

خبرگزاري فارس: چاپ دوم كتابهاي «غريبهها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدينژاد» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد
كتاب «عكس يادگاري با كت دكتر احمدينژاد» خاطرات محمدرضا سرشار از انتخابات مجلس ششم در سال 78 است كه او و دكتر احمدي نژاد هر دو نامزد انتخابات بودند.
در اين كتاب حضور دكتر احمدينژاد و بسياري از دولتمردان فعلي در اين خاطرات منعكس شده است و پيش از اين در سال 1388 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده بود و چاپ دوم آن نيز با شمارگان در 2500 نسخه توسط همين ناشر منتشر شده است
همچنين دو كتاب با عناوين «جاسوس» و «غريبهها» از سري مجموعه كتابهاي «قصههاي انقلاب» نيز توسط سوره تجديد چاپ شده است.
كتاب «غريبهها» منتخبي از چهار داستان است كه براي گروه سني نوجوان انتخاب شده است و در آن چهار داستان با عناوين «آخر تعزيه» علياكبر والايي، «بسته عجيب» اثر م.تقوا، «شاخههاي شكسته» و «غريبهها» اثر محمدحسين كيانپور منتشر شده است. اين چهار داستان توسط محمدرضا سرشار برگزيده و ويراستاري شده است.
كتاب «جاسوس» كه كتاب ششم از مجموعه «قصههاي انقلاب» است چهار داستان مخصوص گروه جوان است كه علي آقاغفار، مجيد درخشاني، محمدحسين كيانپور و حسين عبدي داستانهاي «اولين نقش من»، «جاسوس»، «مجسمه» و «نقشه» را تاليف كردهاند.
سوره مهر اين دو اثر را در شمارگان 25000نسخه در نوبت دوم چاپ كرده است

سلام جناب سرشار(رهگذر).آفرین بر شما مثال بسیار زیبایی زدید.جز این هم از شما توقع نداشتیم.شما یادگار دوران جبهه و جنگ ما هستید،ما را یاد روزهایی میندازید که حضرت امام در این دیار نفس میکشیدند و ما هم دلخوش به نفس گرمش بودیم.من از دیار دور کرمانشاه آرزوی دیدار یکبار حضرت امام بودم که هرگز نتوانستم.خاک بر سر کسانی که ور دل امام بودند و به امام و ملت و اسلام خیانت کردند و دارند میکنند.درود بر شهامت و شجاعت شما.خیلی میخامت...خداحافظ
با سلام
از نقد خوب آقاي سرشار ممنونم.
به نظرم مخاطب اين نوشته نوجوانان هستند.
محضر استاد سرشار عزیز، سلام علیکم بماصبرتم.
توجه حضرتعالی را به گوشه ای از سخنان مقام معظم رهبری جلب می نمایم :
در مواردى انسان میدید که در این مناظرهها جنبهى منطقى مناظره ضعیف میشد؛ جنبهى احساساتى و عصبى پیدا میکرد؛ جنبهى تخریبى غلبه پیدا میکرد؛ سیاهنمائى وضع موجود به شکل افراطى در این مناظرهها دیده شد؛ سیاهنمائى دورههاى گذشته هم در این مناظرهها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد که در جائى اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بىانصافیهائى احیاناً دیده شد؛ هم بىانصافى نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بىانصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقایان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم که خوب نبود، گفته شد.
.................
چند نکته را محضر جنابعالی نیز به نوان یادآوری معروض می شوم :
۱ – به اعتقاد این کمترین ، محور تمامی فعالیت های صحیح در کشور، سخنان مقام معظم رهبری بوده و از فرمایشات ایشان می توان به عنوان مصباح و چراغ راه ، استفاده کرد .اگرچه معظم له بر عدم تخریب ، در جریان انتخابات ، توسط نامزدها و حامیانشان تاکید کردند؛ لکن بارها شاهد بودیم که برخی چهره ها ، به تخریب دولت و نیز تخریب شخص رییس دولت نهم ( احمدی نژاد) اقدام کردند.
