آخرین خبر

  • • مجتبی رحماندوست: نامه "جایزه جلال" را دوباره برای وزیر ارشاد ارسال کردم/هیئت علمی اکثریت نداشته است
  • سه شنبه 21 آذرماه 91

    ارسال به دوستان
    خبرگزاری فارس: عضو هیئت علمی جایزه جلال ضمن اشاره به اینکه موارد منتشرشده این روزها جای تامل دارد گفت: پیگیر نامه ارسالی به وزیر ارشاد شدم که ظاهرا بدستشان نرسیده بود از این رو مجددا نامه را فرستادم و پیگیر خواهم بود.
    خبرگزاری فارس: نامه «جایزه جلال» را دوباره برای وزیر ارشاد ارسال کردم/ هیئت علمی اکثریت نداشته است

    مجتبی رحماندوست عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس درباره پیگیری نامه‌ای که درباره با جایزه جلال آل‌احمد به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشته بود (می‌توانید این مطلب را اینجا بخوانید) اظهار داشت: نامه‌ را ارسال و پس از آن پیگیری‌هایی هم انجام دادم.

    وی افزود: وزیر ارشاد عنوان کردند که هنوز نامه را دریافت نکرده‌ام، از این رو امروز مجددا این نامه را ارسال کردم.

    عضو هیئت علمی جایزه جلال درباره این دوره از جایزه جلال عنوان کرد: بنده به عنوان عضو هیئت علمی جایزه جلال آل احمد بر خود وظیفه می‌دانم که ماجرا را پیگیری کنم.

    به گفته رحماندوست، تمام موارد را از سوی متولیان و داوران و هیئت علمی مطالعه کردم، این جایزه قانون و آئین‌نامه دارد، در ادامه اعتراض‌هایی صورت گرفته بر این مبنا بنده هم از وزیر ارشاد خواستار توضیحات شدم.

    وی درباره نظر هیئت علمی جایزه جلال آل احمد تصریح کرد: چه بگویند رای داوران مستقل است (تائید صحبت‌های سه داور) و چه بگویند هیئت علمی باید نظر می‌داده این هیئت علمی اکثریت نداشته اما در مجموع بنظر می‌رسد کل کار جای تامل دارد؛ اینکه نظر داوران اثری بوده اما در نهایت اثری دیگر معرفی شده نشان می‌دهد که جای تامل وجود دارد، اما در نهایت باید منتظر توضیح وزیر بمانم.

آخرين نظرات خوانندگان

  • پرستو: زود است نسلی از جوانان این مرز و بوم، که ادامه
  • نامشخص: http://www.fardanews.com/fa/news/235181/افشای‌فایل‌صوتی‌محرمانه‌ازمهدی‌هاشمی ادامه
  • مهدی کرد فیروزجایی: گفت:این از دولت عدالت خواه شما که چنین حق می ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار سه کتاب جدید در باره ادبیات داستانی، به کوشش سرشار
  • برگزاری فارس: «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» سه اثر جدید محمدرضا سرشار به زودی منتشر خواهند شد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار از انتشار سه کتاب خود در حوزه نقد ادبی خبر داد و گفت: این سه کتاب مصاحبه‌های گرد‌آوری شده هستند و در آنها گفتگوهای فنی با نویسندگان ایرانی، نویسندگان خارجی و مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی انجام شده است.
    وی در ادامه افزود: این گفتگوها مربوط به دوره انتشار مجله ادبیات داستانی است و من این گفتگوها را بعد از استخراج و بازبینی مجدد، بر اساس یک طبقه بندی در سه کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» تدوین کرده‌ام.
    سرشار در مورد هر یک از این کتاب‌ها گفت: کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان» مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نویسندگان معاصر ایرانی است. جلد دوم این مجموعه «هوا سرشار از کلمات است» نام دارد و مصاحبه‌های نویسندگان خارجی است که به فارسی ترجمه شده است. اکثر این مصاحبه‌ها در خارج از ایران انجام شده‌اند. البته در این کتاب تعدادی از مصاحبه‌هایی که نویسندگان مجله با نویسندگان خارجی انجام داده‌اند نیز وجود دارد.
    وی در ادامه افزود: جلد سوم این کتاب نیز «داستان برای گشایش درهای آسمان» نام دارد و گفتگو با مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی است. در این کتاب مترجمان از مسائل ترجمه، جریان ترجمه در کشور و روش‌های شخصی این افراد در ترجمه آثار سخن گفته‌اند.
    سرشار درباره ضرورت گردآوری و انتشار این مجموعه سه جلدی گفت: در دورانی که من در مجله ادبیات داستانی به عنوان سردبیر یا عضو شورای سردبیری به فعالیت مشغول بودم، مطالب ارزشمندی منتشر شدند. این گفتگوها ماندگار هستند و ارزش چاپ این مطالب بیش از یک‌بار چاپ در یک مجله هستند.
    وی در ادامه افزود: از سویی این مجلات در حال حاضر در دسترس کسی نیستند. به غیر از کتابخانه مرکزی حوزه هنری تهران در هیچ کتابخانه‌ای در ایران دوره کامل این مجله پیدا نمی‌شود. با باز نشر این مطالب، برخی از مطالب این مجلات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
    سرشار درباره استقبال خوانندگان از کتاب‌های گفتگومحور گفت:‌ تاکنون شاهد انتشار متعدد مصاحبه‌های نویسندگان خارجی در قالب کتاب بوده‌ایم و اغلب هم مورد استقبال مخاطبان واقع شده‌اند. این در حالی است که ارزش بسیاری از این مصاحبه‌ها، اعم از نوع سوالات و پاسخ‌هایی که نویسنده پاسخ داده است، خیلی کمتر از مصاحبه‌هایی است که ما در ادبیات داستانی با نویسندگان خودمان انجام داده‌ایم. از این رو گفتیم وقتی چنین کتابی منتشر می‌شود و قطعا با استقبال مواجه خواهد شد.
    وی در ادامه افزود: از سوی دیگر در داخل کشور مصاحبه‌هایی در جبهه شبه‌روشنفکر با نویسندگان این طیف انجام شده است و به صورت کتاب در آمده‌ اما در مورد نویسندگان جبهه انقلاب این کار کمتر انجام شده است.
    این داستان نویس در انتها افزود: در حال حاضر مراحل آماده سازی این سه کتاب در انتشارات سوره مهر انجام


