آخرین خبر

  • • محمدرضا سرشار:برگزاری هفته کتاب در ایران نشان‌دهنده توجه بانیان فرهنگی است
  • چهارشنبه 24 آبانماه 91

    یک نویسنده گفت: برگزاری هفته کتاب بیانگر اهمیتی است که بانیان فرهنگی کشور برای کتاب و کتابخوانی قائل هستند.
    به گزارش خبرگزاری مهر، محمدرضا سرشار، عضو و نماینده تشکل‌های اهل قلم هیئت تجدید نظر رسیدگی به تخلفات ناشران درباره برگزاری هفته کتاب اظهار کرد: اختصاص روزها یا هفته‌های ویژه به برخی مقوله حداقل بیانگر دو موضوع است؛ اول اینکه آن موضوع به اندازه کافی در جامعه هدف رایج نیست و بنابر این ما با این روش‌ها سعی داریم توجه مردم را به موضوع جلب کنیم. از زاویه دیگر می‌تواند بیانگر اهمیتی باشد که بانیان فرهنگی کشور برای آن مقوله خاص قائل هستند.

    وی با تاکید بر این که دو علت فوق برای برگزاری هفته کتاب در ایران، مورد توجه است، گفت: ما نه در مقایسه با برخی از کشورهای اسلامی و یا کشورهای اروپایی ـ که ما وضع مطالعه‌مان از بسیاری کشورها بهتر است ـ بلکه در مقایسه با انتظاری که از یک ملت انقلابی پیشرو با فرهنگی پیشرفته می‌رود، کمبود داریم و نیازمند پیشرفت بسیاری از لحاظ کمی و کیفی در مطالعه و کتابخوانی هستیم.

    سرشار ادامه داد: انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده و بنیانگزار انقلاب و دیگر سران نظام، عمدتا چهره‌های فرهنگی بوده‌اند؛ یعنی هم کسانی که انقلاب را راه انداخته‌اند فرهنگی بوده‌اند و هم نگاهشان به انقلاب، فرهنگی بوده است. پس در این انقلاب به دنبال ابزارهای تعمیق ارزش‌ها هستند. بعد از گذشت 33 سال نیز طبیعی است که مسئولان فرهنگی تلاش دارند به کتاب به عنوان ابزار انتقال و تعمیق فرهنگ توجه داشته باشند.

    بیستمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران با شعار یادگار ماندگار از 20 تا 27 آبان ماه سال جاری در سرتاسر کشور برگزار می‌شود.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار سه کتاب جدید در باره ادبیات داستانی، به کوشش سرشار
  • برگزاری فارس: «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» سه اثر جدید محمدرضا سرشار به زودی منتشر خواهند شد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار از انتشار سه کتاب خود در حوزه نقد ادبی خبر داد و گفت: این سه کتاب مصاحبه‌های گرد‌آوری شده هستند و در آنها گفتگوهای فنی با نویسندگان ایرانی، نویسندگان خارجی و مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی انجام شده است.
    وی در ادامه افزود: این گفتگوها مربوط به دوره انتشار مجله ادبیات داستانی است و من این گفتگوها را بعد از استخراج و بازبینی مجدد، بر اساس یک طبقه بندی در سه کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» تدوین کرده‌ام.
    سرشار در مورد هر یک از این کتاب‌ها گفت: کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان» مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نویسندگان معاصر ایرانی است. جلد دوم این مجموعه «هوا سرشار از کلمات است» نام دارد و مصاحبه‌های نویسندگان خارجی است که به فارسی ترجمه شده است. اکثر این مصاحبه‌ها در خارج از ایران انجام شده‌اند. البته در این کتاب تعدادی از مصاحبه‌هایی که نویسندگان مجله با نویسندگان خارجی انجام داده‌اند نیز وجود دارد.
    وی در ادامه افزود: جلد سوم این کتاب نیز «داستان برای گشایش درهای آسمان» نام دارد و گفتگو با مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی است. در این کتاب مترجمان از مسائل ترجمه، جریان ترجمه در کشور و روش‌های شخصی این افراد در ترجمه آثار سخن گفته‌اند.
    سرشار درباره ضرورت گردآوری و انتشار این مجموعه سه جلدی گفت: در دورانی که من در مجله ادبیات داستانی به عنوان سردبیر یا عضو شورای سردبیری به فعالیت مشغول بودم، مطالب ارزشمندی منتشر شدند. این گفتگوها ماندگار هستند و ارزش چاپ این مطالب بیش از یک‌بار چاپ در یک مجله هستند.
    وی در ادامه افزود: از سویی این مجلات در حال حاضر در دسترس کسی نیستند. به غیر از کتابخانه مرکزی حوزه هنری تهران در هیچ کتابخانه‌ای در ایران دوره کامل این مجله پیدا نمی‌شود. با باز نشر این مطالب، برخی از مطالب این مجلات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
    سرشار درباره استقبال خوانندگان از کتاب‌های گفتگومحور گفت:‌ تاکنون شاهد انتشار متعدد مصاحبه‌های نویسندگان خارجی در قالب کتاب بوده‌ایم و اغلب هم مورد استقبال مخاطبان واقع شده‌اند. این در حالی است که ارزش بسیاری از این مصاحبه‌ها، اعم از نوع سوالات و پاسخ‌هایی که نویسنده پاسخ داده است، خیلی کمتر از مصاحبه‌هایی است که ما در ادبیات داستانی با نویسندگان خودمان انجام داده‌ایم. از این رو گفتیم وقتی چنین کتابی منتشر می‌شود و قطعا با استقبال مواجه خواهد شد.
    وی در ادامه افزود: از سوی دیگر در داخل کشور مصاحبه‌هایی در جبهه شبه‌روشنفکر با نویسندگان این طیف انجام شده است و به صورت کتاب در آمده‌ اما در مورد نویسندگان جبهه انقلاب این کار کمتر انجام شده است.
    این داستان نویس در انتها افزود: در حال حاضر مراحل آماده سازی این سه کتاب در انتشارات سوره مهر انجام


