آخرین خبر

  • • نامه انجمن قلم ایران به مدیر کل سازمان جهانی یونسکو در مورد تحریف نام "خلیج فارس"، در کتابی منتشره از این مرکز
  • دوشنبه 23 مردادماه 91

    به نام خدا
    سرکار خانم ایرینا بوکووا
    مدیر کل محترم سازمان جهانی یونسکو
    با سلام و احترام
       همانگونه که مستحضرید، سازمان جهانی یونسکو کتابی به نام «میراث جهانی در حوزه خلیج» به دست چاپ سپرده است. جای بسی تأسف است که این کتاب با به جاگذاشتن ردّی از تحریف و دروغ یعنی استفاده بیجا و غیر مسئولانه آن هم به دفعات از نام جعلی خلیج و یا خلیج عربی به جای خلیج فارس، حقیقتی به بزرگی خلیج فارس و به وضوح و روشنی آبهای زلالش را نادیده گرفته و تحریفی ناعادلانه را به نام واقعیت بر صفحات آن نشانده است. و تأسف بارتر آنکه شما مدیر کل محترم در پیشانی این کتاب، همین کذب محض را _البته شاید غیر عمد_ تکرار کرده اید.
       انجمن قلم ایران که تشکّلی فرهنگی و بالغ بر دویست و چهل عضو شاعر، نویسنده، پژوهشگر، نمایشنامه نویس و... دارد. این عمل غیر مسئولانه را محکوم و برای اطلاع بیشتر سرکار اعلام می دارد: کشور ایران سرزمینی کهن است که تمّدنی چند هزار و پانصد ساله دارد و بدیهی است که فرهنگ ژرف و غنی و شناسنامه دار این سرزمین برای یونسکو شناخته شده است. چرا که بیشترین آثار به ثبت رسیده در آن سازمان محترم متعلق به این سرزمین است. حال چگونه است که در کتاب مذکور نامی از کشور ایران برده نشده است. در حالی که در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس و در میان کشور های عربی، این ایران است که سهم بزرگی در تمّدن ایرانی -  اسلامی دارد. کشوری که از دیر باز چون عقاب بالهای خود را بر خلیجی به نام فارس گشوده و این یکی بودن را در طول تاریخ به ثبت رسانده است. از آنجا که سازمان جهانی یونسکو سازمان علمی - فرهنگی است و وابسته به سازمان ملل متّحد می باشد طبق تعریف باید حافظ حقوق فرهنگی و معنوی ملّتها باشد و ضمن استقلال رأی از هرگونه تحریف مغرضانه و بازیهای سیاسی جلوگیری کند. لذا از جناب عالی که بالاترین مقام را در این سازمان دارید، می خواهیم اراده و استقلال رأی خود را به نمایش گذارده ، دستور دهید نسخه های این کتاب تحریف شده جمع آوری و در چاپ جدید ، در آن اصلاحات لازم صورت گیرد و هر جا نام خلیج آمده است بر آن خط بطلان  کشیده ، نام حقیقی آن یعنی"خلیج فارس" را درج فرمایید.
    امیدواریم این نامه که از طرف 240 شاعر، نویسنده، محقق و پژوهشگر و... عضو این مجموعه خدمت شما ارسال گردیده مسئولیت خطیرتان را یادآور شده و با اقدامی به موقع نشان دهید حافظ حقایق و واقعیتهای غیر قابل انکار هستید.  

                                                                با احترام مجّدد
                                                                رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران
                                                                                    محمد رضا سرشار
                                                                      




     

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • تجدید کتاب از سرشار، پس از هیجده سال

  • بعد از هیجده سال، کتابی از سرشار به چاپ جدید رسید.
    این کتاب، که بازپردازی یک داستان عامیانه است، "کک به تنور" نام دارد؛ و از نوع افسانه های حیوانی نیمه آهنگین همراه با تکرار، برای سنین زیر دبستان و سالهای اول دبستان است.
    داستان مذکور، نخستین بار در سال 1370، با تصاویر چهار رنگ کار محمدرضا لواسانی به وسیله انتشارات انجام کتاب منتشر شد. پس از به تعطیلی کشیده شدن این انتشاراتی، کتاب مذکور، با تصاویر چهار رنگ زیبای کار محمدحسین صلواتیان، در سال 1372 توسط انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شد.
    با به تعطیلی کشیده شده بخش کتاب کودک و نوجوان انتشاراتی مذکور از سال 1377 به بعد، این کتاب نیز از گردونه نشر خارج شد. تا آنکه انتشارات سروش(وابسته به صدا و سیما) در سال 1388، تجدید چاپ این کتاب را متقبل شد.
    چاپ تازه "کک به تنور" با تصاویر جدید چها رنگ کار رضا مکتبی، در 16 صفحه، با شمارگان 2500 نسخه، به قیمت 2500 تومان، روانه بازار نشر شده؛ و مجموع شمارگان آن تا کنون 32،500 نسخه است.


