آخرین خبر

  • • روايت "اسب سفيد" دهه شصتي‌ها در راديو ايران قرار است در برنامه قصه روايت و داستان‌هاي دهه ۶۰ را دوباره پخش كنيم.
  • شنبه 18 مهرماه 94

    به گزارش شبكه راديويي ايران حسن بنايي تهيه‌كننده راديو در خصوص برنامه‌هاي خود گفت: قصه‌هاي پخش شده دهه 60 را دوباره در برنامه «قصه هر شب» پخش مي‌كنيم. هفت «قصه ظهر جمعه» با صداي مرحوم حميد عاملي در دهه 60 را پخش كرده‌ايم و با صداي محمدرضا سرشار قصه «اسب سفيد» روي آنتن مي‌رود. داستان بخش اول سير ماهيگيري است كه اسب سفيدي مي‌بيند و در دلش آرزوي داشتن آن را مي‌كند به همين خاطر به دنبال آن مي‌رود تا اينكه در جنگلي...
    بنايي در خصوص برنامه «راه شب» گفت: در اين برنامه به موضوعات اجتماعي، فرهنگي مي‌پردازيم، برنامه بيشتر به موسيقي اختصاص دارد. از ديگر بخش‌هاي برنامه مي‌توانم به شعرخواني، تغذيه شب، سخن پارسي كه براي پاسداشت زبان و درست خواني و درست گويي اين بخش را پخش مي‌كنيم.
    وي در پايان در خصوص «صداي مردم» اظهار داشت: در برنامه «صداي مردم» به نقش شوراهاي مردمي در پيشرفت و آباداني، رشد اجتماعي و فرهنگي مي‌پردازيم. با نمايندگان و اعضاي شوراهاي اسلامي در سراسر كشور تماس مي‌گيريم و درباره اقدامات آنها صحبت مي‌كنيم.
    اين برنامه ساعت 13 روز‌هاي جمعه از راديو ايران پخش مي‌شود.

آخرين نظرات خوانندگان

  • افسانه: خیلی استاد خوبی هستید وای به حال وقتی که عصبی ادامه
  • مدیر: سلام. متشکرم.سالم باشید ان شاالله.به سایت "ایران صدا" مراجعه کنید. ادامه
  • محمدرضا ستاری: سلام آقای سرشار امیدوارم همیشه تندرست و سالم باشید. راستش ادامه
  • آسایشگاه خیریه معلولین ذهنی رمضان کاشمر: همسایه گل سرخ چکه چکه ببار ، جام نگاههای خسته ادامه
  • مدیر: سلام.با روابط عمومی صدا وسیمای تهران تماس بگیرید. ادامه
  • حبيبي: با سلام خدمت استاد گرامي. من راديو زياد گوش ميدم ادامه
  • ح م ح : با سلام خدمت شما استاد گرامی خیلی خوشحال می ادامه
  • ابراهیم ادبی: با رادیو . قصه شب ها که تئاتر شنیداری بود ادامه
  • مدیر: سلام.متشکرم.برایتان موفقیت روزافزون آرزو دارم. ادامه
  • ح م ح : سلام جناب آقای سرشار خیلی ممنونم که متن من ادامه

آخرین کتاب

  • • چاپ دوم ترجمه عربی رمانی که به چهار زبان زنده دنیا ترجمه شده است
  • این اثر که به چهار زبان زنده دنیا ترجمه شده است هم اینک چاپ دوم عربی آن در حال انتشار است.

    «آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت - نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبح¬های جمعه, از ساعت 8 تا 8:30 از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می شد، و طی بالغ بر 70 برنامه، توانست نظرات بسیاری از مخاطبان، و در راس آنها مقام معظم رهبری را به خود جلب کند. به گونه ای که معظم له در یک دیدار حضوری با نویسنده و دست اندرکاران رادیویی این برنامه، آنان را مورد تفقد و تشویق قرار دادند و به ادامه کار سفارش کردند.

    این برنامه رادیویی سپس به زبانهای دیگر نیز ترجمه و از شبکه های برون مرزی صدا پخش شد. همان گونه که نمایش نسخه فارسی آن، پس از چندی، مجددا از صدای جمهوری اسلامی ایران بازپخش شد.

