آخرین خبر

  • • دانلود داستان طنز دفاع مقدسی «اسیر شکم!»، با صدای گوینده ی معروف قصه های ظهر جمعه، محمدرضا سرشار!
  • شنبه 18 بهمنماه 93

    بر و بچه های پایه ی قصه های ظهر جمعه، سلام و خوش آمدید به شما!.
    بازم ظهر جمعه ی دیگه ای و باز، قصه ی دیگه ای از جبهه و دفاع مقدس و البته طنز و بگو بخند!.
    تو این مطلب، یه داستان دیگه از طنز دفاع مقدس رو با صدای گوینده ی معروف و مشهور قصه ی ظهر جمعه ی رادیو ایران یا همون رادیو سراسری سابق خودمون، آقای محمدرضا سرشار رو تقدیم تون میکنم به نام اسیر شکم!.
    آره دیگه!، جبهه و دفاع مقدس، جهاد و شهادت زیاد داشته اما خب پشت صحنه هایی هم توش بوده که بعضیا مثل این رفیق ما یه شکمی از عزا در بیاره و اون نامردی که تدارکات رو حیف و میل میکرده و خوردنیهای بچه های جبهه رو اصطلاحاً خر خور میکرده، یه چند روزی نُشخار کنان زنده بمونه!.
    بله!، کجا بهتر از سنگر تدارکات؟!.
    پس اگه میخواین با من همراه باشین و این داستان شنیدنی رو با حجم ۰۴٫۳۲ میگ از لینک زیر دانلودش کنین و ازش لذت ببرین،

    یا علی!

    منبع فایل:
    www.rastakihonar.ir
    برگرفته از وبلاگ «در کشور عشق مقتدی خامنه ای است»

آخرین کتاب

  • • رمانی از زندگی پیامبر(ص) به قلم محمد رضا سرشار
  • چاپ هشتم رمان «آنک آن یتیم نظر کرده» که به قلم محمدرضا سرشار نگاشته شده در مورد زندگی پیامبر(ص) است که توسط سوره مهر در آستانه سالروز وفات نبی مکرم اسلام به علاقه مندان کتاب معرفی می‌شود.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، سرشار درباره انگیزه خود برای نوشتن نسخه نوجوانانه این اثر گفت: «فکر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود که می‌‌دیدم هیچ کتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.دوم اینکه میدانستم که اگر چنین کاری صورت بگیرد، در نگاه خواننده‌ی نوجوانان این اثر نسبت به دین‌‌شان یک تحول اساسی مثبت به وجود خواهد آمد. ضمن آنکه زندگی پیامبر ما آنقدر و پرکشش است که جدا از جنبه‌ی الهی و دینی آن، به خودی خود، می‌‌تواند موضوع یک داستان بسیار جذاب و پرهیجان باشد. به شرط آنکه این موضوع، در دست یک نویسنده، به معنی درست کلمه، قرار بگیرد. و البته، طمعِ بردن ثواب و اجرا آخرتی نیز، در این کار بی‌‌تاثیر نبود».

    این کتاب که پیش از این، توسط انتشاراتی دیگری منتشر می شد، سرانجام پس از حدود دو سال وقفه در تجدید چاپ و نایاب بودن ، به وسیله انتشارات سوره مهر، به چاپ هشتم خود (اول سوره مهر) رسید و به بازار نشر عرضه شد.«آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت - نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبحهای جمعه, از ساعت 8 تا 8:30 از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می شد، و طی بالغ بر 70 برنامه، توانست نظرات بسیاری از مخاطبان، و در راس آنها مقام معظم رهبری را به خود جلب کند.

    این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنواره های کشوری قرار گرفت. که از آن جمله می توان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصه های قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای 1374 تا 1384) برای آن اشاره کرد؛ که خود منجر به برگزاری مراسمی مستقل و با شکوه - با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی - برای تجلیل از نویسنده کتاب در سال 1384 شد.