اما آنچه مهم و قابل توجه به نظر می رسد یک مسئله است و آن اینکه : آقای احمدی نژاد به عنوان یک فرد ولایت مدار ، در جریان مناظرات تلویزیونی که از رسانه ی ملی پخش می شد برای اولین بار دست به تخریب زد و این از دو جهت قابل بررسی است:
الف : اولین فردی که در رسانه تخریب را شروع کرد “احمدی نژاد ” بود
ب : ” احمدی نژاد ” نیزهمانند سایر کاندیداها ، توجهی به سخنان مقام معظم رهبری در باب سفارش خاصّ ایشان نکرد ( و نتیجه ی این بی توجهی نیز در سخنان معظم له در خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد سال ۸۸ کامل مشهود بود* )
آیا چنین نبود ؟
۲ – حرکت صورت گرفته که به قول حضرتعالی به برون ریزی منجر شد ، رهبر عزیزمان را متاثر کرد و هیچگاه یک حرکت صحیح ( علیرغم اینکه داب مقام معظم رهبری تمجید از حرکات خوب و راهکارهای صحیح است ) ایشان را متاثر نکرده و نمی کند . در صورتیکه تاثر ایشان در خطبه های نماز جمعه ، به شدت محسوس بود ؛ کما اینکه به زبان هم آوردند.چگونه قبول کنیم که این حرکت ، یک حرکت صحیح سیاسی بوده است ؟
آیا چون سخنان احمدی نژاد ، پس از مناظره با موسوی ، محبوبیت وی را ۵۵% افزایش داد و به قول شما حرفی را که سالها روی دل مردم بود ، زد ؛ دلیلی بر صحت حرکت صادره از وی می باشد ؟!
۳ – بر خلاف نظر حضرتعالی ، توجه خود و شما را به سخنان مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خرداد ۸۸ جلب می کنم که ایشان ،اثر بیان چنین حرفهایی را ” تلقی های نادرست در جامعه ” و همچنین ” بوجود آمدن افکار غیر واقع ” بین اقشار مختلف جامعه می دانند . همانطور که در جمع مردم سنندج در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۸۸ تخریب توسط نامزدها را، باعث تخریب اذهان مردم معرفی کردند . آنوقت چطور می شود که این حرکت غیر صحیح ، سلامت نظام اسلامی را پس از سی سال به ارمغان بیاورد .
چگونه باید جواب جوانانی را که جویای حقیقتند و در سلامت قوه ی قضاییه ی کشور شک کرده اند ؛ داد ؟
سوالاتی که هنوز از ما می پرسند که : چرا اگر فرزندان هاشمی ، مفسد اقتصادی هستند ، توسط قوه ی قضاییه محاکمه نمی شوند ؟
شاید زور قوه ی قضاییه به هاشمی و فرزندانش نمی رسد ؟
یا شاید رییس قوه ی قضاییه که منتخب رهبر است ؛ با رفسنجانی تبانی کرده است؟!
۴ – در طول ۲۱ سال زعامت مقام معظم رهبری کجا سراغ دارید که تعابیری همچون سخنانی که ایشان در وصف شخصیت هاشمی رفسنجانی بیان کرده اند ، بیان نموده باشند ؟!
۵ – طبق قانون اساسی ، جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام متعلق به رهبری جمهوری اسلامی می باشد . مقام معظم رهبری این جایگاه را با تمام اختیارات ، به هاشمی رفسنجانی تفویض کرده اند . چرا اگر وی ، تبدیل به بت شده است ؛ مقام معظم رهبری نظام را به قی کردن وادار نکرده و اورا برکنار نمی کنند ؟!
۶ – برون ریزی ای که حضرتعالی از آن دم میزنید ، نتایج صحیحی به ارمغان داشت ، چرا که فردی را که مقام معظم رهبری ” ذخیره ی انقلاب ” معرفی می کنند ؛ در کف خیابانها ” تاجر ورشکسته ” خطاب کردند و بت ها شکسته شد . آیا این است ارمغان چنین حرکت صحیحی ؟
جناب آقای استاد سرشار !
الحق و بدون اغراق که حضرتعالی ، حق استادی بر گردن این کمترین دارید اما این مهم ، دلیل بر انتقاد از موضع شما در این مقوله نمی شود . اگر فرزندان آقای هاشمی ، از موقعیت پدر، سوء استفاده می کنند و نظام ما با آنها برخورد صحیحی نمی کند ، نظام هم دچار مشکل شده است . در نظام قانون مندی که قدرت برخورد با مفسد اقتصادی نیست ؛ باید ساختارها اصلاح شود . و وقتی ساختارها اشتباه باشد ، نباید داد بر سردیگران بزنیم . بیاییم ساختارها را درست کنیم .
