آخرین خبر

  • • حداد عادل: قبل از انقلاب، سینما رفتن کابوس بود
  • دوشنبه 15 تیرماه 94


    قبل از انقلاب جماعت متدین ما سینما رفتن برایشان کابوس بود چرا که در آن زمان فضای عمومی سینما و محتوای فیلم ها، محتوایی غیر اخلاقی و به دور از ارزش های اسلامی بود.
    آیین اختتامیه جایزه قلم زرین در تالار تماشاخانه مهر واقع در حوزه هنری اسلامی به همت انجمن قلم ایران برگزار شد.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران، سیزدهمین دوره جایزه قلم زرین در حالی برگزار شد که تجلیل از فرج الله سلحشور کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون یکی از اصلی ترین برنامه های این مراسم بود.

    محمد رضا سرشار رئیس انجمن قلم ایران در ابتدای این مراسم با اشاره به جایگاه قلم و ارزش روز قلم گفت: برای سیزدهمین بار جشنواره قلم زرین را از طرف انجمن قلم ایران برگزار می کنیم. تشکلی فراگیر که به هیچ حزب دولتی و غیر دولتی وابسته نیست و 15 سال پربار و موثر در عرصه فرهنگی را پشت سر گذاشته است.

    وی افزود: در این سال ها طراحی پیشنهادات و پیگیری اموری چون اعطای مدرک معادل به خبرگان بدون مدرک، تلاش برای به رسمیت شناختن نویسندگی به عنوان یک شغل، ترجمه آثار به زبان های بیگانه و .... را در دستور کار خود قرار داده ایم.

    سرشار در ادامه افزود: امسال جایزه قلم زرین را همراه با تقدیر از هنرمندی متعهد که در راه استقامت بر عقیده خود حتی تا پای آبرویش هم قدم پیش گذاشته برگزار می کنیم.

    در ادامه این مراسم حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تقدیر از فعالیت های فرج الله سلحشور گفت: قبل از انقلاب جماعت متدین ما سینما رفتن برایشان کابوس بود چرا که در آن زمان فضای عمومی سینما و محتوای فیلم ها، محتوایی غیر اخلاقی و به دور از ارزش های اسلامی بود. گویا تلقی این بود اگر هنر سینما از غرب آمده است محتوای آن هم باید همچون فیلم های غربی باشد.

    وی افزود: بعد از انقلاب فرهنگی خوشبختانه گروهی تربیت شدند تا بتوانند فیلم هایی و قصه هایی را بسازند که با حقایق و وقایع دین اسلام و کشورمان همخوانی داشته باشد. امروز فرج الله سلحشور برای من مصداقی از همان افراد متعهد است که می تواند فیلمی فاخر را به گونه ای بسازد که نه تاثیر آنی و لحظه ای که در دراز مدت بر ذهن ناخودآگاه جامعه و مخاطب تاثیر بگذارد و فرهنگ اسلامی و دینی مان را گسترش دهد.


    در ادامه این مراسم جمال شورجه کارگردان در تمجید از فرج الله سلحشور گفت: او هنرمندی است که ظاهر و باطنش یکی است و کوچک ترین اهانتی را به ارزش های انقلاب و دینی اش نمی پذیرد. این که فردی چند دهه ثابت قدم و با صلابت بر سر اسلام و قرآن و ارزش های انقلابی اش ایستادگی کند، جرات می خواهد.

    وی افزود: به خوبی می دانم که دغدغه اصلی او این روزها راه اندازی مدرسه کوچک فیلم سازی اسلامی است و این که بتواند ساخت سریال 72 قسمتی موسی کلیم الله را به پایان ببرد.

    همچنین فرج الله سلحشور با اظهار نظر درباره قصه متعهد گفت: اگر می خواهیم قصه ای بنویسیم این قصه باید واقعی باشد و عبرت آموز تا بتواند به مخاطب درس زندگی بدهد. سینمای امروز ما فاقد چنین نگاهی است سینمای امروز درهای رحمت الهی را به روی مخاطبان باز نمی کند.

    وی افزود: همچنان مسئولان ما تصور می کنند آن چه که از غرب آمده است وحی منزل است و متاسفانه امروز در سینمای خود می بینیم ارزش های اسلامی و قرآنی مان آن طور که باید در فیلم ها جایگاهی ندارند و همچنان چیزی را می سازیم که حاصل تفکرات غرب است.

    سلحشور در پایان خاطر نشان کرد: قصه های خوب بسیار داریم آرزوی من این است که بتوانم یکی از این قصه های خوب را که داستان زندگی حضرت موسی (ع) است را به اتمام برسانم. همچنین از دیگر آرزوهایم ساخت مدرسه ای است که بتوانیم در آن فیلم سازان متعهد به ارزشهای اسلامی و انقلابی را تربیت کنیم.