    بعدها با ترجمه به زبانهای عربی، انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی - به همت حوزه هنری - و چاپ مجلد اول ترجمه عربی آن در لبنان توسط انتشارات دارالتراث العربی و رونمایی از این ترجمه در کویت و ورود به بازارهای کتاب عربی همچون عراق، مورد استقبال مخاطبان عرب زبان نیز واقع شد. همچنین چاپ ترکی استانبولی این اثر به تازگی توسط حسن علیمی بکتاش ترجمه و منتشر شده است.

خواندني‌هاي وب


از تامین میوه دربار توسط اسرائیل تا قابله صهیونیست فرح/ماجرای سرکوب قیام مردم ایران توسط کماندوهای اسرائیلی

«بزک نشدنی»؛ سلسله گزارش های رجانیوز از فساد پهلوی ها/ 3
وقتی اسراییل پاسخ خوش خدمتی هویدا را با زمین 140 هزار متری در فلسطین داد + اسناد

گروه تاریخ- مصطفی ظاهری: رویدادها و حوادثی که در گذر زمان رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت» خواهد بود.

به گزارش رجانیوز، اگر چه فساد و تباهی رژیم پهلوی بر کسی پوشیده نیست اما سالهاست مخالفین مردم و نظام سعی در تحریف تاریخ و فراموشی حافظه تاریخی ملت به نفع خود را دارند.

در همین راستا مقام معظم رهبری در 17 دی 1393 فرمودند: «آنها می خواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشى سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسى که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیاى کتاب و مطبوعات و مقاله می بیند که دشمنان چه‌کار دارند می کنند؛ امروز اینها سعى می کنند چهره‌ى خاندان خبیث و منحوس پهلوى را - رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهاى متمادى به عقب انداختند و ملّت ایران را آن‌جور دچار مشکلات عظیم کردند - بَزک کنند، آرایش کنند امروز سعى مى‌شود [توسّط ]همان جبهه‌ى مقابل نظام اسلامى. پشتیبانها همان کسانى هستند که با اصل انقلاب مخالف بودند، با مردمى که انقلاب کردند مخالف بودند، با وفادارى این مردم به انقلاب بشدّت مخالفند. تا کنون موفّق نشدند؛ امید بسته بودند بلکه بتوانند نسل دوّم و سوّم انقلاب را روى‌گردان کنند، نتوانستند. نسل سوم انقلاب را نتوانستند از انقلاب روى گردان کنند.»
 
لذا رجا نیوز در سلسله گزارش هایی با عنوان «بزک نشدنی» ضمن بازخوانی اسناد فساد گسترده خاندان پهلوی و دربار شاهنشاهی در عرصه های مختلف، تنها بخشی از جنایات و مفاسد این رژیم در موضوعات مختلف از جمله فساد مالی، فساد جنسی،  وادادگی به غرب، فساد های سیاسی درون حاکمیت، شرط بندی و قمار، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، تاثیر بهائیت بر رژیم پهلوی و نقش پر رنگ رژیم صهیونیستی بر پهلوی ها را بازخوانی می کند.
 
هم چنین سعی شده در این گزارش ها از اسناد بجا مانده از ساواک، دربار شاهنشاهی، نخست وزیری شاهنشاهی و دیگر سازمان های رسمی نظام شاهنشاهی آن زمان استفاده گردد تا کمترین شبهه و اشکالی نسبت به روایات تاریخی مورد اشاره وارد نباشد.
 

