آخرین خبر

  • • بیانیه انجمن قلم ایران در مورد انتخابات ریاست جمهوری
  • چهارشنبه 08 خردادماه 92

    در ارتباط با انتخابات پیش روی ریاست جمهوری، هیئت مدیره انجمن قلم ایران اقدام به صدور بیانیه ای کرده است؛ که متن آن به شرح زیر است:
    «باسمه تعالی
    ملت بزرگ ایران، در سالی که «حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی» نام گرفته است، در معرض یک آزمون سرنوشت ساز دیگر قرار دارد.
    امروز که با عنایت الهی، نامزدهایی از گرایشهای مختلف سیاسی برای حضور در انتخابات ثبت نام کرده و صلاحیت ایشان احراز شده است، ایرانیان می توانند با در نظر گرفتن برنامه های هر فرد، به کاندیدای مورد نظر خود رای دهند.
    انجمن قلم ایران ضمن احترام به هر هشت نامزد تایید شده ریاست جمهوری، از ایشان می خواهد که به «پیشرفت متوازن» حوزه های مختلف توجه ویژه داشته، برنامه های خود در بخش فرهنگ را برای اطلاع عموم مردم منتشر کنند. بدیهی است هنرمندان و اهالی فرهنگ و قلم، به جای حضور در کارناوالهای تبلیغاتی نامزدها، به صورت علمی و دقیق برنامه های ایشان را مورد بررسی قرار داده، در صورت لزوم، نظر نهایی خود را راجع به آنهااعلام خواهند کرد.
    انجمن قلم ایران، ضمن دعوت از مردم همیشه در صحنه برای حضور پر شور در عرصه انتخابات و اعلام آمادگی برای کمک به نامزدها برای تدوین برنامه های مناسب فرهنگی، قطعا پشتیبان رئیس جمهور آینده کشور خواهد بود.»

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار «زندگی که گریخت» (مجموعه ای از داستانهای کوتاه جلال آل احمد، به انتخاب محمدرضا سرشار)
  • ا
    مجموعه داستان «زندگی که گریخت» (گزیده ای از داستانهای کوتاه جلال آل احمد، به انتخاب محمدرضا سرشار)، در بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران چاپ و منتشر شد.
    داستانهای این مجموعه عبارت اند از: خانم نزهت الدوله، زندگی که گریخت، گناه، نزدیک مرزون آباد، دهن کجی، آرزوی قدرت، اختلاف حساب، دفترچه بیمه، عکاس با معرفت، دزد زده، جا پا، مسلول، زن زیادی، بچه مردم، وسواس، لاک صورتی، و الگمارک و المکوس.
    جلا آل احمد، در زندگی چهل و شش ساله خود، دورانهای فکری مختلفی را پشت سر گذاشت؛ و
    کتابها و نوشته های او، حاصل و دربردارنده اندیشه های او در این دورانهای فکری چندگانه است. به همین سبب و نیز اینکه او در حتی بهترین دورانهای فکری اش هم برخی حساسیتهای جامعه اسلامی فعلی را در طرح بعضی مسائل اخلاقی در نوشته هایش نداشت، نیز تفاوت سطح فنی داستانهای او، باعث می شود که نتوان همه آثار داستانی وی را به نوجوانان و جوانان متعهد کشور توصیه کرد. گزینش و انتشار داستانهای مجموعه «زندگی که گریخت» به قصد تهیه مجموعه ای نسبتا مطمئن برای این مقاطع سنی صورت گرفته است.
    این کتاب، در 328 صفحه قطع رقعی، با شمارگان 2000 نسخه، به بهای 8700 تومان، توسط نشر تکا - وابسته به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - انتشار یافته؛ و هم اکنون در غرفه این انتشاراتی، واقع در تالار شبستان نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، قابل تهیه است.


مترجم "آنک آن یتیم نظرکرده" به عربی:ادبیات عرب در مراکز علمی - فرهنگی کشورهای عربی بسیار پویا عمل کرده است

دكتر بتول مشكين‌فام گفت: ادبيات عرب در دانشگاه‌ها و مراكز علمي - فرهنگي كشورهاي عربي بسيار پويا عمل كرده و حتي در حوزه ترجمه از ما پيشي گرفته است.

