آخرین خبر

  • • انتشار کتابی جذاب و انتقادی در باره تاریخچه جریان شبه روشنفکری در ایران
  • پنجشنبه 13 شهریورماه 93

    کتاب «نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران» در دو مجلد نوشته شهریار زرشناس، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، از سوی دفتر نشر معارف راهی بازار نشر شد.
    خبرگزاری فارس: انتشار کتابی جذاب و انتقادی درباره جریان روشنفکری در ایران

    به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، کتاب «نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران» شرح سرگذشت روشنفکری در 200 سال اخیر است. جلد اول به پیدایش روشنفکری در غرب و ایران و نسل اول آن در دوره مشروطه می‌پردازد و جلد دوم نسل دوم این جماعت در دوره مشروطه و دوران پهلوی را بررسی می‌کند.

    در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

    «روشنگری بیانگر جهان‌بینی و بینش حاکم بر دوران بسط و گسترش تمدن غرب است و دارای چنان اهمیتی است که جریان غالب تفکر قرن هجدهم در غرب را با آن می‌شناسند. در فلسفه جدید، از دکارت به این سو، عقلی پدیدار شد که هر آن‌چه را روشن نبود، مردود می‌انگاشت. دکارت، عقل اومانیستی را معیار نهایی کشف حقیقت اعلام می‌کرد و بشر را بی‌نیاز از هدایت وحیانی و آسمانی. او در طلب احکامی بود که بدیهی و روشن باشند. روشنفکری در ادامه فلسفه دکارت به وجود آمد. روشنفکران نیز در جهت ترویج و تبیین آداب و مشهورات اومانیستی عمل می‌کردند.»

    روشنفکران و صنعت مونتاژ

    زرشناس در بخشی از کتاب می‌نویسد:

    «روشنفکری دوره مشروطه ایران تلاش گستردهای جهت زمینه سازی برای به اصطلاح اصلاحات شبه مدرنیستی در ساختار رژیم قاجاری و نیز ساختار اقتصادی اجتماعی جامعه ایران و درهم شکستن کامل ساختارهای کلاسیک و غیروابسته آن به عمل آورد. به عنوان مثال، در قلمرو اقتصاد، «امین الضرب» فراماسونر همراه با کاست فرهنگی سیاسی روشنفکری ایران، از زمینه سازان سیطره سرمایه غربی بر اقتصاد ایران و ایجاد صنعت مونتاژ و وابسته بود.»

    ظهور استبداد متجددانه و سکولار

    زرشناس در بخشی دیگر از این کتاب می‌نویسد: آنچه در مشروطه رخ داد و پیروزی اولیه دست پروردگان «مجمع آدمیت» در مجلس اول و پیروزی توأم با استبداد روشنفکران وابسته به لژ بیداری پس از استبداد صغیر و محاکمه و اعدام مرحوم شیخ فضل الله و در پیش گرفتن خشونت تروریستی علیه روحانیون و نیز انقلابیونی نظیر ستارخان و باقرخان و سکولاریزه کردن فضای فرهنگی و سیاسی کشور که نهایتاً به ظهور استبداد متجدّدانه و سکولاریستی رضاخان انجامید، به راستی یک تراژدی تلخ بود که توسط منورالکفران ایرانی و در مسیر اغراض دولت انگلیس اجرا گردید. تقی زاده یکی از روشنفکران فراماسونر و چهره های کلیدی و مؤثر در انحراف مشروطیت، در اواخر دوران «مجلس شورای ملی» چنین می‌گوید: «مشروطیت، فرزند روحانی انگلستان است. چشم مردم به جزیره بریتانیای کبیر دوخته و به یاد آن مهربانی‌های سابق، منتظر معاونت آن ملت نجیب و آن دولت لیبرالند.»