در سومین سلسله از این گزارش ها اسناد و روایات تاریخی مرتبط با ارتباط تنگاتنگ رژیم پهلوی با رژیم صهیونیستی را مشاهده می فرمایید:


رشوه 400 هزار دلاری نخست وزیر برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی

ویلیام شوکراس روزنامه نگار و نویسنده مشهور انگلیسی که سال ها در روزنامه‌ها و مجلاتی مانند ساندی تایمز، آبزرور، واشنگتن پست و نیوزویک قلم می زند وی در صفحه 91 کتاب آخرین سفر شاه که نتیجه سه سال کوشش و پیگیری وی درباره روند زندگی محمدرضا پهلوی بوده، در خصوص روابط میان رژیم پهلوی با اسرائیل و به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی رژیم پهلوی پس از یک سال و اندی از تشکیل این رژیم می نویسد:
 
«در ميان كشورهاي خاورميانه ايران تنها كشوري بود كه از ابتدا سياست همكاري پنهاني با اسرائيل را در پيش گرفته بود. در واقع روابط با اسرائيل، مناسبات ايران با كلية همسايگانش را تحت‌الشعاع قرار مي‌داد.»
 
این نویسنده معتقد است که اسرائیل شناسایی دو فاکتوی خود را با پرداخت رشوه‌ی قابل توجهی به محمد ساعد نخست‌وزیر وقت ایران به دست آورده است. اسرائیلی‌ها از طریق یک آمریکایی به نام " آدام " که با موساد همکاری داشت و مأمور مذاکره با ایران بود از طریق یک تاجر ایرانی مبلغ 400 هزار دلار به نخست‌وزیر ایران رشوه دادند تا موافقت هیأت وزیران را برای شناسایی اسرائیل به دست آورد.
 
در صفحه 93 این کتاب آمده است:
 
«از اسناد بایگانی اسرائیل معلوم می شود که شنایایی دو فاکتوی اسرائیل تصمیم شخص شاه نبوده است. (در اين موقع شاه چندان قدرتي نداشت) اسرائيل شناسايي دو فاكتوي خود را با پرداخت رشوة قابل توجهي به محمد ساعد نخست‌وزير وقت ايران به دست آورد.
 
مذاكرات را از جانب اسرائيل يك امريكايي كه هنوز در پرونده‌ها فقط «آدم» شناخته مي‌شود و با موساد همكاري داشته است رهبري مي‌كرد. او ضمناً يك تاجر ايراني را مي‌شناخت كه با نخست‌وزير دوست و «شريك تجاري» بود. از طريق اين شخص نخست‌وزير مطالبة 400000 دلار كرد تا موافقت هيئت وزيران را جلب و شاه را متقاعد سازد كه شناسايي دو فاكتوي اسرائيل خدمت به منافع ملي ايران است.
 
اين تقاضا منجر به بحث پر شر و شوري در وزارتخانة اسرائيل گرديد. نه تنها فراهم كردن اين مبلغ هنگفت براي دولت نوبنياد بسيار دشوار بود، بلكه بسياري از مقامات اسرائيلي با شدت وحدت استدلال مي‌كردند كه اسرائيل نبايد حيات خود را با پرداخت رشوه و اشاعة فساد آغاز كند [!!] ولي «آدم» به ابتكار خودش قسط اولية پول را كه 12400 دلار بود به تاجر مزبور و نخست‌وزير پرداخت. نتايج اين كار آني بود. نخست‌وزير دربارة اينكه بايد بين سياست و مذهب تفكيك قائل شد با روحانيون به مذاكره پرداخت. تغييراتي در اعضاي كابينه‌اش داد تا رأي موافق را تأمين كند و با شاه به گفتگو پرداخت.
 
از قراري كه به اسرائيلي‌ها گزارش دادند شاه گفته بود: اگر نخست‌ وزير و وزير امورخارجه موافق شناسايي اسرائيل هستند، من حرفي ندارم.» بنابراين مبلغ 400000 دلار پرداخته شد. اين تماسهاي اوليه و رشوه‌ها تا سي سال بعد منجر به همكاري سياسي و نظامي و امنيتي بين ايران و اسرائيل گرديد.»
 
