آخرین خبر

  • • یک پاسخ منفعلانه به پرسش العربیه؛ درخواست ظریف برای خروج رزمندگان حزب‌الله از سوریه
  • یکشنبه 06 بهمنماه 92

    وزیر امور خارجه کشورمان در میزگردی که از سوی شبکه سعودی العربیه برگزار شد در اظهارنظری منفعلانه و تأسف‌بار، خواستار خروج همه نیروهای خارجی فعال در خاک سوریه از جمله حزب‌الله لبنان شد و این در حالی است که سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله چندی پیش، دستور دوبرابر کردن تعداد نیروهای حزب‌الله در سوریه را صادر کرده است.
    ظریف: همه مسلحین از جمله حزب الله باید از سوریه خارج شوندمشرق - وزیر امور خارجه کشورمان در میزگردی که از سوی شبکه سعودی العربیه برگزار شد در اظهارنظری تأسف‌بار، خواستار خروج همه نیروهای خارجی از جمله حزب‌الله لبنان از خاک سوریه شد و این در حالی است که سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله چندی پیش، دستور دوبرابر کردن تعداد نیروهای حزب‌الله در سوریه را صادر کرده است.

    شبکه تلویزیونی العربیه در حاشیه اجلاس داووس میزگرد ویژه ای با عنوان «چشم‌اندازهای نهایی حل بحران‌های خاورمیانه» با حضور شماری از وزرای خارجه منطقه خاورمیانه برگزار کرد.

    محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران، ناصر جوده وزیر خارجه اردن، مسعود بارزانی رییس منطقه کردستان عراق، غسان سلامه پژوهشگر در پاریس، ریچارد هاس رییس شورای روابط خارجی امریکا و احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه در این نشست حضور داشته اند.
    محمد جواد ظریف در این گفت وگو در اظهارنظری عجیب خواستار آن شده است که گروه های مسلح از جمله حزب الله لبنان باید از سوریه خارج شود.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «پایی که جا ماند» و «اگر بابا بمیرد» به سراغ اسپانیولی‌ها رفت
  • تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۱۴

    مدیر دفتر ترجمه حوزه هنری از اتمام ترجمه تعدادی از آثار دفاع مقدس از جمله «پایی که جاماند» به زبان اسپانیولی و توزیع آن در کشورهای اسپانیولی‌زبان در آینده نزدیک خبر داد.
    به گزارش جهان، فهیمه محمدسمسار، مسئول دفتر ترجمه حوزه هنری، در گفت‌وگو با تسنیم، با اشاره به اتمام ترجمه برخی از آثار دفاع مقدس به زبان اسپانیولی، گفت: از جمله کارهایی که اخیراً توسط دفتر ترجمه پیگیری و به انجام رسیده، ارائه ترجمه اسپانیولی از دو اثر با موضوع دفاع مقدس با عناوین «پایی که جاماند» نوشته سیدناصر حسینی‌پور و «اگر بابا بمیرد» نوشته محمدرضا سرشار است.

    وی ادامه داد: ترجمه خاطرات سیدناصر حسینی‌پور توسط مریم اورنرو سوله، از مترجمان ادبیات آمریکای لاتین، چندی پیش از سوی دفتر ترجمه آغاز شده و به تازگی به اتمام رسیده است. علاوه بر این، «اگر بابا بمیرد» نیز توسط نجمه شبیری به اسپانیولی برگردانده شده و قرار است با همکاری یک ناشر اسپانیایی در این کشور ترجمه و توزیع شود.

    وی بر پیگیری دفتر ترجمه حوزه هنری بر ترجمه آثار فاخر دفاع مقدس به دیگر زبان‌ها به منظور انتقال ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب و نشان دادن مظلومیت مردم ایران در طی جنگ هشت ساله تأکید و عنوان کرد: پیش از این نیز آثار متعددی از سوی این دفتر به زبان‌های عربی، انگلیسی، ترکی استانبولی و اسپانیولی برگردانده شده است که از جمله این منابع می‌توان به کتاب پرمخاطب «دا» اشاره کرد. این اثر و دیگر آثاری که از سوی دفتر ترجمه برگردانده شده‌اند، با همکاری و مشارکت نویسنده، راوی و مترجم انجام شده است.