البته بنده چنین اعتقادی ندارم که ساختار نظام ما دچار مشکل است اما نوشته ی اخیر حضرتعالی ، چنین نتیجه ای را به دنبال داشته است و اگر چنین مهمی مد نظر حضرتعالی نبوده است ، لطف فرموده و بفرماید چرا قوه ی قضاییه با فرزندان هاشمی ( در صورت فساد اقتصادی ) برخورد نمی کند ؟!
شاید بخواهید بفرمایید : من به جای قوه ی قضاییه ، پاسخگو نخواهم بود !
اما شاید حقیت چیز دیگری باشد که با آنچه واقع شده است کمی متفاوت باشد .
به اعتقاد این کمترین، متاسفانه در جامعه ی امروز ما حقیقت با واقعیت فاصله پیدا کرده است و در تمامی سطوح جامعه ، چنین چیزی به چشم می خورد .
به امید آنکه حقیقت افراد ، واقعیت وجود آنها باشد و نقاب ها برداشته شود …
و این میسور نخواهد بود
جز در ایام دولت کریمه
سلام.دوست عزیز شما با این مقدار اطلاعات بعید است از کنه مسائل بی خبر باشید.لذا به نظر می رسد محبت شما نسبت به آن آقایی که ظاهرا وظیفه خود را - نمی دانم با کدام انگیزه - دفاع از او می دانید ، باعث شده باشد چشم خود را بر روی واقعیات مسلم جاری ببندید ، و خود را به ندانستن بزنید.شما چطور نمی دانید که آن سخنرانی رهبری بعد از آن مناظره ها و بیان آن سخنان بود؟! شما چطور کسی را ذخیره (!) نظام می دانید که شروع تمام این آشوبها و وارد شدن آن همه خسارتها به نظام و لطمه ها به مقام ولایت و دلخونیهای آن عزیز ، همه و همه با آن نامه سرگشاده بدون سلام و بدون تحیت ، ودر مقابل ، تحریک و تهدید آمیز او به مقام معظم رهبری آغاز شد ، و همسر و فرزندان او - خاصه آن یکی که همچنان فراری است و با وجود احضار توسط قوه قضائیه ، باز حاضر به تمکین به قانون نیست؟!؛ تا آنجا که همین دیروز ، بالاخره قوه قضائیه ناچار شد حکم جلب و دستگیری او را صادر کند - از جمله مهم ترین و موثر ترین محرکان و دلگرمی دهندگان به آشوبگران بودند؟!مگر مقام معظم رهبری نفرمودند که نظرات من ، به مواضع آقای احمدی نژاد ، نزدیک تر از نظراتم به آقای رفسنجانی است؟!مگر نفرمودند فرزندان آقای رفسنجانی و دیگر مسئولان ، اگر مرتکب خلاف و تخلفی شده اند ، باید مانند دیگران ، محاکمه شوند؟!چرا همین استوانه نظام و یار رهبر - از نظر شما - از فرزندش که به خارج متواری است ، نخواست به سخن رهبر و قانون گردن بگذارد و به کشور برگردد ؛ و خود را تسلیم قو ه قضائیه کند؟!چرا نسبت به آن همه ساختار شکنی ها و تخریبهای فتنه گران موضع نگرفت و آن را محکوم نکرد ؟! چرا در هر مناسبتی ، سران فتنه با او ملاقات و رایزنی می کنند؟چرا فتنه گران این قدر به او دل بسته و امید دارتد؟1و دهها از این چرا ها ؛ که مجال طرح آنها در اینجا نیست .چطور است شما ارتکاب تخلف و اعمال خلاف قانون و مصالح نظام و خواست رهبری را از سوی آن افراد محکوم نمی کنید ، ولی کسی مثل آقای احمدی نژاد را فقط به گناه اینکه این تخلفات را بیان کرده و به اطلاع مردم رسانده است ، محکوم می کنید ؛ و آن وقت ادعای بی طرفی و اطاعت از رهبری هم می کنید ؟! در مورد عملکرد قوه قضائیه هم ،بنده نظرم را در نامه سرگشاده ای خطاب به رئیس محترم آن نوشته ام ؛ که در همین سایت درج شده است ؛ وهمچنان به مطالب آمده در آن ، معتقدم .اگر مطاله نکرده اید ، آن را بخوانید . من و شما مسئول مصلحت اندیشیهای ناصواب و تعللها و ملاحظه کاری ها - یا هر چیز دیگر که اسمش را بگذارییم -قوه قضائیه نیستیم. حرمت امامزاده به متولی اش است .وقتی متولی حرمت نگه نمی دارد ، از دیگران نمی توان توقعی داشت . شما اگر به راستی پیرو ولایت هستید ، واجب است ، یک - یا حتی چند - بار دیگر ، سخنان و مواضع ایشان را در این خصوص - این بار واقعا بی طرفانه و با دقت بسیار بیشتر - مرور و تجزیه و تحلیل کنید. بعد هم با خود فکر کنید که خطاب مظلومانه "این العمار " به چه کسانی است ؟ و پیوسته به این سخن رسول الله (ص) را به یاد خود بیاورید که فرمود :شقی ترین مردم ، کسی است که آخرت خود را فدای دنیای دیگران کند.