    روشنفکران و مفهوم بی‌اساس شکوفایی آریایی

    وی همچنین می‌نویسد: طراحان «ناسیونالیسم باستانگرا»، در واقع با ساختن یک مفهوم موهوم و بی اساس به نام «تمدن شکوفایی آریایی» در «ایران باستان»، به دنبال دور کردن مردم از هویت اسلامی هستند. آنها این باستان گرایی نژادپرستانه و موهوم را مادهای برای حمل صورت غربزدگی شبه مدرن قرار می‌دهند؛ زیرا ناسیونالیسم شووینیستی، از اساس ایدئولوژی‌ای مدرن است و چون «تمدن ایران باستان آریایی» (آن گونه که این جماعت به هم بافته‌اند) نیز اصلاً وجود واقعی و تاریخی نداشته است، لذا به راحتی باستان گرایی موردنظر خود را در هیأت یک «ایدئولوژی مروج شبه مدرنیته» سامان داده و با بوق و کرنای تبلیغات رسانه ای و فعالیت لُژهای فراماسونری و حمایتهای خارجی و داخلی به مردم القا می‌کنند و بدینسان، غرض اصلی خود، یعنی ایجاد سیطره فرماسیون شبه مدرن در ایران را تحقق می‌بخشند.

    **استراتژی روشفکری در ایران

    «نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران»، شرح سرگذشتِ روشنفکری از بدو پیدایشش در غرب، تا شکل‌گیری زمینه‌های آن در ایران، و حضور و تأثیرگذاری‌اش در دوران کنونی است. نویسنده کتاب، روشنفکریِ ایران را صورتی نازل و بی‌ریشه از روشنفکری غربی معرفی می‌کند و می‌گوید مقدمه اقدام عملی جهت درهم شکستن ساختار کنونی غرب‌زدگیِ شبه مدرن و عبور تاریخی از آن، شناخت مبنایی و تئوریک غرب بر پایه خودآگاهی دینی است. ایده اصلی او، تبیین وضعیت روشنفکری در ایران، و شرح بیگانگی و تقابل آن با پیشینه تاریخی کشور است.

    به نظر نویسنده، استراتژی روشنفکری در ایران، استحاله هویت دینی نظام و تبدیل آن به یک رژیم سکولار است و خطرِ روشنفکری نئولیبرالی پس از انقلاب، تهاجم در برابر اسلام فقاهتی است. رویارویی‌ای که به نبرد سرنوشت تاریخ و مردم خواهد انجامید. از همین روست که زرشناس پس از توضیح بنیان‌های نظری پیدایش روشنفکری در غرب و بیان ریشه‌های خود بنیاد تفکر غربی، مدعی تضاد ذاتی و مبنایی حقیقت روشنفکری با دین و دیانت و گوهر قدسی و وحیانی آن می‌شود.

    جلد اول کتاب «نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران» در 156 صفحه، قطع رقعی و قیمت 4200 تومان و جلد دوم آن در 156 صفحه و قیمت 4600 تومان در تیراژ 2000 نسخه منتشر شده است.

    کتاب «نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران» پیش از این، چند نوبت از سوی انتشارات کتاب صبح منتشر شده بود، هم اکنون از سوی دفتر نشر معارف در قالب «مجموعه آثار غرب شناسی شهریار زرشناس» با صفحه آرایی جذاب و طرح جلدی جدید به مخاطبان عرضه شده است. دفتر نشر معارف پیش از این، 9 کتاب «مبانی نظری غرب مدرن»، «جامعه مدنی»، «درباره دموکراسی»، «سیری انتقادی در آرای داریوش شایگان»، «سرمایه سالاری (کاپیتالیسم)»، «توسعه»، «نیمه پنهان آمریکا»، «جنبش دانشجویی در ایران» و «روانشناسی مدرن و حقیقت فراموش شده انسان» را از این پژوهشگر، نویسنده و منتقد مدرنیته منتشر کرده است.

    ***

    برای تهیه کتابهای شهریار زرشناس می‏توان از طریق سایت پاتوق کتاب: ketabroom.ir یا طریق فروشگاههای پاتوق کتاب تهران (تلفن 88911212)، دفتر مرکزی نشر معارف قم (02537740004) پاتوق کتاب قم (تلفن 37735451)، پاتوق کتاب شیراز (تلفن 07112344615)، پاتوق کتاب مشهد (تلفن 05132220119)، پاتوق کتاب کرمانشاه (تلفن 08317238411)، پاتوق کتاب ساری (0113253020)، پاتوق کتاب کرمان (تلفن 03412231466)، پاتوق کتاب تبریز (تلفن 04115576000)، پاتوق کتاب قزوین (02833362806)، پاتوق کتاب ارومیه (04432354522)، پاتوق کتاب کرج (02634435290)، پاتوق کتاب اراک (08633675592)، پاتوق کتاب شهرکرد (03812243222) و پاتوق کتاب رشت (تلفن 01313220697) و دیگر مراکز توزیع محصولات فرهنگی اقدام کرد.

