناتان در آتش سوزی و کارل در اثر مریضی جان خود را از دست می دهند و در دره آلبالو در نانگیلیا با یکدیگر ملاقات می کنند. در این سرزمین لباس ها و نحوه زندگی مردم مثل قرون وسطی است. یوناتان و کارل تصمیم دارند به مردم دره گل سرخ کمک کنند تا از دست تنگیل و اژدهای او کاتلا رهایی یابند و ماجراهای آنها در این سرزمین افسانه ای شروع می شود. نبرد نیکی و بدی....
    این رمان آکنده از مفاهیمی همچون عشق، محبت، شجاعت، مبارزه با پلیدی‌ها است و نویسنده با خلاقیت اعجاب انگیز و پر احساس دنیای پس از مرگ را برای نوجوانان بیان کرده است.
    یادآور می شود،‌ پیش از این، سریالی با اقتباس از همین رمان ساخته و در ایران هم از تلویزیون پخش شده است.
    لیندگرن در سال 2002 درگذشت و بعد از مرگش، دولت سوئد برای گرامی‌داشت خاطره او «جایزه یادبود آسترید لیندگرن» را بنیاد نهاد. این جایزه، که مبلغ آن بالغ بر 5 میلیون کرون سوئد است، بزرگ‌ترین جایزه نقدی جهان در رابطه با ادبیات کودک و نوجوان به حساب می‌آید.
    کتاب «دره گل سرخ» نوشته آسترید لیندگرن تولید مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری است که سوره مهر آن را در 299 صفحه، قطع رقعی و در تیراژ 2 هزار و 500 جلد منتشر کرده است.

شجریان را برای عکس انداختن با گوگوش ملامت نکنید

تعجب می کنم ؛ واقعاً هم تعجب می کنم. برداشته اند دو سه تا عکس از محمد رضا شجریان و گوگوش و شجریان و مجری زن یک شبکه ماهواره ای انداخته اند در سایتها و ملت هم هی به این دو تا نگاه می کنند و بد و بیراه نثار شجریان می کنند که اَل و بَل.

آقای عزیز! خانوم محترم !

گناه شجریان این نیست که با گوگوش عکس انداخته یا با آن یکی خانوم سر لخت دیگر، مگر در محافل خصوصی این آقایان و خانومها چیز دیگری بجز این حالتها انتظار دارید؟ اگر غیر از این فکر می کرده اید بدانید خیلی از مرحله پرت هستید.

ضمن اینکه این گناهان برای این افراد و اصولاً برای هر کس دیگری، به نوعی جزو گناهان خصوصی و شخصی آنها تلقی می شود و شاید  گیر دادن ما به آنها خیلی وجهی نداشته باشد. ما در اسلام دو نوع گناه داریم : یکی معصیتهایی که شخص در خلوت خودش انجام می دهد که بار مجازاتی مشخصی دارد و بیشتر وقتها با توبه، این نوع گناهان خیلی سریع از پرونده اعمال شخص حذف می شود و اما نوع دیگری از گناهان هم هست که وجه اجتماعی آن غالب است و مجازات آن هم بسیار شدیدتر و توبه از آن بسیار سخت تر و در مواردی محال و غیر ممکن است . شاید حدیث معروف ِ «الغیبة اشد من الزنا» به نوعی تفاوت این دو گناه را نشان بدهد که اولی تخریب وجهه شخص یا اشخاص دیگر در اجتماع است و دومی گناهی شخصی و خصوصی است که عمدتاً کسی هم از آن آگاه نمی شود و اگر کسی هم با خبر بشود حق اعلام عمومی آن را - مگر با شرایط بسیار سخت - ندارد.

آقایان محترم ! خانومهای گرامی !

گناه شجریان عکس گرفتن کنار یک پیرزن 59 ساله یا یک دخترک تازه به دوران رسیده نیست؛ گناه شجریان حضور در تحریریه شبکه معاند و بهایی پرور و صهیونیستی بی بی سی فارسی و اتفاقاً عکس یادگاری گرفتن با عناصر فرقه ضاله بهاییت و صهیونیستی است ؛ گناه شجریان توهین به امام خمینی این احیاگر سترگ اسلام ناب محمدی در قرن بیستم و دمنده روح تکلیف و بیداری به مسلمانان و مستضعفان جهان است که در مصاحبه با رادیو آمریکا ابراز کرده است.

    

آری . شجریانی که روزی در حرم مطهر ثامن الائمه "ع" قرآن می خواند و روزی « ربنا»یش زینت بخش لحظه های افطار ما بود، الان در دامان شیطان بزرگ و صهیونیسم و شبکه بهایی پرور بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و ...به امام و مردم و انقلاب اسلامی ملتش توهین می کند. این است که آرزو می کردیم کاش او تنها با یک دخترک جویای نام یا یک بیوه زن چند شوهر عوض کرده 59 ساله عکس انداخته بود و سطح معصیت کاری او به همین جا ختم می شد.

پ . ن : این هشداری است برای همه ما - تک تکمان - که نکند به سابقه خوبمان  در انقلاب و فعالیتهای دینی و سیاسی، غره شویم و یابو برمان دارد که من آنم که رستم بود پهلوان و فراموش کنیم که گاهی یک لحظه غرور و جدایی از خط دین و مکتب، می تواند ما را برای همیشه به ضلالت ببرد. پس جا دارد که دعا کنیم :

ربنا ! لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا ...

برگرفته از وبلاگ"آب و آتش"

ارسال نظر