برادر ارجمند ، جناب آقای محسن مؤمنی شریف ؛ رئیس محترم حوزه هنری
برادر ارجمند ، جناب آقای امیر حسین فردی ؛ مدیر محترم مرکز آفرینشهای ادبی
با سلام و آرزوی توفیق؛
برگزیده شدن رمان جاده جنگ در جایزه جلال آل احمد موجب شادی و مسرت داستان نویسان میهن اسلامی شد. قطعا بخشی از افتخار آفرینش این اثر بزرگ در چند سال گذشته مدیون فعالیت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری و جایزه داستان انقلاب است. اگر جشنواره داستان انقلاب راه اندازی نشده بود و اگر فعالیت دلسوزانه مرکز آفرینشها نبود ، چه بسا این نویسنده متعهد و زحمتکش شهرستانی در گمنامی می ماند و فرصت طرح و حتی نگارش این اثر ارزشمند را نمی یافت.
دوام توفیقات آن عزیزان و نویسنده محترم و سایر نویسندگان متعهد را از درگاه حضرت باری تعالی خواهانیم.
هیئت مدیره انجمن قلم ایران

سلام
عيدتون مبارك
عالي بود
به خود شاعر هم پيامك زدم كه " فقط مي تونم بگم قبول حق باشه"
التماس دعا
با سلام و وقت بخیر
این ایام مبارک را به شما تبریک می گویم.
استاد! می خواستم خدمتتان عرض کنم که بنده اهل نوشتن هستم و تا به حال مطالبم در روزنامه های سراسری و زن روز و حتی قبل تر در کیهان بچه ها چاپ شده است. الان هم رمانی نوشته ام به نام "راضیه" که در حال چاپ است. مجموعه داستانی هم دارم که در نهاد کتابخانه های عمومی کشور برای چاپ در حال بررسی است. الان در حال نوشتن دومین مجموعه داستان هایم می باشم. می خواستم تا داستان های کوتاهم را برایتان ارسال کرده و از نظرات صائب شما استفاده کنم.
لطفاً بنده را راهنمایی کنید.
موفق وپیروز باشید.
یا علی
سلام. سلامت باشید. متاسفانه فرصت این کار را به این شکل ندارم.اما چنانچه مایلید در جلسات نقد داستان سه شنبه های بنده در حوزه هنری تهران مرکز شرکت کنید. آنجا مورد نقد دسته جمعی قرار خواهد گرفت.
سلام عرض می کنم جناب اقای سرشار:
دست به قلم شدن رو خیلی دوست دارم ولی نمی دونم نوشته هام تو چه سطحی هستند،چه ایرادهایی دارند و..
از شما دعوت می کنم برای نقد مطالبم به وبلاگم سر بزنید اگر ما را قابل می دانید!
با تشکر
مدیریت وبلاگ قلم رنگی
با سلام
فرموده بودید برای نقدر داستانمان بیاییم در جلسه حوزه هنری تهران مرکز.
اما ما در شهرستان زندگی می کنیم. تکلیف علاقه مندانی که از آن فضا بدورند چیست؟
سلام. اگر در شهرتان شعبه حوزه هنری باشد، ممکن است جلسه نقد داستان داشته باشند.
سلام استاد!
ببخشید که بنده اینقدر پیام های خارج می دهم.
کتاب «داش آکل، حواشی و تبعات» تان را همین چند دقیقه پیش تمام کردم. دست شما درد نکند. هم آموزش داستان بود، هم نقد.
اگر جسارت نباشد، در صفحات آخر کتاب، در قسمتی که داش آکل انگشت زیر در نمکدان می زند و انگشتش را می مکد، شما این کار را بی فایده شمرده بودید. ولی گویا برادرانی که عرق می خورند (!) برای آن که تلخی عرق اذیتشان نکند، همراه با آن، چیزی که طعم معتنا بهی داشته باشد، می خورند و به آن، «مزه» می گویند. اینجا، داش آکل، نصف بطری عرق را یک نفس سر می کشد و بعد، کمی نمک می خورد. شاهدش، این که بعد از این کار، ملا اسحاق می گوید: «مزه ی لوطی، خاک است.»
زیاده عرضی نیست.
خداحافظ
با سلام
می خواستم بدانم جلسات نقد داستان شما در حوزه هنری چه زمانی است؟
سلام. سه شنبه ها 3 تا 4/5 بعد از ظهر.
سرکویری
" پرستو در قاف "
الف میم و الف نون و الف کاف
چو من هی شب بباف و روز بشکاف
کجا بگریزد از این غصّه سیمرغ
پرستو رفته با ایرباس تا قاف !!
رضاپارسی پور
************************
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 12:31 توسط رضا پارسی پور| نظر بدهيد |
[گل][گل][گل][چشمک][گل][گل][گل]
اقای سیاهکالی ممنون از بیانات شما.بنده خدااقای سرشارنه اهل مشروب و... است ونه فرهنگ انهاراکاملاازبراست .به هر حال ازهمه زیروبم رفتارانهاخبرنداردکه.دستت درد نکنه که ازشماهم چیزی اموختیم.