آخرین خبر

  • • اظهارنظر محمدرضا سرشار در پي درگذشت محمود گلابدره‌اي
  • دوشنبه 16 مردادماه 91


    دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۸
    محمدرضا سرشار گفت: به اعتقاد من، محمود گلابدره‌اي كار مشخصي در تأييد انقلاب ننوشته و يا شايد چنين آثاري تأليف كرده است كه من در جريان نيستم.

    اين نويسنده در پي از دنيا رفتن محمود گلابدره‌اي به خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: از آثار اين نويسنده، كتاب «اسماعيل اسماعيل» را خوانده‌ام كه داستان نيمه‌بلندي براي نوجوان‌ها بود با موضوع جنگ تحميلي كه ماجرا در اهواز اتفاق مي‌افتاد و جزو داستان‌هاي خوب نوجوان جنگ تحميلي بود. مورد استقبال هم قرار گرفت و در سال‌هاي اوايل جنگ منتشر شد. البته اشكال‌هايي هم بر او مي‌گرفتند كه در اين اثر يك بسيجي نوجوان را عشق تفنگ مطرح كرده است.

    او متذكر شد: علاوه بر اين كتاب، از گلابدره‌اي، اثر «لحظه‌هاي انقلاب» را خواندم كه نوعي خاطره‌نگاري روزهاي انقلاب بود و تظاهراتي را كه در آن‌ها شركت كرده بود، به عنوان يك روشنفكر متعلق به آن جناح فكري خاص، منصفانه گفته بود؛ هرچند ديدگاه‌هاي مذهبي نداشت. كساني ديگر هم در اين تظاهرات‌ها بودند؛ اما چيزي ننوشتند و اين اثر از معدود سندهايي است كه به اين شكل بر جاي مانده است. نگاه جزيي‌نگر نويسنده در تأليف اين كتاب مي‌تواند براي نسل امروز جذاب باشد.

    سرشار يادآور شد: همچنين از آثار گلابدره‌اي، يك جلد از مجموعه 10جلدي «10 سال هوملسي در آمريكا» را هم خواندم. هرچند در اين كتاب ملاحظاتي را دارد و همه مطالب را بيان نمي‌كند؛ اما پرواي اين را ندارد كه بسياري از مطالب را بيان كند و ما به نوعي در اين كتاب با خود گلابدره‌اي روبه‌رو مي‌شويم.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • نسخه چاپيارسال به دوستان
    نقد کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده»/1
    سرشار ادامه «آنک آن یتیم نظر کرده» تا زمان رحلت پیامبر اسلام را می‌نویسد

    خبرگزاری فارس: محمدرضا سرشار در جلسه نقد کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» از ادامه رمان خود تا زمان رحلت رسول اکرم (ص) خبر داد.

    خبرگزاری فارس: سرشار ادامه «آنک آن یتیم نظر کرده» تا زمان رحلت پیامبر اسلام را می‌نویسد

    به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، روز گذشته جلسه نقد و بررسی «آنک آن یتیم نظر کرده» با حضور نویسنده کتاب یعنی محمدرضا سرشار، سعید روح‌افزا و بتول مشکین‌فام مترجم این کتاب به زبان عربی در بنیاد ادبیات داستانی برگزار شد.

    در این جلسه محمدرضا سرشار با قرائت شعری از خاقانی درباره داستان‌سرایی درباره پیامبر اکرم (ص) گفت: من سالهاست که این شعر را با تمام وجود باور کرده‌ام، نوشتن کاری بسیار سخت است که نویسنده از جانش خودش می‌کاهد تا اثری را بیافریند و چقدر زیان‌کار است کسی که از جان خود بکاهد و غیر از مسیر  ثنای محمد و آل محمد چیزی بنویسد.

    وی در ادامه با اشاره به اینکه کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» حاصل کارهای رادیویی او در سال 1373 تا 1376 برای برنامه رادیویی از سرزمین نور بود گفت: 90 قسمت این برنامه را نوشتم و برنامه مذکور تا امروز قوی‌ترین برنامه نمایشی مذهبی رادیو است اما وقتی پس از 3 سال کار مداوم نوشته‌های من درباره زندگی پیامبر به سال هجرت به حبشه رسید دیگر توان ادامه کار را نداشتم و با مشورت با آقای میرکیانی نویسنده‌ای شایسته‌تر از سعید روح‌افزا را برای ادامه کار پیدا نکردیم و ایشان برنامه را با حفظ همان سبک و سیاق ادامه داد و 70 قسمت بعدی  آن را نوشت و مجموعه متن‌های ما ابتدا توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به صورت کتاب منتشر شد.

