آخرین خبر

  • • مسابقات آنلاين كتابخواني بمناسبت دهه مبارك فجر برگزار مي شود
  • پنجشنبه 30 دیماه 89

    گرگان - مسابقات آنلاين كتابخواني بمناسبت دهه مبارك فجر و براي مخاطبين عموم، دانش آموزان مقاطع راهنمايي، دبيرستان و مادران و زنان خانه دار برگزار مي شود.

    براساس اعلام روز چهارشنبه نهادكتابخانه هاي عمومي استان گلستان زمان برگزاري مسابقات اينترنتي دهه مبارك فجر از 1/11/89 لغايت 30/11/89 مي باشد.
    ياداور مي شود مسابقات اينترنتي به صورت چهارگزينه اي و از طريق سايت www.irnetbook.com و بخش مسابقات در سايت نهاد به آدرس www.iranpl.ir برگزار خواهد شد.
    در اين خصوص در هر گروه امكان انتخاب يك منبع از ميان منابع معرفي شده وجود دارد.
    منابع مسابقه گروه هاي مختلف شركت كننده عبارتند از:
    * عموم مخاطبين: 1) آينده انقلاب اسلامي، شهيد مطهري، صدرا 2) انقلاب و ارزشها، علي ذوعلم، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي 3) وصيت نامه الهي سياسي حضرت امام خميني(ره)، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
    * عموم مخاطبين: 1) حسين(ع)عقل سرخ، حسن رحيم پور ازغدي، سروش 2) آذرخش كربلا، محمدتقي مصباح يزدي، موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني
    * دانش آموزان مقطع راهنمايي: 1) داستان مردم شهري كه روي زانوهاي خود راه مي رفتند، محمدرضا سرشار، سوره مهر 2) از ديار حبيب، سيدمهدي شجاعي، كتاب نيستان
    * دانش آموزان مقطع دبيرستان: 1) دولت چاكران، سيدعلي شجاعي، مدرسه 2) مسابقه غارتگران، محمود حكيمي، مدرسه 3) خاطرات عزت شاهي، محسن كاظمي، سوره مهر
    * مادران و زنان خانه دار: 1) سايه شوم، مهناز رئوفي، كيهان 2) نيمه پنهان(34): اشرف پهلوي در حسرت آرزوهاي بر باد رفته، نشر كيهان
    در اين خصوص در هر گروه هدف، 15 نفر حائز بالاترين امتياز به عنوان برگزيده در پورتال نهاد معرفي و به آنان جوايزي اهداء خواهد شد.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام. کار آقای پرویز را نخوانده ام. لابد همین طور ادامه
  • غلامرضا گراوندي: سلام استاد. متن نظري است كه در پايگاه دكتر پرويز ادامه
  • مدیر: متن مقاله ام در این جشنواره و حواشی آن را ادامه
  • مدیر: در بخش خواندنیهای وب دو - سه تایی داستان هست. ادامه
  • علياني: سايت به اين خوبي چراداستان نداره.چندداستان از خودتان وديگران بگذاريد.اخبار ادامه
  • نامشخص: اين گونه که ميگوييد به نظر شما حضورتان در اين ادامه
  • عشقی: بی غیرتا همینند دیگه.مگه ان ضرب المثل معروف را نشنیده ادامه
  • عشقی: قربون قدوبالات برم کی گفته ازادی جنسی نیست؟حتما صبح تا ادامه
  • نوبخت: اگرازادی جنسی رادرنظرنگیریم درسایرمواردازادی در ایران بیشترازهرکشوری حتی امریکاست.نمونه اش ادامه

آخرين تصاوير

  • 16676.jpg
  • ResizeofzohreAshoora.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • 1_890917_M200.jpg
  • 2_890917_M200.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • mohsen-parviz.jpg
  • dastan-yek-ensan.jpg
  • morteza-avini.jpg
  • mahdi-azar-yazdi0.jpg

آخرین کتاب

  • • دکتر بتول مشکین فام از ترجمه مجلد دوم "آنک آن یتیم نظر کرده" خبر داد
  • گروه ادب: مترجم «آنك يتيم نظركرده» از ترجمه جلد دوم اين كتاب خبر داد و افزود: به سوره مهر پيشنهاد داده‌ام كه اين كتاب را به همراه متن فارسی محمدرضا سرشار به چاپ برساند و اين مؤسسه اين موضوع را پذيرفت.