نگاهي به رمان «آنك آن يتيم نظر كرده» نوشته: محمدرضا سرشار (رهگذر) آنك آن يتيم نظر كرده روايتي دلنشين از تاريخ صدر اسلام

12 آبان 1387
بازآفريني حوادث بزرگ تاريخي، براي مخاطبان عصر حاضر، از اصلي‌ترين دغدغه‌هاي نويسندگان به شمار مي‌رود. بيشتر اهالي قلم نسبت به توانايي‌هاي خود، چه در عرصه انديشه و تفكر و چه در عرصه تكنيك و ساختار، به اين حوزه‌ها نزديك شده‌اند. _
نوع حوادث در اين حوزه‌ها متفاوت است و هر كدام، بنابر شرايط زماني و مكاني از درجه اهميت خاصي برخوردار هستند.

يكي از اين حوادث تاريخي كه تكرار مكرر آن از لذت شنيداري‌اش كم نمي‌كند، اتفاقات مربوط به تاريخ صدراسلام است كه تا به امروز، بارها از زبان و قلم‌هاي مختلف روايت شده و هنوز كه هنوز است، طراوت و تازگي خاص خود را دارد.

در اين ميان سرگذشت پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص)، از حوادث محوري تاريخ صدر اسلام است كه انديشمندان و اديبان مختلف در دوره‌هاي پيشين و حال به آن توجه كرده‌اند و كوشيده‌اند شرح آن دوران را باز گويند. از تازه‌ترين اين موارد، مي‌توان به رمان «آنك آن يتيم نظر كرده» نوشته محمدرضا سرشار(رهگذر) اشاره كرد كه جلد اول از مجموعه زندگاني پيامبر اسلام محسوب مي‌شود و به يك دوره خاص زندگي (از تولد تا بعثت) آن حضرت مي‌پردازد.

اين كتاب، نسبت به ديگر كتاب‌هايي كه در اين زمينه نوشته شده است، از چند امتياز ويژه برخوردار است كه آن را در رديف رمان‌هاي برتر با زمينه‌هاي تاريخي قرار مي‌دهد.
البته رمان دانستن اين كتاب تاريخي، حاصل كوشش‌هاي نويسنده است كه به آن اشاره كوتاه مي‌كنيم. پيش ا ز هر چيز، يادآوري اين نكته ضروري است كه كتاب حاضر در وفاداري به مستندات تاريخي مرتبه والايي را به خود اختصاص داده است. ذكر و تطبيق حوادث و مستندات تاريخي از عهده اين نوشته خارج است و صاحب‌نظران به اين موارد اشراف دارند و سخن‌هاي لازم را خواهند گفت، اما سخن از رويكردهاي ساختاري اين رمان است كه به آن اشاره مي‌شود.

از نظر ساختار، چند محوريت اصلي و در ادامه، محورهاي كوچك و فرعي را مي‌توان به رمان حاضر نسبت داد. از نظر اولويت ابزارهاي نوشتاري، از محورهاي اصلي، نظرگاه نويسنده (زاويه ديد) است كه در نوع خود شيوه‌اي نو محسوب مي‌شود و پيش از اين، از سوي ساير نويسندگان به اين اندازه مورد توجه قرار نگرفته بود. براين زاويه ديد مي‌توان نامهاي مختلف گذاشت، مانند «زاويه ديد لغزنده»، «زاويه ديد سيال» و در نهايت، عنوان با صحيح تري مانند «زاويه ديد تركيبي» كه بيش از موارد مذكور، برازنده اين ديدگاه نوشتاري است. در اين ديدگاه، نويسنده در مقام داناي كل محدود به چشم‌انداز داستان نظردارد و هرجا مناسب تشخيص دهد، زاويه ديد به دنياي داستان را به يكي از شخصيت‌هاي اصلي يا فرعي واگذار مي‌كند.