چگونه دبیر جایزه جلال، کتاب "شرح اسم" را از رتبه اول بخش مستندنگاری و تاریخ، به یک کتاب "نیمه تقدیری"تنزل رتبه داد/ مظلومیت رهبر، نویسنده و اثر

دبیر جشنواره جایزه جلال آل احمد اعلام کرده است که تغییر آراء داوران بخش مستندنگاری و تاریخ این جایزه، توسط اعضای هیئت علمی جایزه مذکور صورت گرفته است. همچنین، مشخص است که در صورت لزوم، او می تواند صورتجلسه مربوطه را با امضای اعضای حاضر و غایب در جلسه نهایی هیئت علمی، به رؤیت کسانی که در صحت این امر کمترین تردیدی دارند برساند! اما واقعیت ماجرا را بخواهید، این است که کسی که از ابتدا می خواسته این اتفاق بیفتد، و سرانجام نیز به لطایف الحیل، به مقصودش جامه عمل پوشانده، خود همین آقای دبیر جایزه بوده است.
اگر ایشان مثل آن مصاحبه کذایی اش، نگوید"آقای سرشار که در آن جلسات نبوده است، از کجا این حرفها را می زند؟!"، ذیلا، مراحلی را که نامبرده طی کرده، تا ماجرای این کتاب را به اینجا برساند، به اجمال - و طبعا "نقل به مضمون" - می آورم. باشد که بخشی از گرههای کور این قضیه، برای برخی اعضای محترم هیئت علمی، مسئولان محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، و از همه مهم تر، آن دسته از مردم بزرگمان که پیگیر این قضیه هستند، باز شود:
در جلسه نهایی که برای تعیین کتاب برگزیده بخش مستندنگاری و تاریخ ، با حضور کلیه داوران و دبیر این جشنواره تشکیل شده است، هر سه داور، با دادن نمره کل بالای 90 - از 100 - به کتاب " شرح اسم" - زندگینامه مقام معظم رهبری - و از این طریق، احراز معدل کل 92 برای این اثر، به اتفاق، کتاب مذکور را، به عنوان "اثر برتر و برگزیده" این بخش معرفی کرده اند. اما دبیر جشنواره، در اقدامی خارج از حدود وظایف و اختیارات قانونی خود، و لابد از سر خیرخواهی ومصلحت اندیشی(!)، از همان ابتدا، بنای مخالفت با این موضوع را گذاشته است. او اول موضوع را این گونه مطرح کرده است که(همگی نقل به مضمون) "من از قبل تر ها در جریان این کتاب بوده ام....ممکن است با برگزیدن این کتاب، حاشیه ایجاد کنیم؛ و این توهم به وجود بیاید که وزارت ارشاد، به دفتر...[سانسور از من است] باج داده است. آن وقت دودش توی چشم خودمان[:وزارت ارشاد] می رود."
یکی از داوران، که این استدلال سست را نپسندیده، گفته است:" در هر حال، ما باید پای تشخیص وموازین خودمان بایستیم، و از آن دفاع کنیم. اگر قرار باشد ما این طور فکر کنیم، آن وقت دیگر از دشمن چه توقعی داریم؟!"
دلیل دیگری که دبیر جشنواره برای به مصلحت نبودن انتخاب این کتاب - از نظر خودش - ذکر کرده، این بوده است که "چاپ اول این کتاب، سال 91 است. در حالی که در این جشنواره، ما فقط می توانیم به کتابهای چاپ سال 90 جایزه بدهیم."
(این در حالی است که، چاپ اول "شرح اسم" در سال 90 صورت گرفته ؛ و در سال 91" همان کتاب، با ویرایش مختصری، چاپ مجدد شده بوده است.)
داوران، ظاهرا از اصل این موضوع اطلاع کافی نداشته اند، و از طرفی، دبیر جشنواره نیز در آن جلسه مستندات کافی برای متقاعد کردن آنان در این مورد ارائه نکرده است. نتیجه آن می شود که داوران، صورتجلسه خود را به شکل "مشروط" تنظیم می کنند. به این صورت که " اگر چاپ اول کتاب "شرح اسم" مربوط به سال 90 باشد، این کتاب، اثر برگزیده مطلق(برنده 110 سکه) بخش مستندنگاری و تاریخ معرفی شود. در غیر این صورت، از گردونه داوری حذف، و در جشنواره سال بعد مورد داوری قرار گیرد."
