آخرین خبر

  • • محمد میرکیانی مدیر گروه کوکو نوجوان شبکه جام جم شد
  • شنبه 11 آذرماه 91

    خبرگزاری فارس: «محمد میرکیانی» با حکم مدیر شبکه جهانی جام جم مدیر گروه کودک و نوجوان این شبکه شد، وی پس از تصدی این حکم از آغاز برنامه‌های جدید با حضور مجریان جدید از اول دی ماه خبر داد.
    خبرگزاری فارس: «میرکیانی» مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه جام‌جم شد

     به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، «محمد میرکیانی» با حکم «مهدی طلوعی» مدیر شبکه جهانی جام جم، مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه جهانی جام جم شد.

    بنا بر این گزارش، میرکیانی از جمله نویسندگان با سابقه کشورمان در حوزه کودک و نوجوان است که آثار بسیاری را در این حوزه به رشته تحریر درآورده است.

    «محمد میرکیانی» از سال 80 تا 82 مدیریت مرکز پویانمایی صبا را برعهده داشت،وی از سال ‌84 تا 87 مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه یک بود،طی سال‌های 87 تا 88 نیز عهده‌دار مدیریت گروه کودک و نوجوان شبکه دو بود و از آذرماه سال گذشته تا پیش از تصدی سمت جدید، مشاور در امور کودک و نوجوان مدیر شبکه 2 سیما بود.

     

    **با حضور مجریان جدید از اول دی ماه روی آنتن می‌رویم

     

    محمد میرکیانی پس از تصدی سمت جدید خود، در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، درباره برنامه‌های جدید خود برای شبکه جهانی جام جم گفت: برنامه‌ریزی‌ها به سرعت انجام شده و قرار است از اول بهمن ماه اولین باکس برنامه‌های ما با نام «بچه‌های ایران» در مدت زمان 100 دقیقه روی آنتن برود.

    وی ادامه داد: بنا داریم تا ابتدای بهمن ماه نیز اولین باکس برنامه‌های خردسال را روانه آنتن کنیم.  

     میرکیانی درباره اولویت برنامه‌سازی ویژه کودکان ایرانی خارج از ایران توضیح داد: در حقیقت ما به دنبال ساخت برنامه‌هایی با نشاط، پویا، جذاب و مفید هستیم.

    وی افزود: ما قصد داریم در برنامه‌هایمان کودکان ایرانی خارج از کشور را به وطن و آداب و رسوممان علاقمند کنیم و حتی ایجاد دلبستگی و بازگشت به ایران نیز در برنامه‌ها ما وجود دارد. 

    وی در پایان گفت: قصد داریم تا جایی که می‌شود از مجریانی که در سایر شبکه‌ها دیده شده‌اند، استفاده نکنیم و در این راستا تا به حال از حدود 40 نفر تست گرفته‌ایم و امیدوارم در این زمینه به نتایج خوبی دست یابیم.

