آخرین خبر

  • • خش هایی از کتاب آنک آن یتیم نظر کرده در کتابخانه علامه طباطبایی به نمایش درآمد
  • چهارشنبه 08 اردیبهشتماه 95

    منبع : لیزنا
    اجرای نمایشنامه کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» در کتابخانه علامه طباطبایی
    به گزارش لیزنا، هایده امیری، کتابدار کتابخانه علامه طباطبایی گفت: در بازدید آموزشگاه دخترانه شهید مدرس شهر محلات، دانش ‌آموزان پایه نهم این مدرسه با بخش‌های مختلف کتابخانه از جمله پایگاه اصلی، مرجع، کمک درسی، نوجوان، داده ‌ها، نشریات و اینترنت آشنا شدند و در خصوص نحوه جستجوی کتاب توضیحاتی برای آن ‌ها ارائه شد.

    وی افزود: در ادامه دانش ‌آموزان با حضور در بخش کودک کتابخانه، قسمت هایی از کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» را به صورت نمایشنامه به اجرا درآوردند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. کتاب «آنک یتیم نظرکرده» تالیف محمدرضا سرشار یکی از کتاب‌های منتخب طرح «۵۰ کتاب سال» نهاد کتابخانه های عمومی کشور است که برای مطالعه به مخاطبین در اردیبهشت ماه معرفی شده است.

    کتابدار کتابخانه علامه طباطبایی افزود: «آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت- نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبح های جمعه از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می‌ شد و توانست نظرات بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند.

    وی اضافه کرد: اجرای نمایش از روی کتاب، لذت مطالعه را دوچندان می کند و به دنبال اجرای برنامه ‌هایی هستیم که لذت مطالعه و اعتماد به نفس را در دانش آموزان مدارس افزایش دهد.

    گفتنی است «۵۰ کتاب سال» یکی از طرح ‌های ترویجی نهاد کتابخانه‌ های عمومی کشور در سال جاری است که طی آن در هر ماه تعدادی کتاب در حوزه‌ های مختلف مطالعاتی توسط کارشناسان و صاحب نظران انتخاب و جهت معرفی و اجرای ویژه برنامه‌ های فرهنگی به کتابخانه های عمومی ابلاغ می شود.

آخرین کتاب

  • • «راز شهرت صادق هدایت» از نگاه سرشار
  • خبرگزاری شبستان:كتاب «راز شهرت صادق هدایت» به قلم محمدرضا سرشار توسط مركز پژوهش‌های جوان پژوهشگاه منتشر شد.

