آخرین خبر

  • • امروز اختتامیه سیزدهمین جشنواره قلم زرین و تجلیل از استاد فرج الله سلحشور برگزار می شود
  • یکشنبه 14 تیرماه 94

    امروز 14 تیر - روز ملی قلم - مراسم اختتامیه سیزدهمین دوره جشنواره قلم زرین و تجلیل از استاد فرج الله سلحشور - بازیگر، فیلمنامه نویس و کارگردان برجسته کشور - در تالار سوره مهر حوزه هنری برگزار می شود.
     در این مراسم که از ساعت 18 آغاز می شود، پس از تجلیل از این فیلمساز و هنرمند متعهد ارزشی، به معرفی آثار برگزیده داوران جشنواره قلم زرین از میان کتابهای چاپ اول منتشره در سال 93 در پنج شاخه شعر و داستان کودک و نوجوان و بزرگسال و پژوهش ونقد ادبی و اهدای جوایز به پدیدآورندگان آنها پرداخته می شود.
    سحنرانان این مراسم آقایان دکتر حدادعادل - رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی - و دکتر صالحی - معاون فرهنگی وزیر فرعنگ و ارشاد اسلامی - اند.
    انجمن قلم ایران، مقدم همه اهالی قلم و دوستداران ادبیات را به این مراسم، گرامی می دارد.

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


به مناسبت 14 تیر گرامیداشت قلم

قلم را نباید به دست نااهلان سپرد. قلم در دست نابخردان که نمی‏دانند چگونه از آن استفاده کنند یا غرض‏ ورزان که نمی‏خواهند از آن به شیوه صحیح استفاده کنند، همان تیغِ از نیام برکشیده به دست زنگی مست است که لجام گسیخته، کیانِ اسلام و انقلاب را به مخاطره می‏اندازد

گیل خبر/ اشاره به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز چهاردهم تیرماه، به عنوان «روز قلم» در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسیده است. این روز را، به همه قلم به دستانِ متعهد و دل‏سوز، که از قلم به نیکی استفاده و در راه کمال آدمی و انسان سازی کوشش می‏کنند، تبریک می‏گوئیم که عرصه جولانِ قلم، نمایشگاه توان‏مندی‏های اندیشمندان بوده است و امیر بیان، حضرت علی علیه‏ السلام در این مورد می‏فرماید: «اندیشه‏ های دانشمندان، به بلندای قدرت قلم‏ هاشان است».

سخن قلم

آن روز که خداوند مرا آفرید و با دست قدرت خویش، بر سینه «لوحم» کشید تا سرنوشت همگان را بر آن صفحه رقم زنم، موقعیت و منزلتم آن چنان بالا رفت که آفریننده همه آفریده‏ها، بر من و آثارم سوگند یاد کرد و فرمود: «ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه می‏نویسند». مرحوم علامه طبرسی رحمه‏الله ، در تفسیر مجمع البیان، در مورد قلم می‏نویسد: «پایه امور دین و دنیا بر دو چیز است: قلم و شمشیر و شمشیر زیر پوشش قلم قرار دارد». من که آمدم، حیات معنوی انسان را جانی تازه بخشیدم و در درون جان‏ها، راهی تازه گشودم. با رنگ عشق، هستی را نورباران کردم؛ هر چند این رنگ چون شب، سیاه و ظلمانی بود، ولی میوه‏ای سرخ، به سرخی خورشید به گاه طلوع و غروب داشت و آن میوه سرخ و شیرین، «شهید» بود که شهیدان، میوه درخت توان‏مند قلم‏اند؛ مگر آن سید ابرار و رسول بزرگوار نفرمود که: «مرکب سیاه دانشمندانِ آگاه، برتر از خون شهیدان است»؟ و نیز امام شهیدان، خمینی بت شکن فرمود:«قلم‏ها شهید پرور هستند. اهمیت انتشارات، مثل اهمیت خون‏هایی است که در جبهه‏ ها ریخته می‏شود».