    انتهای پیام/

    - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930612000380#sthash.zZNZwynW.dpuf

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • پنجمین چاپ «سفر به جنوب» سرشار منتشر شد
  • حاصل سفر جنوب محمدرضا سرشار مجددا خواندنی شد

    پنجمین چاپ کتاب «سفر به جنوب» حاصل سفر محمدرضا سرشار به مناطق جنگی در سال 1365 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

    خبرگزاری فارس: حاصل سفر جنوب محمدرضا سرشار مجددا خواندنی شد

    به گزارش خبرگزاری فارس، «سفر به جنوب» عنوان کتابی است از محمدرضا سرشار که محصول  دیده‌ها و شنیده‌های او از رزمندگان نوجوان است. درون مایه این کتاب به بررسی و انعکاس حضور پر شور نوجوانان ایرانی در جنگ تحمیلی پرداخته است. در این کتاب نویسنده یادداشت‌هایی را که حاصل گفت‌وگو با چند نوجوان در جبهه است را به صورت داستان روایت کرده است.

    از آنجایی که داستان‌ها در واقع نوعی مصاحبه مستند هستند بر جذابیت و باور پذیری این مجموعه افزوده است. خواننده با خوانش این داستان‌ها از نزدیک به مضامینی چون عشق به شهادت و عشق رزمندگان به امام را پی می‌برد.

    توصیف‌های نویسنده از فضاها و موقعیت‌های که نوجوانان رزمنده در آن قرار دارند، دقیق و خواندنی است. در مجموع، کلیت مطالب کتاب حاضر، متن خواندنی به قلم یک نویسنده صاحب سبک و پیشکسوت از یک موقعیت جنگی است.

    این کتاب در نخستین جشنواره کتاب کودک و نوجوان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، به عنوان کتاب تقدیری برگزیده شد و جایزه گرفت.

    این کتاب در 55 صفحه با تیراژ 2500 نسخه و قیمت 4900 تومان توسط انتشارات سوره مهر به چاپ پنجم رسیده است.

    - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930609001119#sthash.cpoWTF7x.dpuf

محمدعلی سپانلو: کانون [منحله] نویسندگان اگر به ولایت فقیه معتقد باشد دیگر وجود نخواهد داشت

نسخه چاپيارسال به دوستان
به بهانه انتخابات  غیرقانونی اخیر کانون منحله نویسندگان
سپانلو: کانون نویسندگان اگر به ولایت فقیه معتقد باشد دیگر وجود نخواهد داشت

یکی از اعضای کانون نویسندگان درباره ماده 10 قانون تشکیل جماعات و احزاب و التزام عملی به ولایت فقیه می‌گوید: شما نمی‌توانید چنین چیزی را دور بزنید. آنها می‌گویند چرا امضا کردی التزام به ولایت فقیه را و اگر بگویی که بله خوب است، آن وقت کانون نویسندگانی دیگر وجود نخواهد داشت.

خبرگزاری فارس: سپانلو: کانون نویسندگان اگر به ولایت فقیه معتقد باشد دیگر وجود نخواهد داشت

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، انتخابات اخیر کانون نویسندگان ایران حاشیه‌های زیادی داشته است. اخیرا نیز سخنگوی قوه قضائیه نیز درباره ممنوعیت فعالیت این کانون صحبت کرده است.

با این حال نکته مهم درباره فعالیت مجدد کانون نویسندگان عدم رعایت مسائل قانونی حتی بر اساس اساسنامه خود کانون‌نویسندگان است. امری که محمدعلی سپانلو به آن اذعان می‌کند.

مجله مهرنامه در شماره اخیر خود گفت‌وگویی از سپانلو درج کرده که درباره انتخابات دوره قبل این کانون صحبت شده است. نکته جالب در این گفت‌وگو ذکر مساله تبانی در انتخابات کانون است که خواندن آن نشان‌دهنده رقابت‌های درون‌گروهی شدید جریان مدعی روشنفکری در ایران است.