 
 

 
فردوست: رژیم پهلوی اصلی ترین متحد صهیونیست ها در منطقه
 
ارتشبد حسین فردوست نیز در صفحه 551 کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوي درباره شناسايي اسرائيل و پيامدها و آثار بعدي آن چنين اظهار كرده است:
 
«محمدرضا رژيم اسرائيل را به طور دو فاكتو به رسميت شناخت و همين كافي بود تا اسرائيل به طور غيررسمي سفارت خود را در تهران داير كند. اين روابط به حدي گسترش يافت كه محمدرضا چند پايگاه برون‌مرزي خود با كشورهاي عربي منطقه را به اسرائيل واگذار كرد و سازمان اطلاعاتي اسرائيل پس از قدرت‌هاي بزرگ فعال‌ترين سرويس اطلاعاتي در ايران شد. اسرائيل رژيم محمدرضا را تنها دوست و متحد خود در منطقه تلقي مي‌كرد و لذا به آموزش ساواك كمك‌هاي درجه اول نمود. ولي محمدرضا به خاطر فرهنگ اسلامي مردم ايران و به خاطر حساسيت مردم عرب منطقه جرئت نكرد روابط خود را با اسرائيل رسمي كند و آمريكا و انگليس نيز اين كار را صلاح نمي‌دانستند، زيرا ايران با نقش فوق مي‌توانست بهترين حلقه اتصال اسرائيل و كشورهاي عربي باشد.
 
اسرائيل پايگاه اصلي غرب در خاورميانه به شمار مي‌رود و براي آمريكا كشور پول‌سازي محسوب مي‌شود. صرف وجود اسرائيل سبب مي‌گردد تا كشورهاي عربي و ثروتمند منطقه دلارهاي نفتي خود را در مقابل سفارشات گران‌قيمت اسلحه به آمريكا بدهند. آمريكا هم با بذل و بخشش، مقداري از اين سفارشات را به كشورهاي اروپاي غربي واگذار مي‌كند. وجود اسرائيل براي شوروي نيز نافع است، زيرا بخشي از سفارشات نظامي نصيب اين‌ قدرت مي‌شود.»
 
 
وقتی اعراب اسراییل را تحریم کردند و پهلوی نفت صهیونیست ها را تامین کرد 
 
اهمیت صادرات نفت از ایران به رژیم صهیونیستی از این لحاظ برای آن رژیم حیاتی بوده است که این رژیم از سوی اعراب برای تامین انرژی مورد نیاز خود در تحریم قرار گرفته بود. ثانیا تامین سوخت مورد نیاز جنگنده های صهیونیستی در جنگ های چهارگانه با اسرائیل برای پیروزی این رژیم بسیار اهمیت داشته است. در سندی به جامانده از ساواک در این خصوص آمده است: 
 
«جناب آقاي دكتر خلعت‌بري وزير امورخارجه
 
مجله الدستور مي‌نويسد كيسينجر بدون مشورت با پادشاه ايران كشور ايران را در ليست كشورهايي قرار داده كه امريكا به منظور تأمين نفت براي اسرائيل از استفاده نفت آنها تضمين داده و تأكيد نموده كه اسرائيل مي‌تواند بر آنها متكي باشد.
 
در اين مورد وزير امورخارجه آمريكا به كميته خارجي سناي اين كشور گفته است كه به اسرائيل وعده داده است در قبال خروج از منطقه نقش ابوروديس نفت مورد نياز را از ايران تأمين كند. كيسينجر در اين باره گفته است كه در جريان تحريم نفتي اعراب در سالهاي 1973 ـ 1974 ايران تمامي نفت مورد نياز اسرائيل را تأمين كرد.»
 
 
 
جبران خوش خدمتی هویدا به صهونیست ها با زمین 140 هزار متری در سرزمین های اشغالی
 
در سند دیگری از ساواک، درباره رشوه به هویدا نخست وزیر ایران در سال 1344 از سوی رژیم صهیونیستی در خصوص فروش نفت افشاگری شده است.
 
