آخرین خبر

  • • تذکر 41 نماینده مجلس به وزیر ارشاد به دلیل اصرار روزنامه دولت بر بازداشت سردبیر رجانیوز
  • یکشنبه 19 مردادماه 93

    / «آیا این اقدام، عمل به توصیه رهبر انقلاب مبنی بر حمایت از جریانات فرهنگی مومن و انقلابی است؟»
    گروه سیاسی - رجانیوز: جمعی از نمایندگان مجلس به دلیل شکایت روزنامه دولت و بازداشت سردبیر سایت «رجانیوز»، به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تذکر دادند.

    به دنبال بازداشت علی نادری، سردبیر پایگاه اطلاع‌رسانی رجانیوز به دلیل شکایت روزنامه ایران درباره پرونده‌ای غیرحقوقی که در دوران مدیریت جریان انحرافی بر این روزنامه بوده است، امروز تعداد 41 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به وزیر ارشاد به دلیل اصرار روزنامه ایران برای بازداشت وی در روز خبرنگار، تذکر دادند.

    در این تذکر نمایندگان، ضمن اشاره به این موضوع که این پرونده مربوط به دوره حضور افراد جریان انحرافی در موسسه مطبوعاتی ایران بوده و اساسا یک مساله غیرحقوقی است، از علی جنتی پرسیده شده «آیا این، عمل به توصیه رهبر انقلاب مبنی بر حمایت از جریانات فرهنگی مومن و انقلابی است؟»

    گفتنی است سه سال پیش، بعد از آن که روزنامه ایران در مطلبی غیرواقعی، اتهامی سخیف را به علی نادری وارد کرد، با پاسخ مستدل وی مواجه شد.

آخرين نظرات خوانندگان

  • mahdi shayannejad: چند خاطراتی زیبا وبلندبنویسد ادامه
  • نامشخص: من این مطلب را به عنوان تحقیق می خوام امیدوارم ادامه
  • ابراهیم ادبی: سلام از اظهار نظرتان خیلی متشکرم . شنیدن نقد و ادامه
  • مدیر: سلام.نوشته تان را خواندم.دستتان درد نکند و خسته نباشید.مضمون خوبی ادامه
  • ابراهیم ادبی: بنام خدا و سلام آقای سرشار عزیز . اون نوشته ادامه
  • حسن: جالب و دلنشین بود. ممنون ادامه
  • Anonymous: اينهم از شگفتي هاي انقلاب است كه شخصيتهاي بلندپايه فرهنگي ادامه
  • حمید: زیبا بود. بروز شدم . ادامه
  • نامشخص: این خاطره در باره ی شهید آوینی بود یا در ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • با سرویراستاری محمد‌رضا سرشار نوشته شد: «آغازی دیگر» برای یوسف
  • 9 مرداد 1393 ساعت 11:06
    «آغازی دیگر؛ داستان‌ها و نقد داستان‌های برگزیده پنج دوره جایزه ادبی یوسُف» با سرویراستاری محمد‌رضا سرشار عنوان کتابی است که به بهانه ششمین دوره برگزاری این جایزه منتشر شده است.
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مقدمه کتاب «آغازی دیگر؛ داستان‌ها و نقد داستان‌های برگزیده پنج دوره جایزه ادبی یوسُف» به قلم محمدرضا سرشار، نقدی است درباره جشنواره داستان کوتاه دفاع مقدس «یوسُف».

    وی در ابتدا نام دبیران ادبی جایزه را به همراه داوران دوره‌های پیشین آورده است و با اشاره به این ‌که کمبود قابل توجه در عرصه داستان دفاع مقدس، در قلمرو داستان بلند و رمان بوده است و نه داستان کوتاه می‌نویسد: «درست‌تر این بود که این جایزه به هر دو مقوله [داستان کوتاه و داستان بلند و رمان] اختصاص می‌یافت. با چنین رویکردی تعداد آثار ارسال‌شده به دبیرخانه کمتر می‌شد، اما چه باک که گفته‌اند: یکی مرد جنگی به از صد هزار.»

    سرشار نقد خود به جشنواره را از گزینش داوران آن آغاز می‌کند و تعهد کامل به ارزش‌های اصیل دفاع مقدس را در کنار توانا و مجرب بودن از ضروریات این امر می‌داند و بر همین اساس می‌آورد: «نویسندگانی دارای کتاب‌های متعددی نیز در این زمینه [نقد ادبی] هستند. اما یا از ابتدا نگاهشان به این مقوله آن‌گونه که باید منطبق بر این ارزش‌ها نبوده یا به تدریج دچار استحاله فکری شده‌اند؛ اما این نکته از چشم‌های غیر تیز‌بین و فاقد قدرت نقد، دور نمانده است. طبعاً چنین افرادی صلاحیت نه دبیری و نه داوری چنین جشنواره‌هایی را دارند. در میانِ هم دبیران و هم داوران -متعدد- دوره‌های مختلف این جشنواره، متاسفانه از این افراد به چشم می‌خورند.»

    وی در ادامه تاکید می‌کند که «فقط منتقدان واقعی - و نه هر کسی که چیز یا چیز‌هایی به اسم نقد منتشر کرده- شایستگی داوری در این زمینه را دارند.... داشتن باور واقعی به ارزش‌های اسلامی و دفاع مقدس و دیدگاه صحیح مذهبی و بصیرت است.»

    تغییر داوران در هر سال برگزاری با هدف ورود سلایق مختلف در انتخاب آثار، دیگر موضوع مورد انتقاد سرشار به جشنواره «یوسُف» است: «این تغییر و تحول‌های مداوم، سبب می‌شود که سطح آثار برگزیده در دوره‌های مختلف گاه بسیار متفاوت و دارای فراز و فرود‌های غیر قابل قبول باشد.»

