بسم الله الرحمن الرحیم
اعضای محترم کمیته مرکزی جبهه متحد اصول گرایان
سلام علیکم
هما ن گونه که نیک می دانید ، ملت سرافراز ایران بار دیگر در آستانه ی ورود به یکی از عرصه های حساس انتخابات خود قرار دارد.
انتخاباتی که علاوه بر تاثیرهای مهم داخلی و بین المللی خود به لحاظ تاثیری که در راهبری کشور ، در مهمترین سال های دهه عدالت و پیشرفت دارد ، از اهمیت دو چندانی برخوردار است.
بیداری اسلامی و الگوگیری ملت های مسلمان و آزاده ی جهان از ملت ایران در پیمودن راه پر فراز و نشیب استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی ،چشم جهانیان را بیش از پیش به موفقیت تجربه مردمسالاری دینی در ایران معطوف ;\کرده است. به همین دلیل هم انتظار می رود ، متصدیان و مسئولین امر برای چشاندن طعم شیرین چنین تجربه ای به ملت پیشتاز ایران اسلامی و سایر جوامع آزاده جهان ، در این سال ها حساسیت بیشتری داشته باشند.
متجلی شدن عملی این هدف مقدس، در عرصه های مختلف مستلزم برنامه ریزی و بررسی ضعف ها و قوت هاست.و در این بین مجلس شورای اسلامی بیش از سایر بخش ها در عرصه نظارت و هدایت ، نقش بسیار ویژه و مهمی را بر عهده دارد.
در این راستا،بررسی های کارشناسی برای معرفی نامزدهای اصلح و برگزیدن برنامه های صواب و صلاح در به وجود آمدن چنین فضایی ضروری است. و امنا و مراجع فکری و عقیدتی مردم نقش مضاعفی برای رقم زدن بهترین اتفاقات در این عرصه بر عهده دارند.
جنگ نرم دشمنان قسم خورده اسلام و ایران ،در پی القای شکست ایده و آرمان انقلاب اسلامی در میدان های مختلف است و مهمترین عرصه ی این تهاجم خصمانه موضوعات فرهنگی است.
وضعیت فرهنگی جامعه و ابتلائات و فتنه هایی که در کیان فرهنگ و اعتقادات ، جامعه را دچار مشکلات عدیده کرده نشان می دهد،یکی از مهمترین اولویت هایی که باید مورد همه دستگاه ها و به ویژه قوای قانون گذاری کشور باشد ، موضوع مهم "مظلومیت زدایی از فرهنگ" است.
بی تردید در زمینه تحقق این اولویت بسیار مهم و اساسی ،ذی صلاح ترین گروهی که می توانند با مشاوره و معاونت حوزه های سیاسی و اجتماعی ، راهکارهای مناسب هر حوزه ای را ارائه و پیگیری نمایند ،خود جامعه ی هنرمندان و فرهیختگان متعهد کشورند.
مع الاسف، یکی از بسترهای نابسامانی در چنین عرصه ها آن بوده که هیچ زمانی مجلس در میان قشرهای مختلف و متنوع خود ،شاهد حضور قشر تاثیر گذاری از هنرمندان متعهد نبوده و به همین دلیل هم بسیاری از موضوعات مهم و اساسی فرهنگی هنری کشور در عرصه قانون گذاری و هدایت و حمایت و نظارت مورد توجه واقع نشده است و در کشور هنر پرور و فرهنگ مداری مانند ایران هیچ گاه فراکسیون تخصصی هنر و فرهنگ برای پیگیری مطالبات نظام در این عرصه ها وجود نداشته است.
انجمن قلم ایران که متشکل از عده قابل توجهی از فحول اصیل فرهنگ و ادب و هنر متعهد به ارزش های انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است، آمادگی دارد در این عرصه به عنوان بازوی مشورتی آن شورا، معتمدین مومن و متدین مردم در جبهه اصولگرایی را در رسیدن به برنامه ها ، شعارها و شاخص های هنری و فرهنگی در عرصه انتخابات یاری رسانده و زمینه معرفی چهره های متعهد و خدوم هنری برای نامزدی مجلس شورای اسلامی را از طریق آن شورا فراهم کند.
امید اینکه نگاه جامع نگر این جبهه متحد بتواند باعث روشنی چشم علاقمندان به انقلاب اسلامی و تداوم اعتماد جامعه برای سپردن مدیریت اجتماع به گروه های متدین و متعهد اصولگرا شود.
