آخرین خبر

  • • انتشار نخستین ماهنامه نقد ادبی کشور، توسط انجمن قلم ایران
  • یکشنبه 07 خردادماه 91


    طی توافقهای به عمل آمده میان هیئت مدیره انجمن قلم ایران و نهاد کتابخانه های عمومی کشور، به زودی نخستین ماهنامه نقد کتاب کشور به صاحب امتیازی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، به وسیله انجمن قلم ایران، تهیه و منتشر می شود . این ماهنامه که صرفا به نقد شعر و داستان اختصاص دارد، به مدیر مسئولی عارف علوی و سردبیری محمدرضا سرشار(نویسنده، منتقد و پژوهشگر ادبی) انتشار می یابد؛ و دبیری بخش شعر آن، به عهده رضا اسماعیلی(شاعر و منتقد) است. بنا به خبر مندرج در سایت انجمن قلم ایران ، نام این ماهنامه، از سوی صاحب امتیاز، "قند و نقد"(از سلسله نشریات "مشرق") انتخاب شده، و اولین شماره آن، ان شاءالله، در تیرماه سال جاری، انتشار خواهد یافت. انجمن قلم ایران، از کلیه اهالی شعر و داستان و ادبیات متعهد کشور، دعوت به عمل آورده است که با نقدهای ارزشمند خود، به غنا و تنوع این ماهنامه - که تا کنون در نوع خود منحصر به فرد است - کمک کنند. نشانی ایمیل ماهنامه "قند و نقد" mahnameh.nagd@yahoo.com و mahnameh.nagd@gmail.com، و شماره تلفن و دورنگار آن 02188059319، و نشانی دفتر نشریه، تهران، خ. سیدجمال الدین اسدآبادی - بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادی - بعد از کوچه 44 - شماره 360 است.

آخرين نظرات خوانندگان

  • سانديس خور: ما چادر سياه كه به تن ميكنيم مثل كلاغ سياه ادامه
  • عيسي: سلام و روزگار خوش از وبلاگ يك دوست مشترك ادامه
  • sam: سلام آقای سرشار یه سری به این مطلب بزنید http://khodagoo.blogfa.com/ ادامه
  • فاطمه بیرانوند: سلام آقای سرشار من یک داستان نویس از یک شهر ادامه
  • مدیر: سلام. خبر را در بخش خواندنیهای وب، پوشش داده ایم. ادامه
  • مهدیه ارطایفه: به نام خداوندي كه مادر را آفريد مادر، اي ادامه
  • سید احمد میرزاده : سلام استاد.خسته نباشید لطفا این لینک را ملاحظه بفرمایید: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13910220000893 ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • پر شمارگان ترین کتاب کودک سال 90 کشور


  • کتاب داستان "ببارد باران، نبارد باران"، با شش بار تجدید چاپ، با مجموع شمارگان 72،000 نسخه، در سال 1390، توانست رکورد دار پر شمارگان ترین کتابهای کودکان در این سال شود.
    کتاب مصور کودکانه "ببارد باران، نبارد باران" به قلم محمد رضا سرشار،در سال 1390، چاپهای دوازدهم(2،000 نسخه)، سیزدهم(13،700 نسخه)، چهاردهم(40،000 نسخه)، پانزدهم(5،000 نسخه)، شانزدهم(4،000 نسخه) و هفدهم(7،300 نسخه)خود را تجربه کرد.
    این کتاب که نخستین بار در سال 1372 توسط انتشارات مدرسه به زیور چاپ آراسته شد، با این چاپ، به مجموع شمارگان 136،700 نسخه رسید.
    داستان"ببارد باران، نبارد باران" که بر اساس یک افسانه عامیانه قدیمی، با ساختاری جدید و بیانی نیمه آهنگین(ریتمیک) بازآفرینی شده، مزین به تصاویر چهار رنگی زیبا، کار استاد محمد حسین صلواتیان است.
    این داستان، با بیانی کودکانه و شیرین، به طرح این حکمت عمیق می پردازد، که با آنکه خداوند قادر و به هر کاری توانا است، چرا بعضی از دعاهای بندگان خود را برآورده نمی کند.
    "ببارد باران، نبارد باران، در 16 صفحه قطع خشتی بزرگ، با شمارگان ، به بهای پشت جلد 2،000 تومان، توسط انتشارات مدرسه روانه بازار کتاب شده است. این کتاب را می توان از طریق شماره تلفن 88800324 تا 9 تهیه کرد.


