آخرین خبر

  • • دوبله «صلح‌بانان جهان» زیر نظر محمدرضا سرشار
  • یکشنبه 26 دیماه 95

    به گزارش باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، مجموعه «صلح‌بانان جهان» پس از ترجمه و دوبله آماده پخش از شبکه امید سیما شده است.

    داستان مجموعه پویانمایی «صلح‌بانان جهان» مربوط به یک تیم 6 نفره با همین نام است. اعضای این تیم عبارتند از 6 قهرمان که پس از طی آموزش های بسیار ویژه جسمی و ذهنی اکنون وظیفه دارند با نیروهای شیطانی فرازمینی مقابله کنند. ضد قهرمانان این اثر با ایجاد خرابکاری های مختلف در سراسر زمین، قصد دارند کره زمین را تصرف کنند.

    این مجموعه که در ژانر ماجراجویی و اکشن رده بندی می شود؛ محصول سال 2014 کشور چین است و در 52 قسمت 20 دقیقه ای مهمان نوجوانان ایرانی خواهد شد.

    «صلح‌بانان جهان» در واحد دوبله مرکز اوج کودک و نوجوان زیر نظر محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) ترجمه و ویراستاری و با مدیریت دوبلاژ حامد عزیزی و همراهی گویندگان نام آشنا دوبله شده است.

    این پویانمایی به زودی در شبکه امید سیما روی آنتن خواهد رفت.

    انتهای پیام/

آخرين نظرات خوانندگان

  • محمدجواد صارمي: به دكتر پرويز ظلم بزرگي شد و از آن بزرگ ادامه
  • محمد: نظرات شما متاسفانه پارادوکسیکال هستند. اول گفتید که می خواهید ادامه
  • رویا شکیبایی: آقای دکتر پرویز لطف کردند و به من وقت ملاقات ادامه
  • محسن: آقا محمد عزيز! همين شده است كه اين وضع مملكتمان ادامه
  • محمد: کامنت آقا محسن، اتفاقا به نظر من، نشان دهنده بی‌بصیرتی ادامه
  • محسن: سلام استاد... من توي جريان عزل دكتر پرويز هستم. نظر ادامه
  • محمد طالبی: جناب آقای محمدرضارهگذرگرامی عناوین فصل های کتاب آسیب شناسی ادبیات ادامه
  • محمد طالبی: باعرض سلام ودرود ادامه
  • نویسنده ومنتقد ادبی : محمد طالبی: بسم الله الرحمن الرحیم. باعرض سلام ودرود به نویسنده ومنتقد ادامه
  • مدیر: سلام.از سایت رهبری می توانید دریافت کنید. ادامه

آخرین کتاب

  • • تعریفی برای ادبیات کودکان و نوجوان/ محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)
  • شنبه، ۱۹ تیر ۱۳۹۵
    .
    به مناسبت 18 تیر، روز ادبیات کودکان و نوجوانان
    .
    ادبیات کودکان و نوجوانان، عبارت است از مجموعه داستان‌ها، اشعار و نمایشنامه‌هایی که ضمن برخورداری از جوهره و کیفیت ادبی لازم، با توجه به خاصه‌های ذهنی و روانی (استعداد‌ها، علایق، تمایلات) و نیازهای کودکان و نوجوانان، در چارچوب اصول تعلیم و تربیت مورد تأیید شرع، پدید آمده باشد.
    وجود قید «در چارچوب اصول تعلیم و تربیتِ مورد تأیید شرع» از آن رو است، که ادبیات سازنده‌ی کودکان و نوجوانان، در عین رعایت اقتضای سنی و علایق و تمایلات مخاطبان کم سن و سال خود، نمی‌تواند و نباید عنان خود را کاملاً به دست این عوامل بسپارد. بلکه در هر حال، علاوه بر ارضای خواست‌هایِ درست مخاطبان، باید آنچه را که آنان برای رشد صحیح و متعادل شخصیت‌شان به آن «نیاز» دارند و چه بسا خود از آن بی‌خبر باشند، در اختیار ایشان قرار دهد. ضمن آنکه تکیه‌ی صرف بر یافته‌های روانشناسی غرب و اصول تعلیم و تربیت آن، بنیانگذاری بنای سترگ شخصیت آینده‌سازان کشور بر گذرگاه سیل*؛ و نمونه‌ی عینی و محصول فرجامین آن، جوامع غرقه در فساد، سر در گم و درمانده در کاار خودِ امروزِ غرب است.