«نسبت ادبيات ايران با ساير ملل؛ تاثيرگذاري و تاثيرپذيري» مساله‌اي است كه نقطه‌ هدف بسياري از مقالات، كتاب‌ها، گزارش‌ها، گفتگوها و يادداشت‌ها بوده و خواهد بود. چه اين نسبت؛ نه تنها بيانگر ميزان تاثيرگذاري و تاثيرپذيري فرهنگ ايراني (پيش و پس از اسلام تا دوران معاصر) بر ساير ملل است؛ بلكه فراز و فرودهاي فرهنگ در ايران را هم نمايان مي‌كند. از اين رو قرار است در سلسله گفتگو، يادداشت و گزارش‌هايي در خبرگزاري فارس اين نسبت را مورد واكاوي قرار دهيم. از اين سلسله گفتگوها به سراغ دكتر «بتول مشكين‌فام» رفته و در اين باب نظرات او را به مخاطبان منتقل خواهيم كرد؛

فارس: خانم دكتر مشكين فام شرايط فعلي ارتباط ميان فرهنگي در حوزه ادبيات بين ايران و عرب چگونه است؟

مشكين‌فام: آنچه امروز از ادبيات عرب در ايران ترجمه و به مخاطب عرضه شده است، منحصر به شعر بوده و ما از ديگر ژانرها، ترجمه‌اي از ادبيات عرب نمي‌بينيم. مثلاً رماني از ادبيات عرب در ابران ترجمه نشده است (آنچه از ادبيات داستاني عرب ترجمه شده مثلاً «جبران خليل‌جبران» است كه آن هم هيچ نظارتي بر ترجمه‌هاي اين كار نشده و ناشران مختلفي آن را منتشر كرده‌اند) كه البته اين مسأله دلايلي هم دارد و يكي از مهمترين دلايل آن عدم استقبال ناشر و خواننده از ادبيات عرب است. اما آنچه كه از ادبيات ايران در بين ادبيات عرب شناخته شده است، بازمي‌گردد به سده‌هاي قبل. از ميان شاعران؛ نويسندگان و اهالي انديشه؛ آناني كه به عربي نوشته‌اند كه طبيعي است براي اعراب آشنا هستند؛ اما آناني كه به فارسي آثارشان را مكتوب كرده‌اند، بيشتر شاعراني چون سعدي، خيام، حافظ و ... براي اعراب شناخته شده‌اند. در اين زمينه از ايران هم حركتي براي گسترش ادبيات صورت نگرفته است؛ فقط حركت‌هاي مختصري بوده مانند مجله شيراز كه در حوزه هنري منتشر مي‌شده كه آن هم نمي‌تواند تمام بار گسترش فرهنگ را بر عهده گيرد.

فارس: در مورد زمان معاصر كه فرموديد آشنايي چنداني از ادبيات معاصر ايران در بين اعراب وجود ندارد؛ پرسش بعدي من اين است كه در چه دوره‌هاي تاريخي ادبيات و فرهنگ ايران با اعراب ارتباط دوسويه و مطلوبي داشته‌اند؟

مشكين‌فام: ببينيد! قرن چهارم هجري بهترين دوره‌اي بود كه بين ايران و عرب ارتباط ميان‌فرهنگي وجود داشت. در اين دوره يعني بين قرن 4 تا 7 دولت‌هاي كوچك تشكيل شدند و سعي در گسترش فرهنگ داشتند به عنوان مثال «آل بويه» يكي از همين دولت‌ها بودند و «عضدالدوله» هم از جمله دولتمرداني بود كه به فرهنگ توجهي ويژه داشت و سعي در گسترش ارتباطات فرهنگي مي‌كرد. جالب است بدانيد در همين دوره مثلاً شاعري در حلب شعري مي‌نوشت و در كمترين زمان اين شعر به ايران مي‌رسيد و مورد نقد و بررسي قرار مي‌گرفت. حالا امروز با گسترش رسانه‌ها و شبكه‌ جهاني اينترنت باز ما از تبادل فرهنگي و ادبي با ديگر ملل دچار خلل هستيم.

