آخرین خبر

  • • حضور انتشارات انجمن قلم ایران در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
  • یکشنبه 20 اردیبهشتماه 94

    انتشارات انجمن قلم ایران، همچون سالهای گذشته با حدود ۱۴۰ عنوان کتاب، شامل شعر، داستان، نقد و پژوهش ادبی (بزرگسال و نوجوان)، از نوقلمان و پیشکسوتان ادبیات معاصر ایران، در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران حضور فعال دارد.
    از جمله شاعران، نویسندگان و منتقدان و پژوهشگرانی که آثارشان در غرفه کتاب انجمن قلم ایران عرضه می‌شود می توان به این نامها اشاره کرد:حمید سبزواری، نصرالله مردانی، مشفق کاشانی، نیما یوشیج، احد ده بزرگی، عباس باقری، حسین اسرافیلی، علی موسوی گرمارودی، خلیل جمالی(مذنب)، محمود شاهرخی(جذبه)، راضیه تجار، محمدرضا سرشار، یعقوب آژند، ابراهیم حسن بیگی، داریوش عابدی، حسین فتاحی، امیرحسین فردی، سیمیندخت وحیدی، جلال آل احمد، سپیده کاشانی، میثاق امیرفجر، منیژه آرمین، ...
    ارائه کاتولوگ معرفی انجمن قلم ایران و فرم درخواست عضویت در انجمن برای واجدان شرایط، از دیگر خدمات عرضه شده در این غرفه است.
    غرفه این انتشارات در محل شبستان مصلای بزرگ امام خمینی(ره)،راهرو ۱۰، غرفه۲۳ ، از چهارشنبه ۱۶اردیبهشت،به مدت یازده روز، کتابهای خود را با تخفیفهای ۲۰ و۱۰ ، 35 و 15 درصد (برای دارندگان بن طرح دعوت) به مراجعان عرضه می‌کند.

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


جای خالی درست خوانی در رسانه ملی/ اجرای خوب معیار باشد نه صدای خوب

در نشست خبری بررسی کتاب گویا مطرح شد؛


غرفه انتشارات سوره مهر در نمایشگاه کتاب
شناسهٔ خبر: 2573160 - 
ژاله صادقیان و سعید بیابانکی در نشست خبری بررسی کتاب گویا در نمایشگاه کتاب، به جای خالی درست خوانی شعر و داستان در رسانه ملی اشاره کرده و ارزش اجرای صحیح را بالاتر از صدای معیار دانستند.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری بررسی کتاب گویا، ظهر امروز شنبه ۱۹ اردیبهشت با حضور ژاله صادقیان و سعید بیابانکی در غرفه انتشارات سوره مهر در بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار شد.  

صادقیان در ابتدای این برنامه گفت: همان طور که خیلی از ثروت ها را من ندارم، بسیاری از آدم ها هم ثروت های دیگر را ندارند. اما این که چطور از ثروت های خدادادی مان بهره ببریم، مهم است. در زمینه تولید کتاب گویا، تا جایی که شنیده و دیده ام، روی آدم های ثروتمند این حوزه، چندان تاکید نمی شود. شاید خیلی سال است که فکر می کنیم هرکس که می تواند بلند کتاب بخواند، می تواند صدایش را ضبط کرده و کتاب صوتی تولید کند. با عرض معذرت از تمام کسانی که کار صدا می‌کنند ولی شغل اصلی شان، صدا نیست، باید بگویم این موضوع هم مانند موضوعات دیگر، سر جای خودش نیست.  

وی افزود: باید بسیاری از نویسنده‌ها بنویسند و من گوینده نوشته ها را بخوانم چون، من بلدم چگونه مخاطب را جذب کنم و او پای گیرنده نگه دارم. شاید نویسنده ای بتواند برای ۵ دقیقه صحبت کردن، کتاب خواندن یا شیرین زبانی، مخاطب را جذب کند اما نمی تواند او را پای دستگاه گیرنده نگه دارد. شما به عنوان گوینده باید بتوانید قاپ کسی را که دارد می شنود، بدزدید. من چنین ضعفی را، یعنی ندزدیده شدن قاپ مخاطب را، در مورد کتاب های گویا دیده‌ام. از طرفی، مردم به طور عادی از یک توانمندی گویایی برخوردار هستند و می توانند بخوانند. اما قبول دارید که اگر آن ها، کتابخوانی را شیرین تر بشنوند، ماجرا شیرین تر خواهد بود؟

لزوما همه شاعرها و نویسندگان صدای خوبی ندارند

در ادامه بیابانکی گفت: با توجه به صحبت‌های خانم صادقیان، خداوند کسی است که ثروت ها را بین مردم تقسیم کرده است؛ صدا را به خانم صادقیان داده و شعر گفتن را به فردی دیگر. چندی پیش پیشنهادی به من شد تا یکی از مجموعه شعرهایم در قالب خط بریل، برای نابینایان منتشر شود. بعد از این بود که متوجه شدم می‌توانم جامعه مخاطبان جدیدی داشته باشم. داشتن مخاطب جدید امری مهم است و این که یک شاعر بتواند در حوزه شنیداری هم شعرهایش را به گوش مردم برساند اما لزوما همه شاعرها و نویسندگان صدای خوبی ندارند. از طرف دیگر، شعر هم گاهی حماسی است، گاهی عاشقانه و... بنابراین آن کسی که شعر را می خواند باید آن را بشناسد.