و هو السلام
استاد سرشار !
سلام علیکم بما صبرتم .
سپاس از پاسخ حضرتعالی.
بغض حضرتعالی نسبت به آن آقا که حتی نامش را بر زبان جاری نمی کنید؛ سلب علاقه ی این حقیر به حضرتعالی را باعث نبوده و کماکان شما را استاد خود می دانم .
از باب یادآوری چند نکته را معروض میدارم :
1 - به این مهم که مقام معظم رهبری آن سخنان را بعد از مناظره فرموده اند، واقف بوده و بنا به همین دلیل شاهد بر نوشته های خود ، آوردم .
2 – اینکه فرزند ایشان مهدی هاشمی در جریان انتخابات از نامزد خاصی حمایت می کرد ، بر اذهان روشن ، پوشیده نیست و اینکه دقیقا در نقطه ی مقابل آقای احمدی نژاد بود نیز قابل انکار نیست . اما بنده به مدت دوسال قبل از انتخابات خرداد 88 تمامی سخنان آقای هاشمی رفسنجانی را مجدد مورد بررسی قرار دادم . تنها موضع رسمی ایشان در باب انتخابات و شخص احمدی نژاد به عنوان کاندیدای دوره ی بعد ریاست جمهوری، سکوت بوده است . فقط در یک مورد که متن صورت جلسه ی آن نیز منتشر شد ، و مربوط بود به جلسه ی مجمع روحانیت مبارز تهران مبنی بر حمایت از کاندیدایی خاص بود ؛ وی حمایت خود را در صورت توافق اعضای مجمع ، به روی دکتر علی اکبر ولایتی ، از نامبرده بیان نمود . ( رجوع شود به صورت جلسه ی مجمع روحانیت مبارز )
3 – قصد دفاع از آقای هاشمی را نه از روی غرض شخصی و یا ... نداشته و ندارم . فقط و فقط گمانم بر این است که ایشان ، یاور رهبر بوده و تضعیف هاشمی ، تضعیف رهبری است . مطمئمن باشید اگر روزی بر اسنادی دال بر مخالفت وی با رهبری جمهوری اسلامی دست پیدا کنم ، ایشان را از زندگی خود محو خواهم کرد . اگر در وبلاگ حضرتعالی هم در این مقوله نظر دادم ( علیرغم اینکه سالهاست خواننده ی این وبلاگ هستم و تا کنون نامی از این کمترین ندیده بودید ) ، احساس کردم که می توانم معلومات خود را در باب ایشان بالا ببرم و الا دست نوشته های وزین حضرتعالی در پست های پیشین ، نیازی به نظر امثال چون منی نداشت .
من نامبرده را " ذخیره ی نظام " معرفی نکردم بلکه در کلام رهبر ، اورا ذخیره ی از انقلاب می بینیم . نه تنها ذخیره ی انقلاب بلکه اوصافی چون جمله ی :
{ و من در طول چهل سال ایشان را در راه خدا و حقیقت و اعلای کلمه دین و پیشبرد اهداف اسلامی مشاهده کردهام }
نه این وصف ، بلکه اوصافی در جملاتی دیگر که باز مرا متحیر می کند که مقام معظم رهبری ویرا اینگونه معرفی کردند :
{ فقیهی اسلام شناس، سیاستمداری هوشمند و مدیری درد آشنا و دلسوز ، یاور صمیمی امام و شخصیت برجسته ی نظام جمهوری اسلامی و بازوی توانا و زبان گویای آن }
{ شخصیتی که پرونده ی تلاش در راه خدا و مجاهدتش برای حاکمیت دین و اعلاء کلمهی اسلام حتی پیش از نخستین روزهای شروع نهضت آغازشده و سرگذشت رنج ها و سختی ها و فعالیت های کم نظیر را در خود گنجانیده است، چهره ی موجهی که به برکت حرکت در صراط مستقیم انقلاب، همواره امین امام و محبوب امت بوده است }
استاد سرشار !