    به گزارش خبرگزاری شبستان، پایگاه خبری حوزه هنری، كتاب «راز شهرت صادق هدایت» اثر استاد محمدرضا سرشار بوده كه در گروه ادب و هنر مركز پژوهش های جوان پژوهشگاه سامان یافته و به بررسی شخصیت، آثار، عوامل شهرت و جایگاه صادق هدایت در جامعه فرهنگی و اجتماع ایران معاصر می پردازد.
    در این كتاب محقق محترم كوشیده تا بر اساس گفته‌ های دوستان و طرفداران صادق هدایت و برخی سرشناسان جریان طیف روشنفكری معاصر، نكته ‌های مغفولی از نحوه به شهرت رسیدن صادق هدایت و افرادی مانند او را بیان نماید. در این كتاب شیوه و چگونگی تربیت خانوادگی، ویژگی های فردی، عوامل تأثیرگذار خارجی و محیطی و ... كه در تكوین و شكل گیری شهرت صادق هدایت تاثیرگذار بوده‌اند، به روشنی مورد بازكاوی و استدلال قرار گرفته و برای مستندسازی متن از منابع متعددی كه طی نیم قرن اخیر منتشر شده اند، استفاده شده است. كتاب یاد شده در ویراست جدید دارای یك امتیاز بارز است و آن پردازش اندیشه نویسنده ای مانند هدایت درون جریان هم اندیش و همراه با اوست. در این رهگذر به اقدامات روشمند غرب برای روشنفكر‌سازی و اسطوره ‌پردازی در كشورهای جهان سوم نیز اشارات ارزشمندی شده است.
    «راز شهرت صادق هدایت» از سر فصل های متعددی به شرح زیر تشكیل شده است:
    شهرت مشكوك
    سازوكار چهره سازی در دنیای امروز
    چرا صادق هدایت؟
    دوران های سه گانه اندیشه ای هدایت
    علل و موجبات توجه ویژه غربیان به آثار صادق هدایت
    چگونگی آشنایی غریبان با آثار هدایت
    كفرِ محض
    غربزدگی و نفرت از ایران
    نیست انگاری
    عوامل بیرونی به شهرت رساننده هدایت
    استاد سرشار در بخشی از این كتاب می نویسد:
    «یك مشكل اصلی و اساسی هدایت ـ همچون دیگر همفكرانش؛ از راست گرفته تا چپ ـ بی ‌اطلاعی از كنه آموزه ‏ها و اصول اسلامی، بیگانگی با متون ما‌درِ شیعی، ناآشنایی با مؤمنان و مذهبی های اصیل و آگاه، و نداشتن حشر و نشر و مرآوده با آنان، قضاوت بر اساس مشهورات عوامانة رایج راجع به اسلام و نیز رفتارهای تودة مردم عوام بود. اما به جای آنكه دست كم به خاطر همین ضعف دانش و اطلاعات و ناآشنایی، در چارچوب رسالتی كه برای خود در ستیز با این مظاهر احساس می كرد و قائل بود، صرفاً به حمله به همین مظاهر اكتفا كند، به‌ گونه ‏ای با این قضایا برخورد می‏ كرد كه حاصل كارش ارائة چهره ‏ای به غایت كریه و مشئوم از اصل اسلام و تشیع و مسلمانان بود. این امر نیز تنها به علت ناآگاهی هدایت از صورتِ واقعی تعالیم حیات بخش اسلام نبود، بلكه به سبب آن بود كه او واقعاً و از اساس، به هجو و هزل و تحقیر و ـ به سهم خود ـ طرد اسلام و تشیع از جامعة ایران كمر بسته بود. از همین رو نیز، در داستان هایش، شاهد ورود او به مباحث جدی اسلامی نیستیم.»
    گفتنی است، كتاب «راز شهرت صادق هدایت» اثر استاد محمدرضا سرشار، با قیمت 18000 تومان توسط انتشارات كانون اندیشه جوان، منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.


تلکس دولت بهار: شبكه نمازي چگونه بر مطالبات اجتماعي تاثير مي‌گذارد؟

سه شنبه، 31 فروردین 1395 - 09:20     کد خبر: 247708

دولت بهار: فارغ از برنامه باقر نمازي مبتني بر «نفوذ دولتي و تغيير مدني جامعه ايراني»، مهم است كه بدانيم آيا تغييرات اجتماعي مذكور پس از به دام افتادن نمازي در فرودگاه امام خميني و افشاي ماهيت اقدامات ضد ايراني وي در كشورمان پايان پذيرفته است؟

كيهان نوشت:

