آخرین خبر

  • • نقش پیامبر (ص‌) در آیینه ادبیات داستانی ایران بررسی می‌شود
  • چهارشنبه 17 آبانماه 91

    نشست تخصصی «پیامبر اکرم در آیینه ادبیات داستانی ایران» در سرای داستان بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان برگزار می‌شود.
    به گزارش خبرگزاری مهر، این نشست تخصصی همزمان با هفته کتاب یکشنبه 21 آبان از ساعت 15 و از سوی بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان برگزار می‌شود.

    این نشست با حضور محمدرضا سرشار، محمد میرکیانی و محمود حکیمی در سرای داستان بنیاد ادبیات داستانی واقع در خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی، پلاک 88 برگزار می‌شود.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام و رحمت الله. از شما متشکرم. ادامه
  • سعید: با سلام خدمت شما استاد و هنرمند گرامی. من هم ادامه
  • مدیر: سلام بر شما. تشکر می کنم. خداوند شما را به ادامه
  • مهری: سلام من 33 سالم هست و از دوارن کودکی با ادامه
  • جهان آرا: هم وبلاگ این خانوم روزانه دنبال می کنم و هم ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار سه کتاب جدید در باره ادبیات داستانی، به کوشش سرشار
  • برگزاری فارس: «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» سه اثر جدید محمدرضا سرشار به زودی منتشر خواهند شد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار از انتشار سه کتاب خود در حوزه نقد ادبی خبر داد و گفت: این سه کتاب مصاحبه‌های گرد‌آوری شده هستند و در آنها گفتگوهای فنی با نویسندگان ایرانی، نویسندگان خارجی و مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی انجام شده است.
    وی در ادامه افزود: این گفتگوها مربوط به دوره انتشار مجله ادبیات داستانی است و من این گفتگوها را بعد از استخراج و بازبینی مجدد، بر اساس یک طبقه بندی در سه کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» تدوین کرده‌ام.
    سرشار در مورد هر یک از این کتاب‌ها گفت: کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان» مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نویسندگان معاصر ایرانی است. جلد دوم این مجموعه «هوا سرشار از کلمات است» نام دارد و مصاحبه‌های نویسندگان خارجی است که به فارسی ترجمه شده است. اکثر این مصاحبه‌ها در خارج از ایران انجام شده‌اند. البته در این کتاب تعدادی از مصاحبه‌هایی که نویسندگان مجله با نویسندگان خارجی انجام داده‌اند نیز وجود دارد.
    وی در ادامه افزود: جلد سوم این کتاب نیز «داستان برای گشایش درهای آسمان» نام دارد و گفتگو با مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی است. در این کتاب مترجمان از مسائل ترجمه، جریان ترجمه در کشور و روش‌های شخصی این افراد در ترجمه آثار سخن گفته‌اند.
    سرشار درباره ضرورت گردآوری و انتشار این مجموعه سه جلدی گفت: در دورانی که من در مجله ادبیات داستانی به عنوان سردبیر یا عضو شورای سردبیری به فعالیت مشغول بودم، مطالب ارزشمندی منتشر شدند. این گفتگوها ماندگار هستند و ارزش چاپ این مطالب بیش از یک‌بار چاپ در یک مجله هستند.
    وی در ادامه افزود: از سویی این مجلات در حال حاضر در دسترس کسی نیستند. به غیر از کتابخانه مرکزی حوزه هنری تهران در هیچ کتابخانه‌ای در ایران دوره کامل این مجله پیدا نمی‌شود. با باز نشر این مطالب، برخی از مطالب این مجلات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
    سرشار درباره استقبال خوانندگان از کتاب‌های گفتگومحور گفت:‌ تاکنون شاهد انتشار متعدد مصاحبه‌های نویسندگان خارجی در قالب کتاب بوده‌ایم و اغلب هم مورد استقبال مخاطبان واقع شده‌اند. این در حالی است که ارزش بسیاری از این مصاحبه‌ها، اعم از نوع سوالات و پاسخ‌هایی که نویسنده پاسخ داده است، خیلی کمتر از مصاحبه‌هایی است که ما در ادبیات داستانی با نویسندگان خودمان انجام داده‌ایم. از این رو گفتیم وقتی چنین کتابی منتشر می‌شود و قطعا با استقبال مواجه خواهد شد.
    وی در ادامه افزود: از سوی دیگر در داخل کشور مصاحبه‌هایی در جبهه شبه‌روشنفکر با نویسندگان این طیف انجام شده است و به صورت کتاب در آمده‌ اما در مورد نویسندگان جبهه انقلاب این کار کمتر انجام شده است.
    این داستان نویس در انتها افزود: در حال حاضر مراحل آماده سازی این سه کتاب در انتشارات سوره مهر انجام


