آخرین خبر

  • • محمدرضا سرشار با تحلیل داستانی سوره یوسف می آید
  • سه شنبه 20 اردیبهشتماه 90

    نگارش تحلیل داستانی سوره یوسف اثر تازه محمدرضا سرشار تا اواخر بهار 90 به پایان می رسد.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از ستاد اطلاع رسانی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران؛ محمدرضا سرشار گفت: کتاب تازه ای با عنوان تحلیل داستانی سوره یوسف در دست دارم و امیدوارم تا پایان بهار به بازار کتاب عرضه شود.

    وی افزود: این اثر به سبک نقد تاویلی نوشته شده و منبع اصلی مورد استفاده، قرآن، تفاسیر مختلف و کتبی است که دیگران پیش از این در این زمینه نوشته­اند.

    سرشار در ادامه خاطرنشان کرد: با 3 اثر "انواع نقد ادبی"، "نقد ادبی، کارکردها و آفات"،"پیشینه نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان" در نمایشگاه بیست و چهارم شرکت کرده ام.

    عضو انجمن قلم ایران تصریح کرد: کتاب «پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان» به طور کلی به نحوه شکل گیری هنر داستان در زندگی انسان و سیری که در طول زمان در جهان و به طور خاص در ایران
    طی می­کند، می­پردازد.

    سرشار با اشاره به آغاز فعالیت مجمع ناشران انقلاب اسلامی گفت: این مجمع چنانچه به اصول مصوبه خود پای بندی کامل داشته باشد موفق خواهد بود. مجموعه ناشران می توانند با مدیریت خوب و دقت و سرمایه­گذاری به هدف خود دست

آخرين تصاوير

  • IMG_3513.JPG
  • IMG_3505.JPG
  • IMG_3451.JPG
  • IMG_1301.JPG
  • IMG_1427.JPG
  • IMG_1243.JPG
  • IMG_1201.JPG
  • IMG_1540.JPG

آخرین کتاب

  • • مقايسه‌ي محمدرضا سرشار با گلشيري و براهني
  • سه شنبه ، ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ ، ۱۱:۲۸

    فرهنگخانه: مجموعه‌ي «درباره‌ي ادبيات داستاني» محمدرضا سرشار عصر روز گذشته (دوشنبه، ۱۹ ارديبهشت‌ماه) در نمايشگاه كتاب تهران رونمايي شد.

    به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محسن پرويز در اين نشست با بيان اين‌كه ما در حوزه ادبيات داستاني، بويژه در بخش رمان و داستان بلند با فقر روبه‌رو هستيم، گفت: اين فقر به دلايل مختلفي رخ داده است. تقريبا آن چيزي كه در ادبيات داستاني ما توليد شده است، يا مورد نياز ما نيست، يا بخش عمده‌اي از اشخاص از روي دست هم مي‌نويسند و از سويي، ما در فضاي ادبيات داستاني متأسفانه مراكز و اشخاصي را نداريم كه بدون حب و بغض و با آگاهي و دانش، نكات مثبت و منفي آثار داستاني را بررسي كنند.

    او افزود: البته در مقطع زماني اواخر دهه ۷۰ و اوايل دهه ۸۰، يك موج رمان‌نويسي در ادبيات ايران راه افتاد كه به نوعي به اعتلاي ادبيات كمك نمي‌كند و بسياري از ماجراهاي آن تكراري است كه نه از خواندن آن‌ها كسي لذت مي‌برد و نه نيازي از ما را پاسخ مي‌دهد.

    اين نويسنده خاطرنشان كرد: اين‌كه اين‌گونه موج‌ها چگونه راه مي‌افتد، جاي بحث مفصلي دارد. يكي از مسائل اساسي كه وجود دارد، اين است كه ناشر نگاهي به اثر نمي‌اندازد و آن را منتشر مي‌كند. ما در حوزه نقد ادبي هم شاهد اين مسأله هستيم.

    او در ادامه يادآور شد: تجربه نشان مي‌دهد اگر آموزش‌هاي خوبي در اختيار علاقه‌مندان قرار گيرد، افرادي به توانايي اين مي‌رسند كه با نگاهي علمي و دقيق و منتقدانه، آثار را بررسي كنند.

    پرويز تأكيد كرد: كتاب‌هاي متعددي در حوزه نقد ادبي از سوي استادان دانشگاه و همين‌طور افراد علاقه‌مند تأليف شده‌اند؛ اما اين مسائل كم‌تر توانسته‌اند فرصتي را براي آموزش جوانان علاقه‌مند در حوزه نقد فراهم بياورند. ولي من فكر مي‌كنم اين سه جلد اثر آقاي سرشار اين امكان را فراهم مي‌آورد كه علاقه‌مندان با مطالعه دقيق و پي‌گير آن به يك سطح از توانايي در حوزه نقد برسند و اگر جايي و مركزي از اين آثار به عنوان مرجعي براي آموزش مباحث نقد ادبي استفاده كند، مي‌تواند به تربيت منتقدان كمك كند.

