آخرین خبر

  • • مجمع عمومی انجمن قلم برگزار می‌شود/ نقد ادبیات فارسی دوم نظری در ۸ آذر
  • یکشنبه 11 آبانماه 93

    محسن پرویز در گفت‌وگو با فارس:
    سخنگوی انجمن قلم ایران گفت: شنبه ۱۷ آبان از ساعت ۱۵ انتخابات بازرسان در محل انجمن برپا شده و مجمع عمومی برگزار می‌شود.
    خبرگزاری فارس: مجمع عمومی انجمن قلم برگزار می‌شود/ نقد ادبیات فارسی دوم دبیرستان در ۸ آذر

    محسن پرویز سخنگوی انجمن قلم ایران در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس پیرامون برنامه‌های انجمن قلم اظهار داشت: روز گذشته جلسه هیات مدیره انجمن قلم ایران برگزار شد.

    وی به تشریح نکات مطرح شده در این جلسه پرداخت و تاکید کرد: مجمع عمومی به شکل سالانه برگزار می شود، اما یک سال در میان انتخابات اعضای هیات مدیره و سالانه انتخابات بازرسان انجمن را شاهد هستیم.

    وی افزود: این دوره به این دلیل که میان دو سال است هیات مدیره انتخابات نخواهد داشت اما انتخابات بازرسان برپا خواهد شد، از این رو شنبه 17 آبان از ساعت 15 عصر در محل انجمن این انتخابات برپا شده و مجمع عمومی برگزار می شود.

    پرویز با بیان این مطلب که تراز نامه مالی در مجامع عمومی باید به تصویب برسد عنوان کرد: با تشکیل مجمع عمومی ترازنامه سال آینده مصوب خواهد شد ضمن اینکه بازرسان از عملکرد سال قبل گزارش می دهند، در ادامه هم اعضای اصلی و علی البدل بازرسان انتخاب می شوند.

    سخنگوی انجمن قلم ایران به نکته دیگر مطرح شده در این جلسه اشاره و ضمن بیان اینکه نقد کتاب‌های فارسی دانش‌آموزان از دیگر موارد بود، گفت: موضوع نقد کتاب‌های فارسی مدارس از نکات دیگر مطرح شده بود، در جلسات گذشته کتاب‌های ادبیات فارسی سال اول دبیرستان نقد شد و انشاء و نگارش نیز نقد و بررسی شد، این جلسات ادامه خواهد داشت.

    پرویز افزود: هشتم آذرماه نشست نقد و بررسی ادبیات فارسی دوم نظری تشکیل می‌شود.

    انتهای پیام/و

    - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930811000356#sthash.szdemSOy.dpuf

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام و رحمت الله. بزرگی و عظمت در نگاه عزیز ادامه
  • همیشه شاگرد: سلام استاد بزرگوار. آنقدر شما بزرگ و با عظمت هستید ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • از سرزمین نور: و آن ستاره که دنباله دار می آید

    • قیمت :3,000 ریال


      عنوان :از سرزمين نور3: و آن ستاره كه دنباله‌دار مي‌آيد ... (داستان تولد پيامبر (ص))
      نویسنده / مولف :محمدرضا سرشار
      ناشر :پيام آزادي
      کد کتاب :500612
      تعداد صفحات :32
      قطع :رقعي
      جلد :شميز
      نوبت چاپ :3
      سال / تاریخ چاپ :85
      موضوع :منابع ويژه كودكان و نوجوانان




      از سرزمين نور3/و آن ستاره كه دنباله‌دار مي‌آيد ... (داستان تولد پيامبر (ص)) - 500612

    روایت سرشار از دیدارش با آیت الله مهدوی کنی

    روایت سرشار از دیدار با آیت‌الله مهدوی‌کنی

    «آیت الله گفت: ما، نه در ارتباط با دولت و نه جامعة روحانیت مبارز، نمایندة «بله قربان‌گو»، نمی‎خواهیم.»

    به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی «منانشر» به نقل از سوره مهر، محمدرضا سرشار، نویسنده که برای ششمین دور نمایندگی مجلس شورای اسلامی از حوزه تهران نامزد شده بود، در کتاب «عکس انتخاباتی با کت احمدی نژاد» به خاطرات و فعالیت‌های آن روزهایش پرداخته. وی که به توصیه مرحوم آیت الله مهدوی کنی در فهرست جامعة روحانیت قرار می‌گیرد، برای دیدار با  آیت‌الله به دانشگاه امام صادق می‌روند تا ضمن ملاقات و تشکر از اعتمادی که به وی داشته، از رهنمودهای آیت الله نیز بهره ببرند. با هم چگونگی این دیدار و گفت‌وگویی که میان آیت الله مهدوی کنی و این نویسنده صورت گرفته را با هم می‌خوانیم.

     

    «ضبط برنامه، ساعت یازده، تمام شد. از آنجا، یکراست به دانشگاه امام صادق (ع) رفتم، و به امامت حاج آقا مهدوی کنی، در مسجد دانشگاه، نماز ظهر و عصر را اقامه کردم.

     

    پس از نماز، تا مدتی، مأمومانی به ایشان مراجعه میکردند، و کارهایی داشتند. آخر از همه، جلو رفتم و خودم را معرفی کردم.