در این سند آمده است:
 
«حسين بشيري عضو مالي دارايي و معاون سابق اداره كل حسابداري ژاندارمري كه با علمأ و روحانيون ارتباط نزديك دارد اظهار ميداشت چون آقاي هويدا نخستوزير در معامله محرمانه فروش نفت ايران به اسرائيل خدمت بزرگي به آن كشور نموده، دولت اسرائيل در قبال اين خدمت يك صد و چهل هزار متر مربع زمين در فلسطين به ايشان واگذار نموده است.»
 
 

قابله اسراییلی فرح!
 
وابستگی رژیم پهلوی به رژیم صهیونیستی به حدی بوده است که شاه برای زایمان فرح، درخواست می کند تا پزشک یهودی از اسرائیل به ایران مسافرت نماید. در سندی از ساواک آمده است:
 
«در هفته گذشته نسیم نماینده پارلمان اسرائیل به مدت 24 ساعت به‌طور ترانزیت با بانو و اطفال خود به تهران وارد و در مدت اقامت خود از چند نفر سناتور‌هایی كه به اسرائیل رفته بودند و مقامات دولتی دیدن نموده و مذاكراتی به عمل آورده است. دكتر دوریل و ربی مئیر عزری نیز در این ملاقات‌ها با وی بوده‌اند.
 
روز سه‌شنبه هفته گذشته معاون وزارت كشور اسرائیل به تهران وارد و با مقامات دولتی ایران در مورد روابط سیاسی بین دو كشور مذاكراتی به عمل آورده در این ملاقاتها ربی مئیر عزری و دكتر دوریل در معیت نامبرده بوده‌اند. 
 
بین محافل یهود گفته می‌شود كه پرفسور زوندوك طبیب مخصوص امراض زنان و قابله بین‌المللی برای وضع حمل علیا حضرت ملكه فرح بنا به دستور دربار به تهران خواهد آمد وی تاكنون دوبار به تهران آمده و در هر دو نوبت از دریافت وجه خودداری نموده است.»
 
 
 
 
 
وقتی شاه میوه ی دربار را هم از اسراییل وارد می کرد!
 
این وادادگی تا حدی بوده است که میوه سفره شاه را هم از اسرائیل تامین می کردند. در سندی از اسناد وزارت خارجه سال 1353 - 1354 در این  خصوص آمده است: 
 
«میوه اسرائیل، علاوه بر بازار ایران در دربار هم جای خود را باز کرده بود»

روزنامه معاریو چاپ اسرائیل نیز در تاریخ 1/11/1354  خبر مربوط به ایران را با عنوان «پنیر و میوه اسرائیل بر سر سفره شاهنشاه ایران» گزارش داد:

«دیروز از طرف سازماندهنگان «هفته خواربار» اطلاع حاصل شد که مامور هیئت مدیره کاخ سلطنتی ایران از نمایشگاه «هفته خواربار» در تل آویو دیدن کرده است، نماینده ایران که یک یهودی به نام الف - شومر است، توجه خاصی به محصولات تازه کشاورزی از خود نشان داد و با شرکت آگراسکو برای خرید آوکادو، گلابی و سیب و با شرکت لبنیات اشتراوس برای خرید انواع پنیر برای سفره شاهنشاه ایران به مذاکره پرداخت.»

مئیر عزری، نماینده و سفیر غیر رسمی اسرائیل در زمان پهلوی، طی مدت هفده سال مأموریت خود در ایران با بسیاری از سران و مقامات بلندپایه آن دوران روابط بسیار نزدیک و صمیمی برقرار کرده بود. او در «یاد نامه»‌ ای که در سال 2000 میلادی در بیت المقدس به چاپ رسیده در خصوص سرلشگر ایادی که پزشک ویژه شاه بوده می نویسد که وی چشم و گوش شاه بوده و نسبت به یهودیان مهری ناگسستنی داشت. وی در خصوص خدمات ایادی به رژیم صهیونیستی نوشته است:

