آخرین خبر

  • • ۳۱ فروردین‌ماه؛ پایان مهلت جشنواره نوروزی سوره مهر الکترونیک
  • یکشنبه 30 فروردینماه 94

    فروردین ماه پایان مهلت شرکت در جشنواره نوروزی سوره مهر(سوره کتابخوان) اعلام شده است31 .
    امین نادری، مسئول نشر الکترونیک سوره مهر، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) با اشاره به جشنواره نوروزی سوره مهر اظهار کرد: هدف از طراحی مسابقه سوره کتابخوان آشنا کردن کاربران با کتاب‌های الکترونیک است. در همین راستا چهار جلد از پرفروش‌ترین کتاب‌های سوره مهر را با تخفیف ویژه در سامانه اندرویدی کتابخوان سوره مهر در اختیار کاربران قرار می‌دهیم.

    وی افزود: کاربران برای شرکت در مسابقه می‌توانند کتابخوان سوره مهر را به رایگان از سایت سوره مهر دریافت کنند. همچنین در طول مدت جشنواره از طریق این نرم‌افزار می‌توانند با تخفیف ویژه چهار کتاب از پرمخاطب‌ترین کتاب‌های سوره مهر را در اختیار داشته باشند.

    مسئول نشر الکترونیک سوره مهر تصریح کرد: آه‌ با شین، دختر شین، گرگ‌سالی، نردبان جهان از جمله کتاب‌های موجود در این مسابقه به شمار می‌رود که کاربران می‌توانند با مراجعه به سایت این کتاب‌ها را دریافت و در مسابقه شرکت کنند.

    وی بیان کرد: هیئت داوران شامل کاظم مزینانی (نویسنده و پژوهشگر)، بهناز ضرابی‌زاده (نویسنده) و محمدرضا سرشار (نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی) است. همچنین سکه تمام بهار آزادی برای بهترین متن ارسالی برای هر کتاب ( مجموعا 4 عدد سکه تمام بهار آزادی ) جایزه این جشنواره به شمار می‌رود.

    نادری اظهار کرد: پیش‌بینی می‌شود که مهلت شرکت در جشنواره تا یک هفته آینده تمدید خواهد شد.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: من از شما تشکر می کنم دخترم. ادامه
  • ترانه: سلام ممنون از شما جناب سرشار آقای قصه گوی خاطرات ادامه

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


راوی دلها / ترانه

ظهر جمعه ، فرقی نمی کرد تابستان یا زمستان ، تابستان زیر باد کولر آبی با اون صدای تپ تپ و زمستان کنار بخاری نفتی یا چراغ فتیله ای که یه سینی زیرش بود چون همیشه ازش نفت می چکید . جمعه بود و تعطیل و هیچی مثل یه خواب نیم روز بعد از خوردن غذا که معمولا باقی مانده پلوی دیشب بود لذت نداشت.

اون زمان 100 تا شبکه ماهواره ای و هزار وسیله دیگه نبود که 24 ساعته تی وی روشن باشه . متاهل ها به خاطر پخش زنده برنامه هفتگی شب قبل ، جمعه ها ظهر خواب بودن و مجردها خمار و بیدار .

متاهل یا مجرد نداشت ، خواب ظهر جمعه یه چیزی بود که نمی شد ازش گذشت ، اما صدایی بود که ارزش بیدار ماندن داشت ، یه صدای گرم و دلنواز که می شد به خاطرش از خواب نیم روز گذشت . یه بالشت زیر سر می گذاشتیم و منتظر ، ساعت یک نیم یه موزیک دلنشین از رادیو پخش می شد و بعد یه صدای مهربان یه صدای گرم دوست داشتنی خواب از چشمهای ما پر می داد ، صدایی که با عشق می گفت قصه ظهر جمعه . یک هفته درس و مدرسه یک هفته خستگی کار و یه جمعه بود لذت خواب ظهر اما چه لذتی داشت وقتی بیدار بودیم و این جمله ها را می شنیدیم .

بسم الله الرحمن الرحیم. دوستان سلام ، نیمروز جمعه تون به خیر، حال و احوالتون که خوبه

محمد رضا سرشار یا همان رضا رهگذر با آن صدای به یاد ماندنی ما را مهمان یه قصه ایرانی می کرد ، حکایت عشق و محبت ، قصه هایی ساده و دوست داشتنی اما با هزار حرف . قصه هایی از تاریخ و فرهنگ ایران زمین . تو قصه های راوی خبری از تکنولوژی نبود ، خبری از روبات موجودات فضائی نبود ، خبری از دشمن جنگ بود ، خبری از حسادت کینه نبود ، خبری از زشتی نبود .

صدای گرم قصه گو هفته ای یکبار و آن هم چند دقیقه بیشتر مهمان خانه ما نبود اما در همین چند دقیقه خاطره ای برای ما ساخت که هیچ گاه فراموش نمی شود .
+ نوشته شده در جمعه 14 آبان1389ساعت 20:11 توسط ترانه | 68 خاطره
ماخذ:وبلاگ "خاطره ها"

2 نظر

سلام
ممنون از شما جناب سرشار آقای قصه گوی خاطرات کودکی من ، ممنون از شما که نوشته مرا در سایت خود گذاشتید باعث افتخار بنده است
صداتون همیشه گرم و دلنشین
پاینده باشید

ارسال نظر