پدران و پسران : نگاهی به داستان «جایزه» نوشته محمد رضا سرشار(رضا رهگذر) / غلامرضا گراوندی

ما چهل ساله ها که دوران راهنمایی و دبیرستانمان در دهۀ 1360 گذشت، اولین نوجوانانی بودیم که تحولات عمیق در علوم انسانی، فرهنگ و هنر این مملکت را با پوست و گوشت خود حس کردیم. با روح تشنه و مشتاق، خوره ی هر پیام و اندیشه ی نو بودیم. هرآفرینش هنری تازه ای، در نسل ما با استقبال عجیبی روبرو می شد، بطوری که فروش آثار هنری خاصه در حوزه ی فیلم و شعر و داستان، شگفتی می آفرید و حد نصابهای جدید ثبت می کرد. یکی از داستانهایی که در آن سالها در میان نوجوانان گُل کرده و عجیب به دلها نشسته، داستان، کوتاه«جایزه» نوشته ی محمد رضا سرشار(رضا رهگذر) بود.

قصۀ داستان از آن قرار است که پسر نوجوان راوی داستان، با شوق و تلاش فراوان، در امتحانات نهایی کلاس ششم، شاگرد اول می شود. چرا که پدرش وعده داده، در صورت شاگرد اول شدن، برایش دوچرخه ای قشنگ خواهد خرید.

پدر که حقوق کم و مشکلات فراوان دارد، نمی تواند به وعده عمل کند و از این بابت، سخت در ناراحتی و رنج به سر می برد. پسر که منتظر به جا آورده شدن وعدۀ پدر است، به تدریج متوجه عجیب و غریب و ناراحتی پدر می شود. پس از مدتی، به صورتی اتفاقی می فهمد که علت ناراحتی پدر چیست. پس از ناراحتی در نامه ای برای پدرش می نویسد که احتیاجی به خرید دوچرخه نیست. چرا که او می تواند با ساختن روروکی از وسایل بی استفاده ی خانه، جایگزین ارضا کننده ای برای خود، به جای دوچرخه، بسازد.

دلایل متعددی برای استقبال فراوان از این داستان به ظاهر ساده، وجود داشت. یکی آنکه داشتن یک دوچرخه، آرزوی نوجوانان آن روز مملکت بود. بیش از نود درصد مردم کشور، آن روزها جزو طبقۀ متوسط به پایین و فقیر جامعه بودند و نوجوانان، نه تنها دوچرخه، کامپیوتر و ... نداشتند که حتی داشتن یک ماشین حساب سادۀکوچکی- که فقط چهار عمل اصلی را انجام بدهد- یک وسیلۀ تجملاتی بود.

نویسنده با پرداخت داستانی با موضوع این آرزوی دست نیافتنی، در اولین گام، موضوع هوشمندانه ای برای جذب مخاطب انتخاب کرده بود.

حل مشکل داستان به وسیله شخصیت اصلی، نیز جاذبۀ منحصر بفردی به داستان داده بود. او تصمیم گرفته بود، خود، مشکل را حل کند. ساختن روروک در میان نوجوانان آن زمان، کار فنی مبتکرانه ای محسوب می شد که هر کس توانایی انجام آن را نداشت. برای عده ای که امروز شاید نتواند با ابتکار راوی داستان، در این زمینه رابطه برقرار کنند، ذکر خاطره ای می تواند راهگشا باشد.