    پرويز با بيان اين‌كه هيچ‌وقت به طور مستقيم افتخار شاگردي محمدرضا سرشار را نداشته است، گفت، برخي از شاگردان سرشار نمك‌نشناسي مي‌كنند و از اين موضوع انتقاد كرد.

    او در ادامه متذكر شد: من همواره با مطالعه آثار جناب سرشار به طور غيابي يكي از شاگردان وي بوده‌ام و البته من به طور غيابي شاگرد ۱۵ - ۲۰ نفر ديگر هم بوده‌ام كه با مطالعه آثارشان، چيزهاي زيادي آموخته‌ام و بي‌شك، جناب سرشار در صدر اين فهرست قرار دارد.

    معاون فرهنگي پيشين وزارت ارشاد در ادامه متذكر شد: دو نكته مهم در آثار سرشار به چشم مي‌خورد؛ نخست اين كه در اين سه جلد ما شاهد تكرار مطالب ديگران نيستيم. هر چند از منابع متعددي در تأليف اين اثر استفاده كرده؛‌ اما رونويسي نكرده است و از سوي ديگر، شاهديم كه مطالبي تازه و بديع را به اين آثار اضافه كرده است كه به نوعي جامع و مانع هستند. البته ضرورت دارد كه هر سال بازنگري‌هايي در آن‌ها انجام شود و ويرايش‌هاي تازه منتشر شود.

    در ادامه اين نشست نيز شهريار زرشناس با بيان سخناني در نسبت تاريخ با ادبيات و همچنين تأكيد بر اين نكته كه ادبيات تجلي‌گاه روح تاريخي يك ملت در مقاطع مختلف تاريخي است، با اشاره به ادبيات دوران معاصر با آغاز غرب‌زدگي، متذكر شد: دوران جديد فاصله‌اي را بين ما و هويت فرهنگي كه در ادبيات ما ظاهر شده بود، ايجاد كرد و اين مسأله تا ظهور انقلاب اسلامي ادامه يافت. در واقع بعد از انقلاب اسلامي ما شاهد تجلي روحي ديگر در ادبيات هستيم كه متذكر به عهد ديني است. در واقع ما شاهد ظهور رئاليسم و آرمان‌گرايي شيعي در فضاي ادبيات هستيم و محمدرضا سرشار برجسته‌ترين چهره واقع‌گرايي آرمان‌خواهي شيعي است و ما به وضوح اين را در آثار وي مي‌بينيم. در واقع بعد از ۱۵۰ سال انقطاع از ميراث تفكر خويش، براي اولين‌بار با ظهور انقلاب اسلامي و ارائه آثار محمدرضا سرشار، ما اين پيوند را شاهد هستيم.
    اين نويسنده و پژوهشگر در ادامه عنوان كرد: محمدرضا سرشار از برجسته‌ترين چهره‌هاي ادبيات انقلاب اسلامي است كه هم نگارش آثار ادبي را دارد و هم اين‌كه در حوزه نقد به نوشتن چند آثار متعدد مي‌پردازد و اين مسأله نه تنها در بين نويسندگان انقلاب كه در ميان روشنفكران هم وجود ندارد و در بين جماعت روشنفكر هم افرادي نيستند كه هم توانايي جمع بين تأليف آثار داستاني و منتقدانه را با هم داشته باشند. مثلا در بين جريان روشنفكري، هوشنگ گلشيري يك داستان‌نويس است و اگر هم نقد‌هايي مي‌كند، يكپارچه و منظم و واجد فلسفه نيستند و يا رضا براهني بيش‌تر يك منتقد است تا نويسنده. شما به كتاب «طلا در مس» براهني يك نگاه بيندازيد و از طرفي به كتاب محمدرضا سرشار درباره «بوف كور» نگاه كنيد. كتاب استاد سرشار واجد فلسفه، اخلاق، جهان‌بيني و نگاه ادبي است.

    زرشناس در پايان گفت: به اعتقاد من، محمدرضا سرشار دقيق‌ترين نقد‌هاي ادبي را پس از ۱۵۰ سال انقطاع در ميراث فرهنگي ما به شيوه‌ي مدرن نوشته است.

    در پايان اين نشست، محمدرضا سرشار در سخناني با تشكر از حضور منتقدان در اين نشست، گفت: تأليف اين سه جلد اثر به دنبال احساس كمبود و نياز شديد به تأليف آثاري در اين حوزه بود و خوشحال‌ام كه اين اثر ناچيز مورد توجه دوستان بزرگوار صاحب قلمي كه در اين نشست بودند، قرار گرفت.