آخرين نظرات خوانندگان

  • سارا: از روشنگری شما سپاسگذارم کاش قبل از خرید کتابی از ادامه
  • اکبر صحرایی: استاد سرشار متن نقد تاریخی روشن و تاثیرگذاری بود. قلم ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار سه کتاب جدید در باره ادبیات داستانی، به کوشش سرشار
  • برگزاری فارس: «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» سه اثر جدید محمدرضا سرشار به زودی منتشر خواهند شد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار از انتشار سه کتاب خود در حوزه نقد ادبی خبر داد و گفت: این سه کتاب مصاحبه‌های گرد‌آوری شده هستند و در آنها گفتگوهای فنی با نویسندگان ایرانی، نویسندگان خارجی و مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی انجام شده است.
    وی در ادامه افزود: این گفتگوها مربوط به دوره انتشار مجله ادبیات داستانی است و من این گفتگوها را بعد از استخراج و بازبینی مجدد، بر اساس یک طبقه بندی در سه کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» تدوین کرده‌ام.
    سرشار در مورد هر یک از این کتاب‌ها گفت: کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان» مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نویسندگان معاصر ایرانی است. جلد دوم این مجموعه «هوا سرشار از کلمات است» نام دارد و مصاحبه‌های نویسندگان خارجی است که به فارسی ترجمه شده است. اکثر این مصاحبه‌ها در خارج از ایران انجام شده‌اند. البته در این کتاب تعدادی از مصاحبه‌هایی که نویسندگان مجله با نویسندگان خارجی انجام داده‌اند نیز وجود دارد.
    وی در ادامه افزود: جلد سوم این کتاب نیز «داستان برای گشایش درهای آسمان» نام دارد و گفتگو با مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی است. در این کتاب مترجمان از مسائل ترجمه، جریان ترجمه در کشور و روش‌های شخصی این افراد در ترجمه آثار سخن گفته‌اند.
    سرشار درباره ضرورت گردآوری و انتشار این مجموعه سه جلدی گفت: در دورانی که من در مجله ادبیات داستانی به عنوان سردبیر یا عضو شورای سردبیری به فعالیت مشغول بودم، مطالب ارزشمندی منتشر شدند. این گفتگوها ماندگار هستند و ارزش چاپ این مطالب بیش از یک‌بار چاپ در یک مجله هستند.
    وی در ادامه افزود: از سویی این مجلات در حال حاضر در دسترس کسی نیستند. به غیر از کتابخانه مرکزی حوزه هنری تهران در هیچ کتابخانه‌ای در ایران دوره کامل این مجله پیدا نمی‌شود. با باز نشر این مطالب، برخی از مطالب این مجلات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
    سرشار درباره استقبال خوانندگان از کتاب‌های گفتگومحور گفت:‌ تاکنون شاهد انتشار متعدد مصاحبه‌های نویسندگان خارجی در قالب کتاب بوده‌ایم و اغلب هم مورد استقبال مخاطبان واقع شده‌اند. این در حالی است که ارزش بسیاری از این مصاحبه‌ها، اعم از نوع سوالات و پاسخ‌هایی که نویسنده پاسخ داده است، خیلی کمتر از مصاحبه‌هایی است که ما در ادبیات داستانی با نویسندگان خودمان انجام داده‌ایم. از این رو گفتیم وقتی چنین کتابی منتشر می‌شود و قطعا با استقبال مواجه خواهد شد.
    وی در ادامه افزود: از سوی دیگر در داخل کشور مصاحبه‌هایی در جبهه شبه‌روشنفکر با نویسندگان این طیف انجام شده است و به صورت کتاب در آمده‌ اما در مورد نویسندگان جبهه انقلاب این کار کمتر انجام شده است.
    این داستان نویس در انتها افزود: در حال حاضر مراحل آماده سازی این سه کتاب در انتشارات سوره مهر انجام


چرا وزارت آموزش و پرورش دولت آقای احمدی نژاد به نویسنده کمونیست هتاک به امام و انقلاب اسلامی علاقه دارد؟!

ارسال به دوستان
انتشار بخش‌هایی از کتاب بدون‌مجوز در یک نشریه
چرا روشنفکران به نویسنده کمونیست هتاک به امام و انقلاب علاقه دارند

خبرگزاری فارس: کتابی درباره غلامحسین ساعدی بعد از دوبار عرضه به وزارت ارشاد مجوز انتشار نمی‌گیرد ولی اکنون به صورت پرونده در یکی از مجلات به ظاهر فرهنگی بدون هیچ گونه منع قانونی منتشر شده است.

خبرگزاری فارس: چرا روشنفکران به نویسنده کمونیست هتاک به امام و انقلاب علاقه دارند

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، یکی از مخرب‌ترین جریانات فرهنگی که در عرصه ادبیات نمود بیشتری دارد، اسطوره‌سازی از نویسندگان و چهره‌های معاند نظام و انقلاب است. این جریان در اواخر دهه هفتاد با حمایت‌های دولتی! به اوج رسید ولی طی سالیان اخیر به طور نسبی افول کرد لکن اخیراً شاهد فعالیت‌های جدیدی در این مورد هستیم.