    بتول مشكين‌‌فام، مدرس ادبيات عرب دانشگاه الزهرا(س)، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، از جلد اول كتاب «آنك آن يتيم نظركرده» كه به عربی ترجمه شد ياد كرد و گفت: پس از اين‌كه اين اثر در انتشارات سوره مهر به چاپ رسيد، در بيروت نيز منتشر شده است.

    وی با بيان اين مطلب افزود: اكنون در اواسط مرحله نگارش جلد دوم اين كتاب هستم. در نگارش اين كتاب از فرهنگ لغاتی كه خودم گردآوری كرده‌ام، استفاده می‌كنم. اين فرهنگ لغت را كه برای اين كار به كار می‌برم، هنوز پاك‌نويس نكرده‌‌ام كه بعد از انجام اين كار، آن را به چاپ می‌رسانم.

    مشكين‌فام اظهار كرد: انتشارات «دار احيا التراث العربی» به چاپ «ها هو اليتيم بعين‌الله» در بيروت اقدام كرده است. اين كتاب به زبان عربی نوشته شده و ترجمه «آنك آن يتيم نظركرده» اثر محمدرضا سرشار است.

    وی ادامه داد: در نگارش اين كتاب از منابع تاريخی و سيره پيامبر اكرم(ص) همان گونه كه برای جلد نخست استفاده كرده‌ام بهره گرفته‌ام. برای نگارش جلد نخست «ها هو اليتيم بعين‌الله» 50 منبع تاريخی و سيره را مورد مطالعه و بررسی قرار دادم.

    مشكين‌فام همچنين گفت: حتی در ترجمه اين كتاب، اشعار شاعران عرب را نيز استفاده كردم. چون برخی از ابيات به فارسی آورده شده كه بايد با اشعار عربی آن انطباق داده می‌شد.

    اين نويسنده ادامه داد: در ترجمه اين كتاب هم حداقل 50 منبع را بررسی می كنم. سيره ابن هشام وكتاب‌هايی كه درباره سيره و زندگی پيامبر(ص) است، از جمله آثاری است كه برای ترجمه اين كتاب بايد مورد مطالعه قرار دهم.

    وی افزود: اكنون هم درباره زندگی صحابه در حال مطالعه هستم و تاكنون 12 كتاب را درباره زندگی ابوذر غفاری مطالعه كرده‌ام. ترجمه اين كتاب بسيار سنگين است، به طوری كه می‌توان گفت فقط ترجمه نيست، بلكه همراه با تحقيق است.

    مشكين‌فام اظهار كرد: تلاش می‌كنم تا فرارسيدن تابستان ترجمه اين كتاب را تمام كنم و آن را برای نشر به ناشر عربی بيروت بدهم .

    وی از پيشنهاد ارائه و انتشار اين كتاب همراه با متن فارسی آن توسط سوره مهر ياد كرد و گفت: چنانچه بخواهم اين كتاب را در ايران منتشر كنم ،آن را به سوره مهر خواهم داد و آنان نيز پذيرفته‌اند كه اين كتاب را همراه با متن فارسی آن به چاپ برسانند.


گزارشی از مطالبی که برخی از نویسندگان جهان عرب در سه روز جشنواره العجیلی مطرح کردند