    .
    .
    * «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ، أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ »
    آيا كسى‏كه بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودی او نهاده بهتر است،‌یا آن کس که بنیان مسجد را بر کناره‌ی سیلگاهی که آب زیر آن را شسته باشد نهاده است، تا با او، در آتش جهنم سرنگون گردد؟» (توبه: 109)
    .
    .
    منبع: از دفتر چهارم مجموعه کتاب «درباره ادبیات داستانی» به نوشته استاد محمدرضا سرشار، انتشارات کانون اندیشه جوان


آقای دکتر پرویز عزیز، خسته نباشید!

بعد از ظهر روز سه شنبه،از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر، مراسم دوازدهمین دوره کتاب فصل در محل تالار سوره مهر واقع در حوزه هنری برپا بود.مراسمی که به گفته مسئولانی که در دوره های مختلف پیشین آن حضور داشته بودند، بحمدالله از بیشترین استقبال مخاطبان برخوردار بود.
در این مراسم بنا بود آقای دکتر محمد حسینی - وزیر - و آقای دکتر محسن پرویز - معاون فرهنگی وزیر - نیز شرکت داشته باشند و سخنانی ایراد کنند.اقای وزیر به علت درگیری ناشی از حضور در یک جلسه طولانی شورای عالی انقلاب فرهنگی (از 3 تا 8 بعد ازظهر) با حضور رئیس جمهور، نتوانست در جلسه حضور یابد. دکتر پرویز به علت آنکه از سفر چند روزه به عتبات برگشته بود و گرفتاری در کارهای زیاد، حدود ساعت 6 و 20 دقیقه آمد؛ و در مراسم اهدای جوایز مشارکت کرد.
شب روز چهارشنبه به من خبر رسید که طی حکمی از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای بهمن دری اخوی جایگزین دکتر محسن پرویز شده است.یعنی آقای پرویز تا ساعاتی قبل، از این ماجرا خبر نداشت.وگرنه حتما به من که - به عنوان دبیر علمی - با آن جدیت بیانیه پایانی جشنواره را می خواندم، می گفت.
انتخاب و صدورحکم دبیری من - برای جشنواره های کتاب سال، کتاب فصل، جلال آل احمد و پروین اعتصامی - مستقیما از سوی وزیر محترم صادر شده است. دکتر حسینی ـ آن گونه که بعد از وزارت ایشان متوجه شدم - از افراد اصولگرا و فعال در عرصه فرهنگ، از بیش از یک دهه قبل ، و فردی دارای مواضع درست در عرصه فرهنگی است.همچنان که در چند سالی که با آقای بهمن دری اخوی، چه در دوره شهردای آقای دکتر احمدی نژاد در شورای نشر شهردای و چه دو - سه سالی که در موسسه سروش به دعوت مستقیم مشارالیه به عنوان سردبیر سروش همکاری می کردم و ایشان معاونت فرهنگی موسسه و سردبیری سروش هفتگی را در آنجا را برعهده داشت، فردی با مواضع روشن، محکم، کاملا آشنا با جریانهای فرهنگی و بسیار زحمتکش و پرتلاش یافتم. ضمن آنکه در همان دوران شاهد دوستی و همفکری صمیمانه آقایان دری و پرویز با یکدیگر بودم.اما همه اینها مانع از آن نمی شود که به عنوان یک نویسنده و منتقد ادبی و فعال این عرصه در طی بیش از سه دهه اخیر،.از رفتن دکتر پرویز عمیقا متاسف نشوم.هم به واسطه دوستی حدودا پانزده ساله ام با او و هم همکاریهای متعدد مشترکی که در جاهایی مثل هیئت موسس و هیئت مدیره انجمن قلم ایران در طول سالیان متمادی،جشنواره های ادبی مختلف، گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه و فرهنگ و اندیشه اسلامی، برنامه تلویزیونی موثر نقد کتاب 4 و ...با یکدیگر داشته ایم ؛ و از همه مهم تر - در این مورد - خدمات چشمگیر و ارزنده ای که اسشان در همین دوران چهار سال و چند ماهه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ادبیات و نویسندگان و نشر کشور کرد.خدماتی که پیش از او در مدت مشابه، از سوی هیچ معاون فرهنگی دیگری به این طیف از اهالی قلم نشده بود.