در این بخش، دومین کتاب از نظر نمره، "نورالدین پسر ایران" بوده؛ که معدل کل نمره هایی که داوران به آن داده بوده اند، زیر 90 بوده است. (طبق آیین نامه جایزه جلال آل احمد، تنها کتابی که معدل کل آن 90 و بالا تر باشد، کتاب "برگزیده"؛ و کتابی که نمره آن - اگر اشتباه نکنم - بین 80 تا 89 باشد، کتاب "تقدیری" محسوب می شود. به علاوه، در یک رشته فقط می توان یک کتاب "برگزیده" یا - در صورت نبودن کتاب "برگزیده" - کتاب "تقدیری" داشت. یعنی همزمان، نمی توان در یک رشته، هم کتاب "برگزیده" و هم "تقدیری" داشت.)
از آنجا که دبیر جشنواره، احتمال انتشار چاپ اول "شرح اسم" را در سال 91 مطرح کرده بوده، می داوران بخش مذکور، در صورتجلسه نهایی خود، چنین می افزایند که" در صورتی که مسجل شود چاپ اول کتاب "شرح اسم"، سال 91 بوده است، کتاب "نورالدین پسر ایران"، به عنوان کتاب "تقدیری" این بخش معرفی شود."
در جلسه هیئت علمی جایزه، که چند روز بعد تشکیل شده، دبیر جشنواره، مجددا مسئله انتشار چاپ اول کتاب شرح اسم" در سال 91 را، به عنوان مشکل این اثر برگزیده داوران بخش مستندنگاری و تاریخ مطرح، و نهایتا" اعضای هیئت علمی حاضر در جلسه را متقاعد می کند - یا شاید هم خود متقاعد می شوند(تردید از راوی حاضر در آن جلسه است که موضوع را تعریف کرده) که به جای انتخاب کتاب "شرح اسم" به عنوان کتاب برگزیده این بخش و اختصاص 110 سکه جایزه به آن، و در مقابل، حذف کتاب "نورالدین، پسر ایران"، هر دوی این کتابها را، به صورت مشترک، کتابهای "تقدیری" این بخش معرفی، و 25 سکه جایزه تقدیری را نیز، میان نویسندگان آنها ، به طور مساوی، تقسیم کنند!
این درحالی است، که همان گونه که پیش‌تر عرض شد، چاپ اول "شرح اسم" قطعا و بی هیچ تردید در سال 90 صورت گرفته؛ و چاپ سال 91 آن، ویرایش مجدد همان کتاب سال 90 است. بنابراین، از این نظر، مشکلی نداشته است.
در ثانی، اگر برای دبیر جشنواره و هیئت محترم علمی جایزه ، مسجل شده که چاپ اول این کتاب مربوط به سال 91 بوده است، اصولا نمی توانسته اند آن را در این دوره از جشنواره شرکت دهند! و طبعا - به طریق اولی - نمی توانسته اند آن را "برگزیده" اعلام کنند؛ چه به عنوان کتاب "برگزیده" و چه "تقدیری". به عبارت دیگر، تنزل رتبه آن از "برگزیده" به "تقدیری"، که نمی تواند این تخلف اساسی اساسنامه ای را جبران کند و به آن مشروعیت ببخشد!
اما اگر اطمینان حاصل کرده اند که چاپ اول کتاب مذکور در سال 90 صورت گرفته است، بر مبنای کدام دلیل و منطق ادبی ، علمی یا عقلی، رتبه آن را از "برگزیده" به "تقدیری" و جایزه آن را از 110 سکه، به 12/5سکه تنزل داده اند؟!
به فرض هم که هیئت علمی، در آیین نامه، این حق را برای خود قائل شده باشند که رای مطلق و بی خدشه داورانی متعهد را در مورد یک کتاب فاقد هر گونه اشکال محتوایی، تغییر دهند، و در عوض، کتابی را که عملا منتخب آنان - در صورت بدون اشکال بودن تاریخ انتشار کتاب اولی - نبوده است، در ردیف کتاب اولی قرار داده، به عنوان کتاب تقدیری معرف کنند،کمترین انتظار از ایشان این بود که دلایل علمی و قانع کننده خود را برای این همه تغییر در رای داوران، در صورتجلسه نهایی خود ذکر کنند. و دبیرخانه جشنواره نیز ، موظف بود مشروح این استدلالها را به آگاهی عموم - و در راس آنها، داوران این بخش - برساند.