    وی به صراحت این جشنواره را «جشنواره نوقلمان» می‌خواند و معتقد است: «چنین جشنواره‌ای اگر هم کارکردش تشویق نوقلمان و کمک به رشد ادبی آنان باشد، کمک قابل توجهی به هدف اصلی از تاسیس جشنواره که همانا تولید آثار ارزشمند داستانی در زمینه دفاع مقدس است، نخواهد بود.»

    در ادامه یادداشت رحیم مخدومی، دبیر ادبی ششمین جشنواره یوسف درباره ضرورت انتشار کتاب برای نقد آثار دوره‌های گذشته با هدف برون‌رفت از آسیب رکود جشنواره‌ یوسف آمده است. مخدومی در یادداشت خود این نقد‌ها را نظر شخص نقاد معرفی می‌کند و شیوه این نقد‌ها را نیز قابل نقد می‌داند.

    سپس 16 داستان برگزیده به نویسندگی مجیدکلشتری، زهرا مشتاق، احمد شاکری، حسینعلی جعفری، محمدحسن ابوحمزه، زینب گودینی، تیمور آقامحمدی، جواد افهمی، مریم بیات‌تبار، شیرین اسحاقی، محبوبه حاج‌رضایی، محمد محمدسیفی، سیما صفاری آشتیانی، سجاد خالقی و امید مردانی بروجنی، پنج دوره گذشته، هر یک به کوشش یک نویسنده نقد شده‌اند.

    «آغازی دیگر» را انتشارات صریر با شمارگان سه‌هزار نسخه در قطع رقعی، 390 صفحه و به بهای 200‌هزار ريال منتشر کرده است.



یک خاطره از شهید سید مرتضی آوینی

ایام نمایشگاه بین المللی کتاب سال 71 یا 70 مصادف با زمان سردبیری همزمان سید مرتضی آوینی بر سوره و من بر "سوره نوجوانان" ، به عنوان یکی از برنامه های جنبی نمایشگاه، یک سخنرانی هم برای آقا مرتضی گذاشته بودند.
روز برگزاری سخنرانی ، یکی از اعضای مجله " سوره" ، خبرش را به ما داد ؛ و توصیه کرد برای حمایت از آقای آوینی به نمایشگاه و محل برگزاری سخنرانی برویم.
من و آقای محسن مومنی از مجله ما و آقای حسین سلامت منش - مدیر اجرایی "سوره" - از سوره ، سوار پیکان سفید مشترک دو مجله شدیم و به اتفاق راننده ، عازم آنجا شدیم.
آن زمان نمایشگاه در محل سابق آن ( در اوایل بزرگراه شهید چمران) بود ؛ و هنوز جای مشخص و آبرومندی هم به نام "سرای اهل قلم" تاسیس نشده بود ؛ و این گونه سخنرانیها در محل سرپوشیده ای که به صورت سالن کوچک اجتماعاتی که برای این گونه کارها تجهیز مختصری شده بود ، برگزار می شد.
سر ساعت به آنجا رفتیم ؛ و آقای آوینی در جمع کوچکی که با ما روی هم بیست نفر هم نمی شد ، سخنرانی اش را - که الان دقیقا به یاد نمی آورم در باره چه بود - ایراد کرد .
سخنرانی ، به خوبی و خوشی برگزار شد ، و اتفاق ناگواری - از آن نوع که ما نگرانش بودیم - نیفتاد . بعد هم دسته جمعی - به اتفاق آقا مرتضی - راه افتادیم ، تا با پیکان مجله ، به محل کارمان برگردیم.
در راه - در حال عبور از محوطه نمایشگاه - در قسمتی ، به گاری دستی بستنی فروشی رسیدیم .من رو به آقا مرتضی کردم و با ظاهری جدی گفتم : آقای آوینی ! حالا که آمدیم توی سخنرانی تان شرکت کردیم ، برایمان یک بستنی نمی خرید؟
آقا مرتضی - که معلوم بود با آن جدیتی که از من سراغ داشت ، اصلا انتظار چنین حرف و درخواستی را از من نداشت - یکدفعه انگار از خنده منفجر شد .
بعد از اینکه خوب خنده های - زیبای - ش را کرد ، گفت : چرا نمی خرم !
بعد هم برای همه مان - و خودش - یکی یک بستنی خرید ؛ و خوردیم و عازم محل کارمان شدیم.

9 نظر

این خاطره در باره ی شهید آوینی بود یا در باره ی آقای رهگذر؟

زیبا بود.
بروز شدم .

اينهم از شگفتي هاي انقلاب است كه شخصيتهاي بلندپايه فرهنگي ان در عين جديت نيز بامزه شيرين وبراي هرازاده اي دوست داشتني اند.كدام فرهنگ وكدام شخصيت از دنياي امروز چنين خصوصياتي دارند؟ايا همين نشانه هاي كوچك معاني بزرگي در لايه هاي زيرين خود ندارند؟فاعتبروايااولوالابصار!

جالب و دلنشین بود. ممنون

بنام خدا و سلام
آقای سرشار عزیز . اون نوشته و مطلبی که چند روز قبل در اینجا ثبت کردم . و درخواست اظهار نظر داشتم . جوابی نداشت ؟
متشکرم

سلام
از اظهار نظرتان خیلی متشکرم .
شنیدن نقد و نظر دیگران . فرصت بررسی و تجدید نظر در افکار و اعمالمان است . که نباید از یکدیگر دریغ کنیم .

من این مطلب را به عنوان تحقیق می خوام امیدوارم نظردوستان که میگن این خاطره مربوط به شهیدرهگزره غلط باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چند خاطراتی زیبا وبلندبنویسد

ارسال نظر