با نگاهی دقیق‌تر به عوامل و دست‌اندرکاران این جریان، می‌توان ردپای بقایای کانون نویسندگان ایران و عناصر غرب‌زده و وابسته‌ در محافل فرهنگی را مشاهده کرد.

تألیف و تدوین جشن‌نامه‌های جامعی از این چهره‌های دین‌گریز، اختصاص ویژه‌نامه مجلات ادبی به ایشان، برگزاری شب‌های یادمان برای آنان و راه‌اندازی جریان تاریخ شفاهی ادبیات معاصر بخشی از اقدامات انجام شده برای اسطوره‌سازی و قهرمان‌پروری از عناصر ضددین و ضدانقلاب است.

اعضای وابسته به کانون غیرقانونی نویسندگان ایران، در اردیبهشت سال گذشته در مهمترین دانشگاه کشور برای نویسنده‌ای بزرگداشت گرفتند که عنادش با دین و مقدسات اسلامی برای همگان مبرهن است. جالب اینکه این نویسنده بدنام از عوامل فعالِ ساواک در رژیم منحوس پهلوی در انحلال کانون نویسندگان بود لکن هم‌اکنون نیروهای خودفروخته کانون برای پیشبرد اهداف ضدجمهوری اسلامی، عَلمِ مبتذل‌نویسی را بلند می‌کنند که خود بیش از همگان بر فاسد بودنش اعتقاد دارند!

غلامحسین ساعدی ملقب به «گوهرمراد» این‌بار در پرونده ویژه در مجله‌ای ادبی متعلق به جریان تکنوکرات مطبوعاتی برای مخاطبان ادبیات عرضه می‌شود تا آموزه‌های ضددین وی در فرهنگ ادبی معاصر نهادینه شود.

در این مکتوب به معرفی غلامحسین ساعدی می‌پردازیم تا بار دیگر مسئولین فرهنگی از اقدامات مخرب جریانات ضد دین و انقلاب با هزینه نظام آگاه شوند.

بخش اعظم از مطالب معرفی ساعدی مستند به کتاب «کانون نویسندگان ایران به روایت اسناد ساواک» از انتشارات مرکز اسناد در صفحات 35 تا 37 و برگرفته از جلد هشتم مجموعه «نیمه پنهان» در صفحات 43 تا 81 است.

 

* غلامحسین ساعدی کیست؟

غلامحسین ساعدی فرزند علی‌اصغر (علی بابا) در سال 1314 ه.ش در تبریز به دنیا آمد. پدرش کارمند ساده دولت بود. دوران ابتدایی را در دبستان بدر و دوران متوسطه را در دبیرستان منصور سپری کرد و بعد به دانشکده پزشکی راه یافت.

جالب اینکه پایان‌نامه وی با عنوان «علل اجتماعی پسیکونوروزها در آذربایجان» !! بود که پس از ماه‌ها بحث و جدل با اکراه پذیرفته شد. در سال 1340 پس از دریافت دکترای پزشکی راهی تهران و به خدمت سربازی اعزام شد. در پادگان سلطنت‌آباد به عنوان پزشک پادگان و بصورت سرباز صفر! مشغول به خدمت گردید. در سال 1342 برای دریافت تخصص بیماری‌های اعصاب و روان به بیمارستان روزبه رفت و موفق به کسب تخصص در رشته روانپزشکی شد.

 

* عضویت در حزب توده

ساعدی در کنار طبابت به نویسندگی روی آورد و نمایشنامه‌نویسی را برگزید. اولین نمایشنامه وی «شب نشینی باشکوه» بود. در سال 1340 با مرحوم آل‌احمد آشنا شد و تحت تأثیر تفکرات او قرار گرفت و به نوشته‌های خود رنگ و بوی سیاسی داد.