«در یکی از دیدارهای خانوادگی ... در کنار ایادی نشسته بودم و پیرامون همکاریهای کارشناسان اسرائیلی تحت سرپرستی او گفت و گو می‌کردم. چند روز پس از آن دیدار ایادی کارشناسان ما را به ایران فرا خواند و با آنها پیمان بست تا میوه، مرغ و تخم مرغ ارتش ایران را فراهم کنند و برای ارتش مرغداری و دهکده‌های نمونه بسازند. هم چنین ایادی به بازرگانان و کارشناسان اسرائیلی یاری داد تا میوه مورد نیاز ارتش ایران را فراهم کنند.»

ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود، ایادی را با نفوذترین فرد دربار و حتی با نفوذترین فرد کشور قلمداد کرده و نوشته است که او برای خود ۸۰ شغل در سطح کشور درست کرده بود که همه مهم و پولساز بودند.

عزری نیز در همان یاد نامه می‌نویسد: «کسی باور نمی‌کرد که ایادی از شاه درخواستی بکند و پذیرفته نشود.»
 

کماندوهای صهیونیست در خدمت شاه برای سرکوب مردم

پس از اوج گرفتن قیام مردمی علیه رژیم پهلوی، صهیونیست ها منافع خود را در خط دیده و برای حفظ شاه اقدامات بسیار زیادی را انجام دادند که میتوان ایجاد جنگ رواني شديد عليه مردم با استفاده از وسايل ارتباط جمعي از سوی این رژیم نام برد.

از مهمترین این اقدامات اعزام نیروی کماندو به ایران برای حمایت نظامی شاه علیه مردم بوده است تا جنایاتی را که سربازان ایرانی حاضر به انجام آن علیه ملت نیستند را آنها انجام دهند.

روزنامه هاي صهيونيستي هاآرتص در شماره 23 اکتبر 1978، داوارد در شماره های 10 و 23 اکتبر 1978 و مجله نظامی سیکراهودشیت در شماره 3 نوامبر 1978 از قتل عام مردم در 17 شهريور را پرده بر مي دارند: 

«اسراییل یک پل هوایی از فرودگاه لود و فرودگاه نظامی «رامات داوید» در نزدیکی حیفا برای رساندن سلاح های ویژه در جهت مقابله با خیل گسترده تظاهرکنندگان علیه دیکتاتور، به ایران ایجاد کرد. همچنین یک گروهان کماندو و عامل سابوتاژ و عملیات شهری با هواپیماهای شرکت «ال عال» از اسرائیل به تهران فرستاده شدند. 

این گروه تابع اداره اطلاعات ارتش اسراییل بود شامل تعدادی از اسرائيلي ها بودند و همه افراد واحد، اونیفورم نظامی ارتش ایران را به تن داشتند. مقامات ایرانی این گروهان صهیونیست را سربازانی که از بلوچستان اعزام شده اند، دراین روزها یک پایگاه کوچک نظامی نزدیک آبادان و بندرعباس که اسراییل آن را اداره می کرد، محل تمرین عملیات ضد شورش شهری اسراییل بود.»

در اين گروهان، تعداد زيادي از صهيونيست‌هاي ايراني که زبان فارسي را خوب مي‌دانستند، به چشم مي‌خورد و کليه افراد واحد، ملبس به يونيفورم نظامي ارتش ايران بودند و مقامات ايراني براي کتمان اين موضوع شايع کردند که افراد اين گروهان از بلوچستان به تهران آمده‌اند.»

خبرنگار روزنامه لوموند نیز در گزارش خود در توصیف از جمعه سیاه در تاریخ 17 سپتامبر همان سال نوشت:
 
«شایعات در شهر حکایت از فرود آمدن سه هواپیمای حامل کماندوهای اسراییلی در فرودگاه مهرآباد در چهارشنبه شب می کرد و آنها عامل کار کثیفی بودند که سربازان ایرانی حاضر به انجام آن نشدند...»
 