    مسئول دفتر ترجمه حوزه هنری ادامه داد: روال کار در ترجمه آثار سوره مهر بر این است که ابتدا مترجم با راوی و نویسنده ارتباط برقرار می‌کند و بعد از رفع ابهامات کار ترجمه آغاز خواهد شد که از این نمونه می‌توان به برپایی نشستی با همین محوریت بعد از انتشار کتاب «دا» با حضور راوی و مترجم اشاره کرد. به همین منظور نشستی با همین محوریت با راوی و مترجم «پایی که جاماند» نیز برگزار خواهد شد.

    سمسار در ادامه به ترجمه «پایی که جاماند» به زبان اسپانیولی اشاره کرد و با بیان اینکه این اثر یکی از پرفروش‌های سوره مهر است، یادآور شد: هنوز مشخص نیست که ترجمه این کتاب در ایران یا در اسپانیا منتشر شود. تلاش داریم تا هر چه زودتر برگردان این کتاب را روانه بازار کتاب کنیم.

    «پایی که جاماند» مجموعه خاطرات سیدناصر حسینی پور از روزهای اسارت است که در چند ماه اخیر به ویژه در بیست و ششمین دوره نمایشگاه کتاب تهران با استقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شد و یکی از آثار پرفروش سوره مهر معرفی شده است. حسینی پور در این اثر خاطرات خود ار اردوگاه های مخفی عراق را روایت می کند و همین امر بر جذابیت اثر می افزاید. راوی که خود نگارش خاطرات را نیز برعهده داشته است، کتاب را به ولید فرحان، فرمانده عراقی، تقدیم می‌کند.

    در بخش هایی از این اثر می خوانیم: «در حالی که سرم پایین بود، کنارم نشست، موهایم را گرفت و سرم را بالا آورد؛ چنان به صورتم زل زد، احساس کردم اولین بار است ایرانی می بیند. بیشتر نظامیان از همان لحظه اول اسارتم اطرافم ایستاده بودند و نمی رفتند.

    زیاد که می ماندند، با تشر یکی از فرماندهان و یا افسران ارشدشان آن جا را ترک می کردند. چند نظامی جدید آمدند. یکی از آنها با پوتین به صورتم خاک پاشید. چشمانم پر از خاک شد. دلم می خواست دست هایم باز بود تا چشم هایم را بمالم. کلمات و جملاتی بین آنها رد و بدل می شد که در ذهنم مانده. فحش ها و توهین هایی که روزهای بعد در العماره و بغداد زیاد شنیدم. یکی شان که آدم میان سالی بود گفت: لعنه الله علیکم ایها الایرانیون المجوس. دیگری گفت: الایرانیون اعداء العرب. دیگر افسر عراقی که مؤدب تر از بقیه به نظر می رسید، گفت: لیش اجیت للحرب؟ (چرا اومدی جبهه؟ ) بعد که جوابی از من نشنید، گفت: اقتلک؟ (بکشمت؟ ) آنها با حرف هایی که زدند، خودشان را تخلیه کردند. ... »


جريان نفوذي در جوايز ادبي

چهارشنبه 17 آبان 1391 - ساعت 10:54شماره خبر: 100827232009
جام جم آنلاين: تا اول آذر، سالروز تولد جلال آل‌احمد و اهداي جايزه‌اي ادبي به نام او، چند روزي بيشتر فرصت باقي نيست، جايزه‌اي كه هم از نظر اعتبار نامگذاري‌اش به نام يكي از بزرگ‌ترين نويسندگان و منتقدان هم‌روزگارمان و هم از نظر ميزان نقدي جايزه، اهميت ويژه‌اي دارد.