 

این بخش از سخنان سپانلو درباره کانون نویسندگان را بخوانید.

 

در کانون نویسندگان چه اتفاقاتی می‌افتاد؟

کانون نویسندگان توانست بعد از سال‌ها اولین جمع خودش را برای انتخابات تشکیل بدهد. در سال 76 یا 77 بود که یک هیأت دبیران موقت انتخاب شد که این هیأت دبیران موقت، شرایط مجمع عمومی را تعیین کرد چون شرایط مجمع عمومی این است که دو سوم افراد حاضر باشند عده‌ای نشستند و یک گروه را انتخاب کردند به نام هیأت دبیران موقت. حالا آنها می‌توانستند مجمع عمومی را تشکیل بدهند تا بحث و گزارش شود. بعد هیأت دبیران ثابت انتخاب شود. من دائماً می‌گفتم این هشدارها را جدی بگیرید. اصلاً اخطار کرده بودند که اینها دور هم جمع نشوند و پیغام داده بودند به چند نفر از جمله سیمین بهبهانی. آنها هم گفتند ما را تهدید کردند که دور هم جمع نشویم، عده‌ای گفتند چرا خودشان نیامدند، بگویند؟

اما اینها جداً تهدید شده بودند! من به کانون نمی‌رفتم فکر می‌کنم سال 78 بود که اتحادیه ناشران یک ساختمانی داشت در پیچ شمیران ...

سال 76 بود

شاید در آن جلسه من بعد از مدت‌ها رفتم از اول می‌گفتند سپانلو باید کاندیدا بشود. گفتم اگر می‌خواهید من کاندیدا بشوم یادتان باشد اگر بخواهید به من رأی بدهید من می‌گویم نباید قانون را دور بزنید چون قانون تشکیل انجمن‌ها خیلی مسجل است.

ماده 10 قانون تشکیل جماعات و احزاب این است؛ التزام عملی به ولایت فقیه و شما نمی‌توانید چنین چیزی را دور بزنید.

 

یادم است کابلی یکی از مخالفین این نظر بود به او گفتم مثلاً من خبرنگار کیهان هستم و می‌خواهم با شما مصاحبه کنم. شما دبیر کانون هستید باید نظر کانون را اعلام کنید نمی‌توانید بگویید نظر شخصی‌ام است و یا جواب نمی‌دهم. به عنوان دبیر کانون نمی‌توانید بگویید جواب نمی‌دهم. باید نظر کانون را بگویید. نظر شما راجع به فتوای قتل سلمان رشدی چیست؟ تو چه می‌خواهی بگویی؟ اگر بخواهی خلافش را بگویی، آنها هم می‌گویند چرا امضا کردی التزام به ولایت فقیه را و اگر بگویی که بله خوب است، آن وقت کانون نویسندگانی دیگر وجود نخواهد داشت. خلاصه چه اصراری دارید که کانون ثبت شود؟

ما سال 47 تشکیل شدیم و از جمهوری اسلامی قدیمی‌تر هستیم او که اجازه می‌دهد که تو تابلو بگذاری، فردا تابلو را می‌کند. فردا سر همین کارها می‌گویند منحله هستید تازه یک اسم منحله هم رویتان می‌گذارند این حرف را من آنجا سربسته زدم نتیجه این شد که جز هیأت دبیران من نفر ششم شدم یعنی جزو اعضای علی‌البدل شدم اگر سکوت می‌کردم و ژست متفکرانه می‌گرفتم شاید نفر اول می‌شدم.

چه تاریخی بود؟

فکر می‌کنم 77 یا 78 در آن جا هیأت دبیران که انتخاب شد درویشیان بود، گلشیری، دولت‌آبادی و فریبرز رییس دانا. برای من جالب بود گلشیری که خیلی اصرار داشت کانون ثبت بشود به من رأی نداد به او گفتم زمان سنگسار حلاج، شبلی عارف از میان جمعیت، یک تکه گل انداخت، حلاج گفت این بیش‌تر از قلوه‌‌سنگ‌ها مرا درد آورد.