غارت اموال تاریخی ایران توسط اسراییلی ها

از دیگر خیانت های صهیونیست ها علیه ملت ایران غارت آثار باستانی ایران با همراهی افرادی چون دفتر فرح پهلوی، اشرف پهلوى و پسرش شهرام پهلوى نيا، ارتشبد زاهدی، محسن فروغى از درباریان یهودی، ايوب ربنو، مهدى محبوبيان، یوحنا داوود، یعقوب نیمرودی و ... بوده است.

در یکی از اسناد بایگانی شده وزارت امورخارجه (سال 1343، كارتن 5، پرونده 30) در خصوص خبری در روزنامه صهیونیستی هاآرتص در 1/1/1365 آمده است:

«يكي از افرادي كه نقش مهمي در انتقال آثار باستاني ايران به اسرائيل داشت شخصي بود به نام ايوب ربانو. وي در طي 45 سال تقريباً در تمام نقاط ايران دست به عمليات حفاري زد و بزرگترين مجموعه ‌آثار باستاني ايران را گردآورد كه برخي از آثار آن در جهان بي‌نظير بوده و ارزش آن مجموعه به 5/4 ميليون ليره اسرائيلي مي‌رسيد.»

همچنین در گزارش 1615 مورخ 28/9/1344 از صادق صدریه (تل‌آویو) به وزارت امور خارجه، سال 49ـ1338، كارتن 5، پرونده 39 که از اسناد وزارت امورخاجه است آمده است:

«در گزارشي كه از نمايندگي ايران در تل‌آويو در سال 1344 در مورد كلكسيون ايراني موجود در موزه اسرائيل ارسال شده آمده است: كلكسيون مربوط به هنر ايراني در موزه اسرائيل در نوع خود يكي از مهمترين كلكسيونهاي جهان مي‌باشد. به عقيده كارشناسان، ارزش آن سه ميليون دلار است. در اين كلكسيون آثاري وجود دارد كه بهايي براي آنها نمي‌توان تعيين كرد زيرا در جهان منحصر به فرد مي‌باشند... در ظرف دو سال، كلكسيوني كه در اورشليم متمركز گرديد، شامل آثاري 3000 ساله از دوران ماقبل تاريخ تا قرن شانزدهم بود...»

در یکی دیگر از اسناد وزارت امورخاجه در این خصوص آمده است:

 
«به قرار اطلاع واصله در مورد اسرائيل واقع در نزديكي دانشگاه عبري اورشليم در قسمت مربوط به ايران اخيراً يك محراب كاشي‌كاري متعلق به قرون هفدهم ميلادي كه در كف آن سنگ مرمر سياه به كار رفته است از ايران به اسرائيل منتقل شده است در همين موزه تعدادي مجسمه گوزن، بشقاب، سر شير، جام شراب به شكل سر گوساله و گوزن كه همه از طلاي ناب ساخته شده است نگهداري مي‌شود.

جام اخيرالذكر از آثار هخامنشي است و طبق توضيحي كه موزه برروي پايه فلزي جام داده است متعلق به پنج قرن قبل از ميلاد مسيح مي‌باشد اعداد كننده اين جام و ساير آثاري كه به آن اشاره شد يك تاجر يهودي عتيقه فروش مقيم پاريس به نام (رابينو) مي‌باشد و اشياء مزبور را به رسم امانت به موزه داده است و در مورد نحوه خروج اين اشياء از ايران اقلامي در دست نيست ولي مرتباً در چمدان‌هاي يهويادني كه به اسرائيل مي‌روند اشياء عتيقه ايراني بخصوص نسخ خطي كتب مختلف مخفي شده و بدون جلوگيري پليس وارد اسرائيل مي‌شود در اين باب قبلاً هم گزارشهايي از تأسيس موزه مزبور رسيده بود كه به موقع خود به اطلاع آن وزارت رسيده است. اينك مراتب جهت اطلاع انحصار مي‌گردد.»از 

ارسال نظر