به استقبال سال حمایت از تولید ملی، در صنعت نشر کتاب؛ با پیشگامی ناشران وابسته به نظام


متوسط نسبت ترجمه به تالیف کتابهای کودک و نوجوان، در ده سال قبل از پیروزی انقلاب( منتهی به سال 1357)، حدود 75 در به 25 در صد بود. این در صدها، در دهه اول پس از پیروزی انقلاب، معکوس شد. یعنی در صد تالیف به ترجمه، 75 به 25 شد. و این، یکی دیگر از شگفتیهای انقلاب در عرصه فرهنگ بود.
اما این سیر صعودی مثبت، متاسفانه بعدا ادامه نیافت. به طوری که مثلا در سال 1386، نسبت ترجمه به تالیف، حدود 46 به 54 در صد شد.
با نهایت تاسف باید گفت : یکی از عوامل این افت و نزول، بعضی ناشران دولتی و نهادی وابسته به نظام اند! برای مثال، فهرست کتابهای عرضه شده در بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران انتشارات امیر کبیر - وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی - حاکی از آن است که این ناشر، بی احتساب نسخه گلاسه کتابهایی که به دو صورت کاغذ تحریر و گلاسه منتشر شده اند، جمعا 349 عنوان کتاب کودک و نوجوان به این نمایشگاه آورده است؛ که 198 عنوان آن، ترجمه ای است! به عبارت بهتر، 56.7در صد آثار عرضه شده این ناشر در بخش کودک ونوجوان، ترجمه ای و فقط 43.3 در صد آنها تالیفی است.
نکته جالب تر اینکه: از این تعداد کتاب، فقط یک قلم، 34 عنوان آن(9.74در صد کل آثار ارائه شده)، متعلق به آقای شاعر و مترجم مسئول بخش کودک و نوجوان این مؤسسه و همسر و دخترش(به ترتیب:7 عنوان پدر، 22 عنوان همسر او و 5 عنوان دخترش؛ که ظاهرا جدیدا به جرگه مترجمان کتاب کودک پیوسته) است.
نکته باز هم جالب تر اینکه: از این 34 کتاب عرضه شده به صورت خانوادگی، 29 عنوانش ترجمه ای است؛ که 14.6 در صد کل آثار ترجمه ای ارائه شده از سوی امیر کبیر به نمایشگاه، در بخش کودک و نوجوان را شامل می شود!
به هر رو، غرض از ارائه این مشت نمونه خروار اینکه، اگر بنا باشد شعار حمایت از تولید داخلی در عرصه نشر کتاب کشور محقق شود، پیش از هر جا، ناشران دولتی و وابسته به نظام - و در راس آنها ناشرانی همچون امیر کبیر - باید در این راه پیشقدم شوند. و گر نه، امسال هم به سر خواهد آمد و این پیشنهاد مهم و ارزشمند، در حد یک شعار، باقی خوهد ماند.

