آخرین خبر

  • • برگزیدگان مسابقه کتابخوانی (کتاب «جایزه») استهبان
  • سه شنبه 01 بهمنماه 92

    اداره كتابخانه عمومي شهرستان استهبان با همكاري اداره آموزش و پرورش اقدام به اجراي طرح سالانه يارمهربان در بین مدارس نمونه راهنمایی كرده است.در اين طرح كه اقدامات آن از مهرماه امسال بعد از مشورت با مركز مشاوره كمي كتاب و رايزني با معاون فرهنگي و پرورشي شهرستان صورت گرفته است،دانش آموزان كتب معرفي شده را مطالعه و به  نوشتن خلاصه و چكيده اي از داستان می پردازنند.اولین دور این مسابقات با معرفی کتاب جایزه نوشته محمدرضا سرشار برگزار گردید و برندگان به شرح ذیل می باشند.به نفرات برتر جوايزي به رسم يادبود اهداء خواهد شد.

    پوریا وکیلیان،رضا غلباش،سعید نداف،محمد امین قریحه،شایان میرزایی،علی زهره ای،فاطمه پاکباز،الهه باقرائت،نیما اسد،محمد حکمفرمایی،اسماء نسیم،مینا ثنایی،مینا فرمانی،هانیه کاشف،یگانه فقیهی

     (گردآورنده،زهرا کاظم نژاد)

    ماخذ: سایت کتابخانه عمومی محقق العلماء استهبان

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: متشکرم. امیدوارم فرصتی پیش بیاید بتوانم بیایم. به عمویتان سلام ادامه
  • لیلا قلیزاده: آقای سرشار عموی من شاگرد شما بوده وخیلی از شما ادامه
  • بهزاد: من بهزاد غفانی تشکر میکنم از استاد گرامی بابت تعریف ادامه
  • لیلی ملکی شکورکندی: با سلام آقای سرشار من لیلی ملکی شکورکندی هستم من ادامه
  • مدیر: نه متاسفانه. نام خانوادگی و شغلشان چه بود؟ آیا شاگرد ادامه
  • لیلی ملکی شکورکندی: به دایی جانم سلام رساندم خیلی خوشحال شدند از محبت ادامه
  • مدیر: به دایی تان سلام برسانید.الان کجاست و چه کار می ادامه
  • لیلی ملکی شکورکندی: بله اقای سرشار اتفاقآ دایی من شاگرد جنابعالی بوده و ادامه
  • مدیر: خوشحالم.می دانید من در سالهای 52 - 53 ، هجده ادامه
  • لیلی ملکی شکورکندی: اقای سرشار من واقعأ داستان اگر باب بمیرد را دوست ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «پایی که جا ماند» و «اگر بابا بمیرد» به سراغ اسپانیولی‌ها رفت
  • تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۱۴

    مدیر دفتر ترجمه حوزه هنری از اتمام ترجمه تعدادی از آثار دفاع مقدس از جمله «پایی که جاماند» به زبان اسپانیولی و توزیع آن در کشورهای اسپانیولی‌زبان در آینده نزدیک خبر داد.
    به گزارش جهان، فهیمه محمدسمسار، مسئول دفتر ترجمه حوزه هنری، در گفت‌وگو با تسنیم، با اشاره به اتمام ترجمه برخی از آثار دفاع مقدس به زبان اسپانیولی، گفت: از جمله کارهایی که اخیراً توسط دفتر ترجمه پیگیری و به انجام رسیده، ارائه ترجمه اسپانیولی از دو اثر با موضوع دفاع مقدس با عناوین «پایی که جاماند» نوشته سیدناصر حسینی‌پور و «اگر بابا بمیرد» نوشته محمدرضا سرشار است.

    وی ادامه داد: ترجمه خاطرات سیدناصر حسینی‌پور توسط مریم اورنرو سوله، از مترجمان ادبیات آمریکای لاتین، چندی پیش از سوی دفتر ترجمه آغاز شده و به تازگی به اتمام رسیده است. علاوه بر این، «اگر بابا بمیرد» نیز توسط نجمه شبیری به اسپانیولی برگردانده شده و قرار است با همکاری یک ناشر اسپانیایی در این کشور ترجمه و توزیع شود.