محتوای قلم

سوگند خداوند به «قلم» و «نوشته»، قلم را قداست و نوشتن را حرمت بخشیده است. درخت قلم، اگر ریشه در «تعهّد» و «تدیّن» داشته باشد، میوه‏اش شیرین و ماندگار است. ارزش هر قلم، به «پیام» آن است و عظمت نوشته، به محتوایش. قلم‏های شهید پرور، عشق‏های برتر را بذرافشانی می‏کنند و شور شهادت‏طلبی را در رواق دل‏ها می‏تابانند و شهیدان را در معراج شهادت، از «خاک» تا «خدا» پیش می‏برند. چه دست‏هایی قلم شده تا قلم در دست پاکان قرار گیرد و چه بسیار نویسندگان شجاع که «شهید قلم» شده‏اند. نویسنده متعهّد، تک‏تیراندازِ میدان نبرد اندیشه‏هاست و برای پیروزی، نیازمند «مهارت»، «دقت»، «هدف‏گیری»، «لحظه‏ شناسی» و «سرعت عمل» است.

قلم، رازدار بشرdownload (1)

«قلم»، حافظ علوم و دانش‏ها، پاسدار افکار اندیشمندان، حلقه اتصال فکری عالمان و پُل ارتباطی گذشته و آینده بشر بوده، و حتی ارتباط آسمان و زمین نیز از راه لوح و قلم به دست آمد. «قلم»، انسان‏هایی را که از نظر زمان و مکان جدا از هم زندگی می‏کنند، پیوند می‏دهد؛ گویی همه متفکران بشر را در تمام طول تاریخ و در تمام نقاط زمین، در یک کتاب خانه بزرگ جمع می‏بینی! در این کتاب خانه، سخنان آسمانی و زمینی جمع است، از سقراط گرفته تا ابن‏سینا و معاصرانمان. از قرآن و نهج البلاغه تا اَوسْتا و انجیل. همه و همه هستند. «قلم»، رازدار بشر و خزانه دار دانش‏ها و جمع آوری کننده تجربه‏های قرن‏ها و دوران‏هاست و اگر قرآن به آن سوگند یاد می‏کند، به همین دلیل است؛ زیرا همیشه، سوگند به امری بسیار پرارزش و محترم یاد می‏شود. شاعر خوش‏بیان، مسعود سعد سلمان، موقعیت حسّاس قلم و نوشتن را چنین ترسیم می‏کند: نبشتن ز گفتن مهم‏تر شناس/ به گاه نوشتن به جایْ آرْ هوش اگر در نبشتن خطایی کُنی/ سرت چون قلم دور مانَد ز دوش

 قلم، منشا هدایت و آگاهی

خداوند متعال در قرآن مجید، افزون بر آن که نام سوره‏ای را «قلم» می‏نهد، تا آن‏جا برای این موضوع به ظاهر کوچک اهمیت قائل است که به آن و آن‏چه با آن نوشته می‏شود، سوگند یاد می‏کند. چه سوگند عجیبی! در واقع آن چه به آن در این‏جا سوگند یاد شده، ظاهراً موضوعی کم اهمیت است؛ یک قطعه نی یا چیزی شبیه به آن و کمی مادّه سیاه رنگ، سپس نوشته‏هایی که بر صفحه کاغذ ناچیز رقم زده می‏شود؛ اما در واقع، این قلم، همان چیزی است که سرچشمه پیدایش تمام تمدّن‏های انسانی، تکامل دانش‏ها و بیداری اندیشه‏ها به شمار می‏آید. قلم، منشا هدایت و آگاهی بشر است تا آن‏جا که زندگی بشر را به دو دوران تقسیم می‏کنند: دوران تاریخ و دوران پیش از تاریخ. دوران تاریخ، از زمانی آغاز می‏شود که خطْ اختراع و انسان دست به قلم شد و توانست ماجرای زندگی و تجربه‏های خود را بر صفحه‏های کاغذ بنویسد.