یادداشتهای سفر به سوریه - 3
اشاره کردم که، یکی از معضلهای من و آقای پ. در این جشنواره، ندانستن زبان عربی بود. البته مرا به این عنوان که خانم ح. مطالب را برایم ترجمه خواهد کرد راضی به آمدن به این سفر کرده بودند. آ قای پ. هم که آشنایی قبلی با خانم ح. داشت و اصلا با معرفی و راهنمایی او به این سفر آمده بود. با این همه، در عمل متوجه شدیم که کار به این سادگیها نیست. اولین مشکل این بود که خانم ح. که خود فارغ التصیل زبان و ادبیات عرب از دانشگاه دمشق و مدرس همین موضوع در برخی دانشگاههای ایران بود، به شخصا علاقه شدیدی داشت که هیچ سخنرانی ای را از دست ندهد. به همین سبب، وقتی قرار می شد مطالب سخنرانان را برای ما ترجمه کند، خواه ناخواه، بخشهایی از مطالب گفته شده در این خلال را از دست می داد. و این، مطلوبش نبود. مشکل دوم این بود که چون جبرا همه مطالب را نمی شنید، نمی توانست همه آنها را برای ما ترجمه کند. مشکل سوم این بود که وقتی در حال ترجمه مطالب برای ما بود، به هر آهستگی هم که صحبت می کرد، صدایش مزاحم اطرافیانی بود که در حال گوش دادن به سخنرانی بودند. مشکل چهارم هم به ترجمه همزمان مطالب برای ما دو نفر بود؛ که با نحوه نشستنمان، کار چندان راحتی نبود.
در نتیجه، ما تنها خلاصه بسیار فشرده ای ، آن هم از بخشهایی از سخنان مطرح شده توسط برخی از سخنرانان را دریافت می کردیم. به همین سبب، از نیمه دوم روز دوم به بعد، قرار شد خانم ح. شخصا در جلسات شرکت کند؛ و بعد گزارش فشرده ای از آنچه را که شنیده است برای ما بیان کند. با این همه، از کل جلسات برگزار شده، من فقط دو یا سه نشست را نرفتم. اولی به این سبب که بلافاصله بعد از مراسم افتتاحیه برگزار شد؛ و من و خانمم - به دلایلی که بعد بیان خواهم کرد - افتتاحیه را از نیمه ترک کرده بودم. و چون گمان نمی کردم آن روز صبح نشست رسمی ای برگزار شود، یکراست به هتل آمدیم. دومی را بعد از آن قول و قرار با خانم ح. نرفتیم.سومی را هم مطمئن نیستم که غیبت کرده ام.
به هر حال، آنچه که جسته گریخته - به این شکل - دستگیرم شد، همین مواردی است که در ذیل می آورم:
اولین سخنران، دکتر آدم کمندان حسب النبی - دارای دکتری تربیت؛ استاد دانشگاه؛ و رئیس مدارس دانش آموزان سودانی مقیم ایران؛ در تهران - بود. او در کشور خودش(سودان ) نویسنده کودکان و بزرگسالان بود. نامبرده، در مورد یک نویسنده سودانی ساکن انگلیس صحبت کرده بود که ادعا می شود آخرین رمانش - متوجه نشدم از طرف کی یا کجا - به عنوان یکی از صد رمان برتر قرن شناخته شده است.
آدم گفته بود که این نویسنده سودانی، موفق شده است تابوهای سه گانه موضوع این جشنواره را در اثرش پشت سر بگذارد.
خانم ح. می گفت که این اثر به فارسی ترجمه شده است. من هم گفتم که در جایی خوانده ام که آقای عطاءالله مهاجرانی، ظاهرا همین اثر را به فارسی ترجمه کرده، و اثر، در انتظار گرفتن مجوز برای چاپ است. آقای پ. با تعجب گفت: مگر به کارهای مهاجرانی اجازه چاپ می دهند! او که فراری است!
گفتم: بله. قبلا هم تقریبا همه کارهایش در داخل کشور چاپ شده است.
وقتی توضیح دادم که این قضیه منحصر به آثار آقای مهاجرانی نیست؛ بلکه در مورد همه معاندان - و حتی گاه نوشته های مسئله دارشان - همین رویه اعمال می شود، تعجبش بیشتر شد. عباس معروفی - محکوم فراری؛ و از شاهدان کذاب و دروغین دادگاه نیکونوس در آلمان - ، غلامحسین ساعدی - سرمقاله نویس روزنامه های چریکهای فدایی خلق در ایران و کسی که موهن ترین اهانتها( چاله میدانی) را به حضرت امام کرده است- ، نادر نادرپور - سلطنت طلب و عضو شورای به اصطلاح مقاومت در پاریس- ، رضا براهنی - شوینیست پان ترکیست چپ؛ از معاندان سرسخت و از مشوقان بوش پسر جنایتکار به اعمال خشونت علیه ایران - و ...را برایش مثال زدم،؛ که همگی به خارج گریخته و پناهنده شده اند، اما آثارشان بی هیچ مانعی در داخل چاپ می شود.
گفت: خیلی جالب است. نمی دانستم.
گفتم: ظاهرا قانونی در این مورد وجود ندارد. کسی هم در پی پر کردن این خلا قانونی نبوده است.
سخنران دوم، یک نویسنده سوری بوده بود. وی معتقد بوده بود که جز تابوی "وطن"، هیچ تابوی دیگری نباید بر سر راه نویسنده باشد. اگر هم قرار است تابویی وجود داشته باشد، آن را باید خود روشنفکران تعیین کنند، و نه شخص، یا مرجع دیگر. که رئیس جلسه نظر او را رد کرده؛ و گفته بود،: هیچ تابویی نباید وجود داشته باشد. مرجعیت بخشیدن به روشنفکران در این امر نیز خود سانسوری از نوع دیگر است.
نبیل سلیمان، نویسنده سوری و از اعضای اتحادیه نویسندگان عرب، معتقد بود هیچ تابویی در امر نوشتن نباید وجود داشته باشد. او مدعی بود محظوراتی که خود اتحادیه نویسندگان عرب، برای نویسندگان اعمال می کند، ااز محظورهایی که اداره فرهنگ[ و هنر ] سوریه اعمال می کند بیشتر است.
دکتر لؤی خلیل، استاد دانشگاه دمشق و نویسنده سوری، معتقد بود خط قرمزها را جامعه تعیین می کند. و نویسنده باید به این حریمها احترام بگذارد.
او بعد به طور خصوصی گفت: همه اعضای خانواده من در کانادا زندگی می کنند. من با همسر و دو دخترم، در واقع در سوریه تنها زندگی می کنیم. خویشاوندانم در کانادا به من می گویند تو هم بیا آنجا. اما من قبول نمی کنم. نمی خواهم دخترانم در یک فرهنگ کاملا بدون قید و بند اخلاقی بزرگ شوند.
دکتر احمد المدینی، اهل مغرب و مدرس دانشگاه سوربن( همان که از مقاله من به خشم آمده بود)، که به گفته خانم العجیلی، به علت وقوع آتشفشان در اروپا، پروازش چهل و هشت ساعت به تاخیر افتاده، با این همه این امر باعث انصرافش از آمدن نشده بود ، می گفت: اگر متن را محدود کنیم، در حقیقت جامعه را محدود کرده ایم.
اما توضیح نداد که بر چه اساس معدوی نویسنده - بعضا با عقاید کاملا مغایر با باورهای جامعه - را مساوی با کل جامعه می گیرد!
او رمان "جایی که باران نمی بارد" از امجد ناصر - نویسنده اردنی - را برای طرح سخنانش در مورد سه محظور مورد نظر جشنواره انتخاب کرده بود.المدینی گفت که شگرد امجد ناصر برای دور زدن محظورهای مذکور این است که راوی را به گونه ای انتخاب کرده است که گویا از بیان آنچه می خواهد بگوید عاجز است. او این ناتوانی را با تعقید در الفاظ نشان داده است.
همچنین از بیان شاعرانه به جای بیان روایی رایج استفاده کرده است. از تکنیکهای بلاغی همچون کنایه، استعاره، مجاز، ... بهره برده است. به جای بیان مستقیم مطلب، از ملزومات آن استفاده کرده است( بازتاب آن را نشان داد ه است). مطالب مورد نظر را از زبان خودش(نویسنده) نمی گوید. بخشی از حرفهایش را با استفاده از انتخاب نامهای حساب شده برای شخصیتهایش - که بیانگر خصایص آنهاست - زده است. در نهایت هم اینکه، این اثر، حالت اتوبیوگرافی - رمان را دارد.
ادامه دارد