    در پایان این مراسم کامران پارسی نژاد دبیر سیزدهمین جشنواره جایزه قلم زرین گفت: این وظیفه ادبیات فارسی ماست که با ساختاری مستحکم برای تعالی مضامین مهم و ارزشمند ایران اسلامی قدم بردارند به همین جهت با برپایی جایزه قلم ایران به گزینش و معرفی آثار ارزشمند ادبی پرداختیم.

    سیزدهمین دوره جشنواره جایزه قلم زرین در حالی پایان یافت که آثار برگزیده 5 بحث نقد و پژوهش ادبی، داستان و شعر بزرگسال و داستان و شعر کودک و نوجوان انتخاب شدند.

    برگزیدگان سیزدهمین دوره جایزه «قلم زرین» به شرح زیر است:

    بخش داستان بزرگسال

    «مفتون و فیروزه» نوشته سعید تشکری از انتشارات نیستان به عنوان اثر برگزیده این بخش شناخته شد. این اثر به دلیل شخصیت‌پردازی عمیق و دقیق،‌ استفاده به جا از عنصر حقیقت، مانندی و دلالت‌گری، در ترسیم فرهنگ، باورها و مناطق طبیعی ایران،‌روایتی نو از انقلاب اسلامی 57، دوری از شعارزدگی در افشای ماهیت رژیم قبل از انقلاب به این درجه دست پیدا کرد.

    بخش شعر بزرگسال

    در این بخش مجموعه شعر «واژه وحشی» اثر حامد حسین‌خانی از انتشارات فصل پنجم به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد. این اثر به دلیل داشتن تعهد شاعرانه به آرمان‌ها و ارزش‌های والای انسانی،‌تلاش‌های ارزنده برای دستیابی به افق‌های تازه،‌ نوآوری، زبان درخور تعمق و بیان مسائل و موضوعات تازه به تناسب زمان و پرداختن به آن به این درجه دست پیدا کرد.

    نقد و پژوهش

    کتاب «از نتایج سحر» (تحلیل شعر انقلاب اسلامی) اثر محمدرضا سنگری از انتشارات سوره مهر به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد. این اثر به دلیل اشراف نویسنده نسبت به موضوع پژوهش، گونه‌بندی و تحلیل مناسب شعر انقلاب اسلامی از زمان پیدایش آن تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و دوره حاضر، نوآوری در انتخاب موضوع پژوهش پیرامون شعر انقلاب مورد تقدیر قرار گرفت.

    داستان کودک و نوجوان

    «گل‌های کاغذی» نوشته محمدعلی گودینی، انتشارات نازگل به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد. این اثر به دلیل روایت صمیمانه و ملموس از چگونگی رشد و تعالی نگاه دو نوجوان در مواجهه با واقعیت‌های حکومت ظالمانه رژیم ستمشاهی و نقش برجسته بیگانگان در اداره امور کشور به عنوان یکی از ریشه‌های انقلاب اسلامی مورد تقدیر قرار گرفت.

    شعر کودک

    مجموعه شعر «بوته خیس» اثر شکوه قاسم‌نیا از انتشارات پیدایش در شاخه شعر خردسال به دلیل برخورداری از حس عاطفی و صمیمیت خردسالانه زبان و لطافت شعری و مجموعه شعر«دم گربه‌ها را بکش» اثر طیبه شامانی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در شاخه شعر کودک به دلیل استحکام زبانی و توجه به مضامین تازه به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد.

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


روز قلم بر پاسداران عرصه علم، فرهنگ و هنر مبارک باد

روز چهاردهم تیر ماه به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای فرهنگ عمومی , به عنوان ( روز قلم ) در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید.تاریخ نوشتار در وسیعترین مفهوم، به بیست هزارسال و با محدود ساختن به نظامهای نوشتاری مدوّن به شش هزار سال باز می گردد. از جمله موادی [...]

روز چهاردهم تیر ماه به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای فرهنگ عمومی , به عنوان ( روز قلم ) در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید.تاریخ نوشتار در وسیعترین مفهوم، به بیست هزارسال و با محدود ساختن به نظامهای نوشتاری مدوّن به شش هزار سال باز می گردد. از جمله موادی که برای این امر بکار می رفته اند، سنگ، چوب، فلز، پوست حیوانات، برگ درختان، استخوان، صدف، گِل رُس، موم، کوزه، ابریشم، پنبه، کاغذ را می توان نام برد.فرآیند علمی نوشتار را می توان به طور کلی در دو دسته تقسیم کرد. یک دسته خطوطی را شامل می شود که با استفاده از ابزارهای تیز چون سوزن، چاقو، قلم سنگ تراشی و جز آن بر سطح ماده نوشتاری کنده می شود. دسته دیگر شامل خطوطی است که به وسیلة قلم پَر، قلم نی، چوب یا فلز، قلم مو و با استفاده از جوهر برسطح ماده نوشتاری ترسیم می شود. نسخه برداری از نوشته ای بر سنگ یا فلز بطور منطقی در نهایت به اختراع چاپ منجر شد.