یادم می آید وقتی کلاس اول راهنمایی بودم، در مدرسه، تخته پاک کن کم داشتیم. معلم هنر، ترفند ی بکار برد و به بچه ها گفت هفته بعد، کاردستی، تخته پاک کن درست کنند. جالب آنکه بیش از نیمی از بچه ها از عهده این کار برنیامدند. معلم هنر با لحنی پر از تعجب و سرزنش می پرسید: شما حتی نتوانستید تکه ای نمد یا اسفنج به چوبی کوچک بچسبانید و کاردستی بسازید؟

تعجب معلم هنر، تعجبی بی جا بود. چرا که آن زمان هنوز بیش از بیست سال از زمانی نمی گذشت که یکی از مخالفان دکتر مصدق، لولهنگر را به مجلس ملی آورده و با توهین به نمایندگانِ موافق ملی شدن نفت گفته بود: ایرانی که نمی تواند یک لولهنگ بسازد، چگونه می خواهد نفت را ملی کند؟

همچنین اگر به منابع تاریخی دفاع مقدس مراجعه کنیم می بینیم که در اوایل جنگ، حتی سیم خاردار نیز از خارج به ایران وارد می شد. کارخانه های مونتاژ کار ما در آن زمان قادر نبودند دو سه رشته سیم فلزی را دور هم بپیچانند و محصول ساده ای نام سیم خاردار، تولید کنند!

باری، در آن زمان که بسیاری از داستانها، حول محور انشا خواندنِ دانش آموزانی بود که فقر و بدبختی و عقب ماندگی جامعه را در انشای خود انعکاس می دادند، داستان جایزه، اولین داسناتی بود که در آن، نوجوانی فقیر، با دستان با همت خود، مشکلش را حل می کرد؛ و به این طریق، گره داستان را می گشود.

داستان از این بابت، در میان داستانهای آن زمان منحص به فرد و تازه، و برای نوجوانان بسیار جذاب و شوق آفرین بود. سند هنری تحول و پیشرفت، به سوی ایرانی تازه با نسلی خود باور و سازنده، که با دست خود و بدون اتکا به غیر، بر مشکلات غلبه می کرد.

نقطه ی قوت دیگر داستان، در ........ رفتاری راوی با پدرش است. او پس از شاگرد اول شدن هیچگاه از پدر نمی خواهد که به عهد خود وفا کند. مدتها بعد، تنها یک بار موضوع را به مادر می گوید. و پس از آنکه می فهمد مشکل پدر چیست، تقریبا بی خیال دوچرخه می شود. در آخر هم، وقتی می فهمد پدر از این بابت نگران و ناراحت است، با نوشتن نامه ای، او را قانع و آرام می کند.

داستان از این بابت نیز درسی مؤثر و بی نظیر به نوجوانان می دهد؛ که نوجوانی را نشان می دهد که حس مسئولیت پذیری و بزرگ فکر کردنش، او را از هم سن وسالان خود متمایز ساخته است.

انتخاب شیوۀ بیان «من راوی» نیز سخت به دلچسبی و صمیمیت این شخصیت افزوده است.

گریه های پسر در هنگام نوشتن نامه و هنگام خواب، بارانی برای جوانه زدن و رویش نسلی است، که اولین انسانهای خود بارو در ایران پس از حدود پانصد سال- از حمله مغول تا انقلاب - هستند. گریه های پدر نیز گریه های آخرین نسل از پدران این سرزمین است، که همواره نسلی رنج دیده، محروم و مظلوم واقع شده بوده اند.

اگر چه محمد رضا سرشار، در سال 1365، با نوشتن«اصیل آباد»، بیانیه(مانیفست) هنری خود را اعلام می کند، اما داستان"جایزه"، دلنشین ترین،مردمی ترین و قابل لمس ترین داستان دهه ی 1360 او برای نوجوانان است. داستانی که اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان آن روزگار، آن را خوانده و از آن تأثیر پذیرفته است.

داستان، جایزۀ پسران نسل جدید به پدران این مرزوبوم است. داستان نسلی که با ساختنی روروکها به خود باوری رسیده و امروز با رشد علمی بیش از ده برابر متوسط جهانی، چشم دنیا را خیره ساخته است.

اگر کسی بخواهد علتهای پیشرفت ایران جدید را در دو- سه دهۀ اخیر ریشه یابی کند، بی نیاز از آن نخواهد بود که نظری به داستانهایی مثل"جایزه" بیندازد.
ماخذ: ماهنامه "اقلیم نقد" - شماره 3؛ ویژه آبان 91

ارسال نظر