    وی بر پیگیری دفتر ترجمه حوزه هنری بر ترجمه آثار فاخر دفاع مقدس به دیگر زبان‌ها به منظور انتقال ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب و نشان دادن مظلومیت مردم ایران در طی جنگ هشت ساله تأکید و عنوان کرد: پیش از این نیز آثار متعددی از سوی این دفتر به زبان‌های عربی، انگلیسی، ترکی استانبولی و اسپانیولی برگردانده شده است که از جمله این منابع می‌توان به کتاب پرمخاطب «دا» اشاره کرد. این اثر و دیگر آثاری که از سوی دفتر ترجمه برگردانده شده‌اند، با همکاری و مشارکت نویسنده، راوی و مترجم انجام شده است.

    مسئول دفتر ترجمه حوزه هنری ادامه داد: روال کار در ترجمه آثار سوره مهر بر این است که ابتدا مترجم با راوی و نویسنده ارتباط برقرار می‌کند و بعد از رفع ابهامات کار ترجمه آغاز خواهد شد که از این نمونه می‌توان به برپایی نشستی با همین محوریت بعد از انتشار کتاب «دا» با حضور راوی و مترجم اشاره کرد. به همین منظور نشستی با همین محوریت با راوی و مترجم «پایی که جاماند» نیز برگزار خواهد شد.

    سمسار در ادامه به ترجمه «پایی که جاماند» به زبان اسپانیولی اشاره کرد و با بیان اینکه این اثر یکی از پرفروش‌های سوره مهر است، یادآور شد: هنوز مشخص نیست که ترجمه این کتاب در ایران یا در اسپانیا منتشر شود. تلاش داریم تا هر چه زودتر برگردان این کتاب را روانه بازار کتاب کنیم.

    «پایی که جاماند» مجموعه خاطرات سیدناصر حسینی پور از روزهای اسارت است که در چند ماه اخیر به ویژه در بیست و ششمین دوره نمایشگاه کتاب تهران با استقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شد و یکی از آثار پرفروش سوره مهر معرفی شده است. حسینی پور در این اثر خاطرات خود ار اردوگاه های مخفی عراق را روایت می کند و همین امر بر جذابیت اثر می افزاید. راوی که خود نگارش خاطرات را نیز برعهده داشته است، کتاب را به ولید فرحان، فرمانده عراقی، تقدیم می‌کند.

    در بخش هایی از این اثر می خوانیم: «در حالی که سرم پایین بود، کنارم نشست، موهایم را گرفت و سرم را بالا آورد؛ چنان به صورتم زل زد، احساس کردم اولین بار است ایرانی می بیند. بیشتر نظامیان از همان لحظه اول اسارتم اطرافم ایستاده بودند و نمی رفتند.

    زیاد که می ماندند، با تشر یکی از فرماندهان و یا افسران ارشدشان آن جا را ترک می کردند. چند نظامی جدید آمدند. یکی از آنها با پوتین به صورتم خاک پاشید. چشمانم پر از خاک شد. دلم می خواست دست هایم باز بود تا چشم هایم را بمالم. کلمات و جملاتی بین آنها رد و بدل می شد که در ذهنم مانده. فحش ها و توهین هایی که روزهای بعد در العماره و بغداد زیاد شنیدم. یکی شان که آدم میان سالی بود گفت: لعنه الله علیکم ایها الایرانیون المجوس. دیگری گفت: الایرانیون اعداء العرب. دیگر افسر عراقی که مؤدب تر از بقیه به نظر می رسید، گفت: لیش اجیت للحرب؟ (چرا اومدی جبهه؟ ) بعد که جوابی از من نشنید، گفت: اقتلک؟ (بکشمت؟ ) آنها با حرف هایی که زدند، خودشان را تخلیه کردند. ... »


هنرمندان و نویسندگانی که در سال 88 فوت شدند

به گزارش ایلنا، سال 88 از سالهايي بود كه به اهل هنر وفادار نبود. هنرمندان بسياري نيز از ميان جامعه‌ي هنري رخت بربستند.

در سال 89 ، 56 هنرمند در رشته‌هاي موسيقي، سينما و تئاتر، تجسمي و ادبيات؛ از دنيا رفتند. يك حساب سرانگشتي از درگذشت 4 هنرمند در هر ماه حكايت دارد كه در اين ميان سهم سينما از همه بيشتر بوده است.