از آن جمله، انتقال نمایشگاه بین المللی کتاب از محل بسیار بد و نامناسب سابق به مصلی - با آن هم مخالفتهای کاملا سیاسی و عمدتا از سر تخریب جناح مخالف و برخی از ناشران و روزنامه نگاران تحریک شده یا ناآگاه و برگزاری چند دوره موفق آن(تا آنجا که در دوره اخیر،مقام معظم رهبری رضایت خود را از آن اعلام کردند، و 180 نماینده مجلس نیز با نوشتن نامه ای خطاب به وزیر ارشاد، از برگزاری موفق آن ابراز خرسندی کردند)، شروع و پیگیری هدفمند کردن یارانه ها در عرصه نشر - به عنوان وزارتخانه پیشگام در این امر ، با یک پیشتازی چندساله و بی سر و صدا - ، کمک موثر به تقویت بنیانهای تشکلهای مربوط به اهالی قلم رسمی و قانونی - بدون توجه به مشی سیاسی و فرهنگی مختلف آنها و همراهی یا عدم همراهی شان با دولت ، اجرای طرحهای صد اثر از صد نویسنده - بعد به 170 اثر افزایش یافت - و قریب همین تعداد اثر از شاعران، طرحهای بزرگ انتشار صد اثر از صد نوقلم، 160000 صفحه اثر از صد پیشکسوت و چهل اثر مستقل دیگر در باره زندگی و آثار این پیشکسوتان و ارسال این آثار به همه کتابخانه های عمومی و رایزنیهای فرهنگی کشور در سراسر جهان و سرمایه گذاری برای ترجمه گزیده هایی از این آثار در کشورهای مقصد (اولین این گزیده ها در هند چاپ و منتشر شد)- که در مجموع می توان آنها را آغازی بر تغییر جهت دادن سیاست ناصواب گذشته "ناشر محوری " وزارت ارشاد به سمت نویسنده محوری تلقی کرد - ....، تاسیس جایزه های گام اول و کتاب فصل،تبدیل جایزه پروین اعتصامی از یک جایزه معمولی به جایزه ای ملی و مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، خرید 27 سویت در مشهد مقدس برای سکونت برگزیدگان جوایز مختلف وزارت ارشاد و دیگر اهالی قلم در سفر زیارتی به این شهر، افزایش مبلغ مادی جایزه کتاب سال از 22 سکه بهار آزادی به 50 سکه، تاسیس خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ، تاسیس بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان ، تاسیس جشنواره شعر فجر و...
به علاوه ، از اقبال مساعد، طرح بزرگ و مسکوت مانده اعطای مدرک معادل به شاعران و نویسندگان - پس از یک تبعیض بی دلیل بیست و سه ساله - در دوران معاونت دکتر پرویز به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و با اهتمام ، پشتکار و دقت ویژه او به اجرا درآمد و عده قابل توجهی از شاعران و نویسندگان واجد شرایط - صرف نظر از مشی و مرام سیاسی شان - موفق به دریافت آن شدند و بعضا از مزایای شغلی و اجتماعی آن نیز برخوردای یافتند. همچنان که جایزه فخیم آل احمد - به عنوان گران ترین جایزه ادبی کشور و منطقه در طول تاریخ - در همین دوران به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و توسط معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دو دوره موفق خود را پشت سر گذاشت.و بسیار دیگر از این قبیل کارها که چه بسا من در جریان آنها نباشم یا در حال حاضر فراموششان کرده باشم.