شاعر مجموعه «نامه های کوفی» ادامه داد: من در جوانی بسیاری از شعرهای شاملو را با صدای خودش شنیدم و حفظ کردم. در آن روزگار که ادوات و ابزار ضبط و پخش صدا بسیار کم و غیرقابل دسترسی بود، مساله دشوار بود اما امروز همه برای ضبط و هم پخش صدا امکانات و تسهیلات زیادی فراهم شده است. بنابراین پیشنهاد می کنم در زندگی شهری مان که زمان زیادی در آن اتلاف می شود، شعر گوش کنیم و حفظ کنیم. زمان هایی مانند حضورمان در مترو یا اتوبوس، فرصت بسیار مناسبی برای شنیدن کتاب صوتی یا گویا اعم از کتاب شعر یا داستان است.

آیا ملاک صدای خوب، رادیو و تلویزیون مملکت است؟

صادقیان در بخش دیگری از این برنامه گفت: آیا ملاک صدای خوب، رادیو و تلویزیون مملکت است؟ من می گویم خیر. چون خیلی ها در رادیو و تلویزیون رد شدند ولی کارشان عالی است. اما در حوزه رادیو و صدا، ایده آل این است که کسی که پشت میکروفن قرار می گیرد، باید از همه اطرافیانش و همه چند میلیونی که مخاطبش هستند، در گویندگی بهتر باشد. حالا پا را آن طرف تر بگذاریم، در جامعه هنری، کسانی در زمینه گویندگی موفق ترند که تئاتر کار کرده اند و حضورشان در عرضه هنر به خاطر زیبایی و چشم و ابرو نبوده است. چرا؟ چون آن ها فن بیان می دانند. اگر به انیمیشن های هالیوودی توجه کنید، می بینید که برای نقش گویی شخصیت های خر، موش و انواع حیوانات و دیگر شخصیت های کارتونی، از بهترین بازیگران استفاده می کنند. چون آن بازیگرها، به اصطلاح ما خاک صحنه شان را خورده اند و تجربه اندوخته اند.

این گوینده رادیو در ادامه گفت: بارها به من به عنوان یک گوینده، پیشنهاد کار بازیگری شده است اما نمی پذیرم و می گویم من یک کار بلدم و آن گویندگی است. اما نمی دانم چرا دیگران این حرف را نمی زنند و هر کاری که به آن ها پیشنهاد شود، انجام می دهند. البته در به وجود آمدن چنین شرایطی، مردم هم بی تاثیر نیستند. وقتی کسی با دیدن عکس یک بازیگر روی یک محصول، آن را می خرد، در حالی که نمی داند داخل بسته چیست و اثر خوب است یا بد، چنین وضعیتی به وجود می آید. به نظر من، هم تولیدکننده، هم مصرف کننده و هم کسی که باید مبسر این کلاس باشد، مقصر هستند.

بیابانکی نیز بعد از این سخنان صادقیان گفت: در شعرخوانی یک مساله مهم به نام رعایت عروض مهم است. البته این مساله درباره اشعار کلاسیک و دارای وزن صدق می کند. پیش تر به این مقوله، وزن شعر می گفتند و امروز آن را عروض می نماند. عروض یک علم پیچیده و سخت است که شاعران هنگام تولد، به طور خدادادی از آن بهره مند هستند. یکی از اساتید من در اصفهان به نام مرحوم خواسته، پیرمردی بی سواد بود ولی این علم را با خود داشت و اشعار زیبایی داشت. یک بار به آقای ضابطیان تهیه کننده برنامه تلویزیونی رادیو هفت گفتم، یکی از امتیازات این برنامه حضور چهره ها در آن است اما می توانم یادداشتی از ۱۰ نکته اشتباه که یکی از چهره ها در شعرخوانی اش داشت، به شما بدهم. به ایشان گفتم چرا به هر کسی اعتماد می کنید که شعر بخواند؟

هنوز صدای قصه خوانی سرشار در گوشم است

این شاعر گفت: بنابراین آموختن دانش عروض، لازمه شعرخوانی است. این که طرف بتواند شعر را زیبا بخواند، مساله دیگر است. خیلی از شاعرانی که شعر می گویند، می توانند شعر را درست بخوانند، اما آیا می توانند زیبا و دلنشین هم بخوانند؟ هنوز صدای آقای محمدرضا سرشار یا،  رضا رهگذر در گوش من است که در سال های دور، برنامه قصه ظهر جمعه را اجرا می کرد. آقای سرشار هم نویسنده خوبی بود هم قصه گویی خوب. اما امروزه متاسفانه شعر و داستان، در تلویزیون تبدیل به برنامه های تفننی شده است؛ یعنی شده شعرسازی یا شعربازی و جای درست خواندن شعر و قصه در رسانه ملی خالی است.

صادقیان نیز در پایان این برنامه گفت: برای تولید کتاب گویا، به جای صدای معیار، به دنبال اجرای معیار باشیم. ما گوینده ها امانت دار مولف هستیم. یعنی راوی داستان یا شعری هستیم که تولید کرده است.

ارسال نظر