از ملاقاتتان، با وزیر ارشاد که مهاجرانی بود و در همان سال‌ها اتفاق افتاد بگویید؟ چطور شد که پیش او رفتید؟ آیا دعوت کردند یا شما درخواست کردید؟

آن زمان وزیر ارشاد مهاجرانی بود  یک روز همه رفتیم پیش مهاجرانی، صحبت این بود که خب شما تقاضایتان را بنویسید ما تأیید می‌کنیم، تأیید می‌کنید یعنی چه؟ می‌روید سراغ معیارهای آن طوری در قانون احزاب؟ می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید دروغ بگویید؟ دولا دولا شترسواری کنیم؟ گفتم آقای مهاجرانی من فکر می‌کنم شما نویسنده‌اید. حالا من سؤالم این است که درست است که ما سرنوشت یک کانون تاریخی را به سرنوشت یک وزیر پیوند بزنیم؟ گفتم من به هیچ وجه قصد توهین ندارم. دارم می‌گویم شما خودتان در زندگی دید بالایی دارید. اگر روزی در سیاست برکنارتان کردند، در پرونده کارهای بدتان اجازه دادن به کانون نویسندگان ثبت می‌شود شما به پای ما می‌سوزید ما هم به پای شما می‌سوزیم یعنی تبدیل به توطئه‌ای می‌شود که ما می‌خواهیم علیه نظام بکنیم این درست است که ما این کار را بکنیم؟ گفت من که خیلی اینجا نمی‌مانم، به من نمی‌رسد که تأیید کنم یا نه. خلاصه در آن جلسه من نگذاشتم چیزی را این آقا امضا کند.

اگر ممکن است درباره حرف‌ها و بحث‌هایی که با وزیر ارشاد داشتید بیشتر بگویید؟ آیا از طرف آنها فقط مهاجرانی در جلسه بود؟

بله، در دفتر وزیر تنها او بود، به هر حال زمانی بود که شاملو مرده بود و گلشیری هم سابقاً وقتی امضا جمع می‌کردند برای نامه 134 نفر یا نظایر آن عده‌ای می‌آمدند، مثلاً محمد خلیلی که می‌گفت برویم از به آذین هم امضا بگیریم و دعوت کنیم، بیاید بگذارید گذشته را فراموش کنیم من گفتم این اساسنامه‌هاست او را در جلسه مجمع عمومی اخراج کردند. مجمع عمومی هم می‌تواند برش گرداند. جمع ما حق ندارد این کار را بکند باید در مجمع عمومی این مسائل مطرح بشود مجمع عمومی فوق‌العاده هم باید تشکیل شود چون مجمع عمومی سالیانه فقط برای انتخابات است. مجمع عمومی فوق‌العاده حداقل به تقاضای 40 تن از اعضا تشکیل می‌شود و آنجا می‌توانند رسیدگی کنند یا می‌توانند نظر قبلی را لغو کنند ما نمی‌توانیم این کار را بکنیم. این گفت‌وگو در مجمع عمومی هم تکرار نشد باز من مخالفت کردم اما آقای رئیس دانا نعره کشید صدایش را انداخت در حلقش و گفت: «هیستری ضد کمونیستی شما فلان است». جمعی هم کف زدند من گفتم اگر می‌خواهید رأی راجع به دعوت از به‌آذین بگیرید بگذارید من یک ساعت اصل ماجرای اخراج ایشان را بگویم این مجمع صالح در این کار نیست. زرافشان هم که جزو شرکای تبانی بود، گفت نه، اشکال ندارد.

این جا می‌شود. گفتم رأی بگیرید؟ قانون می‌گوید مجمع عمومی سالیانه فقط برای انتخابات است. این جا مال این کارها نیست باید تقاضای مجمع عمومی بکنید آن وقت من وقت می‌گیرم و یک ساعت حرف می‌زنم به هر حال نگذاشتم توطئه به ثمر برسد شرحش را در مجله «نگاه نو» (شماره 66) بعدها نوشتم و چاپ کردم.