جز اینها دکتر پرویز دارای خصوصیات فردی ارزشمندی است که باعث می شد در مساند مدیریتی کلانی مانند آنچه عهده دار آن شده بود منشا اثرات قابل توجهی باشد.از آن جمله شجاعت توام با متانت ، خردمندی - حدودا ده سال بیش از سن شناسنامه ای اش - ، هوش، جریان شناسی فرهنگی، سلامت مالی و اخلاقی و رعایت حقوق بیت المال، شخصیت قوی و اعتماد به نفسی که مانع احساس خودکم بینی در برابر جریانهای ادبی و فرهنگی شبه روشفکری لائیک و در نتیجه باج دهی به آنان برای تثبیت مقام خود می شد، سواد آکادمیک در عالی ترین سطح و سواد فرهنگی و ادبی در حد بالا ، قدرت نقادی زیاد ، همه وقت خود را صرف کار و مسئولیت خود کردن، آرامش و تامل در تصمیم گیریها و ....( البته همه اینها به آن معنی نیست که کسی چون صاحب این قلم، با وجود آن همه سوابق دوستی و کاری و صنفی، طبق النعل بالنعل، در همه چیز خود را با آقای پرویز هماهنگ و همرای و هم سلیقه بداند .نه . هم خود او و هم دکتر پرویز از تفاوت سلایقش ، خصایص شخصی و راهکارهای مورد قبولشان در مواجهه با مسائل فرهنگی و هنری یا اشخاص و جریانها و تشکلها آگاه اند.اما اینها همه مسائل جزئی ناشی از تفاوتهای فردی و تجارب اجتماعی و مسائلی از این قبیل است؛ که در مجموع نمی توانند مانع قرار گرفتن دو نفر در یک جناح فکری یا دوستی و همکاری صمیمانه آنان در طول زمان شوند.)
به هررو و با هر دلیل یا توجیه - در حالی که دکتر پرویز موفق ترین و کم مسئله ترین معاون وزیر ارشاد در دولتهای نهم و دهم - تا کنون - بوده است، و من به شخصه هنوز نمی دانم علت تعویض ایشان ، ولو با فرد متعهد دیگری همچون آقای بهمن دری اخوی ، چه بوده است - امروز دیگر دکتر محسن پرویز در مسند مهمی که از طریق آن توانست این خدمات مهم و بزرگ را به اهالی قلم و فرهنگ کشور کند، نیست. لذا به عنوان یک نویسنده، منتقد و فعال فرهنگی - و نه از موضع یک دوست و همکار قدیمی - بر خویش فرض می دانم که به نمایندگی از سوی خود و کسانی که مانند من می اندیشند - و بحمدالله کم هم نیستند - بابت این همه مدت کار و تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر در چنین مسند مهمی، صمیمانه از او تشکر و به وی "خسته نباشید" بگویم؛ و از درگاه خداوند متعال برایش عمر طولانی همراه با عزت و برکت ، در خدمت اهداف الهی فرهنگی نظام جمهوری اسلامی و آرمانهای والا و مقدس امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی و رهبر معظم انقلاب - مد ظله العالی -آرزو کنم.همچنین برای خانواده محترم - خاصه دختران عزیزش ، که این همه زمان ، کمتر همسر و پدر محبوبشان را در کنار خود می دیدند اجر بسیار مسئلت دارم. بی شک در برابر تاسف امثال صاحب این قلم، دورانی شادیبخش برای آنان آغاز شده است (چندی پیش، در صحبتی خصوصی، دکتر پرویز به من گفت که در مدت احراز این مسئولیت، بیشتر از تا حضرت عبدالعظیم نتوانسته است خانواده اش را ببرد). همچنین به عنوان یک اهل قلم ، خدا را شاکرم که به مدت چهار سال و چند ماه این تفضل را به اهالی قلم متعهد کشور کرد تا یکی از ایشان - با آشنایی کامل با مشکلات و نیازهای این عرصه - را به این مسئولیت مهم برگمارد. امید که ما توانسته باشیم قدردان این لطف الهی که در دولت نهم به یمن ریاست جمهوری آقای دکتر احمدی نژاد و به دست آقای حسین صفارهرندی نصیبمان شد و در دولت دهم نیز به مدت حدود ده ماه ، به وسیله آقای دکتر محمد حسینی تداوم یافت ، باشیم.
خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.