درميان متوفايان سال 88، 5 بازيگر و 6 كارگردان وجود دارد.

* درگذشتگان سينما؛ تئاتر و تلويزيون:
خوش يمن نبودن سال 89 از همان روزهاي ابتداي سال هويدا شد. در اولين روز فروردين 88 جمشيد فرحي(فيلمبردار فيلم‌هاي سينمايي رگبار و گوزن‌ها) بر اثر سكته مغزي درگذشت.

چندروزي از درگذشت جمشيد فرحي نگذشته بود كه در سوم فروردين؛ اردشير كشاورزي(خالق آثاري همچون هادي و هدا) بر اثر بيماري سرطان ريه در سن 63 سالگي از دنيا رفت. اردشير كشاورزي در طول عمر خود؛ خالق آثار بسياري بود كه خاطرات زيادي را براي كودكان دهه 60 و 70 به جا گذاشته است.

ميانه‌ي ارديبهشت سال88 زماني بود كه يكي از بهترين بدلكاران سينماي ايران ازميان جامعه هنري رخت بربست. پيمان جلالي ابدي كه براي بدلكاري در يكي از فيلم‌هاي سينمايي به نام چشم‌هاي نامحسوس حاضر شده بود؛ بر اثر يك سانحه در سن 36 سالگي درگذشت.

خرداد ماه سال 88 نيز با درگذشت يك بازيگر پيشكسوت سينما و تلويزيون آغاز شد. پروين(بتول) سليماني(بازيگر سينما و تلويزيون) كه سالها از بيماري رنج مي‌برد؛ 11 خردادماه به علت تومور بدخيم مغزي پس از يك ماه بيهوشي درگذشت. سليماني در سال 1301 در تهران متولد شد. بازي در تئاتر را از سال 1323 و همچنين بازي در سينما را از سال 1331 با «گلنسا» به كارگرداني «سرژ آزاريان» شروع كرد.

اما خرداد 88 براي جامعه دوبله ايران ماه خوبي نبود و با ازدست رفتن فاطمه ابولقاسم تبريزي(مهين بزرگي)، جامعه دوبله؛ يكي از بهترين دوبلوران خود را ازدست داد. مهين بزرگي كه در 23 خرداد سال 88 درگذشت؛ فعاليت خود در دوبله را از سال 1335 آغاز كرد و دوبله بسيار از آثار سينمايي و تلويزوني را انجام داده بود.

تابستان سال 88 با رفتن فرخ لقا هوشمند ازميان جامعه هنري آغاز شد. هوشمند در سال ۱۳۱۰ در رشت به دنیا آمد. بازی در تئاتر را از سال ۱۳۲۴آغاز و تا سال ۱۳۳۵ در گیلان ادامه داد. سپس در تهران تا سال ۱۳۴۲ ادامه كار داد و با بازي در سینما در سال ۱۳۳۶ با ایفای نقش کوتاهی در «نردبان ترقی» با همکاری «پرویز خطیبی» دوره تازه كاري خود را آغاز کرد. سرانجام او در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۸۸پس از ۳۲ روز بستری به دلیل عارضه‌مغزی درگذشت.

مرداد سال 88 زماني بود كه سيف‌الله داد(كارگردان سينما و معاون سينمايي دوره خاتمي) درگذشت. سيف الله داد كه متولد سال 1334 در خرمشهر بود، بنیان‌گذار موسسه سینمایی سینافیلم بود. وی همچنین بین سال‌های ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۷۶ ریاست هیئت مدیره خانه سینما را برعهده‌داشت. داد؛ معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۷۹ بود که برخی این دوره را دوران طلایی سینمای ایران می‌دانند. داد در سن ۵۴ سالگی در ۶ مرداد ۱۳۸۸ در بیمارستان مهر تهران درگذشت. او كارگرداني آثار تاثيرگذاري همچون كاني مانگا و بازمانده را دارد. هرچند سيف الله داد در زمان انتخابات از نامزد اصلاح طلبان حمايت كرده بود اما در زمان فوت وي؛ بسياري از چهرهاي اصولگرا نيز حاضر بودند.