روشنگري‌هاي نويسنده هم موارد ابهام را از اين زاويه نگاه مي‌زدايد. با تمايل ضمني نويسنده، يكي از شخصيت‌هاي درگير، در موقعيتي خاص نسبت به ديگران پررنگ‌تر مي‌شود و مخاطب با آن احساس نزديكي و همذات‌پنداري بيشتر مي‌كند و زاويه ديد به دنياي داستاني به او سپرده مي شود.

در اين شيوه، اشراف نويسنده به شخصيت‌ها در داستان مهم است كه تشخيص مي‌دهد كداميك در چه جايگاهي ايستاده است و از چه منظري وقايع داستاني را نظاره مي‌كند. در نهايت نويسنده مسلط‌ترين فرد به قلب واقعه را بر مي‌گزيند «پيشتر تا محمد پاسخي گويد، شتربان حفص، شادمان خبر آورد كه سرانجام، ماده شتر او فرزند خويش را به دنيا آورده است..
چون نواده‌ام با آن شتران بازگشت، جمله حاضران در انجمن سرا، مبهوت شدند، آن‌سان كه چندي سخن گفتن نتوانستند...» (ص 171، 170، 173)


از محورهاي ديگري كه در اين رمان، از دغدغه نويسنده به شمار مي‌رود، زبان روايتي اثر است. نويسنده سعي كرده جنس كلمات انتخابي از نوع نزديك به فضاي حاكم بر كتاب باشد. اثر نويسنده و ديالوگ‌هاي شخصيت‌هاي درون رمان مي توانسته به حالت امروزي و حتي محاوره‌اي باشد، اما اين كه چرا نويسنده اين گزينه را انتخاب نكرده و در انتخاب خود، وسواس لازم به كار برده و در نهايت، به زبان فعلي رمان رسيده، ذكر چند نكته را ضروري مي‌كند. كتاب حاضر، گذشته از رمان، سرگذشت‌نامه و... يك متن تاريخي هم به شمار مي‌رود كه مستندات آن قابل دفاع است. از اين روي، انتخاب زبان روايي قابل تامل است، حس برانگيزي، امتياز ديگر است و يقينا با آوايي كه اين زبان، موقع خواندن از خود برجاي مي‌گذارد، ناخودآگاه آن برهه خاص تاريخي مدنظر نويسنده در ذهن مخاطب تداعي مي‌شود.
از مواردي كه مي‌توان جزو نقاط ضعف اين زبان باشد، يكي عادت مخاطبان رمان خوان امروزي است، كه بيشتر به زبان‌هاي ساده و يكدست خوگرفته‌اند و خواندن اين گونه متون را دشوار مي‌بيند، در حالي كه براي قشر فرهيخته و كتاب خوان‌هاي حرفه‌اي به كاربردن اين زبان، امتياز به شمار مي‌رود «اباالقاسم نيز به حرم ورود كرد و به طواف كعبه برد، ليك، چونان گذشته طواف و نيايش او به شيوه ويژه خويش بود؛ بي‌نظر سوي هيچ بت بيا دست كشيدن بر هيچك از آن‌ها» (ص 309)
و نمونه‌اي از ديالوگ‌هاي درون متن:
«...آه تويي، ابوالقاسم...! عصرگاه تو نيز خوش باد!» (ص 311)


بر خط محوري رمان، خطوط موازي هم الصاق شده كه با موضوع كتاب در ارتباط است، ولي مي‌توانسته از محور اصلي قطع و به طور جداگانه روايت شود.

ماجراي حمله سپاه ابرهه به كعبه و تاجگذاري سيف در يمن از اين جمله است. خرده روايتهايي كه با موضوع اين سرگذشت (پيامبر) مرتبط بوده‌اند، با زيركي نويسنده در دل رمان گنجانده شده‌اند كه در صورت حذف به كليت اثر لطمه وارد نمي‌شود، اما اين موارد حجم رمان را بيش از آنچه مي‌توانسته باشد افزودن كرده است كه براي دوستداران حوادث كوچك تاريخ صدر اسلام، فرصتي مغتنم است.


چاپ ششم كتاب «آنك آن يتيم نظر كرده»شهريور ماه سال1387 توسط نشر به نشر در مشهد منتشر شده است.

ارسال نظر