17 نظر

کارنامه ی کاری استاد دکتر پرویز کارنامه ای درخشان و بی نظیر است .آن اندازه کار که دردوران مسوولیت ایشان انجام شده براستی چندین برابر همه ی دوران های گذشته است .ضمن آن که این کارنامه ی زیبااز تمام خطاهاو کژی های سابق نیز مبراست .اما مهم تر از همه صفا، اخلاق ، تواضع و مردمی بودن این بزرگوار در دوران مسوولیتشان بود .درسفرهای کاری ، در برنامه های فرهنگی که حضور داشتندبسیار آرام و ساده و بی ادعا می آمدند و می رفتند.اگر برای برنامه ای فرهنگی به مشهد می آمدند به جزبرای همان برنامه ،برای زیارت یا هرکار دیگری که داشتند می دیدم که از وسایل نقلیه ی عمومی استفاده می کنند.بارهادرهمین مشهد این معاون وزیر را درحال سوار شدن به تاکسی ها ی عمومی دیدم .مثل تمام زائران .مثل تمام نویسنده های خاکی مسلمان نسل انقلاب .انگار نه انگارکه معاون وزیرند.رفتار فروتنانه با اصحاب قلم ویژگی دیگر ایشان بود. نپذیرفتن بعضی دعوت ها که از آن بوی تجمل شنیده می شدهمین طور.دکترپرویز براستی زینت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.به ایشان خسته نباشید می گویم و برایشان آرزوی توفیق دارم .در هرکجا که باشند.

آقاي پرويز خسته نباشيد! اجرتان با خدا! اميدوارم الگويي باشيد براي ديگر مسئولان به خصوص در حوزه فرهنگ.

با سلام خدمت شما جناب سرشار. بنده از علاقه مندان به شما هستم و می دانم که تا کنون با آزاد منشی هرگز زیر بار سیاسی کاری و سیاست بازی نرفته اید و هرکجا که نتوانسته اید سخن حق را بگویید از آنجا خارج شده اید.
اما تصور می کنم در مورد آقای پرویز شما دچار حسن ظن بیش از اندازه شده اید.
چطور ممکن است کسی که دارای این همه محاسن بوده را این گونه ناگهانی جابه جا کنند. به مصاحبه ایشان در سایت ها توجه کنید. خودشان هم از تغییرشان خبر نداشته اندو لابد اتفاقی افتاده و چیزی در مورد ایشان افشا شده که فورا کسی را جایگزین ایشان کرده اند که نه سوابق ایشان را داشته و نه تحصیلاتشان را و تنها هنرش به گفته وزیر ارشاد این است که نام هر نویسنده ای را بگویی آثارش را می گوید. کاری که کامپیورتر بهتر و دقیق تر انجامش می دهد!
امیدوارم در صورتی که به علت این تغییر پی بردید خوانندگان وبلاگتان را هم در جریان بگذارید.
دنیای سیاست دنیای پیچیده ای است و چندان هم تمیز نیست و همه در آن دچار لغزش هایی بزرگ می شوند.
با آرزوی موفقیت برای شما

بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله از زحمات استاد ارجمند آقای دکتر محسن پرویز در تصدی گری معاونت وزارت ارشاد تشکر نموده و امیدوارم در آینده نزدیک شاهد ارائه خدمات این عزیز بزرگوار در جامعه فرهنگی مجددا باشیم ، به راستی قبول مسئولیت در این حوزه کاری بسیار سخت ، انرژی بر و هزینه بر است که مسئولین این حوزه از جون و سرمایه سلامتی خود مایه گذاشته و کار می کنند . فرای تصمیمات سیاسی اجازه دهیم دوستان اهل فرهنگ نسبت به نقد نقاط قوت و ضعف خدمات آقای دکتر اظهار نظر کنند،آرزوی توفیق روزافزون برای همه مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بالاخص خدمتگزار فرهنگی جناب آقای دکتر محسن پرویز را از بارگاه حضرت حق خواستارم .

سلام بر آقای پرویز که واقعادر این چند سال همه هم و غمش فرهنگ بود. ایشان خدمات بزرگی به جامعه فرهنگی کشور کردند. اجرشان باحضرت سیدالشهداء!
امیدوارم آقای دری هم مثل ایشان بتوانند به فرهنگ کشورمان خدمت بکنند.