مهدي اباسلط(كارگردان جوان سينماي ايران) نيز هنرمندي بود كه در مرداد سال 88 درگذشت. اباسلط که متولد 28 آذرماه سال 1360 و دانش‌آموخته‌ سینما بود؛ به تازگی نمایشنامه
«سادگی منو ببخش کیارستمی» را به چاپ رسانده بود و فیلم‌های خنگ‌آباد، بچه‌های خیابان و مسعود کیمیایی عاشق را در کارنامه داشت. مراسم تييع پيكر مهدي اباسلط ازجمله مراسم‌هايي بود كه به دليل عدم اطلاع‌رساني صحيح؛ بسيار مختصر برگزار شد.

پاييز سال 88 فصلي بود كه بيشترين خزان را براي اهالي سينما داشت. در پاييز سال 88 هنرمنداني همچون مهدي نوربخش(كارگردان و مديرتوليد سينما) درگذشت. نيكو خردمند(بازيگر سينما)، جمشيد لايق(بازيگر سينما و تئاتر)، مسعود رسام(كارگردان سينما)، امير قويدل(كارگردان سينما)، عباس شباويز(تهيه‌كننده سينما) ازجمله هنرمنداني بودند كه در اين خزان ازميان جامعه هنري رفتند.

نيكو خردمند؛ بازيگر سينما كه متولد كه 5 آبان 1311 است؛ فعالیت هنری‌اش از سال ۱۳۳۷ با گویندگی در رادیو شروع شد. وی گویندگی فیلم را در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد و گوینده نقش‌های کلودیا کاردیناله، آوا گاردنر، الیزابت تیلور، فخری خوروش، ایرن، کتایون و ... بوده ‌است. او گوینده نمایش‌های رادیویی برنامه دوم رادیو از سال ۱۳۴۲ تا سال ۱۳۴۷ و همچنین مجری برنامه معرفی تئاتر در تلویزیون در سال ۱۳۵۱ بود.

فعالیت سینمایی او با بازی در فیلم «پرده آخر» (واروژ کریم مسیحی) در سال ۱۳۶۹ شروع شد. خردمند در طول دوران بازيگري خود براي حضور در فيلم‌هايي همچون بازيچه و پرده آخر؛ برنده سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر شد. خردمند حدود ساعت ۴ بامداد ۲۶ آبان ۱۳۸۸، در سن ۷۷ سالگی و در بیمارستان ابن سینای تهران درگذشت.

جمشيد لايق كه موفق به دريافت درجه دكترا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شده بود؛ در سال ۱۳۱۰ در یکی از محله‌های قدیمی تهران زاده شد. او پس از دریافت مدرک دیپلم ادبی و دیپلم از هنرستان هنرپیشگی؛ در سال ۱۳۳۲ به گروه هنر ملی پیوست. او از سال ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۴ دوره بازیگری و کارگردانی تئاتر را در آمریکا گذراند. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۸ در اداره هنرهای دراماتیک به‌کار مشغول شد. لایق در سال ۱۳۵۳ در مقطع لیسانس رشته کارگردانی و بازیگری در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. او در ایران و دیگر کشورهای دنیا با گروه‌های هنری مختلفی همکاری کرد. وی همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی تدریس می‌کرد. جمشید لایق در سن ۷۸ سالگی، پس از یک ماه اقامت در مرکز قلب تهران، در شامگاه پنجشنبه ۲۱ آبان سال ۱۳۸۸ به دلیل ایست قلبی درگذشت. ازجمله آثار لايق در حوزه سينما و تئاتر مي‌توان به نقش آفريني در فيلم‌هايي همچون سگ كشي، هزاردستان، كفش‌هاي ميراز نوروز و دايره مينا اشاره كرد.

مسعود رسام(كارگردان سينما و تلويزيون) كه يكي از پرمخاطب‌ترين آثار تلويزيوني را كارگرداني و تهيه كرده بود؛ در دهه اول آبان از دنيا رفت. رسام كه متولد سال 1336 در تهران بود؛ در تهیه مجموعه تلویزیونی خانه سبز و دیگر فیلم‌ها همکاری نزدیکی با بیژن بیرنگ داشت. رسام؛ فارغ‌التحصیل مدرسه عالی تلویزیون و سینما بود. اولین فعالیت‌هاي رسام در زمینه‌های تئأتر و تلویزیون درسال ۱۳۵۸ آغاز شد. رسام در تاریخ نهم آبان ماه ۱۳۸۸ در بیمارستان لاله تهران درپی بیماری سرطان خون درگذشت.