در شماره قبلي گزارش پرونده «باقر نمازي»، شاه مهره به دام افتاده پروژه «تغيير ايران» از مسير دستكاري اكوسيستم اقتصادي و مطالبات اجتماعي، از تلاش‌هاي شبكه وي در تشكيلات «همياران غدا» متشكل از مجموعه سمن‌هاي همكار، در تغيير شكل بستر سنتي تشكل‌هاي داوطلب ايراني گفتيم.
 نمازي در گزارش‌هاي منتشر شده در سايت همياران، آشكارا هدف از شبكه‌سازي در ميان تشكل‌هاي سنتي ايران را اتصال آنها به نهادهاي خارجي همچون «دپارتمان توسعه فراملي انگليس»-DFID-  و انديشكده‌هاي ضدايراني كه بعدها مشخص شد مجري برنامه «فروپاشي از درون ايران» هستند و بنيادهاي بدنامي همچون «SAVE THE CHILDREN» با سابقه همكاري با CIA و MI6 معرفي مي‌كند. وي همچنين در مقدمه كتاب «تبادلات علمي ايران و جهان» با اشاره به آغاز پروژه مذكور با بودجه شوراي جمعيت، موسسه فورد، دانشگاه كلمبيا- پايگاه كميته ضدايراني شوراي امنيت ملي آمريكا به رياست گري سيك- از نارضايتي جامعه از شبكه‌سازي خارجي خبر مي‌دهد و مي‌نويسد: «استفاده از حمايت‌هاي بين‌المللي براي جمع آوري داده و شبكه‌سازي در مراكز با بدگماني همراه است. تلاش‌هاي قابل ملاحظه‌اي براي فايق آمدن بر نگراني‌ها و حساسيت‌ها و نشان دادن قابليت و شفافيت و مشاركت جويي اين حركت آغازين انجام شده است.» البته احتمالا منظور باقر نمازي از تلاش‌ها در اين زمينه، «نفوذ» در حوزه دولتي است كه منجر به ايجاد تشكيلات موازي در وزارت كشور در دوره خاتمي به رياست «سهراب رزاقي» با نام «كنشگران داوطلب» گرديد كه همكاري نزديكي با همياران غدا داشت. رزاقي نيز پس از چند بار دستگيري به واسطه «ارتباط با دستگاه‌هاي اطلاعاتي دشمن» و «اقدام بر ضد امنيت ملي»، سرانجام با همكاري دوستان نفوذي‌اش، از كشور گريخت!
ردپاي نفوذ گسترده نمازي در دولت اصلاحات را مي‌توان در ادامه مقدمه همين كتاب مشاهده كرد، آنجا كه از «سازمان جستجوي زمينه‌هاي مشترك» به مركزيت اورشليم و بنياد «وودرو ويلسون» به عنوان پايگاه استقرار و تبادل رهبران جامعه مدني ايران و آمريكا در قلب ايالات متحده خبر مي‌دهد. جالب توجه است كه دقيقا در دهه 80 كه كتاب مذكور توسط نمازي نوشته شده است، روسا و اعضاي اين مراكز صهيونيستي با گرايش‌هاي شناخته شده ضد ايراني مكرر به ايران سفر كرده و موقعيت سياسي- امنيتي آنها در آژانس امنيت ملي آمريكا توسط دستگاه اطلاعاتي دولت پنهان مي‌شود! دو سال بعد از پايان دولت اصلاحات تيم وودرو ويلسون متشكل از هاله اسفندياري، رامين جهانبگلو و منوچهر محمدي به علت زمينه‌سازي براي «انقلاب رنگي» در ايران با دستكاري جامعه مدني و نفوذ دولتي، دستگير شدند و اين بار شخص «استفان هاينز»، مديرعامل صندوق برادران راكفلر بود كه به تهران شتافت و زمينه آزادي آنها را فراهم آورد.


شبكه نمازي چگونه بر مطالبات اجتماعي تاثير مي‌گذارد؟

فارغ از برنامه باقر نمازي مبتني بر «نفوذ دولتي و تغيير مدني جامعه ايراني»، مهم است كه بدانيم آيا تغييرات اجتماعي مذكور پس از به دام افتادن نمازي در فرودگاه امام خميني و افشاي ماهيت اقدامات ضد ايراني وي در كشورمان پايان پذيرفته است؟ اصولا اهميت شناخت چنين تحولات به ظاهر ضد امنيتي در عرصه اجتماع چيست؟ آيا ممكن است ما شهروندان عادي نيز در دوره‌هايي از زندگي تحت تاثير القائات خارجي قرار گرفته و جهت مطالبات جامعه ايراني را منحرف كرده باشيم؟ كمي دقيق‌تر شويم... آيا ممكن است يك جريان‌سازي هوشمندانه منجر به مطالبه‌گري مردم از حاكميت در مواردي غيرضروري شود تا يك جامعه در دهه رشد و بالندگي اجتماعي به جاي تلاش براي تحقق مسائل مهم اجتماعي، به دنبال مطالبات دست پاييني همچون «حمايت از سگ‌هاي ولگرد» برود؟ آيا ممكن است سلسله حوادثي اجتماعي به‌طور مثال در موضوع اسيدپاشي يا مجازات اعدام يك قاتل بي‌رحم، جامعه ايراني را به سمت «حذف قانون الهي قصاص» سوق دهد؟  آيا امكان دارد همكاري و جريان‌سازي چند NGO يا سازمان به ظاهر مردم نهاد فعال در داخل كشور كه با بودجه و سازماندهي خارجي فعاليت مي‌كنند، ايرانيان را به سمت تغيير قوانين «مهاجرپذيري»، «حجاب»، «حقوق كودكان»، «آموزش‌هاي عمومي»، «پذيرش بهائيان» و غيره پيش ببرد و از ايجاد جنبش‌هاي مطالبه گر اجتماعي همچون  مبارزه با «فقر»، «فساد اداري»، «تبعيض» و عدالت خواهي انقلابي به قصد عمران روستاها و شهرستان‌ها با قابليت پيشرفت حقيقي جامعه مدني ايران باز دارد؟ امروز تلاش مي‌كنيم به اين سوالات پاسخ دهيم.