آنچه از ماوقع جلسه نهایی هیئت علمی جایزه برای من نقل شده، حاکی از آن است که دبیر جشنواره، با توضیحات جهتدار خود - از همان گونه که شرح اجمالی آن در جلسه هیئت داوران بخش مذکور رفت - عملا اعضای هیئت علمی را - که به احتمال زیاد یا خود این کتاب را نخوانده یا در جریان مصلحت اندیشی (!) های ناصواب و بی وجه دبیر جشنواره نبوده ه اند، نهایتا به این سمت سوق داده، که نظر او را در این باره تایید کنند؛ و آن شود که نباید!
این نیز که در ابتدای این یادداشت اشاره شد تغییر انتخاب داوران در یخش مستندنگاری و تاریخ، در واقع نه کار هیئت علمی و نه هیچ کس دیگر ، بلکه خواست دبیر جشنواره بوده است، مستند به این گزارشها بود.
در خوشبینانه ترین شکل، به نظر می رسد مشکل امثال این آقای دبیر جشنواره این است که در مسئولیتهایی که به عهده شان گذاشته می شود، خود را عقل کل و فراتر از قوانین و اساسنامه ها و آیین نامه های موجود می دانند؛ و تصور می کنند که مصالح انقلاب و اسلام و نظام و کشور و ملت را، بهتر و بیشتر از بقیه می دانند.
اما از همه اینها که بگذریم، مگردبیر جایزه مدعی نیست که داوران هر یک ازرشته های سه گانه تحت پوشش جایزه جلال آل احمد، یک سر گروه دارند؟ سرگروه بخش مستندنگاری و تاریخ چه کسی بوده است؟ با وجود این مسائلی که در مورد اثر منتخب این گروه مطرح بوده، چرا دبیر جشنواره او را به جلسه نهایی هیئت علمی دعوت نکرد، تا اعضای هیئت، سخنان و استدلالهای گروه داوران را هم از زبان نماینده آنان بشنوند؛ و بعد این تصمیم خطیر را در این باره بگیرند؟!
پرسش دیگر در این باره این است که، چرا دبیر جشنواره، قبل از اعلام عام اسامی برگزیدگان، داوران را در جریان این تغییر آرائشان قرار نداد، و هیچ کوششی هم برای متقاعد ساختن آنان در این باره نکرد؟!
آخرین مورد قابل ذکر در این باره نیز این است که - تا آنجا که من و یکی دیگر از دوستان دارای سابقه در این جایزه به خاطر می آوریم - در آیین نامه جایزه قید نشده و در دوره های قبل جایزه مذکور نیز در موارد مشابه، این گونه عمل نمی شده است که هرگاه مثلا دو کتاب، به صورت مشترک در یک رشته، تقدیری اعلام می شدند، 25 سکه جایزه تقدیری، میان آن دو، نصف شود. بلکه به هر یک، جداگانه، 25 سکه کامل داده می شده است.

3 نظر

گفت:این از دولت عدالت خواه شما که چنین حق می سوزاند.
گفتم: برادر آنان که از ناحقی وبی عدالتی فریاد برآوردندو حق طلبی می کنند از جنس و درون همین دولتند تازه حق سوزانندگان همه دولت نیستند بلکه نفوذی در دولتند والبته پذیرفتم که اینجا هم صدای پای آدمهای منحرف از اصول می آید وباز هم البته باید شاکر حضور سروران پایبند به اصول و آرمان،باشیم .

http://www.fardanews.com/fa/news/235181/افشای‌فایل‌صوتی‌محرمانه‌ازمهدی‌هاشمی

زود است نسلی از جوانان این مرز و بوم، که خودشان را برای حفظ آرمانهای فرهنگ اسلامی - ایرانی به آب و آتش می زنند، بیایند و مناسب مدیریتی را از این عافیت طلبهای نادان، که مواظبند پاچه شان تَر نشود[!]بگیرند.
زود است عزیزان...

ارسال نظر