من هیچ جا در فرهنگ واژگان مقام معظم رهبری ، ندیدم که ایشان در طول مدت زعامت خود ، فردی از شخصیت های نظام را اینگونه وصف کرده باشند و این برای من یک مسئله مهم در تایید هاشمی رفسنجانی است و هیچ جا خلاف این را از مقام معظم رهبری تا به امروز ندیده ام .
اگرچه در خانوده ی ایشان ، همسر و فرزندانشان همه از شخصیت های ( بر فرض ) مخالف نظام باشند ، به عقیده ی اینجانب ، خدشه ای به شخصیت وی وارد نمی شود . چراکه بارها این نمونه ها را در تاریخ زندگانی انبیاء الهی دیده ایم و شنیده ایم .
یکجا در فرهنگ قرآن ، همسر یکی از انبیاء الهی را می بینیم که آن گناه بسیار زشت را مرتکب می شده ، اما همسر آن پیامبر بوده است و ایشان ، مامور امر به معروف و نهی از منکر و انذار و تبشیر می باشد .
و یا فرزند سایر انبیاء الهی و برخی امامان شیعه که ناخلف بوده اند و این دلیلی بر بد بودن خود آن امام و یا نبی ندارد و خود حضرتعالی بهتر واقف بر این مهمید .
4 – درباب نامه ی هاشمی رفسنجانی به رهبر نیز ، نظری رهبری در باب کلیت نامه اعلام شد و رهبری هم آنرا تایید کردند . معظم له با کلیات آن مخالف نبوده ولی زمان انتشار آنرا مناسب ندانستند .
5 – زمانی که حکم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در سال 84 توسط رهبری امضا شده و به ایشان داده شد ، وقتی بوسه ی رییس دولت را بر دستان رهبر دیدم ( علیرغم اینکه به وی رای نداده بودم )، تمام بدنم به رعشه در آمد و آنچنان احساس لذتی کردم که وصف ناشدنی است و در باب اینکه نظرات اقای احمدی نژاد به نظرات رهبری نیز نزدیک تر است بسی جای خوشحالیست . ما که مخالف آقای احمدی نژاد نیستیم . احمدی نژاد هم مهره ی خدوم نظام بوده است . به او انتقاداتی هم دارم . از او به شدت دلخور هم هستم اما این دلیل نمی شود برای اثبات شخصیت او به نفی دیگران بپردازم .
احمدی نژاد یک ریال هم اهل اختلاس و ... نبوده است و این حتی بر مخالفان وی ، پوشیده نیست اما آیا آقای هاشمی رفسنجانی ، تا به امروز فساد اقتصادی داشته اند ؟
آیا دلیل صدور حکم بازداشت مهدی هاشمی فساد اقتصادی بوده یا شرکت در جریانات بعد از انتخابات ؟
و هنوز تهمتی که آقای احمدی نژاد زد به اثبات نرسیده است . این است که برای من درد دارد که چرا حرف غیر قابل اثباتی از جانب یک بچه حزب اللهی ، آنهم در سمت ریاست دولت زده شد ! اینست که برای من غیر قابل هضم است .
6 – مقام معظم رهبری - حفظه الله تعالی – در سه محور نظرات آقای احمدی نژاد را به نظرات خود نزدیک داستند . همان سه محوری که با آقای هاشمی رفسنجانی اختلاف داشتند و این فضلی برای آقای احمدی نژاد نیست بلکه مایه ی خوشحالیست که رییس جمهور کشورمان ، نظرش به ایده آل های رهبری در سه محور ذکر شده ،نزدیک است .
7 – اگر میهمان به خانه ی شما بیاید ، چه می کنید ؟ آیا بر خلاف فرمایش رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – عمل می کنید یا شیوه ی حضرتش را پیش می گیرید که فرمودند :
اکرم ضیفک و لو کان حقیرا
حال بفرمایید با سران فتنه چه باید کرد ؟
8 – در جریان اولین و دومین جلسه ی متهمین اغتشاشات ، آقای هاشمی طی بیانیه ای حمایت خود را از کاندیدای خاصی ، دو مرتبه تکذیب کرد . البته منکر این نمی شوم که خانواده ی او در حمایت از کاندیدای خاص همانگونه که مستحضرید ، بر خلاف شان خانواده ی یک مجتهد ، عمل کردند .