فارس: شما كمي پيش‌تر در مورد عدم استقبال ناشران و مخاطبان ايراني براي خواندن آثار نويسندگان عرب سخن گفتيد؛ حال پرسش اينجاست كه در بين اعراب آيا تمايلي براي شناخت ادبيات و فرهنگ معاصر ايران وجود دارد؟

مشكين‌فام: بله؛ قطعاً وجود دارد. هم اكنون در جهان عرب استقبال بسيار زيادي از تاسيس كرسي‌هاي زبان فارسي در دانشگاه‌ها مي‌‌شود و اين حركت توانسته موج خوبي را براي شناخت ادبيات فارسي ايجاد كند. اما اين موج، قبل‌تر، زماني به‌وجود آمد كه دانشجويان عرب زبان بسياري براي حضور در ايران تمايل نشان دادند و براي ادامه تحصيل در حوزه ادبيات به ايران آمدند. زمان بازگشت به كشورشان بسيار ترغيب شدند كه در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها زبان فارسي را گسترش دهند. هم اكنون در سوريه؛ لبنان؛ مغرب و بسياري ديگر از كشورهاي عرب اين تمايل ديده مي‌شود. با استقبالي كه مشاهده مي‌شود؛ من احساس مي‌كنم دهه آينده اوضاع ادبيات ايران در دانشگاه‌هاي عرب زبان خيلي بهتر شده باشد.

فارس: پس بازار خوانش آثار در جهان عرب اين تقاضا را دارد كه آثاري از ادبيات ايران در حجم بالا را بپذيرد؛ در اين شرايط مشكل كم كاري مترجمان است يا مراكز دولتي يا دانشگاهي؟

مشكين‌فام: حتماً اين تقاضا هست اما بايد عزم عمومي در مراكز دولتي؛ دانشگاهي و ... براي اين نهضت شكل بگيرد. از سوي مترجمان بايد دو نكته مورد بررسي قرار گيرد. نخست اينكه مترجمان هم بايد ذوق كافي براي ترجمه آثار ادبي داشته باشند و هم تسلط كافي. اين مسأله بايد در ترجمه هر اثري لحاظ شود. اگر مترجم هر يك از اين دو ويژگي را نداشته باشد اثر او نمي‌تواند ترجمه خوبي باشد. مورد بعد به مراكز دولتي باز مي‌گردد. متاسفانه امروز ما مركزي حمايتي براي فعاليت‌هاي ترجمه نداريم. هر چقدر هم مترجمان ما بخواهند به شكل فردي فعاليت كنند؛ نمي‌توانند يك تنه از عهده انتقال فرهنگ برآيند پس عقلاني و طبيعي است كه مركزي دولتي بايد در وزارت ارشاد براي اين كار تاسيس شود.
بحث بعدي دانشگاه‌ها هستند؛ متاسفانه بنده به عنوان يك استاد دانشگاه اگر كتابي ترجمه كنم، در نهايت براي من 7 امتياز خواهد داشت، در صورتي كه اگر مقاله علمي - پژوهشي بنويسم، بين 7 تا 10 امتياز خواهم گرفت. حالا شما بياييد زماني را كه صرف اين دو كار مي‌شود با هم مقايسه كنيد. من حدود 3 سال طول كشيد تا كتاب «آنك آن يتيم نظر كرده» نوشته محمدرضا سرشار را به عربي ترجمه كردم. اگرچه انگيزه من در اين كار مسأله ديگري بود اما حالا اين كار از منظر دانشگاهي براي من چقدر امتياز در بر داشت؟ در صورتي كه ترجمه فرهنگ ايران به كشورهاي ديگر و ارائه مناسب آن مي‌تواند دستاوردهاي فراواني داشته باشد. اگر منظر اقتصادي آن را هم در نظر نگيريم بايد اين نكته را وزارت علوم و وزارت ارشاد به توافق برسند كه اين موارد به طور ويژه در ارتقاء ‌اساتيد لحاظ شود چراكه اين خود مي‌تواند موردي تشويقي باشد.
در اين مورد نكته‌اي را هم بد نيست ذكر كنم و آن اينكه در دوره‌اي حتي براي گسترش فعاليت‌هاي فرهنگي برون‌مرزي حوزه هنري اعلام كرد كه حاضر است با اساتيد دانشگاه براي ترجمه آثار قرارداد ببندد؛ اما بعد از اينكه با برخي از اساتيد اين موارد را مطرح كرديم به همين دلايلي كه ذكر شد چندان استقبالي براي ترجمه ديده نشد و اين كار و وجه اقتصادي آن هم چندان نتوانست عاملي تشويقي براي اساتيد باشد.