سلام
من هر قدر جستجو كردم جهت فايل صوتي برنامه از سرزمين نور موفق نشدم اين بود كه واسم سوال ايجاد شد أيا اين برنامد اصلا منتشر شده يا به طريق دكر براي يافتن أن تلاش نمايم
بدرود

بسم الله الرحمن الرحیم.
باعرض سلام ودرود به نویسنده ومنتقد برجسته کشورجناب
آقای محمدرضارهگذرگرامی. وباسپاس ازفعالیت های بی دریغ جنابعالی درحیطه ی ادبیات داستانی.
جناب رهگذرگرامی مایلم ازاین پس دروبلاگ شماحضوری
پرثمرو همیشگی داشته باشم. چراکه احساس میکنم دنیای
ادبیات ومسائل نقد وبررسی ادبی نیازمبرم به این گونه
دوستی ها و هم پیوندی ها دارد.
بنده درحیطه ی آسیب شناسی ادبیات دفاع مقدس موضوعات
جامعی را درغالب یک کتاب چهارده فصلی آماده چاپ ونشر
دارم که متاسفانه هنوز راهی برای ارائه این کتاب
پیدانکرده ام. بنده درشمال ایران و مازندران درشهرستان ساری زندگی میکنم. عنوان کتاب بنده: آسیب
شناسی ادبیات جنگ ورشد تکاملی نویسندگان دفاع مقدس
درروند خلاقیت ادبی است. که محتوای رئالیستی وواقع
گرایانه ی جنگ را به نسبت موضوعات انتخاب شده از
جانب نویسندگان بدون درنظرگرفتن ولحاظ کردن نویسنده و
اثری خاص.. صرفابه آسیب شناسی ادبیات جنگ و بررسی
مسائل سبک درآثارنویسندگان پرداخته ام.

باعرض سلام ودرود

جناب آقای محمدرضارهگذرگرامی عناوین فصل های کتاب آسیب
شناسی ادبیات عبارتنداز:
1 نقش اصول ایدئولوژیکی دفاع مقدس درادبیات
2ماهیت تناقض درجهان بینی نویسندگان ادبیات دفاع مقدس
3شیوه تاثردفاع مقدس دررشد تکاملی نویسنده درروندخلاقیت
ادبی.
4حقیقت مندی دفاع مقدس ورابطه میان اصول ومبانی آن دراثر
ادبی.
5راه بوجودآوردن یک اثرجنگی واقع گرا
6جهان بینی و عقاید وهنرنویسندگی درادبیات جنگ
7 بررسی تیپ شناسانه ی ادبیات دفاع مقدس
8مسئله ترقی وپیشرفت درادبیات دفاع مقدس
9 تکامل ادبیات جنگ وشکل های هنری آن
10بررسی مسائل سبک درادبیات دفاع مقدس
11اصول وریشه های اساسی سبک درنویسندگان جنگ
12زبان ادبی به مثابه ی پدیده ای درسبک شناسی ادبیات دفاع مقدس
13قدرت واهمیت سبک درراستای دریافت تازه ای ازادبیات جنگ
14پیوند وهمبستگی سبک نویسندگان جنگ باجریان های ادبی
جناب رهگذرگرامی پست الکترونیکی بنده درکامنت ارائه شده
می باشد. خوشحال میشوم درباب مسائل مذبور که بصورت
اجمالی ذکرشد بیشتر حرف بزنم و البته نظرات والا وگرانقدر
جنابعالی را درخصوص مسائل مختلف وپیچیده ی ادبیات بدانم.
بادرود به شما. محمد طالبی.. ازکرانه های دریای خزر.

سلام استاد... من توي جريان عزل دكتر پرويز هستم. نظر خود دكتر احمدي نژاد بود. ايشان البته ميدانستند كه اقاي پرويز متعهدند و در جريانات سياسي سال اخير هم بصيرت داشتند. اما متاسفانه چيزي كه باعث بركناري ايشان شد، جمله‌اي بود كه در مطبوعات بر سر زبانها افتاد.