این کارهای آنها سابقه داشت، همان موقع در سال 73 وقتی برای نامه 134 امضا می‌گرفتند رفته بودند از آریان‌پور امضا گرفته بودند. آریان‌پور دو هفته بعد امضایش را پس گرفت و گفت که اینها با «انجمن امپریالیستی قلم» رابطه دارند! این نامردی است که تو بروی همراه کسی امضا کنی و بعد به طرف تهمت هم بزنی. خب این فراموش شده بود او هم رفته بود و دیگر هم نمی‌آمد بعد هم هیأتی از کانون مأمور شدند و گزارشی دادند. گلشیری و مختاری و براهنی هم در آن بودند. گزارش دادند که حرف آریان‌پور پرونده‌سازی بوده است. او دیگر نیامد ولی چند سال بعد در همان جلسه عمومی، رسم این بود که مجمع عمومی با پیغام یک آدم بزرگ افتتاح شود آن سال که شاملو زنده بود با پیغام شاملو مجمع عمومی افتتاح شد. سال بعد هم با پیغام سیمین دانشور آن سال‌ها آنها از طرف آریان‌پور پیغام عجیبی هم آورده بودند.

از آریان‌پور؟

بله. آریان‌پور. من یادداشتی دادم به زرافشان و گفتم گزارش 8 نفره را آورده‌ام و می‌خواهم آن را بخوانم شما خجالت نمی‌کشید از همکاری با این آدمی که به کانون گفته همکار انجمن امپریالیستی و پرونده‌سازی کرده؟ به هر حال ما منفور توده‌ای‌ها شدیم. جالب این بود برگه‌های رأی‌گیری را که می‌خواندند باید در هر برگه نام 10 نفر نوشته می‌شد که نام 8 نفر در 25 برگه تکراری بود و همه از باند خودشان که از طرف 25-20 نفر یک شکل خوانده شد. نوعی تبانی که سابقاً تکرار شده بود 8 تا توده‌ای اینها قبلاً با هم تبانی کرده بودند، چون رأی مجمع آزاد است ما قبلاً این بلا سرمان آمده بود سالی که نویسندگان وابسته به سازمان فدایی در کانون بودند.

ما به نامزدهای ائتلافی رأی دادیم، اما آنها فقط به خودشان رأی دادند و اول شدند. گلشیری و من و آزرم افتادیم بیرون یک بار این سابقه را داشتیم چون وقتی در یک گروه 120 نفره، 30 نفر با هم تبانی کنند که به آنها رأی ندهید ولی از آنها رأی بگیرید معلوم است نتیجه چه خواهد شد.

این چه سالی بود؟

فکر می‌کنم قضیه آن لیست 8 نفر سال 80 بود سال بعد آخرین مجمع عمومی کانون بود که با فریاد و جنجال برگزار شد من گفتم شما تبانی کردید که یک لیست اینجوری گذاشتید و کار کثیفی کردید، هشت نفر را از یک گرایش سیاسی همین‌طوری انتخاب کردید آن پیغام آریان‌پور را آوردید. همه این توده‌ای‌ بازی بود مگر شما انشعاب نکردید؟ نرفتید شورا درست کردید؟ چرا نمی‌روید آن جا؟ چرا می‌خواهید کانون را خراب کنید؟ کانون به خاطر همین کانون مانده که آن کارها را نکرده است. حتماً می‌خواهید آن را خراب کنید. آقای آذین با فریب‌کاری نوشته بود که هر کس خلاف خط امام باشد، نویسنده امپریالیست است. آن جوری هم اخراج شد اگر کانون دنبال به آذین قطار می‌شد که مثل شورای شما می‌شد حالا دوباره آمدید کانون برای چه آمدید؟ آنها از غیرخودی‌ها معمولاً کسی را می‌خواهند که هیچ کس را نرنجاند و تعریف هم کند. مثل سیمین بهبهانی که به او رأی هم دادند چون می‌گفت همه خوبند از نظر من در حالی که این موضوع یک پرنسیب تاریخی است. توده‌ای‌ها می‌گفتند ما خط امام هستیم، بعد معلوم شد که دارند کودتا می‌کنند سازمان آنها را هم گرفتند کانون این کارها را نکرده بود، حال بازگشتید اینجا؟ باز هم درست نشدید؟ عقیده‌تان هم که درست نشد چرا نمی‌روید سر جای اولتان؟ مفصل آن حرف‌ها در مقاله‌ای است که من این اواخر در شماره 66 مجله «نگاه نو» نوشتم، در پاسخ به نقدی که یکی از همین‌ها از خارج از کشور کرده بود راجع به کتاب «سرگذشت کانون نویسندگان» چاپ شده در سوئد.

- See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930612000357#sthash.syGXUK7W.dpuf

ارسال نظر