9 نظر

اگرازادی جنسی رادرنظرنگیریم درسایرمواردازادی در ایران بیشترازهرکشوری حتی امریکاست.نمونه اش همینها که دراین متن امده.راستی پست تروبیشرف تراز روشنفکرهای ایرانی مخالف نظام وجوددارددردنیا؟راحت انچه میخواهنددرجامعه نشر میدهندبعد میگویند چه وچه...مخالفان نظام(نه دولت) امریکا میتوانند اینگونه از منابع دولتی وملی امریکا برای مخالفت با تظام امپریالیستی استفاده کنند.؟وجدان کو؟

قربون قدوبالات برم کی گفته ازادی جنسی نیست؟حتما صبح تا شب پای تلویزیون اونهم شبکه های مجازجمهوری اسلامی نشستی که همچین میگی.یه سر با مترو ارزان قیمت بیا بالای شهر ببین چه یوم البدترواخرالزمانیه.پناه بر خدا.

بی غیرتا همینند دیگه.مگه ان ضرب المثل معروف را نشنیده ای که میگوید:فلانی نان مارا میخوردوپشم میرزا فتح الله را میریسد.وجدان چه معنی میده واسه اینا.وجدانشون رفته به نابدترشون.تف به این دنیا.

اين گونه که ميگوييد به نظر شما حضورتان در اين سفر چقدر سودمند بوده؟

سايت به اين خوبي چراداستان نداره.چندداستان از خودتان وديگران بگذاريد.اخبار هنري هم بگذاريدتاسايت كامل بشه.ياحق.