با احترام- هیئت مدیره انجمن قلم ایران
سازنده موسیقی آغاز برنامه "قصه ظهر جمعه" کیست؟
موسیقی نشان(آرم) برنامه قصه ظهر جمعه، یکی از خاطره انگیزترین موسیقیها و آرمهای برنامه های رادیویی برای شنوندگان قدیمی این رسانه است. به طوری که برای آنان نوعی حالت نوستالژیک و شرطی پیدا کرده است.تا آنجا که یکی از مراجعه های همیشگی و قابل توجه دوستان به همین سایت، برای شنیدن و دانلود این موسیقی است. ضمن آنکه بعضی از سایتهای دیگر نیز آن را در اختیار علاقه مندان قرار می دهند.اما آنچه باعث نوشتن این یادداشت شد، مطلبی بود که اخیرا در جایی راجع به این موسیقی خواندم. در این مطلب، این آرم از ساخته های آقای فرهاد فخرالدینی ذکر شده بود. در حالی که این طور نیست؛ و نویسنده مطلب مذکور در این مورد دچار اشتباه شده است. دیدم حق سازنده واقعی این موسیقی خاطره انگیز پایمال شده است؛ گفتم به سهم خود، از ایشان احقاق حقی بکنم.
واقعیت این است که، زمانی که در 22 بهمن 1360، افتخار گویندگی این برنامه قدیمی را پیدا کردم، موسیقی آرم برنامه، بخشی از موزیک متن فیلم "میشل استروگف" بود.موسیقی بدی هم نبود؛ اما دو مشکل اساسی داشت: یکی اینکه غربی بود و با برنامه کاملا شرقی و ایرانی ای مثل قصه ظهر جمعه تناسب نداشت. دوم اینکه بکر و بدیع نبود( مختص این برنامه ساخته نشده بود؛ و لذا در برنامه ها و جاهای دیگر هم مورد استفاده قرار می گرفت).
این موسیقی در برنامه های روز جمعه ما مورد استفاده قرار می گرفت. آرم دیگری هم بود که من الان چیزی از آن به خاطر نمی آورم؛ اما به گفته آقای محمد میرکیانی ، ایرانی و متعلق به قبل بود؛ و ما در برنامه های قصه روزهای تعطیل غیر جمعه از آن استفاده می کردیم ( در آن زمان ما در کلیه تعطیلات غیر جمعه هم برنامه قصه گویی داشتیم.) (متن روی موسیقی اولی "قصه ظهر جمعه"، و متن روی دومی "قصه گو قصه می گوید" بود.)
مدتی که از استقرارم در رادیو گذشت، ثصمیم گرفتم آرم"قصه ظهر جمعه" را تغییر دهم. موضوع را با مدیر وقت رادیو،دوستم آقای مهدی ارگانی در میان گذاشتم. ایشان استقبال کرد . تا اینکه نوار موسیقی جدیدی از آقای حسین علیزاده به بازار آمد؛ و صدا وسیما هم، حق استفاده از آن را در برنامه های خود - ظاهرا به مبلغ سی هزار تومان ( به ازرش پول آن زمان) - خرید. آن وقت، قسمتی از آن موسیقی برای آرم "قصه ظهر جمعه" انتخاب و صداگذاری و تدوین شد. بعد هم، برای آنکه بکر و خاص بودن آن - به عنوان آرم برنامه - حفظ شود، از سوی آقای ارگانی، به همه دفاتر و برنامه های رادیو بخشنامه شد که اکیدا از استفاده از آن بخش خاص از موسیقی نینوا در برنامه هایشان خودداری کنند.
برای مدتی مشکل ما حل شد، و برنامه صاحب موسیقی آغازی ایرانی و خاص خود شد؛ که انصافا زیبا هم بود.هر چند کل این موسیقی، در بیرون از رادیو در اختیار همه بود. اما با رفتن آقای ارگانی از رادیو و آمدن آقای ابطحی به جای او، به تدریج آن بخشنامه در محاق قرار گرفت؛ و استفاده از آن قسمت خاص از موسیقی نینوا در برنامه های دیگر باب شد؛ و اعتراضهای ما هم به جایی نرسید. این بود که به فکر دادن سفارش ساخت یک موسیقی ویژه برای آعاز برنامه افتادیم.
سفارش را به صورت مکتوب به واحد موسیقی رادیو - که در آن زمان آقای محمد میرزمانی مدیرش بود - ارائه دادم. چندی بعد هم، آقای احمد علی راغب، موسیقی جالب و پر تحرکی برای آغاز برنامه ساخت. اما با همه قابلیتهایش، به دو دلیل مورد تصویب و استفاده ماقرار نگرفت: اول اینکه به دلیل غلبه جنبه ضربی و زورخانه ای آن، و در نتیجه ضرباهنگ تند و پرتپش و تحرکش ، فقط مناسب دسته ای خاص از داستانها ( مثلا داستانهای حماسی و پهلوانی، مانند اکثر داستانهای شاهنامه) بود؛ و برای مثال، برای داستانهای معمولی، عاطفی و شاعرانه یا طنزآمیز تناسب لازم را نداشت. دیگر آنکه با طولی حدود سه دقیقه، برای این برنامه ، زیادی طولانی بود.بنابراین مجددا پیگیر ساخت موسیقی جدیدی برای آغاز این برنامه شدیم.و بحمدالله این بار به نتیجه رسیدیم. که حاصل آن، همین آرم جاافتاده و پذیرفته شده فعلی شد .