با تشکر از محمدرضا سرشار - رهگذر

اون وقتها که خیلی کوچیک بودم، حجم کارای مامانم انگار خیلی بیشتر بود. همه ی کاراشو توی خونه با دور تند انجام می داد و وقتی می خواست آماده شه بره مدرسه، از خستگی نفس نفس می زدو دگمه های مانتو شو یکی درمیون می بست و در همون حال تند تند سفارشات لازمو به زنعموم یا مادربزرگم یا هر کسی که خونمون پیشم می موند می کرد و مقنعشو بر می داشت و می رفت.پشت سرش در آهنی بزرگ ورودی خونمون بسته می شد و من فقط می تونستم از شیشه پنجره نگاش کنم. در حالی که مقنعشو تند تند روی سرش مرتب می کرد از در حیاط خارج می شد و می رفت. احتمالن همیشه هم دیر می رسید به مدرسش. در تمام لحظه هایی که مادرم تند تند مشغول کارای خونه بود یه چیزی پای ثابت لحظه هاش بود. یه رادیوی مشکی با روکش چرم قهوه ای که پدرم دست زدن بهشو ممنوع کرده بود. چون اون رادیو متعلق به مادرم بود و روی موج خاصی تنظیم شده بود. خود به خود یه برنامه هایی از کوچیکی توی گوشم موند. تقویم تاریخ،صبح بخیر بچه ها،قصه ظهر جمعه... . نمی دونم شما چیزی یادتونه یا نه! تقویم تاریخ با اون صدای وهم انگیز و صبح بخیر بچه ها با اون مجری مهربونش، شب بخیر کوچولو!!! ولی همه ی اینا به کنار، قصه ظهر جمعه با صدای محمد رضا سرشار به کنار. یا همون رضا رهگذر!!شاید واسه اینکه روزای جمعه از رادیو پخش می شد و روز استراحت مامان بود. وقتی این داستان پخش می شد مامانم هیچ کاری انجام نمی داد. نهایتش یه میل بافتنی می گرفت دستشو مشغول بافتن می شد. ولی دیگه از حجم بالای کاراش نفس نفس نمی زد!! اینو دوست داشتم.واسه همینم راوی قصه ظهر جمعه رو هم دوست داشتم.فکر می کردم وقتی داستانشو تعریف می کنه مامانم کاملن بی دغدغه و آرومه.بعد از ظهر جمعه این داستان مثل طعم لیمو شیرین، یه حسی رو به آدم القا می کرد که وصفشم غریبه! شیرین شیرین تلخخخخخخ.یه داستان با یه صدای بی نظیر و لحن آروم و خواستنی! بعد که داستان تموم می شد باید به انتظار یه غروب دلگیر جمعه می نشستیم یا شاید هم ترجیح می دادیم توی خونه نمونیم.همیشه اینطور نبود! ولی من هنوز بعد از ظهر های جمعه به یاد اون داستان ها می افتم و سعی می کنم به اون صدا فکر کنم تا از یادم نره.صدای بی نظیر محمدرضا سرشار

پ.ن: فعلن که غرق در نوستالوژی ها شدیم و بی خیال همه اتفاقات روزگار می گذرونیم ولی محض اطلاع دوستان پینوشت ۱ خوندنیه
ماخذ:وبلاگ نانازی بانو و آقاخرسه.!!

...

5 نظر

هم وبلاگ این خانوم روزانه دنبال می کنم و هم صداو لحن دلنشین آقای سرشار همیشه در ذهن و یاد ما مانده است.با آرزوی سلامتی برای هر دو عزیز

سلام من 33 سالم هست و از دوارن کودکی با صدای شما خاطره ها دارم و فامیل شما رو از همون دوران به یا دارم اما تا سال قبلشما را ندیده بودم من در دوران کودکی همیشه چشم انتظار ظهر جمعه بودمتا صدای شما و داستانهاتون رو بشنوم صدای شما برام طنین انداز ارامشی بود که نوزم در خاطرم هست امیدوارم پاینده باشید

با سلام خدمت شما استاد و هنرمند گرامی.
من هم از شما خاطرات خوشی دارم. امشب از تلوزیون برنامه ای راجع به جنابعالی دیدم.خیلی خوشحال شدم از دیدن شما و یاداوری خوب و این که شما اون خاطره طیبا رو از رهبر تعریف کردید.

ارسال نظر