استاد سرشار عزیز !
من احساس می کنم بدانچه که فکر می کنم درست است اما فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی شناخت عرصه در زمان فتنه ، ذهن من را مبنی صحت شناخت و یا عدم معرفت نسبت به فرد مد نظر حضرتعالی ، به شدت به خود مشغول کرده است . دنبال دلیلی بر رد دانسته های خود می گردم . پس از انتخابات خرداد گذشته لازم دیدم که در سخنان مقام معظم رهبری مطالعه ای مجدد داشته باشم . و بر این مهم نیز استوارم .
حاضرم با حضرتعالی به عنوان استاد و این کمترین به عنوان یک طلبه و شاگرد ، بنشینیم و سخنان حضرتش را مبنا قرار داده و بر اساس آن ، باهم مباحثه ای داشته باشیم . مباحثه ای حوزوی که منشا خیر و برکات فراوانی تا به امروز برای این کمترین بوده است .
حقیقتا جویای حقیقت هستم .
و من الله التوفیق و علیه التکلان .
حسین مداحی
سلام.متاسفم که فرصت پرداختن به موارد مطروحه از سوی شما را ندارم.اما بهتان چند توصیه گذرا دارم1. شخص مورد نظر شما آن قدر زیرک هست که کارهایش را به گونه ای انجام دهد که رد پای آشکاری از خود - لااقل برای امثال شما - بر جا نگذارد. 2. قدری مطالب مندرج در روزنامه ها و سایتهای خبری را راجع به نقش نامبرده در آشوبها و فتنه های اخیر بخوانید .آن وقت فکر می کنم نظرتان فرق کند و تردیدهایتان برطرف شود .3.فقط به عنوان یک نمونه ، ببینید چه کسی تقبل کرده بود ده میلیارد تومان به تبلیغات یکی از نامزدهای ریاست جمهوری کمک کند ، اگر بتواند یک میلیون از آراء آقای احمدی نژاد کم کند؟پنج میلیارد توماننش را هم پیش پیش پرداخت .اما فرد مذکور نتوانست حتی یک میلیون رای بیاورد.4. امثال حضرت نوح و لوط ، وقتی فرزند یا همسرشان از راه حق منحرف شدند ، دیگر آنها را تایید و حمایت نکردند. بلکه به خواست خدا ، حتی آنان را از خود راندند ، تا هلاک شدند. آیا شخص مورد نظر شما هم چنین کرد ؟ 5. هر فردی می تواند در دورانی - چه بسا طولانی - انقلابی و متدین باشد .اما بعد راهش را تغییر دهد .بیهوده نبود که اما فرمود: "میزان حال فعلی افراد است ." و " من با هیچ کس عقد اخوت نبسته ام ."6. هر بخش از نظرات رهبری یا امام راجع به افراد را باید دید در چه زمانی بیان شده است .آن نظرها ، تا همان زمان راجع به او صادق است ؛ و البته تا هنگامی که آن شخص استحاله نشده است .6. از قضا اگر در آخرین تمجیدهای رهبر راجع به آن شخص توجه کنید ، می بینید همه راجع به گذشته او و قبل از ورودش به فتنه اخیر است . 7. اینکه رهبری فرمودند با اصل بیان مطالب مخالف نیستند و فقط زمان بیان آن را مناسب نمی دانند از بزرگواری و سعه صدر ایشان است . اما کیست که متوجه این نکته بدیهی نباشد ک برای شخصی که آن قدر به رهبر نزدیک است که هر لحظه اراده کند می تواند به دیدار خصوصی ایشان برود یا تلفنی با معظم له صحبت کند یا نامه اش را مستقیما به دست مشارالیه برساند ، با چه انگیزه خیر (!) و توجیه منطقی به ایشان نامه سرگشاده - آن هم چنان نامه ای ! - می نویسد ؛ و منشا آن همه مشکلات برای کشور و حرمت شکنی ها از امام و رهبر و ... می شود ؟!(ایا شما فکر می کنید در آن مناظره ، آقای احمدی نژاد ، نام هر کس دیگر غیر از آن آقا را می آورد ، چنین آشوبهایی در کشور پدید می آمد ؟!( سفارش می کنم مطلب " همه چیز از بردن نام ... شروع شد " در همین سایت را بخوانید.)8. دوست عزیز جوان ! آنچه تا کنون از سرچشمه های فتنه های اخیر ، اینجا و آنجا منتشر شد ، تنها قسمت بالایی کوه یخ شناور در آب است . چندین برابر آنچه امثال شماها از این ماجرا می دانید ، زیر آب پنهان است .کسانی که از مسائل افشا نشده با خبرند ، هرگز خوشباوریهای امثال شما را ندارند.البته قطعا روزی آن مطالب نگفته ، منتشر خواهد شد . ولی تا آن زمان ، کسانی که باید سوء استفاده هایشان را از این اوضاع بکنند ، کارهایشان را کرده اند . 9. آخرین نکته اینکه : رهبر مطالب بسیار دیگری راجع به وظایف امت و خصوصا جوانان مومن ، در ارتباط با مسائل انقلاب و مواردی مانند فتنه اخیر نیز گفته اند .یکی از بسیار موارد این مطالب دعوت به داشتن بصیرت است .قدری هم این مطالب را مرور کنید و مورد مداقه قرار دهید.دیگر هم بهتر است این بحث را ادمه ندهیم.