سلام استاد.
متن نظري است كه در پايگاه دكتر پرويز نوشته ام. اگرممكن است شماهم نظري بدهيد
.سلام اقاي پرويز.
خسته نباشيد.
متن قشنگ وگيرايي است.علي القاعده بايدتمام رمان يالااقل بخش مهمي ازان راخواندتانظري علمي ومستدل درموردان اظهاركرداماگاهي دريك نوشته-هرچندكوتاه- جنبه هايي تازه وجوددارد كه خوانندگان حرفه اي متوجه ان شده وبرخودميدانندكه باذكروتوجه دادن به ان سهمي هرچندكوچك درتشويق نويسنده درتعقيب ان روندداشته باشند.
نثروبيان نويسنده درداستان يكي ازمهمترين عوامل جاذبه يادافعه ان داستان است ودردنياي امروز كه فقرمحتواگريبانگير بسياري ازاثاراست عده اي سعي دارند به واسطه بازي با اين عنصرخوانندگان خودراتاحدي سرگرم كنند.
درغرب, پس از اوج رمان نويسي واقبال عامه ازان درقرن هيجدهم ونوزدهم وسپس فرودان در قرن بيستم, شاهد پيدايش سبك هايي هستيم كه جزتلاشي مذبوحانه براي جذب توجه خوانندگان از طريق آرايه هاي نثري نيست.في المثل در يكي از افراطي ترين نمونه هاي ان-رئاليسم جادويي-شاهدچيزي جزبازي نثري وكلامي درعين تهي بودن از محتوا نيستيم(همان خالي بندي خودمان).
درايران نيز كمابيش پس از جلوه گري كوتاه مدت چندنويسنده پيش كسوت, همان دردگريبانگير ادبيات ماشد.ودراثارادبي دوران پهلوي دوم فقرمضمون وشعبده بازي كلامي و...كاملا مشهوداست.
پس ازانقلاب اما,باگشوده شدن پنجره اي تازه برانديشمندان ونويسندگان, اثاري پديد امد كه بواسطه حرص درارائه مضامين تازه,بدون هيچ تشخص وآرايه نثري وكارفني ,پيامهاي مورد نظرنويسندگان به خوانندگان ارائه ميشدكه باعث پيدايش معضل ديگري بنام شعاري نويسي درادبيات شد.
اولين نثرهاي متفاوت در ادبيات داستاني پس ازانقلاب دراثار سيدمهدي شجاعي ومحمدرضا سرشار -مجموعه ازسرزمين نورورمان انك ان يتيم نظر كرده-جلوه گري كرد.درنسل پس ازانان درمجموعه داستان توت فرنگي هاي روي ديوارنوشته محمدسرشاروچندرمان ازرضااميرخاني شاهداستفاده بيشتر از ظرفيت هاي نثرزيباوجذاب ويك گام به جلو ازجهت دروني كردن پيام وپنهان كردن ان ونيزاغناي خواننده هستيم.
از خاصه هاي اين موج تازه, استفاده از عناصر ولوازم دردسترس ومورد استفاده درزندگي روزمره براي القاي منظور نويسنده وبه فكرواداشتن خواننده است.
دراين بخش ازرمان شما كه در پايگاه خود نوشته ايدغناي بيشتري ازاين حيث به چشم ميخوردوبه نظرمن يك گام ديگربه جلواست.
بارگذاشتن بر پديده هايي كه همه روزه دراطراف خود ميبينيم وبي تفكرازانها چشم بر ميداريم-جدول, پياده رو,ماشين...- وبه تفكرواداشتن خواننده دراين قطعه به شكل قوي ودرعين حال لطيف صورت گرفته است.
درادبيات غرب داستايفسكي ازاين نوع نوشتن استفاده شاياني برده واز لوازم عادي اطراف خودبراي ابراز پيام خود استفاده كرده است.
اين نوشته واجد خصيصه ديگري نيزهست وان كاملا شهري بودن ان است كه جذابيت خاص براي خواننده امروزي گرفتاردرچنبره روزمرگي داردودراواحساس همذات پنداري راايجاد ميكند.
به نظرمن اين نوع نوشتن شكل كامل وظرف متناسب براي ادبيات انقلاب است.وبايست باتوجه وسرمايه گذاري بيشتر استفاده كامل راازان برد.
منتظر خواندن متن كامل ان هستيم.
مدفق باشيد.

ارسال نظر