آخرین خبر

  • • پرونده موسوم به «شیخ استخاره» در مرحله تجدید نظر قرار دارد
  • جمعه 08 اسفندماه 93


    رئیس دادگاه ویژه روحانیت با اشاره به پرونده موسوم به شیخ استخاره گفت: پرونده این فرد در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.

    خبرگزاری فارس: پرونده موسوم به «شیخ استخاره» در مرحله تجدیدنظر قرار دارد

    به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حجت الاسلام محمد جعفر منتظری رئیس دادگاه ویژه روحانیت در حاشیه مراسم ترحیم سید صادق طباطبایی که در حسینیه شماره 2 جماران برگزار شد در پاسخ به سؤالی درباره پرونده موسوم به شیخ استخاره گفت: این فرد به حکم صادر شده درباره خود اعتراض کرده است.

    وی ادامه داد: پرونده این فرد هم اکنون در مرحله تجدیدنظر قرار دارد.

    وی در پاسخ به این سؤال که آیا توضیحاتی درباره این پرونده وجود دارد یا خیر، گفت: مطلبی که در این مورد منتشر شد و توضیحات پیرامون آن کفایت می‌کند و فعلا توضیح بیشتری وجود ندارد.

    انتهای پیام/

    - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13931208000713#sthash.Qw5Zg0jK.dpuf

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


آقای هاشمی! چه نسبتی میان خانواده انقلابی شما و دفاع فائزه از بهائیت و منافقین وجود دارد؟!

5 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های تهران با صدور نامه‌ای خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اعلام کردند: با توجه به اینکه فرمودید«خانواده ما در انقلاب بزرگ شده و در انقلاب می‌ماند»، نظرتان درباره دفاع صبیه‌تان (فائزه هاشمی) از بهائیت و منافقین چیست؟
خبرگزاری فارس: آقای هاشمی! چه نسبتی میان خانواده انقلابی شما و دفاع «فائزه» از بهائیت و منافقین وجود دارد؟

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های شاهد، خوارزمی، تربیت مدرس، صنعتی شریف و علوم پزشکی شهید بهشتی با صدور نامه‌ای خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پیرامون دفاع فائزه هاشمی از بهائیت و منافقین اعلام کردند: با توجه به اینکه فرمودید«خانواده ما در انقلاب بزرگ شده و در انقلاب می‌ماند»، نظرتان درباره دفاع صبیه‌تان (فائزه هاشمی) از بهائیت و منافقین چیست؟

متن این نامه بدین شرح است:

«حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

باسلام و تحیت

مطلع شدیم صبیه حضرتعالی در مصاحبه با نشریه فیگارو مدعی شده است که بهایی‌ها و منافقین انسان‌های بزرگی‌اند که برای ایده‌های خود مبارزه می‌کنند.

از آنجایی که شما اخیرا در گفتگو با یکی از خبرگزاری‌ها فرمودید «خانواده ما در انقلاب بزرگ شده و در انقلاب می‌ماند و با انقلاب می‌میرد» و نیز فرمایش کردید «نمی‌گویم اصیل‌ترین خانواده‌ای که به این انقلاب پایبند باشد، خانواده‌ ماست، ولی بچه‌های من همه انقلابی‌اند» جای سوال جدی برای این جمع از دانشجویان به وجود آمده است که چه نسبتی میان خانواده انقلابی شما و دفاع از بهائیت و منافقین وجود دارد! اگر مرحمت کنید و کوتاه پاسختان را به این سوال دانشجویان بفرمایید، کمال امتنان ما را حاصل فرموده‌اید.

بفرمایید درباره اظهارات اخیر صبیه‌تان خانم فائزه هاشمی رفسنجانی در دفاع از بهائیت و منافقین چه نظری دارید؟»

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931206001612#sthash.3SF5Jgcd.dpuf

ارسال نظر