سلام برادر
فکر نمی کردم مردی که هیجان کودکی هایم درشوق صدای او در ظهر جمعه خلاصه می شداینقدر به سیاست بپردازد و قلمش در خدمت صاحبان قدرت باشد. شما را با همان سادگی جمعه ها دوست داشتم متذین و تسکین دهنده.
شنیدن و خواندن مطالب شفاف . دقیق . کامل و بصیرت افزای خواص بسیار ارزشمند است .
خواص با بیان حقایق به رشد کیفی میرسند . بلوغ فکری و استحکام و پاکی در رفتار
خواص اگر حقایق را نگویند . به خیانت دچار میشوند .
امروز صبح از شبکه دوم سیما گفتگوی شما را می شنیدم. در پاسخ هایی که می دادید نوعی تامل و دقت مشاهده نمودم که در خور تحسین است. مضمون یکی از جملات شما این بود که اهل قلم مواظب باشند که نوشتن که در ابتدا برای آنها یک وسیله بوده است در ادامه تبدیل به یک هدف نشود.
این نگاه یعنی جایگزین نشدن ابزار با هدف این قدر برای من مهم بود که در اینترنت به دنبال سایت شما گشتم.
اما وقتی به دیدگاه شما در مورد مناظره های انتخابا برخورد نمودم بهت زده شدم که چگونه فردی مانند شما ممکن است نسبت به پایمال شدن اخلاق و روش در راه هدف در صحبت های آقای احمدی نژاد در آن مناظره بی توجه بوده و حتی اگر تمام ادعاهای ایشان درست باشد بی قیدی نسبت به نحوه رسیدن به هدف در جامعه چقدر می تواند اثرات خانمان سوزی داشته باشد. در آخر می خواهم یادآور شوم که نظام جمهوری اسلامی باید همیشه برای ما یک ابزار باقی بماند زیرا روزی که نظام برای ما یک هدف شد آغاز انحطاط آن خواهد بود. خداوند نگهدارتان باشد
علی آقای محترم:
آیا می دانید «مقتدر مظلوم» به چه کسی گفته می شود؟ کسی که در اوج قدرت مورد ستم قرار می گیرد! حضرت علی امام معصوم و جانشین پیامبر بود، امری که بر هیچ کس پوشیده نیست. هنگامی که عمار در فضای غبار آلود فتنه در جنگ صفین به دفاع از امیرالمومنین می پرداخت، عده ای چون شما ناآگاهانه او را متهم به دفاع از صاحبان قدرت می کردند!!!
خطاب به آقای مداحی هم که اصرار دارند اظهار نمایند آقای هاشمی در انتخابات سال 88 بی طرف بوده اند باید بگویم پس از پخش فیلم تبلیغاتی موسوی که در آن نشان داده شد که علمای معروف (از جمله اقای هاشمی) او را به حضور پذیرفته اند. اکثر علما و مراجع در بیانیه های مختلف ابراز کردند که این به معنی حمایت از ایشان نیست. به نظر شما بهتر نبود اگر واقعا آقای هاشمی بی طرف بودند در همان هنگام چنان بیانیه ای صادر می کردند بجای تکذیبیه های امروزشان؟!!! کمی بیشتر اندیشه کنید.