علم مديريت مطالبات اجتماعي
تاثير گذاري بر مطالبات اجتماعي با مديريت منابع انساني يك جامعه اعم از كودكان، زنان، پدران، مادران، جوانان، مسلمانان، مسيحيان، اقليت‌هاي قومي و ناراضيان و فقرا و ثروتمندان و ...هنري است كه هنوز در دانشگاه‌هاي ما كرسي علمي ندارد اما در دانشگاه سوآس لندن، كلمبيا آمريكا و انديشكده‌هايي همچون بنياد برادران راكفلر، جست‌وجوي زمينه‌هاي مشترك، فورد، ناياك، وودرو ويلسون، پاگواش و رهپويان صلح و انواع دفاتر زيرمجموعه سازمان ملل تدريس مي‌شود. پس طبيعي است كه ربط دادن تغييرات ايجاد شده در بستر سنتي تشكل‌هاي داوطلب ايراني در طول 20 سال اخير به هدايت و حمايت مراكز خارجي براي دستگاه‌هاي رصدگر كشورمان مشكل باشد.
بسياري از ما دقيقا نمي‌دانيم كه باقر نمازي چگونه خيريه‌هاي سنتي شكل گرفته در كنار صندوق قرض الحسنه مساجد را به شكل امروزي تبديل كرد يا چطور در دولت خاتمي «جهاد سازندگي» علي رغم مخالفت رهبر انقلاب منحل شد و دفاتر سازمان ملل به نام تلاش براي عمران و آباداني در روستاها و شهرستان‌هاي ما لنگر انداختند.

شبكه نمازي چگونه بر مطالبات اجتماعي تاثير مي‌گذارد؟

جريان‌سازي با تشويش اذهان عمومي
 اين داستاني عجيب است اما حقيقت اين است كه امروز «بنياد كودك»، تشكيلات خيريه وابسته به كاليفرنيا آمريكا، با تبليغات وسيع ميان هنرمندان و طبقات موثر جامعه، رقابتي آشكار با «كميته امداد امام خميني»، به عنوان بستر سنتي ارائه خدمات عام المنفعه به جامعه به راه انداخته است! تنها تفاوت ماجرا در اين است كه اغلب هنرمندان و حاميان اين نهاد از سابقه محكوميت مالي بنياد كودك در دادگاه‌هاي آمريكا به جرم «پولشويي» و «سوءاستفاده از معافيت‌هاي بنيادهاي خيريه به نفع خود» مطلع نيستند و نمي‌دانند كل كمپين نمايشي اين مركز و «شركت دنون سحر» كه با تبليغات گسترده شهري براي رفع گرسنگي كودكان ايراني صورت گرفت، 75 ميليون تومان آورده براي كودكان مستمند و صدها ميليون تومان سود براي شركت فرانسوي به همراه آورد! اين تنها نمونه‌اي از رقابت تبليغاتي گسترده يك تشكل وابسته به بيگانه و نهاد وابسته به بستر سنتي داخلي است.
مشابه همين ماجرا را در جريان زلزله آذربايجان شاهد بوديم، آنجايي كه گروهي از تشكل‌هاي خيريه پوششي تربيت شده به دست باقر نمازي، دقيقا با تمركز بر تجربه موفق زلزله بم، با تبليغات وسيع بر ضد هلال احمر، دولت، كميته امداد و تيم خدمات رسان به مردم، در منطقه مستقر شدند و حتي پس از پايان موقعيت بحراني ابتدايي نيز حاضر به ترك روستاها نبودند! اندكي جست‌وجو در ماهيت تشكل‌هاي مذكور ارتباط آنها با بهائيان را آشكار ساخت و مشخص شد پروژه وسيع تبليغات بر ضد بستر حاكميتي، از كجا آب مي‌خورد. در پروژه زلزله بم، وضعيت امنيتي منطقه به واسطه ضعف ساختاري دولت اصلاحات به حدي بحراني شد كه چند سال پس از ماجرا افتضاح واگذاري سرپرستي 200 كودك منطقه به تشكيلات بهايي «ره آورد مهر و دانش» توسط وزارت اطلاعات كشف شد!