قلم و انتقال اندیشه از منظر قرآن

« قلم » مقسّم دوران تاریخ و ماقبل تاریخ است, حافظ علوم و دانشها، پاسدار افکار اندیشمندان، حلقه اتصال فکری عالمان، و پل ارتباطی گذشته و آینده بشر است؛ و حتی ارتباط آسمان و زمین نیز از طریق لوح و قلم حاصل شده است.« قلم » انسانهایی را که جدا از هم، از نظر زمان و مکان زندگی می کنند پیوند می دهد، گویی همة متفکران بشر را در تمام طول تاریخ و در تمام صفحة روی زمین در یک کتابخانه بزرگ جمع می بینی!

« قلم » رازدار بشر و خزانه دار علوم، و جمع آوری کننده تجربیات قرون و اعصار است، و اگر قرآن به آن سوگند یاد می کند به همین دلیل است و البته قلم وسیله ای برای « ما یسطرون » و نوشته ها، که قرآن به هر دو سوگند یاد کرده است. زیرا بر اساس یک تفسیر منظور از قلم «تعلیم کتابت» است و براساس تفسیر دیگر «علومی» است که از طریق کتابت به انسان می رسد.

قلم در آیینه روایات

در بعضی از روایات آمده است که ( ان اول ما خلق الله القلم ) « نخستین چیزی که خدا آفرید قلم بود ». این حدیث را محدثان شیعه از امام صادق علیه السلام نقل کرده اند و در کتب اهل سنّت به عنوان یک خبر معروف نیز آمده است. و در حدیث دیگری خداوند اولین خلق خود را گوهری می داند ( اول ما خلق الله تعالی جوهره ) « نخستین چیزی را که خداوند آفرید گوهری بود » از سوی دیگر برخی از روایات از « عقل و خرد » به عنوان اولین مخلوق خداوند یاد می کنند ( ان ما خلق الله العقل ) « نخستین چیزی را خدا آفرید عقل و خرد بود ». اما با توجه به پیوند ویژه ای که در میان گوهر، قلم و عقل است مفهوم « اول بودن » همه آنها روشن می شود. لذا پیامبر « امی » و درس ناخوانده، در نخستین آیات وحی ( علق/آیات ۱ تا ۴ ) بر مسئله « علم و قلم » تأکید می ورزد و مهمترین پیام الهی را از طریق « قلم » انتقال می دهد.

پیشوایان اسلام در احادیث متعددی به یاران خود تأکید کردند که به حافظة خود قناعت نکنند و احادیث اسلامی و علوم الهی را به رشته تحریر در آورند و برای آیندگان به یادگار بگذارند در شعری از شعرای عرب آمده است که: « خداوند اینگونه برای قلم از آن روز که تراشیده شد مقدر کرده است که شمشیرهای تیز خدمتگذار آن باشند » این تعبیر اشاره لطیفی به تراشیدن قلم به وسیله چاقو و قرار گرفتن تیغهای تیز در خدمت قلم از آغاز کار است. و براستی « مداد علما » بر « دماء شهداء » پیشی گرفته است.

قلم و جهان جدید

در آغاز قرن بیستم، کسی این تردید را بخود راه نمی داد که قلم و کاغذ را مهمترین و مؤثرترین ابزار ذخیره سازی اطلاعات بداند، زیرا در آن زمان جوامع به لحاظ اقتصادی و فکری به جامعه های کاغذ مدار تبدیل شده بود، امّا پایه های این باور پس از چندی به لرزه درآمد و باظهور رایانه، رشد سریع تکنولوژی اطلاعات، تلویزیون، استفاده های گوناگون از فیلم ویدئو، میکرو فیلم، میکروفیش و ابزارهای الکتریکی، برتری بلا رقیب کاغذ و قلم به طور جدی به مبارزه طلبیده شده است. و اگر چه هنوز کتابخانه الکترونیکی و ادارة بدون کاغذ و قلم و جامعة بدون کتاب نیامده است، اما موقعیت ابزار و مواد نوشتنی از بنیاد دگرگون شده است. بدین ترتیب فرهنگ حقیقی که از طریق تأثیر قلم برکاغذ شکل می گرفت به فرهنگ مجازی یعنی ضربات نوری و صفحات مجازی رایانه تبدیل می شود و با تمام این دگرگونی ها هر روز بر رسالت مهم قلم؛ یعنی زبان آزادگی ما انسان ها افزوده می شود.

ارسال نظر