    او افزود: ضرورت دارد هر نسلي تأليفات خاص خودش را داشته باشد.

    سرشار در پايان خاطرنشان كرد: ما در حوزه علوم انساني با كمبود پژوهش‌ روبه‌رو هستيم و به دليل اين كمبود ناگزير از ترجمه شروع مي‌كنيم و همين است كه از دانشكده‌هاي علوم انساني ما افرادي غرب‌زده و سست‌ايمان بيرون مي‌آيند؛ بنابراين ضرورت دارد كه ما با اتكا به نوع نگاه به جامعه خويش، بر دامنه تأليف‌ها در اين حوزه‌ دامن بزنيم.


پرويز: آثار «سرشار» تكرار نوشته‌هاي ديگران نيست

نسخه چاپي ارسال به دوستان
رونمايي از مجموعه سه جلدي «درباره ادبيات داستاني»/4
خبرگزاري فارس: معاون سابق فرهنگي وزرات ارشاد گفت: آثار سرشار تكرار نوشته‌هاي ديگران نيست و تاليف او بكر است.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا» مراسم رونمايي از كتاب «درباره ادبيات داستاني» اثر محمدرضا سرشار با حضور محسن پرويز، نويسنده و رئيس هيات موسس انجمن قلم، شهريار زرشناس عضو هيات علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، محمد سرشار مديرعامل كانون انديشه جوان و محمدرضا سرشار خالق اثر عصر روز گذشته در سراي اهل قلم بيست و چهارمين نمايشگاه كتاب تهران برگزار شد.

محسن پرويز نويسنده و رئيس هيات موسس انجمن قلم در ابتداي سخنان خود گفت: در حوزه ادبيات داستاني اگر از يك نگاه به اين حوزه بنگريم مي‌توان گفت كه ما در اين حوزه فقير هستيم و اين فقر در رمان و داستان بلند در يك مقطع زماني چشمگيرتر بود. اين فقر ادبيات داستاني در قياس با آنچه كه مورد نياز ماست بخش عمده‌اي از آن برمي‌گردد به نبود مراكز، مجموعه‌ها و اشخاصي كه به دور از حب و بغض آثار را بررسي و نكات مثبت و منفي را به نويسنده گوشزد و او را ياري كنند.

وي افزود: در يك مقطع زماني در اواخر دهه 70 و اوايل دهه 80 يك موج رمان‌نويسي در ادبيات ايران راه افتاد اما رمان‌نويسي از آن نوعي كه به اعتلاي ادبيات كمك نمي‌كند. يعني ماجراهاي تكراري با تغييراتي مختصر در اين آثار تكرار مي‌شود و نه كسي از خواندن آنها لذت مداوم و پايدار مي‌برد و نياز اصيلي را برآورده مي‌كرد.

پرويز ادامه داد: توليد انبوهي از اين آثار در يك مقطع زماني بين 8 تا 10 سال شروع شد و يك موج فراگير راه افتاد اينكه چگونه مي‌شود موجي اينگونه يك دفعه راه مي‌افتد و تعداد زيادي از افراد احساس مي‌كنند كه مي‌توانند از روي دست هم بنويسند و آن را منتشر كنند هر كدام از اين مسائل جاي بحث مفصل دارد.

به گفته پرويز يكي از مشكلات اساسي در اين مقاطع زماني وجود دارد آن است كه اساسا كسي اين آثار را بررسي نمي‌كند كه در درجه اول ناشر است كه نگاه نمي‌كند اين اثر كه وي منتشر مي‌كند مي‌تواند به ادبيات كمك كند يا خير و تنها به فروش اثر توجه مي‌كند يا بهتر بگويم اگر بخواهد بررسي كند شايد توان علمي اين كار نداشته باشد، ما منتقد ادبي آشنا با اصول نقد كه به دور از حب و بغض بتواند اثر را موشكافانه بررسي و نقاط ضعف و قدرت او را بيان كند در كشور بسيار كم داريم.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: البته معتقدم نقد هم نوعي هنر است اينگونه نيست كه بگوييم با آموزش مي‌توان منتقد كامل و ماهر پرورش داد اما در قياس با داستان‌نويسي، شعر و ساير حوزه‌ها نقد جزء آن مواردي است كه اگر آن را آموزش دهيم استعداد كمتري مورد نياز است.