اسلام و قلم

دین مبین اسلام، برای قلم و نوشتن، ارزش خاصی قائل است. گاه در کلام امیر بیان، حضرت علی علیه‏السلام می‏خوانیم که: «عقلِ نویسنده، در قلم اوست» و گاه از زبان رسول مکرّم اسلام می‏شنویم که سه صداست که حجاب‏ها را پاره می‏کند و به پیشگاه با عظمت خدا می‏رسد و یکی از آن‏ها صدای گردش قلم‏های دانشمندان به هنگام نوشتن است. خداوند متعال در قرآن مجید هم، گاه به قلم و نوشته آن سوگند یاد می‏کند و گاه، آن را وسیله تعلیم خود برمی‏شمارد، هر آینه عظمت و بزرگی قلم، این سلاحِ انسان‏ساز را بیش‏تر درک می‏کردیم. گردش نیش قلم بر صفحه کاغذ است که سرنوشت بشر را رقم می‏زند. چه عهدنامه‏ها و صلح نامه‏ها که ملّتی را ذلیل و کوچک ساخت و چه فتواها که مردمانی را از زبونی نجات داد.

چشمه قلم

«قلم» چشمه است، آن را نخشکانیم. «قلم» چشم است تا قدم از قدم برداریم و پیش پایمان را ببینیم، آن را کور نکنیم. «قلم» عصاست، نه فقط برای پیران که همگان بدان تکیه می‏کنند. قلم، تنها عصای دست نیست، فرهنگ، اندیشه، تفکر و فرهیختگی،همه بر این عصا تکیه کرده‏اند، این عصا را نشکنیم. «قلم» زبان است، سخن می‏گوید، جنبش دارد، حیات قلم را نگیریم. «قلم» مقدّس است. «قلم»، همان وسیله‏ای است که خداوند با آن تعلیم نمود. پس هشدار که قلم را به خواهش‏هامان نیالائیم و بی‏حرمتش نسازیم؛ چنان‏چه در کتاب مقدس می‏خوانیم: «زینهار، تا کلام را به خاطر نان نفروشی و روح را در خدمت جسم درنیاوری... اگر می‏فروشی، همان بِهْ که بازوی خود را، امّا قلم را، هرگز!».

 جاودانگی با قلم

در فرهنگ اسلامی، مسئله قلم و نویسندگی، از موقعیت و ارزش بسیار والایی برخوردار است. در حدیثی آمده است که نوشته تو، بهترین چیزی است که از تو سخن می‏گوید؛ یعنی تنها نشانه‏ای که از تو در روزگاران آینده باقی می‏ماند و تو را جاودانه می‏سازد، نوشته‏ات است. این که در روایات می‏خوانیم: «دانشمندان، تا دنیا باقی است، در طول زمان جاودانه می‏مانند» هم، مخصوص عالمان و دانشمندان قلم به دست است که با نوشته‏های پُربار و بی‏بدیل خود، فرهنگ غنّی اسلام را پُربارتر ساخته، به انسان‏سازی این مکتب سراسر نور، کمک کرده‏اند؛ آن‏ها که به این کلام گهربار ولیّ امر خویش، حضرت امام خمینی رحمهم‏الله لبیک گفتند که: «باید برای آتیه دنیا، امروز نویسندگان و گویندگان فکر بکنند و مردم را آگاه بکنند».