فارس: جهان عرب در مقايسه با ما و براي گسترش فرهنگ و ادبيات در چه موقعيتي قرار دارد؟ و تا چه حد تلاش مي‌كند كه مثلاً در ايران به عرضه ادبياتش بپردازد.

مشكين‌فام: تا آنجا كه بنده اطلاع دارم كشورهاي عربي براي كارهاي برون مرزي بسيار تلاش مي‌كنند. الان بهترين ترجمه‌ها از آثارشان را به دنيا ارائه مي‌دهند و آثار مهم جهان را ترجمه مي‌كنند. به زعم من عرب‌ها در اين زمينه بسيار از ما جلوتر هستند و دارند با برنامه‌ريزي‌ حركت مي‌كنند. اما ما متاسفانه براي اين كار برنامه‌اي نداريم.

فارس: فكر مي‌كنيد مراكز متولي در ايران هم اگر از پس اين الگو؛ فرايندي اين چنيني براي ترجمه آثار انتخاب كند مي‌تواند آثار را به خوبي به دست مخاطب فارسي زيان برسانند؟

مشكين‌فام: بله البته! به نظر من براي حركت به سمت جلو بايد برنامه‌ريزي كرد. ما اگر مركزي دولتي داشته باشيم كه با بودجه‌اي مناسب متولي اين كار بشود؛ نقشه راه ترسيم كند و كنترل مناسب داشته باشد طبيعي است كه به نتايج خوبي خواهيم رسيد. در اين شرايط است كه هر ناشر يا مترجمي با هر كيفيتي دست به ترجمه و نشر اثر نمي‌زند. وقتي كنترل باشد كار به سرانجام مطلوبي مي‌رسد. الان متاسفانه ما از اين مركز در ايران به شكلي كه بتواند متولي اين كار باشد بي‌بهره‌ايم. اگر واقعاً قصد ما تاثير فرهنگي بر ملل ديگر است بايد به ترجمه هم دقت فراواني داشته باشيم.
اگر هم مراكز دولتي علاقه‌اي به اين كار ندارند از بخش خصوصي حمايت كنند تا آن‌ها اين مهم را بر عهده بگيرند. امروز در جهان عرب آثار بسيار خوبي در حال عرضه شدن است. نكته ديگري كه مراكز دانشگاهي عرب رخ مي‌دهد نقد آثار است.

فارس: اتفاقاً نكته بعدي كه مي‌خواستم از خدمت شما سوال كنم همين نكته بود. برخي از آثاري كه ترحمه مي‌شود در جلساتي مورد بررسي قرار مي‌گيرد اين فرايند چه تاثيري مي‌تواند در مترجم و چرخه عرضه متاب داشته باشد؟

مشكين‌فام: حتماً تاثيرگذار است. در دانشگاه‌هاي جهان عرب؛ آثار به محض اين كه ترجمه مي‌شوند مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرند. اين كار باعث مي‌شود مترحم احساس كند كارش ديده شده و نقاط ضعف و قوت‌اش نمايان مي‌شود. در اين صورت او در زمان ترجمه دقت فراواني روي كلمات و اصطلاحات دارد. از طرف ديگر اين كار تبليغ مناسبي هم براي متاب به حساب مي‌آيد.

------------------------
گفتگو: حسن گوهرپور

ارسال نظر