فعالين بهايي حوزه كودك
اما اين آغاز كار گروهي بهائيان در حوزه مطالبه‌گري اجتماعي با موضوع «كودكان» بود. باقر نمازي در بخشي از كتاب تبادلات علمي ايران و جهان؛ كانون‌ها و مراكز فعال در حوزه كودكان با برنامه تبادل با اكوسيستم آمريكايي- اروپايي را شناسايي كرده و به مسئول پروژه در دانشگاه كلمبيا معرفي مي‌كند. برخي از نام‌هاي سياهه آشناي باقر نمازي را در كتاب «بيست سال تلاش» محمدرضا سرشار كه به شناسايي عوامل نفوذي همكار با تشكيلات فراماسونري، بهايي و ضدايراني فعال در حوزه كودكان پرداخته بود مي‌توان ديد. از عناصر تشكيلات فرح پهلوي تا برخي از مشهورترين نويسندگان و فعالين كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان!  اما بخشي نيز حاصل شناسايي و آموزش در كارگاه‌هاي تشكيل شده توسط همياران در بم بودند. به‌طور مثال مي‌توان به «كارگاه‌هاي بررسي مباحث و قوانين مربوط به حقوق زنان و كودكان آسيب پذير در زمينه هاي خشونت خانگي، كودك آزاري و طلاق از ديدگاه قوانين ملي و بين‌المللي» اشاره كرد كه همياران با همكاري دفتر عمران سازمان ملل (UNDP) و دپارتمان توسعه فراملي وزارت خارجه انگليس برگزار كرد!

شبكه نمازي چگونه بر مطالبات اجتماعي تاثير مي‌گذارد؟

بازي ادامه دارد!
البته همه تجربيات قديمي نيست و دقيقا زماني كه در رصدگري تاريخي نام همين سمن‌ها و مراكز فعال در حوزه كودكان را در پروژه «آموزش مونته سوري» مشاهده مي‌كنيم، ارتباطات كشف شده، معني‌دار مي‌شوند. پروژه مونته سوري نيز ابتدا با ستاندن مديريت و نظارت بر مهدهاي كودك از وزارت آموزش و پرورش به عنوان زيرساخت ملي و سنتي كارآمد و برون سپاري وظايف آن به بهزيستي و سپس از بهزيستي به بخش خصوصي همراه با نفوذ و ضعف شديد در نظارت آغاز شد. سپس يك روش آموزشي فرويدي، حتي بدون كسب اجازه از يك نهاد حاكميتي، در اغلب مهدهاي كودك و حتي بخشي از مدارس ايران به سادگي با مشاركت آموزشي و بودجه بين‌المللي همه گير شد! در پروژه مونته سوري نيز نام سمن‌هاي تشكيلات باقر نمازي و عوامل بهايي مي‌درخشد به نحوي كه در سال‌هاي اخير بارها مربيان مونته سوري بهايي در شيراز و كرج و تهران و روستاهاي كرمان و رفسنجان و بم توسط دستگاه‌هاي امنيتي دستگير شده‌اند و كماكان پروژه ادامه دارد. راه سخت اين است كه عوامل بهايي پروژه را يك به يك با كار اطلاعاتي ويژه سربازان گمنام امام زمان(عج) شناسايي كرده، مهدهاي كودك مروج رقص و موسيقي را كشف كنيم و ساعت‌ها مناظره و مذاكره ميان بهزيستي و وزارت آموزش و پرورش و شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجلس ترتيب دهيم تا با جريان مرموز تسلط بر حوزه فرانسلي آموزش كودكان مبارزه كنيم. راه ساده نيز بازگرداندن زيرمجموعه حاكميتي تربيت نسل به بدنه حاكميت و خلع يد شبكه دشمن است!
 فقدان ديد شبكه‌اي منجر به آن مي‌شود كه گاه براي دستيابي به راهكار حل يك مشكل مهم، سال‌ها وقت با ارزش جامعه را هدر دهيم و مطالبات مردم را به سمت مبارزه با «موسيقي» يا «مونته سوري» و هزار نقشه ديگر سوق دهيم. در حالي كه دشمن به سادگي با تغيير عنوان پروژه مثلا از «مونته سوري» به «فرهنگ صلح»، جنبش مطالبه گر را دور خواهد زد!

