

خبرگزاري فارس: چاپ دوم كتابهاي «غريبهها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدينژاد» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد
كتاب «عكس يادگاري با كت دكتر احمدينژاد» خاطرات محمدرضا سرشار از انتخابات مجلس ششم در سال 78 است كه او و دكتر احمدي نژاد هر دو نامزد انتخابات بودند.
در اين كتاب حضور دكتر احمدينژاد و بسياري از دولتمردان فعلي در اين خاطرات منعكس شده است و پيش از اين در سال 1388 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده بود و چاپ دوم آن نيز با شمارگان در 2500 نسخه توسط همين ناشر منتشر شده است
همچنين دو كتاب با عناوين «جاسوس» و «غريبهها» از سري مجموعه كتابهاي «قصههاي انقلاب» نيز توسط سوره تجديد چاپ شده است.
كتاب «غريبهها» منتخبي از چهار داستان است كه براي گروه سني نوجوان انتخاب شده است و در آن چهار داستان با عناوين «آخر تعزيه» علياكبر والايي، «بسته عجيب» اثر م.تقوا، «شاخههاي شكسته» و «غريبهها» اثر محمدحسين كيانپور منتشر شده است. اين چهار داستان توسط محمدرضا سرشار برگزيده و ويراستاري شده است.
كتاب «جاسوس» كه كتاب ششم از مجموعه «قصههاي انقلاب» است چهار داستان مخصوص گروه جوان است كه علي آقاغفار، مجيد درخشاني، محمدحسين كيانپور و حسين عبدي داستانهاي «اولين نقش من»، «جاسوس»، «مجسمه» و «نقشه» را تاليف كردهاند.
سوره مهر اين دو اثر را در شمارگان 25000نسخه در نوبت دوم چاپ كرده است

سلام
آقای سرشار عزیزیکی دوهفته پیش هفته شما بود.ونام شما برروی خبرهای فرهنگی بود.حضور افرادی مانند شما در عرصه فرهنگ باعث دلگرمی است یالااقل برای من که اینگونه است.راستش من حرفهای افرادی مانند شما و حدادعادل و...را خوب می فهمم.اگر از جنبه فلسفی به زندگی نگاه کنیم وغایت را رسیدن به خدا بدانیم و راه رسیدن را هم دین بدانیم با این مختصات هرگز نمی شود رفتارهای اصلاح طلبان را طی دوران زمامداریشان تحلیل کرد.گو اینکه دراین مدت اخیر که پرده ها افتاده است مشخص شد که حضرات دغدغه خدا و دین و...را نداشته اند.و تعجبم این است که چطور در کشوری که برای حاکمیت ارزشها شهید داده اینگونه افراد می توانند 8 سال زمامداری کنند؟
بالاخره باید ذست ازتعارف برداشت تا این همه اتلاف زمان و سرمایه نشود.باید بدون تعارف مشخص کرد مقصد کجاست تا بر مبنای آن برنامه ریزی کرد
سلام.متشکرم.خداوند جوانان با بصیرت امثال شما را زیاد کند.
آقای سرشار عزیز فکر کنم به اندازه کافی جوان بابصیرت داشته باشیم اما درد این است که مسئولین بی بصیرت زیاد شده اند یا از همان ابتدا بصیرتی در چنته نداشته اند و یا گذشت زمان چشم بصیرت بین آنها را کدر کرده است.راستش برای ما جوانهای امروز وکودکان دیروز که در دهه شصت در کنار امام نازنین مان بالیدیم و رشد کردیم؛آدمهای دوروبر امام را هم بزرگ می پنداشتیم.اما حالا و بعد از گذشت این دو دهه دیدیم وفهمیدیم که باید در ذهنیت تاریخیمان تجدید نظر کنیم.شانس جوانهای همسن وسال من این بود که در یک دهه خدامحور رشد کردیم.امام هرچه می گفت از خدا می گفت وجوانهای مملکت یگانه فرصت زندگیشان را در راه خدا دادند وشهیدشدند ولی همه این اتفاقات باعث شد که تفکر خدامحور در ذهن کودکان دیروز آبیاری شود.حال سوال من از حضراتی مانند خاتمی مهاجرانی گنجی ...این است که چطور می توان خدامحور اندیشید و خط ومرز نداشت.به نظر من اولین ثمره تفکرخدامحوری داشتن مرزاست.تفکیک خودی وغیرخودی است. اگر انسان یک جو معرفت توحیدی داشته باشد می فهمد که نباید هر حرفی را زد وهر بیگانه ای را خودی تلقی کرد.حضرات که غم آزادی را دارند تصور این را دارنذ که دین جا را تنگ می کند امادایره اسلام عزیزآنقدر گسترده وفراخ است که بتوان همه سلایق را در چارچوب مردم سالاری دینی جای داد. اللهم اهدنا الصزاط المستقیم