امير قويدل(كارگردان سينما) نيز از ديگر هنرمندان متوفا در آبان ماه سال 88 بود. قویدل در سال ۱۳۲۶ در مشهد به دنیا آمد. نخستین فعالیت سینمایی او، فیلم‌نامه‌نویسی و دستیاری کارگردان در فیلم مرگ در باران (ساموئل خاچیکیان) بود. قویدل در برخی دیگر از فیلم‌های خاچیکیان مانند اضطراب و کوسه جنوب نیز دستیار بود. او سال‌ها به عنوان مشاور کارگردان، نويسنده، و طراح صحنه در سینما فعالیت داشت. او در سال‌های نخستین پس از انقلاب ۱۳۵۷ نسبتا پرکار بود و فیلم‌هایی همچون خونبارش، برنج خونین، سردار جنگل و ترن را کارگردانی کرده بود. قویدل در ظهر روز یکشنبه، ۱۷ آبان به علت بیماری کبدی در بيمارستان پارسیان تهران درگذشت.

عباس شباويز(تهيه‌كننده سينما) نيز كه آخرين اثر هنري وي حضور در فيلم مستند قيصر؛ چهل سال بعد بود؛ در يكي از روزهاي آبان ماه درگذشت.

محسن آراسته نيا (بازيگر)، علي خدابخشي(بازيگر) ، مسعود جلالي نژاد(مستند ساز)، احمد احمدپور پيرسرايي(صدابردار سينما)، غلامرضا خضوعي(تدوينگر سينما)، شهيندخت بهزادي(طراح صحنه)، مسعود شكوتي كلاقچي(فيلمنامه‌نويس)، منصور غزنوي(گوينده راديو) و محمد هاشمي آستانه(سردبير راديو) ازجمله هنرمندان ديگري بودند كه در سال 88 ازميان جامعه هنري سينما تلويزيون و تئاتر رخ بربستند.

* درگذشتگان موسيقي:
در سال 88 براي عرصه موسيقي نيز سال خوبي نبود. 14 هنرمند عرصه موسيقي در اين سال از دنيا رفتند.
اقدس خاورى كه او را با نام هنرى «خاطره پروانه» مى شناسيم، در سال ۱۳۰۸ (۱۹۲۹) در تهران و در خانواده‌اى اهل هنر زاده شد. مادر او، پروانه، خواننده معروف سال‌هاى نخستين قرن جارى بود كه علاوه بر صداى خوش غمگنانه‌اى كه داشت، با «نواختن» نيز بيگانه نبود. ويولن را از «حسين خان اسماعيل زاده» و سه تار را از «رضاقلى خان نوروزى» آموخته بود. او پس از آشنائى با «حبيب سماعى»( استاد سنتور) با چم و خم اين ساز نيز آشنا شده بود. پروانه شوربختانه در جوانى به بيمارى سل درگذشت و خاطره‌ي دو ـ سه ساله را تنها گذاشت. «خاطره» مى‌گويد؛ نخستين بار با موسيقى از طريق صفحات آواز مادر آشنا شده است. خاطره پروانه که از سال گذشته به دلیل شکستگی استخوان پا در بستر بیماری به سر می‌برد، پس از تحمل هشت ماه بیماری، ساعت ۴:۳۰ بامداد روز چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷ در سن ۷۹ سالگی در منزل خود بر اثر ایست قلبی درگذشت.

