آخرین خبر

  • • پیام پدر شهید احمدی روشن به دولت: ورود دولتی ها به خانه شهیدم ممنوع!
  • یکشنبه 12 بهمنماه 93

    به دنبال اتفاقات اخیر در عرصه دیپلماسی خارجی دولت یازدهم به ویژه در خصوص موضوع انرژی هسته ای که نماد استقلال و عزت کشورمان است پدر شهید احمدی روشن در تماس با هفته نامه نه دی ضمن ارسال متن ذیل و اظهار ناراحتی خانواده شهدا از بی تفاوتی دولت یازدهم نسبت به نمادهای عزت و استقلال کشورمان گلایه کرد و در راستای امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرد که علی رغم تلاشهای صورت گرفته از پذیرش مقامات دولتی در منزل شهید احمدی روشن معذور است. ضمن تشکر و قدردانی از مواضع انسان دوستانه مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (دامت برکاته) و مردم سراسر ایران اسلامی به خصوص اهالی بزرگوار و شهید پرور شهرهای همدان، تهران و یزد و بالاخص فرزندان عزیز و بزرگوارم در دانشگاه صنعتی شریف و برادر عزیز و بزرگوار، نماینده محترم و خدوم و صبور آقای دکتر کارخانه ای و عوامل تحت فرمان ایشان که در هرچه باشکوه تر برگزار شدن مجلس شهید «مصطفی احمدی روشن» زحمات زیادی متحمل شدند و از اینکه در سایت ها و به خصوص سایت شهدای ایران که موجبات دلجویی ما را فراهم کردند و یاد و خاطره شهدا و شهید (احمدی روشن) را زنده نگه داشتند و در کنار اینها مسئولین عزیز امامزاده علی اکبر (ع) چیذر و نیروهای مربوطه باعث امتنان خاطر خانواده را فراهم نمودند. لذا اظهار می دارم که زبان ما الکن از آن است که بتوانیم ذره ای از منش بزرگ و انسانیت و قدردانی و شهید پروری و قهرمان پروری آنها را جبران کنیم. اما در مورد اینکه دولت محترم و اعضای آن به دلایل موضع گیری در مقابل عملکرد بد بعضی مسئولین نسبت به صنعت هسته ای و از دست دادن صد و چند کیلوگرم اورانیوم غنی شده 20درصد و تار و مار کردن نیروهای کلیدی، دانشمند، متعهد و متخصص و همچنین به حراج و رفراندوم گذاشتن سانتریفیوژها که و اعلام اینکه اینها جزء آرمان های ما نیست؛ باید بگویم که خدا می داند که در جهت غنی سازی اورانیوم شهدای این صنعت و بقیه برادران متعهد و مسئول چه زحماتی را متحمل شده اند و اینکه وقتی 5 هزار دستگاه سانتریفیوژ ما به 19 هزار دستگاه ارتقا می یابد درست در زمانی که با چراغ سبز بعضی عوامل فتنه و آقازاده ها ما مورد تحریم کامل استکبار جهانی واقع می شویم. در این رابطه سال گذشته مسئول و رئیس سازمان انرژی اتمی آقای دکتر صالحی حین مصاحبه تلوزیونی بعد از توافق و قرارداد ننگین ژنو فرمودند که در اصل ما احتیاج به غنی سازی 20درصد نداشتیم و مجدداً سال 93 ایام مصادف با شهادت شهید والامقام دکتر شهریاری در شبکه افق در اظهاراتی متفاوت با سال گذشته فرمودند که وقتی پیشنهاد غنی سازی 20درصد را به این عزیز دادیم و پذیرفتند و انجام شد حاضر بودیم اگر 10 میلیارد تومان هم می خواست به او می دادیم که ایشان با بزرگواری بی شائبه پولی از ما قبول نکردند. به عنوان سوأل از کسی که زمانی در رأس دیپلماسی کشور ما بود خنده دار نیست و تناقض گویی تا به این حد آیا قابل قبول است؟ پدر شهید احمدی روشن گفته است: اینها چه حسابی روی مردم باز کرده اند و مردم را چه می انگارند؟ و اینکه پژوهشگاه فضایی را از پایه سست می کنند که این خود یکی از دستاوردهای مهم این مملکت بود و باعث رشک و تعجب ما می شد. یا دادن آدرس غلط تمام تأسیسات اتمی کشور و بازدید روزانه آن به دشمنان ما به اسم راستی آزمایی و رو دادن به دشمن جهت دخالت آنها درهمه شئونات کشور که می توان اسم این کار را یک نوع کودتای خزنده گذاشت صرفاً به این دلایل و هزاران دلیل دیگر که توضیح آنها باعث مثنوی هفتاد من کاغذ می شود از خداوند و دست یاری شهدای گرانقدر عاجزانه خواسته بودیم که این دولت در جهت شرکت در مراسم شهید و در منزل حضور بهم نرسانند و اگر غیر این بود از پذیرفتن آنها معذور بودیم و باعث سرافکندگی ما در بین خواهران و برادران مؤمن و هم میهنان می گردید. لذا خانواده موضع خود را به حق و در جهت منویات ولایت می داند و موضعی مطابق با اصل سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما و ایستادن در مقابل وطن فروشی ها و مقابله با منویات و فرمایشات امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته) و ولایت مداری می داند، وما به این مواضع افتخار می کنیم که خود و شهیدمان را خرج هر کس نکرده ایم و نمیکنیم و نخواهیم کرد. وحال آنکه کسی یا عده ای می خواهند خوششان بیاید یا بدشان بیاید. به سمع و نظر هم میهنان گرامی می رسانم که این اولین بار نیست که ما مورد لطف و امتحان خداوند تبارک و تعالی قرار می گیریم که یکی از برادران سال 60 در جبهه به درجه رفیع شهادت نائل شد و جسم پاک و مطهرش هنوز برنگشته و ما جایی این امر را عنوان نکردیم، چون لازم نمی دانستیم و از تقدیم برادرم و مصطفای شهید و یکدانه ام احساس طلب از خداوند و انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبری گرانقدر و مردم عزیز نداشته و نداریم و نخواهیم داشت و احساس براین است که اگر موقعیت ایجاب کند از بذل جان و خون خود در این راه دریغ نخواهم کرد و اینک شهیدان این خانواده و خود و خانواده ام را خاک پای شهیدان ایران اسلامی و رهبر مظلوم و مردم ایران هم نمی دانم دروغ نگفته و اغراق نمی کنم. لذا از طرف دیگر این مسائل یاد شده را برنمی تابیم و هرگز با اینها کنار نخواهیم آمد. طبیعی است که دولت محترم اعتدال و امید و خدمتگذار به این مردم با چنین خانواده ای کنار نخواهد آمد و ما خدا را شکر می کنیم که به توفیق خداوند تبارک و تعالی دارای بصیرت هستیم.