     

    *ظاهرا در بخش ترجمه عربی جایزه کتاب سال افراد ادیب‌تری هستند

    سرشار در ادامه پس از سخنان مترجم کتاب به زبان عربی با تقدیر از ترجمه بسیار قوی مشکین فام گفت: از خوش اقبالی بزرگ من است که با خانم دکتر مشکین فام برای ترجمه عربی کتاب آشنا شدم. این ترجمه ارزشمند، سال گذشته برنده جایزه کتاب سال خارجی جمهوری اسلامی ایران شد . جالب‌تر اینکه تألیف این کتاب برگزیده جایزه کتاب سال نشد اما ترجمه‌اش این جایزه را برد و این نشان می‌دهد که در میان داوران بخش عربی جایزه کتاب سال افراد ادیب‌تری وجود دارند.

    وی افزود: ترجمه انگلیسی کتاب خیلی زود انجام شد و من باور نمی‌کردم که ترجمه به این زودی انجام شود ضمن اینکه ترجمه به زبان عربی بسیار دشوار است چون مدعی بسیاری دارد و زبان جزء بسیار مهمی از زندگی عرب‌ها است و آنها به آسانی از یک خطا هم نمی‌گذرند. اینکه عرب زبان‌ها و اساتید زبان عربی این ترجمه را تأیید کرده اند موفقیت بسیار بزرگی برای آن است.

    سرشار در ادامه به تشریح محتوای کتاب پرداخت و گفت: این کتاب حدودا 650 صفحه‌ای تا پایان هجرت به حبشه است و طبعا تمام نشده، اگر خدا توفیق دهد می‌خواهم آن را تا زمان رحلت رسول اکرم (ص) ادامه دهم و در آن صورت کامل می‌شود.

    وی در ادامه با بیان تفاوت‌هایی میان رمان، داستان و داستان بلند نتیجه گرفت با توجه به اینکه زندگی‌های متعددی در کنار زندگی پیامبر اکرم در کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» روایت می‌شود پس کتاب یک رمان است اما چون به آخر نرسیده این شبهه پیش می‌آید که چطور آن را رمان به حساب می‌آورند.

    وی افزود: این فعلا مثل گسترش بازی شطرنج من است و من در آینده می‌دانم که بقیه افراد و رویدادهای قصه‌ام را چگونه بچینم. در رمان برآیند کل تاثیر بر مخاطب مهم است و وقتی کتاب خوانده می‌شود باید اتفاقی درون خواننده روی دهد که قبل از خواندن کتاب در درون او وجود ندارد.

    *رهبر انقلاب گفتند متن کتاب دشوار است

    نویسنده کتاب درباره نثر دشوار رمان هم اظهار داشت: این نثر آن برنامه رادیویی است منتهی 10 درصد آسانتر شده و اگر آن را با 14 جلدی که کانون منتشر کرده مقایسه کنید به تفاوت آن پی می‌برید. زمان پخش برنامه رادیویی  از سرزمین نور، مقام معظم رهبری فرمودند که متن سخت است و من آن را آسانتر کردم، البته در روایتی از این کتاب که برای نوجوانان فراهم کرده ام، باز هم متنرا  آسانتر کرده ام.

    وی همچنین در بیان خاطرات نوشتن و اجرای آن برنامه رادیویی گفت: من جمله‌ای از رهبر انقلاب دارم که درباره این برنامه گفتند : من تاریخ اسلام را بارها خوانده‌ام اما با گوش دادن به برنامه از سرزمین نور تازه بخشهایی از آن فضا را احساس می‌کردم،

    خود من هم به عنوان نویسنده کتاب اگر مثلا بخش  وفات حضرت آمنه و یتیمی پیغمبر را صد بار بخوانم هر صد بار آن به گریه می‌افتم. ما روضه حضرت آمنه یا حضرت خدیجه نداریم، درباره پیامبر (ص) هم کاری انجام نداده‌ایم و سریالی درست نکرده‌ایم .


عکس هوایی از ادبیات داستانی ایران



حتی کسانی که به دلایل مختلف قلم داستانی محمدرضا سرشار را نمی پسندند و یا به دلایل سیاسی و اعتقادی با او برخوردی کینه جویانه دارند نمی توانند جایگاه او در پژوهش ادبی را نادیده بگیرند.

9دی - سرشار یکی از نویسندگانی است که همانقدر که در داستان نویسی و داستان گویی توفیق داشته است در زمینه پژوهشهای ادبی نیز توانسته کارهای قابل توجهی انجام دهد. استقبالی که از آثار او شده است در کنار تعریف و تمجیدهایی چون سخن مقام معظم رهبری که فرمودند آقای سرشار حق بزرگی به گردن ادبیات داستانی دارد، شاهد ادعای اول است؛ و در تایید ادعای دوم هم می توان به کارهایی چون «راز شهرت صادق هدایت» اشاره کرد، کتابی که علاوه بر جایگاه خوبی که در میان منتقدان و اهالی حرفه ای ادبیات پیدا کرد، توانست جای خوبی هم در دل عامه داستان دوستان ایرانی باز کند. نتیجه این توفیق شکستن ابهت پوشالی و کاذبی بود که طیف روشنفکری برای صادق هدایت قائل بودند.