بدنه ناسالم با عفونت واگيردار
كل تشكيلات حمايت از كودكان كار ايران كه از ارتباطات گسترده‌اي با نهادهاي آمريكايي و اروپايي برخوردار است، با هدايت و حمايت خاص همياران غدا در سال 1382 ايجاد شده است. تشكيلاتي كه علي رغم هدف گذاري اجتماعي مثبت و مطالبه گري در حوزه‌اي مغفول مانده، به واسطه شيطنت بخش‌هايي از زيرمجموعه در همكاري با «احمد شهيد»، گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در ايران به پرونده‌سازي بر ضد كشورمان در نهادهاي بين‌المللي، ارتباطات گسترده با بهائيان و اجراي پروژه نفوذ شهرت دارد.
در صفحه اين مركز در دانشنامه خارجي ويكي پديا مي‌خوانيم: «پس از اتمام «كارگاه همفكري براي كودكان كار و خيابان» در شهريور ۱۳۸۲ پيشنهاد ايجاد شبكه‌اي از سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي براي كمك به كودكان كار و خيابان از طرف شركت كنندگان مطرح گرديد. برخي از سازمان‌هاي دولتي شامل سازمان بهزيستي، وزارت كار، وزارت آموزش و پرورش و سازمان‌هاي غيردولتي شامل انجمن پژوهش‌هاي آموزشي پويا، انجمن همياران غدا، انجمن حاميان كودكان كار و خيابان، شوراي كتاب كودك، انجمن حمايت از حقوق كودكان و انجمن حمايت از كودكان كار با استقبال از اين پيشنهاد اقدام به برگزاري نشست‌هايي براي اجرايي كردن ايده «شبكه» كردند كه در نهايت به تشكيل شبكه ياري كودكان كار و خيابان انجاميد. پس از يك دوره فعاليت ده ساله شبكه تحت عنوان گروه تلاشگران ياران همدل مجوز فعاليت خود را اخذ كرد(!)»
پس تغيير شكل بستر سنتي تشكل‌هاي داوطلب براي حاكميت هزينه ساز است چرا كه به واسطه ارتباطات ناسالم، مجموعه‌هاي سالم در معرض نفوذ و شبكه‌سازي دشمن قرار گرفته و هزينه دستگاه‌هاي امنيتي و مراكز كنترل مطالبات اجتماعي به حق جامعه، بالا مي‌رود. طبيعي است كه در چنين آشوب ساختاري، كنترل نوع مطالبات بسيار مشكل مي‌شود و صدايي كه در انتهاي زنجيره برمي خيزد، مشخص نيست حاصل عمليات رواني كدام انديشكده و دستگاه اطلاعاتي بيگانه بر جامعه هدف است.

جنبش پوششي حقوق بشري
جالب توجه است كه در يكي از پايگاه‌هاي اطلاع رساني بهائيان، يكي از همين به اصطلاح «فعالين حقوق كودك بهايي»، با تاكيد بر نقش سنتي زنان بهايي در «تربيت نسل»، مي‌گويد: «در ايران بالا بردن پرچم مطالبه گري حقوق بشري به علت حساسيت‌هاي موجود ممكن نيست، اما به راحتي مي‌توان خواسته‌هاي بين‌المللي را در قالب فعاليت براي حقوق كودكان مطالبه كرد.»
همياران  بلافاصله پس از دستگيري هر يك از عوامل شبكه بهائيان به نام «فعالين حقوق كودك» از مسير عوامل خود در «كمپين بين‌المللي حقوق بشر» متعلق به هادي قائمي، دخي فصيحيان و فرح كريمي به پرونده‌سازي بر ضد نظام اقدام كرده است.
همسر بابك نمازي، فرزند باقر نيز اولين «خانه كودك مونته سوري» را با همكاري بهائيان در خيابان فرشته تهران تاسيس كرد و آموزش اولين گروه مربيان مونته سوري را عهده‌دار شد. وي در كمتر از دو سال، از ايران متواري شد و در دبي ساكن گرديد اما شبكه مونته سوري كماكان با مديريت نهاله ش. و تيمي 50 نفره از بهائيان فعال است.