    این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنواره های کشوری شد. از آن جمله می توان به عنوان اثار برگزیده رتبه¬های اول و دوم دومین جشنواره قصه های قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای 1374 تا 1384) برای آن اشاره کرد؛ که خود منجر به برگزاری مراسمی مستقل و با شکوه - با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی - برای تجلیل از نویسنده کتاب در سال 1384 شد. و بعدها با ترجمه به زبانهای عربی، انگلیسی (ترجمه پروفسور جیمز کلارک؛ قرار گرفته روی سایت آمازون)، اردو، ترکی استانبولی (منتشر شده توسط انتشارات کوثر استانبول و قرار گرفته روی سایت آمازون) و چاپ ترجمه عربی مجلد اول آن با عنوان «ها هو الیتیم بعین الله» در لبنان توسط انتشارات دارالتراث العربی و رونمایی از این ترجمه در کویت و ورود به بازارهای کتاب عربی همچون عراق، مورد استقبال مخاطبان عرب زبان نیز واقع شد. به گونه¬ای که در نمایشگاه کتاب بغداد تمام نسخ آن در همان روز نخست به اتمام رسید.

    «آنک یتیم نظر کرده» در چاپ دوم عربی خود به ترجمه دکتر بتول مشکین فام - استاد دانشگاه الزهرا- توسط ناشر جدیدش - دارالمعارف الحکمیه - در شمارگان 1000نسخه، در دست انتشار است.


قصه ظهر جمعه / وبلاگ شخصی مهندس حمید رضا محدث حکاک(کلاس های درس من)

سلام

الان مدتی است که نشستم و دارم به فایل های صوتی برنامه قصه ظهر جمعه گوش می کنم:

یکی بود یکنی نبود... غیر از خدا هیچ کس نبود.هر کی بنده خداست بگه یا خدا

و اما راویان دانا و ناقلان توانا و قصه گویان کهن و چابک سواران دشت سخن با همت تمام گردونه ی کلام رو اینطور به چرخش و گردش در آوردن که سال ها پیش...

وای نمی دونید چه حس غریب شاعرانه ای به من دست داد. نمی دونید این برنامه چقدر برای من نوستالژیکه... در اون روزها که نه سی دی ای بود و نه تلویزیون دارای شبکه های رنگارنگ و برنامه های ۲۴ ساعته بود دلخوشی و سرگرمی و همدم روزهای تعطیل ما رادیو بود و بس. صبح های جمعه رو با سیمای فرزانگان شروع می کردم و بعد برنامه ی بررسی رادیوهای بیگانه و بعدش هم انتظار برای شنیدن برنامه ی صبح جمعه با شما(صبح جمعه با رادیو)... گذراندن لحظاتی شاد و زیبا با مرحوم منوچهر نوذری، مرحوم فرهنگ مهرپرور،مرحوم امیرفضلی،مرحوم کنعان کیانی،منوچهر آذری،علیرضا جاویدنیا و ... و چه لحظه سخت و دشواری بود وقتی که مجری های برنامه اسامی صداپیشگان و عوامل برنامه رو می خوندند(ساعت حدود ۱۱ بود)مجری: پریچهر بهروان... تهیه کننده: احمد شیشه گران - سعید توکل...

بعد صبر می کردیم تا ساعت بشه ۱۳:۳۰ تا برنامه ی قصه ی ظهر جمعه شروع بشه... اون هم تا حدود ساعت ۱۴ طول می کشید و بعد برنامه کودک تلویزیون شبکه ۱ شروع می شد.

یادمه خانواده ی ما اصرار عجیبی داشتند برای شنیدن برنامه قصه ی ظهر جمعه. یک بار سیم برق رادیو خراب شده بود و ما روز جمعه ای در به در دنبال جایی می گشتیم که سیم برق بخریم و یا تعمیرش کنیم . با برادرم راه افتاده بودیم و سیم و رادیوی قدیمی پدرم رو (وای ... مرحوم پدرم... چقدر برام غریبه این واژه) دستمون گرفته بودیم و ... آخر هم سیمی پیدا نشد و ما زانوی غم به بغل گرفته بودیم که ناگهان یادمون افتاد که این رادیو با باتری * کار می کنه ... و ما تونستیم در آخرین لحظات قصه ی ظهر جمعه رو گوش کنیم با صدای زیبای رضا رهگذر.

قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونه ش نرسید

بالا رفتیم هوا بود ،پایین اومدیم زمین بود قصه ی ما همین بود.

یادش به خیر.

سایت آقای رهگذر(محمد رضا سرشار)

10 نظر

سلام جناب آقای سرشار
خیلی ممنونم که متن من رو خوندید و خیلی خیلی سپاسگزارم که افتخار دادید و اون رو روی سایتتون گذاشتید.
یادمه همه ی ما اون موقع دوست داشتیم چهره ی شما رو ببینیم . بادمه خودتون همیشه در مصاحبه هاتون می گفتید که مردم شما رو خیلی مسن تر از سن واقهی تون تصور می کردند.
من برای اولین بار شما رو در یک برنامه ویژه دهه ی فجر که توسط آقای مجید قناد اجرا می شد دیدم باید حدود 20 سال قبل باشه . در یک سالن با جمعیت زیادی از کودکان و نوجوانان اجرا می شد و زباله دان تاریخ هم قسمتی از برنامه بود.
اعتراف می کنم قسمت اعظم توانمندی من در قصه گویی و فن بیان مرهون گوش دادن به قصه گویی های شما در برنامه ی قصه ظهر جمعه است.
موفق باشید و سرشار از زندگی