همه اینها مقدمه ای بود تا جایگاه نویسنده ای که کتاب «ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی» را نوشته است کمی مشخص شود. پس عجیب نخواهد بود اگر آخرین اثر چنین نویسنده ای مجموعاً چهار جایزه ادبی را به خود اختصاص دهد. یکی از مقاله های این کتاب با عنوان "حرکت به سوی داستان نویسی ایرانی - اسلامی"، در جشنواره مطبوعات سال 1386، رتبه اول نقد ادبی سال 1385 را کسب کرد. در اسفند 1389، دستنویس کامل این کتاب، جزء برگزیدگان بخش پژوهش جشنواره پژوهش برگزیده سال 1388، از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنرو ارتباطات معرفی شد. سومین جایزه، مربوط به جشنواره کتاب فصل زمستان 1390(برگزار شده در اوایل تیر 1391) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود و در نهایت کتاب مذکور، با دریافت جایزه اصلی قلم زرین، چهارمین جایزه خود را دریافت کرد.

شاید اولین چیزی که با تورق کتاب 550 صفحه ای سرشار به چشم می آید حجم بالای اطلاعات و آمار موجود در آن باشد. جداول و نمودارهایی که در کتاب بکار رفته است علاوه بر جامعیت نشان دهنده زحمتی است که نویسنده برای بدست آوردن آنها متحمل شده است مخصوصا که خیلی از این اطلاعات مربوط به پس از مشروطه به این سو است و بدست آوردن آنها نه محال ولی حداقل مستلزم تلاش فراوان بوده است.

کتاب «ادبیات داستانی...» حاوی اطلاعاتی است که حتی می تواند برای یک فرد عادی مخاطب ادبیات هم جذاب باشد. آماری همچون کشورهایی که از آنها کتاب به فارسی ترجمه شده است و یا نویسندگانی که بیشترین اثر آنها به فارسی ترجمه شده وقتی رتبه بندی می شوند و تعداد کتابها هم ذکر می شود

می تواند جذاب باشد. و هنگامی که در میان اسامی این کشورها دومینکن یا تبت هم به چشم می آید یکی از دلایل احتمالی این جذابیت روشن می شود. البته از این دست جداول و نمودارها در کتاب زیاد است که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهد شد.

اما این کتاب اگرچه از آمار پر است اما تنها وظیفه ارائه این اطلاعات را به عهده نگرفته است. نویسنده سعی کرده به فراخور مطالب تحلیل و نتیجه گیری لازم را نیز به مخاطب ارائه کند. استفاده از نقطه نظرات افراد مختلف و شاهد مثال آوردن از متون قدیمی و جدید در این نتیجه گیری ها بر ارزش و اتقان این تحلیل ها افزوده است. سرشار در این مسیر ابایی نداشته تا آثار و نظرات افراد با دیدگاههای مخالف را هم بیاورد. کسانی که اندک آشنایی با مشرب فکری و ادبی او داشته و کتاب را بخوانند در جای جای آن به این دست موارد برخواهند خورد که شامل نظرات افرادی هستند که سرشار با آنها سر ناسازگاری دارد.

از این رو می توان کتاب «ادبیات داستانی...» را اثری دانست که در راه پژوهش دچار غرض ورزی و سوگیری بدون منطق و دلیل نشده است، هر چند کسی که بخواهد چنین تهمت هایی را به کتاب بزند، حتما برای این سخن خود دلیلی خواهد تراشید.

اگرچه عبارت «پس از انقلاب» در عنوان کتاب وجود دارد اما این به این معنی نیست که هیچ سخن و نشانی از ادبیات داستانی پیش از انقلاب در کتاب به چشم نمی آید. که اگر اینگونه بود حنما خیلی از مطالب که مر بوط به پس از انقلاب است نیز نمی توانست نتیجه درست و کاملی به مخاطب ارائه دهد. از این رو نویسنده سرکی هم به ادبیات داستانی پیش از انقلاب کشیده و به میزان لازم به ارائه اطلاعات در مورد آن بازه زمانی و تحلیل آنها پرداخته است.

کتاب پس از فهرست، پیشگفتار و مقدمه نسبتا مفصل، در صفحه 25 فصل اول را با عنوان «رویکردهای غالب در داستان نویسی پیش و پس از انقلاب اسلامی» آغاز می کند. نویسنده این رویکردها را برای قبل از انقلاب در سه دسته رمانتیک، شکل گرا و واقعیتگرا بر می شمرد و بعد با بررسی آنها در دوران پس از انقلاب فصل دوم را شروع می کند.