پرویز مشکاتیان؛ آهنگساز، موسیقی‌دان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران) بود. مشكاتيان؛ كار هنري خود را در شش سالگي با پدرش، مرحوم حسن مشكاتيان كه استاد سنتورنوازي و آشنا با ويولن و سه‌تار بود، آغاز كرد. او، رديف ميرزا عبدالله را نزد نورعلي برومند و داريوش صفوت و مباني موسيقي ايراني را نزد اساتيدي چون محمدتقي مسعوديه، عبدالله دوامي، سعيد هرمزي و يوسف فروتن فراگرفت. او كار سنتورنوازي خود را به شيوه رسمي در مركز حفظ و اشاعه موسيقي آغاز كرد و در اين زمينه بسيار موفق كار كرد و كارهاي بزرگ فراواني را در زمينه آهنگسازي وسنتورنوازي به ويژه تكنوازي انجام داد. وي در آزمون موسيقي باربد كه به ابتكار نورعلي برومند برگزار مي‌شد، به همراه پشنگ كامكار مشتركاً جايگاه نخست را به دست آورد. مشكاتيان از سال 58 تا سال 67 با محمدرضا شجريان همكاري داشت كه نتيجه اين همكاري، آثار ماندگاري چون بيداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. مشكاتيان 30 شهريور 1388 درگذشت .

فرامرزپايور؛ ديگر هنرمند عرصه موسيقي بود كه در 18 آذر 88 درگذشت. پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت. پایور از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها درپی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود.

پايور در طول سال‌ها با هنرمنداني همچون عبدالوهاب شهیدی، استاد شجریان، محمود خوانساری، احمد ابراهیمی، خاطره پروانه، سیما بینا، نادر گلچین، سروش ایزدی، شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش و علی رستمیان. همكاري داشت

شهريار فر يوسفي، سيدغلامرضا دبيري، مصطفي گرگين‌زاده، محمدرضا مقدم راد، سيدمحمد نجم‌الدين، سيدمحمد ميرفخرايي، راميتن مجاهدنيا، سيدحسن شجاع مداحي، حسن يوف زماني، فرمان بهبود، هوشنگ زهتاب، حسين صبحدل و سيمين آقارضي درمني ازجمله ديگر هنرمندان عرصه موسيقي بودند كه در سال 88 درگذشتند.

* درگذشتگان ادبيات:
در سال 88 ، 7 نويسنده درگذشتند: نويسندگاني همچون محمد ايوبي‌فر ، محمدامين رياحي، مهدي آذريزدي، اسماعيل فصيح، محمود شاهرخي، بيژن ترقي، مهدي سحابي، خسرو خورشيدفر و سيدرضا سيدحسيني ازجمله درگذشتگان ادبيات بودند.

* درگذشتگان هنرهاي تجسمي:
در بخش هنرهاي تجسمي نيز هنرمنداني همچون منصور خاكسار، نورالدين فريور، آيت‌الله نجومي، بهجت صدر، بهمن جلالي، پرويز ملكي، محمدامين ميرفندرسكي و محسن ابراهيم درگذشتند.

10 نظر

اقای سرشار من واقعأ داستان اگر باب بمیرد را دوست دارم چون خود اهل این روستا هستم با آن احساس سنخیت میکنم

بله اقای سرشار اتفاقآ دایی من شاگرد جنابعالی بوده و تعریفات بسیاری از جنابعالی دارد

به دایی جانم سلام رساندم خیلی خوشحال شدند از محبت شما الان خانواده دار و مشغول رانندگی میباشند.راستی پدرم ودود را یادتان هست؟

با سلام آقای سرشار من لیلی ملکی شکورکندی هستم من کتاب اگر بابا بمیرد شمارو نخوندم ولی تاسال پیش داستان هایی که در رادیوایران ظهرجمعه ها تعریف میکردید گوش میکردم وبرنامتون رو دوست داشتم،ضمنا دایی من که شاگرد شما بوده ارتشیه بازنشسته است،پدرم ودود هم شاگرد شما نبود.من در حال حاضربا خانواده ام ساکن تهرانم وچیزی که برای من خیلی جالبه این که این کامنت های قبلی رو من نذاشتم ویکی به اسم من اونا رو نوشته،خیلی خوشحالم میکنه که شمارمانی در مورد اتفاقات زادگاه من نوشتین وبرام با ارزشه وقول میدم این رمان رو بخونم

من بهزاد غفانی تشکر میکنم از استاد گرامی بابت تعریف از روستایمان پسر خاله ملکی.

آقای سرشار عموی من شاگرد شما بوده وخیلی از شما تعریف میکند یه بار هم به روستا تشریف بیاورید
خوشحال میشویم وتجدید
خاطره میشود ممنون.

ارسال نظر