اين نويسنده تصريح كرد: برخي در حوزه ادبيات داستاني معتقدند استعداد نقش چنداني ندارد و با آموزش هر فردي مي‌تواند داستان‌نويس باشد كه اين نظريه نادرست است. حداقل افراد دست به قلم و آناني كه در اين زمينه آگاهند مي‌دانند كه به اين آساني هم نمي‌توان داستان نوشت اما در حوزه نقد قضيه به اين شدت نيست و اگر واقعا افراد آموزش ديده باشند ما مي‌توانيم منتقدان خوبي داشته باشيم. حداقل منتقداني كه از حداقل‌هايي برخوردار باشند و آنچه كه مي‌نويسند اثرگذار و قابل اعتنا باشد.

وي با بيان اينكه جاي خالي مراكز آموزش نقد بشدت احساس مي‌شود، افزود: در حوزه نقد ادبي كتاب‌هايي از سوي برخي اساتيد دانشگاه و دست‌اندركاران اين حوزه نوشته شده معمولا كتاب‌هايي نيست كه فرد پس از خواندن آن احساس كند كه اين توانايي را پيدا كرده كه داستان‌ها را بخواند و نقد كند. بنده اين سه كتاب را به اجمال بررسي كرده‌ام قطعا اگر فرد بخواهد به دقت نظر و جمله جمله اثر را بررسي كند شايد نكات بيشتري به ذهنش مي‌رسد.

پرويز ادامه داد: تا جايي كه بنده اين كتاب را بررسي كردم به نظرم رسيد كه اين سه جلد كتاب آن خلاء بيان شده را تا حد زيادي مي‌تواند پر كند. معتقدم اگر فردي اين اثر را به طور متوالي بخواند و در مكان‌هاي آموزش نقد ادبي آن را به عنوان مرجع كار قرار دهند نوآموزان پس از طي دوره و خوانش اين آثار، قطعا اين احساس در آنها ايجاد مي‌شود كه توانايي بررسي و نقد آثار را پيدا كردند.

پرويز اشاره كرد: بنده بطور مستقيم افتخار شاگردي سرشار را نداشتم اما برخلاف برخي از شاگردان مستقيم وي كه گاهي نمك‌ناشناسي مي‌كنند و ماجرا را گونه‌اي ديگر جلوه مي‌دهند و به صورت غيابي با مطالعه آثار سرشار هميشه نكات جديدي را آموختند و شاگرد غيابي وي هستند.

به گفته وي مطالبي كه سرشار در حوزه نقد و در حاشيه داستان تاليف كرده تقريبا تمام اين آثار براي بنده درس‌آموز بوده و انصاف حكم مي‌كند اگر فرد غيابي از فردي ديگر مطلبي را مي‌آموزد خود را شاگرد او بداند به همين علت سرشار را استاد خود مي‌دانم البته استاداني كه بنده شاگرد غيابي آنها بوده‌ام كم نيستند اما در راس اين فهرست نام سرشار قرار مي‌گيرد.

وي با اشاره به اينكه دو نكته همواره در آثار سرشار ديده مي‌شود بيان كرد: دو نكته‌اي كه همواره در آثار سرشار و در اين اثر به چشم مي‌خورد آن است كه ابتدا اينكه معمولا نوشته‌هاي وي تكرار نوشته‌هاي ديگران و رونويسي از آنها نيست معمولا نوشته‌هاي برخلاف بعضي از آثار تكرار نوشته‌هاي ديگران و رونويسي از آنها نيست و حتي استثنا هم در اين مساله وجود ندارد اگرچه از منابع مختلف در تاليف است ممكن است استفاده كرده باشد اما تاليف بكر است.

پرويز ادامه داد: نكته ديگر در باب آثار سرشار آن است كه در عموم اين آثار نمي‌توان بخشي را اضافه يا كم كرد يعني نوعي تك‌ميل بودن و جامع و مانع بودن در اين آثار ديده مي‌شود اين سه كتاب كوچك جيبي است اما اگر كسي اينها را بطور كامل بلد باشد يك افزوده به مراتب هويدا و آشكار نسبت به ساير افراد در حوزه نقد ادبي پيدا خواهد كرد و بنده در بررسي اجمالي اين اثر متوجه شدم بخشي از اين كتاب را بلد نيستم.

وي با بيان تبريك به مديرعامل كانون انديشه جوان به علت انتخاب و انتشار اين آثار خاطرنشان كرد: البته به خود نويسنده نيز به علت نگارش اين سه كتاب موجز و مكفي تبريك مي‌گويم و اميدوارم افرادي كه از اين آثار استفاده مي‌كنند يك كتاب دستي در حوزه نقد ادبي همواره در اختيار آنها باشد كه به وسيله آن اطلاعات خود را به روز كنند. چرا كه قطعا اين آثار پس از نشر مورد تجديد نظرهاي متعدد از سوي خالق اثر قرار خواهد كرد.

ارسال نظر