فصل دوم به «قوتهای ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی» اختصاص دارد. سرشار قبل از اینکه در فصل ششم ضعفهای ادبیات داستانی پس از انقلاب را بررسی کند، طی سه فصل به مرور مفصل سه بحث مهم در تحلیل ادبیات داستانی ایران می پردازد: 1. ترجمه آثار داستانی دیگر کشورها به زبان فارسی 2. رشد و اعتلای نقد ادبی 3. افزایش کتابها و آموزشهای نظری(تئوریک).

نویسنده در فصل سوم ابتدا یک نگاه کلی به تعداد کتابهای ترجمه شده از کشورهای مختلف به فارسی می اندازد و در ادامه هر کدام از کشورها را به صورت مجزا بررسی می کند و از هر کشور نام چند نویسنده را که بیشترین آثار ترجمه شده به فارسی را دارند می برد. دقت نویسنده در ارائه آمار و حتی ارائه آمار ترجمه های مختلف از یک اثر قابل توجه است. سرشار در ادامه این فصل آماری هم از مترجمان پرکار ایرانی ارائه می کند و به تحلیل آسیب شناسانه جریان ترجمه آثار داستانی می پردازد. او در پایان بخشی مفصل را هم به بررسی ترجمه آثار داستانی ایرانی به زبانهای دیگر اختصاص داده است.

فصل چهارم «رشد و اعتلای نقد ادبی» نام دارد. نویسنده در این فصل علاوه بر ارائه مطالبی تحلیلی مانند «کیفیت نقدها» که در دو بخش پیش و پس از انقلاب سامان داده شده، جداول و نمودارهای پر تعداد و پر حجمی را هم آورده است که اینها هم در یک نما می تواند تصویری از حال و روز نقد در این دو دوره ارائه کند. یکی از جداول کارا و مفید این بخش جدول کتابهای نقد منتشره پس از انقلاب است که عناوین کتابها به تفکیک سال چاپ آورده شده است و تا پایان سال 1388 را شامل می شود.

فصل پنجم به افزایش کتابها و آموزشهای نظری اختصاص دارد و بیشترین حجم آن را جداولی به خود اختصاص می دهد که نام آثار و کتابهای مربوط به این حوزه را با دسته بندی های مختلف ذکر می کند. مجموعه جداول و نمودارهای مختلف این فصل به بیش از 150 صفحه می رسد که تفکیک موضوعی آنها اطلاعات خوبی در باره آثار مربوط به نقد کلی در اختیار خواننده قرار می دهد. این امر میتواند مخاطبان حرفه ای تر ادبیات را در یافتن منابع مورد نیاز برای مطالعه یاری کند.

فصل آخر کتاب «کمبودها و ضعفهای ادبیات داستانی پس از انقلاب است». نویسنده در این فصل پس از برشمردن چند ضعف غالبا تکنیکی، به بخش «گرایش های شبه عرفانی» می رسد و مفصلا آن را تبیین و انحرافات مختلف موجود در این حیطه را بررسی می کند. مسائلی چون تکثرگرایی دینی، تساهل و تسامح،تقدس زدایی، درباره روح جهان و... از این جمله اند. آوردن نام کتابهایی که به زعم نویسنده از هر کدام از این مشکلها رنج می برند یکی از امتیازات کتاب در این بخش است.

نویسنده برخی دیگر از ضعفهای ادبیات داستانی پس از انقلاب را هم در ادامه بر می شمرد و نهایتا در پایان کتاب به بخش ضمیمه می رسد. بخشی که در آن می توان سه مطلب «رمان انقلاب: مختصات، بایدها و نبایدها»، «رمان مورد نظر انقلاب کدام است» و «چند توصیه فرعی» را مشاهده کرد. خواندن این سه مطلب کمک شایانی خواهد کرد تا مخاطب کتاب هم با آرای محمدرضا سرشار درباره ادبیات انقلاب اسلامی آشنا شود و هم اینکه بتواند جمع بندی خوبی از مطالب مختلف کتاب داشته باشد.

ادبیات داستانی ایران نیز متأثر از انقلاب بوده است و حتی ضد انقلاب ترین نویسنده ها هم اگرچه با این تاثیرگزاری موافق نباشند، نمی توانند اصل آن را منکر شوند. شناخت این تاثیرگذاری و تبیین نسبت تجربی ادبیات با انقلاب در این سی و چند سال یکی از اولین قدمها در شناخت ماهیت «ادبیات داستانی انقلاب اسلامی» است. و مگر می شود انقلاب اسلامی اتفاق بیفتد ولی ادبیات داستانی انقلاب اسلامی امکان وقوع نداشته باشد؟ آخرین کتاب پژوهشی محمد رضا سرشار حتما گام مهمی در این مسیر است.
ماخذ:سایت "این عمار"

ارسال نظر