دگرديسي مطالبات جامعه
با همين ترفند است كه به‌طور مثال موضوع «آموزش صلح» مونته سوري، مطابق آموزه‌هاي نئوليبرالي، پس از افشاگري در مورد نفوذ بهائيان در ساختار مهدهاي كودك، از مسير سازمان ملل و تشكل‌هاي مذكور، در قالب «منشور حقوق كودكان» مجددا با ساختار قديمي به جامعه ايراني باز مي‌گردد. يا عينا همين ساختار فعال در زمينه حقوق كودكان با همكاري شبكه صهيونيستي «من و تو» جنجال وسيعي در مورد پرونده «حقوق حيوانات» با مطالبه گري قانوني و محكوم كردن حاكميت به راه مي‌اندازد. نكته اصلي اينجاست كه زماني كه يك شهروند ايراني به دلايلي نامكشوف اقدام به حيوان آزاري مي‌كند، تلاش وسيعي براي تبليغ «زندگي مترقي با سگ  و گربه بازي» به راه مي‌افتد و قوانين شرع، عامل حيوان آزاري معرفي مي‌شود! يعني يك پرونده شخصي كه قطعا فرد خاطي را با تبعات حقوقي مواجه مي‌كند به پرونده‌سازي بر ضد قوانين اجتماعي ايراني تبديل مي‌شود.
در موضوع «مهاجران» و «كودكان كار» نيز مطابق همين سناريوسازي اين حاكميت است كه در پايان مورد محاكمه اجتماعي قرار مي‌گيرد و جهت گيري‌هاي سمن‌ها به سمتي مي‌رود كه گويي «فقر» و «آسيب‌هاي اجتماعي» در جهان ريشه كن شده و مسائل مهاجران نيز حل و فصل گرديده و تنها دولت ايران است كه با معضلات اجتماعي دست و پنجه نرم مي‌كند!
اين واقعيتي است كه بدنه ناسالم و نفوذي، جمعيتي را به بي‌راهه مي‌كشاند و در شرايطي كه جامعه ايراني به شدت نيازمند خيزش مطالبه گران «كار و تحرك جهادي» يا «حمايت از توليد و كارگر ايراني» است، سطح مطالبات اجتماعي را در حد حق «سگ گرداني خياباني» تنزل مي‌دهد و جامعه مدني را به جاي تحرك در جهت تقويت اهداف انقلاب اسلامي به تقابل با حاكميت و زمينه‌سازي براي «انقلاب رنگي» و «فروپاشي از درون» رهنمون مي‌سازد.

شبكه نمازي چگونه بر مطالبات اجتماعي تاثير مي‌گذارد؟

همياران چه مي‌كند؟
هم اكنون علي رغم فرار باقر نمازي از كشور پس از فتنه 88 و دستگيري وي پس از ورود به كشور، همياران غدا به شدت فعال است. همياران عضو شبكه‌ Child Protection Initiative MENA، ابتكارات حمايت از كودكان در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا و همكار با شوراي شهر و شهرداري تهران در اين شبكه  از سال ۱۳۸۶ تا به امروز است!  همچنين يكي از اعضاي سه‌گانه گروه مشاورين غيردولتي معاونت برنامه‌ريزي و سياستگذاري شهرداري تهران در راستاي اجراي طرح‌هاي پيشاهنگ محلات دوستدار كودك  يونسكو از۱۳۸۷ تا حال حاضر است! سمن‌هاي همكار با همياران در پروژه فعالين حقوق كودك نيز ارتباط نزديكي با وزارت كار، سازمان بهزيستي و سازمان محيط زيست و غيره دارند و مطالبات خاص خود را به سادگي در جلسات با مسئولين عالي رتبه به عنوان نماينده جامعه مدني ايران، پيگيري مي‌كنند. آيا اعتماد به بدنه همياران غدا با اعطاي حكم مشاوره به شريك قديمي باقر نمازي در همياران و در پروژه تحديد نسل ايرانيان همراه با واگذاري وظايف مهم شهر تهران به اين سازمان بدسابقه حركت عاقلانه‌اي است؟ آيا راز تبديل شهرداري تهران به شريك عملياتي برنامه‌هاي سازمان ملل در تهران، نفوذ همياران غدا به دفتر شهردار تهران
است؟
راهيابي غيرمستقيم عليرضا اميدوار، مدير ارشد شركت آتيه بهار نمازي‌ها به شوراي شهر به عنوان مشاور، همراه با آغاز مطالبه گري يكي از اعضاي شورا در حوزه آسيب‌هاي اجتماعي و برون سپاري پروژه به بخشي از سمن‌هاي قديمي آلوده، نشانه هوشياري و هدفمندي شبكه نفوذي است. عقل حكم مي‌كند دشمن را دست‌كم نگيريم!


ارسال نظر