آخرين نظرات خوانندگان

  • mahdi shayannejad: چند خاطراتی زیبا وبلندبنویسد ادامه
  • نامشخص: من این مطلب را به عنوان تحقیق می خوام امیدوارم ادامه
  • ابراهیم ادبی: سلام از اظهار نظرتان خیلی متشکرم . شنیدن نقد و ادامه
  • مدیر: سلام.نوشته تان را خواندم.دستتان درد نکند و خسته نباشید.مضمون خوبی ادامه
  • ابراهیم ادبی: بنام خدا و سلام آقای سرشار عزیز . اون نوشته ادامه
  • حسن: جالب و دلنشین بود. ممنون ادامه
  • Anonymous: اينهم از شگفتي هاي انقلاب است كه شخصيتهاي بلندپايه فرهنگي ادامه
  • حمید: زیبا بود. بروز شدم . ادامه
  • نامشخص: این خاطره در باره ی شهید آوینی بود یا در ادامه

آخرین کتاب

  • • رمانی از زندگی پیامبر(ص) به قلم محمد رضا سرشار
  • چاپ هشتم رمان «آنک آن یتیم نظر کرده» که به قلم محمدرضا سرشار نگاشته شده در مورد زندگی پیامبر(ص) است که توسط سوره مهر در آستانه سالروز وفات نبی مکرم اسلام به علاقه مندان کتاب معرفی می‌شود.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، سرشار درباره انگیزه خود برای نوشتن نسخه نوجوانانه این اثر گفت: «فکر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود که می‌‌دیدم هیچ کتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.دوم اینکه میدانستم که اگر چنین کاری صورت بگیرد، در نگاه خواننده‌ی نوجوانان این اثر نسبت به دین‌‌شان یک تحول اساسی مثبت به وجود خواهد آمد. ضمن آنکه زندگی پیامبر ما آنقدر و پرکشش است که جدا از جنبه‌ی الهی و دینی آن، به خودی خود، می‌‌تواند موضوع یک داستان بسیار جذاب و پرهیجان باشد. به شرط آنکه این موضوع، در دست یک نویسنده، به معنی درست کلمه، قرار بگیرد. و البته، طمعِ بردن ثواب و اجرا آخرتی نیز، در این کار بی‌‌تاثیر نبود».

    این کتاب که پیش از این، توسط انتشاراتی دیگری منتشر می شد، سرانجام پس از حدود دو سال وقفه در تجدید چاپ و نایاب بودن ، به وسیله انتشارات سوره مهر، به چاپ هشتم خود (اول سوره مهر) رسید و به بازار نشر عرضه شد.«آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت - نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبحهای جمعه, از ساعت 8 تا 8:30 از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می شد، و طی بالغ بر 70 برنامه، توانست نظرات بسیاری از مخاطبان، و در راس آنها مقام معظم رهبری را به خود جلب کند.