با رادیو . قصه شب ها که تئاتر شنیداری بود . که ساعت 10 شب با آن موسیقی زیبا . همه خانواده در رختخواب خودشان در اتاقهای تاریک دل به صداها و تصویرسازی های خیالی از صحنه های داستان مسپردند . و چه لذت بخش بود که با پدر و برادرم به داستانی مشترک گوش میکردیم . و به درک مشترک و ناگفته ایی بهم دیگر میرسیدیم . صدا از کسی در نمی آمد . هر کدام فکر میکردم . دیگری خوابیده . اما کوچک ترین صدا که مانع تمرکز به داستان رادیو میشد . اعتراض دییگران که بلند میشد . متوجه میشدیم . همه سرپا گوش هستند . و شنیدن داستان بسیار لذت بخش تر میشد .
چقدر مدرن شدن از خود بیگانگی می آورد ! چقدر ما در ساختن جامعه بهتر و برتر بد عمل کرده ایم . چقدر زود تسلیم ماشینی شدن زندگی و باختن شدیم !
امروز هم باخته ایم . جسارت نداریم از دردها و زخمها و کمبودهایمان بگویم . سئوال طرح کنیم . و بدنبال جوابهای جامع و موثر باشیم .
مانند معتاد ها شده ایم . بلاتکلیف و غصه دار . بی علم و انگیزه . بی تفاوت و دردمند . خمار و گستاخ . حیران و سرگردان .
با این رویه من و شما نمیتوانیم . برای بچه ها و نسل های آینده طعم لذت هایی که چشیده ایم را تعریف کنیم . نمیتوانیم فرصت و ظرفیت بهره مندی از آن لذت ها را برایشان ایجاد کنیم .
محرومیت های آینده گان برای ما هم غصه دارد .
مانند ما که دوران طلایی زندگی آدم و حوا را در بهشت درک نکرده ایم ( تشبیه ).و چون نچشیده ایم . درک هم نمی کنیم . کمتر هم بفکر و دنبالش هستیم .
درد جانکاهی است . 70 میلیونی نیرو و سرمایه و فرصت . و احساس بلاتکلیفی و ناتوانی و خسران

با سلام خدمت شما استاد گرامی
خیلی خوشحال می شم اگه به وبلاگ من سری بزنید و اگه وقت داشتید متن ادبی من را بخوانید. با توجه به اصطلاحات علمی است . فیزیک، ریاضی، علوم پزشکی
ممنون
موفق باشید

با سلام خدمت استاد گرامي.
من راديو زياد گوش ميدم علاقه دارم يك گوينده راديو يا قصه گو راديو باشم.نا گفته نباشد استعدادشم دارم فقط يه راهنمايي ازتون مي خوام به كجا بايد مراجعه كنم؟
اين لطف شما را هيچ وقت از ياد نمي برم.
فاطمه حبيبي

همسایه گل سرخ چکه چکه ببار ، جام نگاههای خسته تهی است ، اینجا تاریخ تولد گلها را فقط فرشته های می دانند ، قلمی بردار وکاغذی برای هرگل تقویمی بنویس تا میلادشان اگر جشنی برپا نکردی ، شمعی برایشان روشن کنی و گرنه درظلمت شبهای بی ستاره خواهند پژمرد.
آسایشگاه خیریه معلولین ذهنی رمضان کاشمر با نگهداری شبانه روزی از 51معلول ذهنی بی سرپرست، برای تجهیز ساختمان جدید محل اسکان مددجویان خود نیاز مبرم به کمکهای خیرین ونیکوکاران دارد .یاریگرمان باشید تا بتوانیم سرپناه این عزیزان را قبل از پایان سال جاری تکمیل نمائیم.
باتشکر- سلطانی
تلفن :05328239661
شماره حسابها : سپهر بانک صادرات 0101156902003
سیبای بانک ملی : 0105701030009
www.ramezan.org

سلام آقای سرشار امیدوارم همیشه تندرست و سالم باشید. راستش دربه در دنبال آرشیوکامل صوتی قصه های ظهر جمعه هستم. هرچند که قصه هایتان ارزش معنوی زیادی دارند ولی حاضرم به هر قیمتی که شده تمام قصه هایتان را تهیه کنم . عازانه خواهش میکنم بفرمائید چگونه میتوانم اینکار را انجام دهم. دوستدار صدایتان هستم

خیلی استاد خوبی هستید وای به حال وقتی که عصبی بشید

ارسال نظر