در دوره دانشجویی جذب شعارهای مارکسیستی می‌شود و در جریان ملی کردن صنعت نفت به عضویت حزب توده درآمده، به مطالعه متون مارکسیستی روی می‌آورد. در سال 1333 به اتهام عضویت در حزب توده دستگیر و مورد بازجویی قرار می‌گیرد و پس از 3 ـ 4 روز آزاد می‌شود.

 

* شروع نویسندگی

یکی از آثار اولیه ساعدی به نام داستان «آفتاب و مهتاب» در مجله «سخن» دکتر خانلری چاپ شد. از همین زمان همکاری با مجله «اندیشه و هنر» را که با سردبیری ناصر وثوقی منتشر می‌گردید، آغاز کرد.

ساعدی در توصیف شرایط آن سال‌ها و دلایل روکردن به نویسندگی در چارچوب حزب توده می‌گوید: «ما برای احراز هویت در یک گروه یا حزب می‌بایستی خودی نشان می‌دادیم. قصه اولیه‌ام در مجلات جوانان دموکرات و روزنامه دانش‌آموز چاپ شد. در آن موقع یک نوع شیفتگی، یک نوع رمانتیسم مرا فراگرفته بود.

در سال 1332 که بچه بودم فکر می‌کردم که می‌توانم بروم و بجنگم. اما کودتا پیش آمد و از این لحظه تمام راهها بسته شد. از این‌جا بود که مسئله نوشتن را جدی گرفتم. این را بگویم که نوشتن یک امر اضطراری نیست... مشکل ما در این‌جا بود که شدید سیاسی شده بودیم. ما بچه‌های قبل از 1332 بودیم که پلی را پشت سر گذاشته بودیم، چیزی را تجربه کرده بودیم، بنابراین سیاست و ادبیات با هم آمیخته شده بود..."

 

* اولین اثر و تقلید از هدایت

ساعدی بعد از چاپ چند اثر پراکنده در روزنامه‌ها و مجلات، اولین مجموعه قصه‌اش را در سال 1334 به بازار کتاب می‌فرستد. خود او در مورد آثار این دوره می گوید: «اولین و دومین کتابم مزخرف‌نویسی مطلق بود. همه‌اش یک جور گردن‌کشی در مقابل لاکتابی، در سال 1334 چاپ شد...»

ساعدی این دوره از زندگی‌اش را با تقلید مستقیم و مشخص از صادق هدایت سپری می‌کند و تا آنجا تحت تاثیر گرایش نهیلیستی کارهای هدایت واقع می‌شود که همانند او تصمیم به خودکشی می‌گیرد و برای این کار «سیانور» هم فراهم می¬کند. ساعدی در مورد این تقلید کورکورانه می‌گوید: «خنده‌دار است که آدم در سنین بالا، به بی‌مایگی و عوضی بودن خود پی می‌برد، ریشه ظریف روح هنرمند کاذب هم تحمل یک تلنگر کوچک را ندارد. چیزکی در جایی نوشتند و من غرق در ناامیدی مطلق شدم. سیانور هم فراهم کرده بودم که خودکشی کنم. ولی یک پروانه حیرت‌آور، در یک سحر مرا از مرگ نجات داد»

  

* تئاتر قبل از انقلاب در خدمت ساعدی

ساعدی به عنوان نمایش‌نامه‌نویس شهرت فراوانی داشت. وی این شهرت را بیش از هرچیز مدیون حمایت‌های رژیم پهلوی و همکاری با ادراه تئاتر وزارت فرهنگ بود. او از معدود نمایش‌نامه‌نویسان ایرانی بود که هرچه می‌نوشت و هرچه در حوزه نمایش تولید می‌کرد، فوراً از سوی وزارت فرهنگ و هنر پهلوی خریداری می‌شد و توسط گروه‌های مختلف و فعال در ادراه تئاتر برای اجرا در صحنه آماده می‌گردید.