     

    برخورد گرم و محترمانهای کرد. مشخص بود که ـ با وجود آن همه مشغله‌ ـ از حافظه خوبی برخوردار است. از نزدیک، سیمای سفید و روشنی داشت؛ که لبخند، دلنشینترش میکرد. در مجموع، اسباب صورت متناسب و حتی میتوان گفت، چهرة زیبایی داشت. با این همه، بر اثر کهولت سن، شانهها اندکی فرو افتاده بود. شال گردن بلند دستبافی دور گردن داشت؛ و موها را، از ته، تراشیده بود.

     

    مرا به دفترش ـ در گوشهای از مسجد ـ دعوت کرد.

     

    آنجا، پانزده ـ بیست دقیقهای، صحبت کردیم.

     

    گفتم: وظیفة خود دانستم که خدمت برسم، و برای قرار گرفتن نامم در فهرست جامعة روحانیت مبارز و اعتمادی که به من کردید، تشکر کنم. بعد هم، چنانچه رهنمودی در این مورد مد نظر است، بفرمایید.

     

    پس از مقدمهای کوتاه، گفت: ما، نه در ارتباط با دولت و نه جامعة روحانیت مبارز، نمایندة «بله قربان گو»، نمیخواهیم. حتی ممکن است نمایندهای از فهرست ما، در مجلس،گاه، در موردی، نظری متفاوت داشته باشد. اما انتظار داریم در فرازهای سرنوشت ساز، که نیاز به حضور و عرضِ اندامِ جمعی هست، وارد صحنه شود. و البته، در این میان، اصل، اسلام، انقلاب، امام و رهبری است.

     

    افزود: در جامعه (روحانیت مبازر)، من، از شما حمایت، و رویتان تاکید کردم. خوشبختانه، دوستان هم، اکثرا‌ً جنابعالی را می‌شناختند.

     

    در مورد نحوة تبلیغات، رهنمود ایشان، این بود:

     

    ـ حتی در تبلیغات فردی‌، کارهای دونِ شانِ اسلامی انجام نشود. مثلا‌ً تعداد زیادی پوستر یک نفر، در یک جا، کنار هم، زده نشود. من در دورة قبل انتخابات هم گفتم، که با این کارها مخالفم. ضمن اینکه، این کارها، تأثیر منفی هم میگذارد.

     

    دیگر اینکه، در تبلیغات و سخنرانی‌ها و صحبت‌ها، روی مواضع اصولی خودمان (اسلام، انقلاب، امام و رهبری) پا فشاری کنیم؛ و کوتاه نیاییم.

     

    به عنوان یک گلایه ـ و نه تأیید ـ گفتم: طی دو ـ سه سال اخیر ـ خاصه از انتخابات ریاست جمهوری 76 و شوراهای اسلامی شهر 78 ـ  متأسفانه بعضی از دوستان حزب‌اللهی ما هم، از نظر روانی، سخت شکستهاند، و تقریبا‌ً هیچ امیدی ندارند. این عده، این طور توجیه میکنند که اگر در تبلیغات، روی این مواضع پافشاری کنیم، حتما رأی نخواهیم آورد.

     

    حاج آقا گفت: بله. عدهای، متأسفانه، این طور شدهاند. اما ما، حتی اگر رأی هم نیاوریم، نبابد آنجا که لازم است، از اصولمان کوتاه بیاییم.

     

    صحبت‌ها، در محیطی کاملا‌ً صمیمی، بیتکلف، و خارج از هر گونه پردهپوشی انجام گرفت. صراحت لهجه و تواضع بزرگوارانة ایشان ـ با آن مقام و موقعیت اجتماعی و روحانی ـ نسبت به بنده، که قطعا در سن و سال فرزند ایشان بودم، مرا سخت تحت تأثیر قرار داد. (برای مثال، در تمام مدت صحبت، این روحانی والا مقام، اغلب خود را «بنده» ، و بنده را، «جنابعالی» خطاب میکرد.)

     

    در این ‌حال، وقتی به امواج ‌سهمگین تبلیغاتی ‌منفیای‌، که بهخصوص از جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 به این سو، علیه ایشان و همفکرانش در کشور به راه افتاده‌ بود، و بعضا‌ً از سوی افراد ناآگاه نیز بازگو میشد میاندیشیدم، با خود فکر میکردم که عاملان اصلی چنین کاری، آیا به راستی میتوانند در برابر خدا و وجدان خود، پاسخگو باشند؟!

     

    آنچه من در این ملاقات کوتاه دیدم و دریافتم، نه یک رهبر حزب یا جریان سیاسی، که یک شخصیت روحانی بود، که برای خود و تشکلش چیزی نمیخواست. سیاست او عین دیانتش بود. و حتی در شرایط افول ـ هرچند مقطعی ـ محبوبیت اجتماعی اندیشه و مشی سیاسی مورد قبولش، حاضر نبود ذرهای از اصول اعتقادی خویش کوتاه بیاید؛ یا آنکه از هر وسیلهای، برای تحقق همان اهداف‌ِ ـ از نظر خود ـ حقش، استفاده کند.

     

    بی‌هیچ تردید، بودن در چنین مجموعهای ـ صرف نظر از نتیجة کار ـ میتوانست نقطهای مثبت و روشن ، در کارنامة هر فرد حق‌طلب و آزادهای باشد...

    2 نظر

    سلام استاد بزرگوار. آنقدر شما بزرگ و با عظمت هستید که دیگران روزی از همنشینی با شما تعریف خواهند کرد و باعث افتخارشان خواهد بود. همچنان که الان باعث افتخار شاگردانتان هستید. و من الله توفیق

    ارسال نظر