امتیازهای قلم

«قلم» سه امتیاز دارد که در «بیان» آن‏ها را نمی‏بینیم: ۱٫ باقی بودن: سخن فرار می‏کند و نوشته باقی است. امیر مؤمنان علیه‏السلام در سخن جالبی می‏فرماید: «دانش را با نوشتن در بند کنید» تا باقی بماند و از کفتان نرود. ۲٫ دقیق بودن: بیان و سخن معمولاً دقیق نیست. اگر قرار بود کتابی که هزار سال پیش نوشته شده، زبانی به ما می‏رسید و در جایی نوشته نمی‏شد، هیچ گاه به طور دقیق به ما نمی‏رسید و در واقع ما کتاب دیگری را پیش روی خود می‏دیدیم. ۳٫ عمیق بودن: مطالب نوشته عمیق و فکرشده است؛ در حالی که به طور معمول سخنان، بدون تامل گفته می‏شود و کم محتواست. نویسندگان گاه یک ساعت فکر می‏کنند و یک خط می‏نویسند، ولی در سخن نمی‏توان آن دقت را رعایت کرد. علامه طبرسی رحمه‏الله در این مورد می‏نویسد:«بیان دو گونه است: بیان زبان و بیان قلم. بیان زبان، با گذشت زمان کهنه می‏شود و از بین می‏رود، ولی بیان قلم تا ابد باقی است».

 قلم و شمشیر

مرحوم علامه طبرسی رحمهم ‏الله ، در تفسیر مجمع البیان، در مورد قلم می‏نویسد: «پایه امور دین و دنیا بر دو چیز است: قلم و شمشیر و شمشیر زیر پوشش قلم قرار دارد». گردش نیش قلم بر صفحه کاغذ است که سرنوشت بشر را رقم می‏زند. چه عهدنامه‏ها و صلح نامه‏ها که ملّتی را ذلیل و کوچک ساخت و چه فتواها که مردمانی را از زبونی نجات داد. توجه به عهدنامه‏هایی چون «ترکمان چای» و «گلستان»، در مقابل فتوای تاریخی «ضد تنباکو»ی میرزای شیرازی یا «حکم ارتداد سلمان رشدی» از قلم آن یگانه دوران، حضرت امام خمینی رحمه ‏الله اهمیت گردش قلم را بر صفحه سپید کاغذ بیشتر نمایان می‏کند. زور قلم، از توان شمشیر بیش‏تر است. البته باید قلم را به دست صالحان داد وگرنه به قول عارف معروف، شیخ محمود شبستری در منظومه عرفانی گلشن راز: چون قلم در دست غدّاری بُوَد/ لاجرم منصورْ برداری بُوَد چون سفیهان راست این کار وکیا/ لازم آید یقتلون الانبیا سوگند خداوند به «قلم» و «نوشته»، قلم را قداست و نوشتن را حرمت بخشیده است. درخت قلم، اگر ریشه در «تعهّد» و «تدیّن» داشته باشد، میوه‏اش شیرین و ماندگار است.

 جامعه مطلوب

قلم را نباید به دست نااهلان سپرد. قلم در دست نابخردان که نمی‏دانند چگونه از آن استفاده کنند یا غرض‏ورزان که نمی‏خواهند از آن به شیوه صحیح استفاده کنند، همان تیغِ از نیام برکشیده به دست زنگی مست است که لجام گسیخته، کیانِ اسلام و انقلاب را به مخاطره می‏اندازد. همه نوشته‏ها، اعم از کتاب و مطبوعات، باید در راستای اهداف والا و گهربار اسلام و انقلاب اسلامی باشند تا آن جامعه مطلوب اسلامی که مقام معظم رهبری، در پیام خود، به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام رحمه‏الله ترسیم کردند، محقق شود: « جامعه مطلوب اسلامی، جامعه‏ای است که در آن، گنجینه‏های فکر و ذهن انسان‏ها که گران بهاترین ثروت ملّیِ هر جامعه‏ای است، استخراج و به کار گرفته شود، بی‏سوادی ریشه کن گردد، مدارس،... دانشگاه‏ها و حوزه‏های علمیه پررونق، مراکز تحقیق فعّال و پیشرو،... مطبوعات پرمغز و آگاهی بخش، دانشمندان و اساتید با نشاط و پرانگیزه... و نویسندگان... فیض‏بخش باشند».

ارسال نظر