اگر بخواهيم به مهم‌ترين ويژگي‌هاي آثار و شخصيت جلال آل‌احمد اشاره كنيم؛ تعهد اجتماعي و توجه به دغدغه‌هاي جامعه دو مولفه اصلي خواهد بود كه به همين دليل جايزه جلال هم بايد در انتخاب آثار به اين ويژگي‌ها توجه بيشتري داشته باشد.

آل‌احمد همچنين، با تحقيق‌هاي تكراري و حاشيه‌نويسي‌هاي قدمايي بر متون كهن ادبي مخالف بود و كساني را كه به جاي پرداختن خلاق به مسائل و نيازهاي روز ادبيات، عمده وقت و توان خود را بر اين كارهاي كليشه‌اي متمركز و هميشه در گذشته‌هاي دور سير مي‌كردند را تحقير و سرزنش مي‌كرد و حتي به آنها لقب
«نبش قبر كن» مي‌داد.

با اين وجود شاهد هستيم كه اكثريت هيات علمي و داوران جايزه‌اي را كه به نام او و براي ترويج مرام ادبي و انديشه‌اي وي تاسيس كرده‌اند، كساني با همين طرز تفكر مورد انتقاد آل‌احمد تشكيل مي‌دهد و در چند دوره‌اي كه اين جايزه برگزار شده نيز انتخاب‌هايشان در بخش نقد و پ‍‍‍ژ‍وهش ادبي، در همين سمت و سوي مورد انتقاد جلال بوده است!

واقعيت اين است كه داوران دانشگاهي گرفتار در فرمول‌هاي ارزيابي و داوري متصلب و كليشه‌اي قديمي هستند و در برخورد با آثار داراي نوآوري‌، قدرت و جرات اجتهاد ندارند؛ به اين ترتيب، بسيار بعيد است كه آثار متفاوت بتوانند از دست چنين داوراني، موفق به دريافت جايزه جلال‌آل‌احمد شوند.

اكثريت هيات علمي و در نتيجه داوران جايزه جلال از استادان دانشگاهي انتخاب مي‌شوند؛ در حالي كه نويسندگان و منتقدان مجرب و مشهوري داريم كه سمت‌و‌سوي انديشه‌اي آنان با آل‌احمد همخوان‌تر و در نتيجه وجود آنها براي اهداف اين جشنواره ضروري‌تر است.

از سوي ديگر مولفه تعهد اجتماعي هم در ميان آثاري كه برگزيده مي‌شوند هم كمرنگ شده است كه البته اين مشكل آرام‌آرام به امري فراگير در جوايز فرهنگي تبديل شده است؛ متاسفانه در ميان داوران جوايز ادبي ارشاد عده‌اي راه مي‌يابند كه چندان به ارزش‌هاي نظام معتقد نيستند؛ اين افراد ظاهري اسلامي دارند و بيشترين ضربه‌ها را به نظام مي‌زنند، زيرا هنگامي كه به مسوولان مي‌رسند خود را همسو با نظام و ارزش‌ها نشان مي‌دهند تا درون جريان‌هاي دولتي نفود كنند، اما در باطن به گونه‌اي ديگر هستند.

نكته جالب اينجاست كه معمولا هر جشنواره‌اي با درنظر گرفتن اهداف خاص خود به همفكرانش جايزه مي‌دهد اما متاسفانه، به عكس، اين امر در برخي موارد در مورد جشنواره‌هاي دولتي يك تهمت بزرگ است، زيرا داوران، جوايز ادبي را عمدتا به ‌آثاري مي‌دهند كه دغدغه اصلي آنها جامعه امروز، اسلام و نظام جمهوري اسلامي ايران نيست و حتي بعضا محتوايي ضد ارزشي دارند.

امروز بايد اهتمام بيشتري به ادبيات انقلاب و دفاع مقدس و نقد و پژوهش‌هاي مرتبط با اين مقوله‌ها شود. همچنين لازم است نسل جوان متعهدي كه در اين حوزه از ذوق و قريحه برخوردارند تشويق شوند تا ادبيات ما به
سمت و سويي حركت كند كه نياز واقعي جامعه است.

محمدرضا سرشار - نويسنده و منتقد

ارسال نظر