7 نظر

سلام استاد.خسته نباشید لطفا این لینک را ملاحظه بفرمایید: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13910220000893


به نام خداوندي كه مادر را آفريد
مادر، اي فرشتة مهرباني!
سرآغاز نامه‏ام را با كلام مهر و دوستي آغاز مي‏كنم. همان كلامي كه خود در ابتداي راه به من آموختي: سلام. سلام بر مهربان‏ترين مخلوق خداوند مهربان! سلام بر تو اي نمايش رحمت پروردگار!
مدتهاست به انتظار نشسته‏ام تا ثانيه‏ها يكي‏يكي بيايند و گذشته شوند به اميد رسيدن امروز. روزي كه آن را به نام تو ناميدند. هرچند كه تمام روزهاي سال، متعلق به مادر است. مگر مي‏شود محبت را در زماني محصور كرد؟! مگر ممكن است تنها يك روز به آفتاب لبخند زد؟! اما امروز را اگر روز مادر ناميدند، به اميد پيوند با مولود اين روز است؛ همو كه ياس نبي بود و مادر امت. بانوي آفتاب را مي‏گويم. چه سعادتمندي مادر كه امروز را روز تو ناميدند!
شب هنگام، بر سجادة نياز كه مي‏نشينم از او، كه محبت را آفريد مي‏خواهم، مادرم را، كه تمامي مادران اين سرزمين را در زير چتر مهرباني‏هاي محبوبه‏اش قرار دهد كه اين بهترين هديه‏اي است كه به پيشگاهت تقديم مي‏كنم مادر! در برابرت دستانم خالي است. همواره اين چنين بوده است كه اگر سبدسبد گل دوستي در برابرت بنشانم، طبق‏طبق گلبوتة عشق به پايم مي‏ريزي كه گوي سبقت از آنِ توست. مي‏دانم كه كابوس شبهايت، اشكهاي من است و روياي شيرينت لبخند من. و فراموش نمي‏كنم چشمان نگرانت را كه تا دير وقت به انتظار آمدن من، خواب را دشمن شمرد و دستان گرمت را كه در يخبندان زمانه به گرمي نوازشم كرد و بر پايت بوسه مي‏زنم مادر، كه بهشت زير پاي مادران است. تا هميشة زندگي دوستت دارم.

فرزندت: آرزوي مادر
مهدیه ارطایفه

سلام آقای سرشار
من یک داستان نویس از یک شهر پس افتاده به نام خرم آباد. در این شهر من به هیچ استاد دلسوزی که بهم داستان نویسی را بیاموزد دسترسی ندارم و استادنماهایی که در این شهر هستند فقط به نور چشمهایشان داستان نویسی را می آموزند. امیدوارم شما اینگونه نباشید. به همین امید است که به اینجا آمده ام. تا پاسخ مشکلات داستان نویسی ام را از شما جویا شوم. غرض از مزاحمت این بود که به من چند کتاب در زمینه های زیر معرفی کنید تا آنها را تهیه کنم و بخوانم.
داستانهایی که عنصر برجسته شان شخصیت پردازی است.
داستانهایی که عنصر برجسته شان تعلیق است، به حدی که قدرت آن در حد سریال فرار از زندان باشد.
داستانهایی که عنصر برجسته شان روایت ریزبین است، در حد شازده احتجاب.
داستانهایی که پیرنگ روایت دارند مانند بوف کور.
داستانهایی که عنصر برجسته شان نثر است.
داستانهایی که عنصر برجسته شان لحن است.
داستانهایی که عنصر برجسته شان زاویه دید است.
داستانهایی که آن داستانی دارند.
پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.

سلام آقای سرشار
یه سری به این مطلب بزنید
http://khodagoo.blogfa.com/
خوشحال شدیم خیلی (به بهانه راه اندازی بنیاد ادبیات نمایشی و انتصاب محمود سالاری)


سلام
و
روزگار خوش
از وبلاگ يك دوست مشترك اومدم
خوشحال ميشم اولين قصه ام را بخوانيد و راهنمايي كنيد .
فكر ميكنم برايتان جذاب باشد
ممنون

[گل]

ما چادر سياه كه به تن ميكنيم مثل كلاغ سياه ميشيم
http://amin-davari.blogfa.com/
بسيار جالب دانلود كنيد

ارسال نظر