میزان حمایت رژیم از ساعدی طوری بود که از اواسط دهه چهل، اکثر سالن‌های نمایش تهران در تسخیر کارهای او قرار گرفت و یا اینکه گروه‌های تئاتر شهرستانی و دانشجویی، هر یک کار و نوشته‌ای از وی را در دست تمرین داشتند.

از نیمه دوم دهه چهل پای ساعدی به عرصه سینما و فیلمسازی هم کشیده شد و برخی از نوشته‌هایش به صورت فیلم به بازار سینمای ایران عرضه گردید. لااقل از چهار داستان او فیلم ساخته شده که فیلم‌نامه همه را خود او نوشت. از جمله «گاو» و «آرامش در حضور دیگران»، «ما نمی‌شنویم» و داستان «آشغالدونی» که تحت عنوان «دایره مینا» روی پرده رفت.

 

* مطب ساعدی، پاتوق نویسندگان دین‌گریز

ساعدی در اوایل دهه چهل با جلال آل‌احمد آشنا شد و از این طریق با بسیاری از اهالی قلم اعم از نویسنده یا شاعر ارتباط پیدا کرد. در همین سال‌ها با برادرش ـ اکبر ساعدی ـ مطبی در یکی از محله‌های مرکزی تهران ـ حوالی خیابان گیشا و میدان کلانتری ـ دایر نمود. این مطب پاتوق نویسندگان و دوستان ساعدی نظیر صمد بهرنگی بود. دوستان شهرستانی ساعدی در مدت اقامت خود در تهران، به جای رفتن به مسافرخانه یا هتل، در این محل اقامت می‌کردند. او یکی از اتاق‌های موجود در آپارتمان مطبش را برای این کار تجهیز کرده بود و چون ازدواج نکرده بود، خودش هم در این محل اقامت می‌کرد.

  

* حضور در دربار پهلوی

در ایامی که همزمان با زمزمه تشکیل کانون نویسندگان ایران و جلسات آن بود، به دعوت «مهرداد پهلبد» به وزارت فرهنگ و هنر پهلوی رفت و با سمتِ نمایشنامه‌نویس به استخدام روزمزد آنجا درآمد. بلافاصله به سفر مطالعاتی اروپا اعزام شد. وی درباره چگونگی ارتباط خود با پهلبد، در تاریخ 23 تیرماه 1349 به نسرین فقیه می‌گوید: «قرار است من فردا به ملاقات آقای پهلبد بروم و پنج هزار تومان قرار است به من بدهد.»

ساعدی به همراه جلال آل‌احمد از طریق سیمین دانشور با احسان نراقی ارتباط برقرار کرد و برای همکاری به مؤسسه مطالعات اجتماعی رفت و زیر نظر احسان نراقی به فعالیت‌های مرتبط با جامعه‌شناسی مشغول گردید. وی همچنین به دلیل آشنایی با عباس پهلوان در مجله فردوسی نیز مقالاتی منتشر ‌کرد.

ساعدی از طریق احسان نراقی با امیر عباس هویدا مرتبط بود و کلیه تحقیقات خود پیرامون مسائل اجتماعی را قبل از چاپ به اطلاع او می‌رساند و در صورت تصویب هویدا آن‌ها را انتشار می‌داد. در یکی از اسناد موجود در پرونده ساعدی به این نکته اشاره شده است: «سالهای 45-44 تمام یادداشتهایم را به وسیله احسان نراقی به دست جناب نخست وزیر رساندم که ایشان بسیار خوششان آمد طوری که تصمیم به سفرهای متعدد (برای دیدار از جنوب کشور) گرفتند.»

  

* همکاری با ساواک

با توجه به حساسیت ساواک نسبت به تشکیل کانون نویسندگان، ساعدی نیز مورد توجه این سازمان قرار گرفت، چرا که وی از اعضای لائیک کانون نویسندگان ایران و پرورش‌دهندگان و سامان‌دهندگان چهره‌های چپ کمونیستی و عناصر لاقید این کانون بود. در ت