    این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنواره های کشوری قرار گرفت. که از آن جمله می توان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصه های قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای 1374 تا 1384) برای آن اشاره کرد؛ که خود منجر به برگزاری مراسمی مستقل و با شکوه - با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی - برای تجلیل از نویسنده کتاب در سال 1384 شد.

    بعدها با ترجمه به زبانهای عربی، انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی - به همت حوزه هنری - و چاپ مجلد اول ترجمه عربی آن در لبنان توسط انتشارات دارالتراث العربی و رونمایی از این ترجمه در کویت و ورود به بازارهای کتاب عربی همچون عراق، مورد استقبال مخاطبان عرب زبان نیز واقع شد. همچنین چاپ ترکی استانبولی این اثر به تازگی توسط حسن علیمی بکتاش ترجمه و منتشر شده است.


یک خاطره از شهید سید مرتضی آوینی

ایام نمایشگاه بین المللی کتاب سال 71 یا 70 مصادف با زمان سردبیری همزمان سید مرتضی آوینی بر سوره و من بر "سوره نوجوانان" ، به عنوان یکی از برنامه های جنبی نمایشگاه، یک سخنرانی هم برای آقا مرتضی گذاشته بودند.
روز برگزاری سخنرانی ، یکی از اعضای مجله " سوره" ، خبرش را به ما داد ؛ و توصیه کرد برای حمایت از آقای آوینی به نمایشگاه و محل برگزاری سخنرانی برویم.
من و آقای محسن مومنی از مجله ما و آقای حسین سلامت منش - مدیر اجرایی "سوره" - از سوره ، سوار پیکان سفید مشترک دو مجله شدیم و به اتفاق راننده ، عازم آنجا شدیم.
آن زمان نمایشگاه در محل سابق آن ( در اوایل بزرگراه شهید چمران) بود ؛ و هنوز جای مشخص و آبرومندی هم به نام "سرای اهل قلم" تاسیس نشده بود ؛ و این گونه سخنرانیها در محل سرپوشیده ای که به صورت سالن کوچک اجتماعاتی که برای این گونه کارها تجهیز مختصری شده بود ، برگزار می شد.
سر ساعت به آنجا رفتیم ؛ و آقای آوینی در جمع کوچکی که با ما روی هم بیست نفر هم نمی شد ، سخنرانی اش را - که الان دقیقا به یاد نمی آورم در باره چه بود - ایراد کرد .
سخنرانی ، به خوبی و خوشی برگزار شد ، و اتفاق ناگواری - از آن نوع که ما نگرانش بودیم - نیفتاد . بعد هم دسته جمعی - به اتفاق آقا مرتضی - راه افتادیم ، تا با پیکان مجله ، به محل کارمان برگردیم.
در راه - در حال عبور از محوطه نمایشگاه - در قسمتی ، به گاری دستی بستنی فروشی رسیدیم .من رو به آقا مرتضی کردم و با ظاهری جدی گفتم : آقای آوینی ! حالا که آمدیم توی سخنرانی تان شرکت کردیم ، برایمان یک بستنی نمی خرید؟
آقا مرتضی - که معلوم بود با آن جدیتی که از من سراغ داشت ، اصلا انتظار چنین حرف و درخواستی را از من نداشت - یکدفعه انگار از خنده منفجر شد .
بعد از اینکه خوب خنده های - زیبای - ش را کرد ، گفت : چرا نمی خرم !
بعد هم برای همه مان - و خودش - یکی یک بستنی خرید ؛ و خوردیم و عازم محل کارمان شدیم.

9 نظر

این خاطره در باره ی شهید آوینی بود یا در باره ی آقای رهگذر؟

زیبا بود.
بروز شدم .

اينهم از شگفتي هاي انقلاب است كه شخصيتهاي بلندپايه فرهنگي ان در عين جديت نيز بامزه شيرين وبراي هرازاده اي دوست داشتني اند.كدام فرهنگ وكدام شخصيت از دنياي امروز چنين خصوصياتي دارند؟ايا همين نشانه هاي كوچك معاني بزرگي در لايه هاي زيرين خود ندارند؟فاعتبروايااولوالابصار!

جالب و دلنشین بود. ممنون

بنام خدا و سلام
آقای سرشار عزیز . اون نوشته و مطلبی که چند روز قبل در اینجا ثبت کردم . و درخواست اظهار نظر داشتم . جوابی نداشت ؟
متشکرم

سلام
از اظهار نظرتان خیلی متشکرم .
شنیدن نقد و نظر دیگران . فرصت بررسی و تجدید نظر در افکار و اعمالمان است . که نباید از یکدیگر دریغ کنیم .

من این مطلب را به عنوان تحقیق می خوام امیدوارم نظردوستان که میگن این خاطره مربوط به شهیدرهگزره غلط باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چند خاطراتی زیبا وبلندبنویسد

ارسال نظر