سازنده این موسیقی، آهنگساز - در آن زمان جوان - حزب اللهی، آقای - اگر نام کوچکش را اشتباه نکنم : علی - غلامعلی بود.
آقای غلامعلی، برادر بزرگ تر آقای - باز اگر اسم کوچکش را اشتباه نکنم : حمید - غلامعلی، خواننده خوش صدای هموطنمان ، و خود از اعضای گروه موسیقی رادیو در آن دوران بود ( بعدها، مدتی مدیر گروه موسیقی صدا، و بعدتر، مدتی مجری شبکه دو سیما شد). آقای غلامعلی همچنین، برادری شهید در جنگ تحمیلی داشت. یعنی بنا به تعریف، خانواده شهید محسوب می شد و می شود.
وقتی که او موسیقی آرم را ساخت و آورد، به اتفاق آن را پسندیدیم، و برای برنامه انتخاب و تدوینش کردیم. خاصه در این موسیقی، سوزی هست، که بر عواطف انسان تاثیر می گذارد. ( وقتی در این باره با آقای غلامعلی صحبت کردیم، گفت :"این قطعه را به یاد برادر شهیدم ساختم. " و طبعا این سوز پنهان، بی ارتباط با همان سوز دل و درون سازنده آن است.)
به هرحال، آن تلاشها و پیگیریها در نهایت منجر به پدید آمدن موسیقی ماندگار و تاثیرگذاری شد که پس از گذشت بیست و چند سال، همچنان با شنیدنش، سلسله بی پایان و متنوعی - برای هر کس به گونه ای - از خاطرات خوش و شورانگیز در ذهن شنوندگان آن زنده می شود.
شنیدم که چندی است آقای غلامعلی بازنشسته شده است. برای ایشان و برادر متعهد و خوش قریحه و صدایشان سلامتی و طول عمر با عزت آرزو می کنم.
وقتی حرف از قصه ظهر جمعه می شود به روزهای کودکی ام بر می گردم روزهایی که تلوزیوت نداشتیم و رادیو غنیمتی بود ، صدای زیبا و دلنشین مردی که نامش را تا حتی چند سال پیش هم نمی دانستم برای ما گوشنوازی می کرد.بزرگتر که شدم و تلوزیون هم به خانه ما راه پیدا کردو من هم بنا به دلایلی ازقصه ظهر جمعه فاصله گرفته بودم ،وقتی حرف از آن روزها وقصه جمعه ها می شد می گفتم واقعا دمش گرم صدای با حالی داشت دوست دارم یک بار از نزدیک صدایش را بشنوم تا اینکه این روزها سه شنبه های دوست داشتنی ام در حلقه نقد ادبیات داستانی با تلمذ در پای درسش مرقوم می شود.
سلام
خوب هستید
خوشحالم که تونستم باز هم برنامه ی شما و صداتون رو بشنوم.
شما بخشی به یاد ماندنی از خاطرات نسل ما را رقم زدید.
صدای شما و برنامه ی قصه ی ظهر جمعه بخشی جدایی ناپذیر از خاطرات من هستید.
موفق باشید
WWW.MANMA.BLOGFA.COM
شجریان که وارد گود سیاست شد و برخی دوستان حزب اللهی ام صدایش را تحریم و تقبیح کردند، مسئله برایم عجیب آمد. برخی شان می گفتند هنرمند را چه به سیاست؛ و برخی نه با ورود او به عرصه سیاست، که با نحوه ی ورودش مشکل داشتند. به هر حال من خود سبز بودم(و البته هستم)و درک سخنان آنان برایم چندان سهل نبود. دوست داشتم روزی خود را در جایگاه آنان بیابم، و بیازمایم که آیا می توانم هنر هنرمندی را از سیاستش جدا نگاه دارم یا نه. اکنون که دریافتم شمایی که خاطراتی فراوان در ذهنم نشانده اید، در متن سیاست و در جبهه مقابل اندیشه من قرار دارید، هنوز صدایتان برایم دلنشین است و شنیدن آن قصه ها و تجربیدن آن جمعه ها برایم آرزو؛ گرچه نظرات سیاسی تان را صحیح نمی دانم. خدا را بابت این ابتلا سپاسگزارم.
سلام وبلاگ جالبی دارید خدایی با ارزش
راستی موسیقی را که گفتید چگونه بشنویم
سلام.متشکرم.در بخش قصه ظهر جمعه همین سایت می توانید آرم این برنامه را بشنوید.