"باید به یاد بیاوریم که در دوره قبل از انتخابات و در مناظره ها شاید به جز یک مناظره، در باقی آنها هیچ کدام از طرفین صحبت عقلانی با هم نداشتند و هیچ کدامشان نتوانستند یک بحث را به شکل عقلانی پیش ببرند. تنها جایی که توافق نسبی بین دو نامزد ـ که اتفاقا مخالف هم بودند ـ صورت گرفت، بحث کتاب بود. یکی ایراد گرفت و طرف مقابل هم آن مشکل و ایراد را قبول کرد. امروز دولت جدید مستقر شده، من به وجه سیاسی ماجرا کاری ندارم؛ اما به هر حال اتفاقات جدیدتری افتاد و گروهی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر سر کار آمدند. در همه معاونت ها تغییراتی صورت گرفت به‌جز حوزه کتاب! معلوم است اهل سیاست با اهل فرهنگ در این زمینه ها شوخی هایی دارند! "
اين جمله جوان نفوذي ادبيات بود كه ميدانيد با همه مراوده دارد. اميرخاني اين جمله را در دهان‌ها انداخت و متاسفانه سايتها و رسانه‌هاي خودي هم به ان دامن زدند و جناب دكتر احمدي نژاد را وادار كردند كه عليرغم ميل شخصي به وزير پيشنهاد تغيير بدهند. وزير هم كه البته اماده اين موضوع بود و تنها دليلش براي عدم تغيير اشاره مقام معظم رهبري در جلسه شعرا بود. به هر صورت اي كاش شما اجازه نميداديد تا امثال اين جوان پررابطه چنين به فرهنگ اين مملكت تيشه بزنند.(اينها رانوشتم تا ذهن بابصيرت شما استاد گرامي نسبت به رئيس جمهوري محترم مخدوش نشود.)

کامنت آقا محسن، اتفاقا به نظر من، نشان دهنده بی‌بصیرتی شخص رئیس جمهور است. اگر قرار باشد که رئیس جمهور به خاطر حرف یک نویسنده جوان ـ‌که هنوز تکلیفش با خودش مشخص نیست و نه در میان اصول گرایان جایگاه ویژه‌ای دارد و نه در طیف مقابل ـ این طور عمل کند و در عزل معاون یک وزیر دخالت کند، باید برای خودمان و مملکت و نظاممان ـ و البته رای‌مان به ایشان ـ متاسف باشیم.

آقا محمد عزيز! همين شده است كه اين وضع مملكتمان شده. اگر من و شما به توصيه‌هاي بزگترهايي مثل استاد گوش ميكرديم و آثار اين جوان را نميخريديم اين وضع مملكتمان نميشد كه به دليل تيراژ بتواند اينچنين استاد را آزار دهد. دوستي دارم در خيرآنلاين كه گفت وقتي اين جوان اين حرف را زد به آنها گفت بزنيدش توي تيتر و بدانيد تا يك ماه بعد پرويز عوض خواهد شد...

آقای دکتر پرویز لطف کردند و به من وقت ملاقات دادند تا به گلایه من در مورد عدم صدور مجوز برای رمانم گوش دهند. و حتی دستور بررسی مجدد را هم صادر کردند. اما پیش از آنکه من برای بار دوم جواب رد بگیرم تشریف بردند. البته من به رد شدن عادت دارم و طبق روال همیشگی اول یکخرده گریه کردم و بعد فکر کردم که خب "حالا چه کنم؟" و با خودم قرار گذاشتم که فردا باز شال و کلاه کنم به طرف ارشاد و بعد از دریافت احتمالا آخرین و کوبنده ترین "نه" دنیا یک بار دیگر گریه کنم و بروم سر پروژه بعدی.
اما این را جهت اطلاع خانمها و آقایانی که در این سایت فعال هستند و احتمالا هیچوقت رد شدن را تجربه نکرده اند عرض میکنم که انتظار برای دریافت مجوز یکی از دردناک ترین مراحلی است که من در زندگی خود تجربه کرده ام. میگویم دردناک چون در ماههای انتظار آنقدر نویسنده احساسات متفاوت و متعددی را تجربه میکند که هیچ نمیشود اسم واقعی اش را پیدا کرد. بدترین قسمتش آن است که مدام توی ذهن رمانش را ممیزی میکند که آن را نباید مینوشتم یا روی آن یکی قسمت کاش بیشتر کار میکردم.
البته راوی من هم راوی درست و حسابی نبود.اما مگر این راوی ها به حرف نویسنده گوش میکنند؟ ولی خب اگر راوی همه کتابهای دنیا زری سووشون باشند و همه آدمهای عالم اصولگرا یا اصلاح طلب یا کمونیست یا مثل راوی من آدم ناحسابی حتما کتاب و دنبا هر دو چیزهای بسیار خسته کننده ای میشوند. طوری که آدم دیگر نه دلش میخواهد کتاب بخواند و نه زندگی کند.
بهرحال من به سهم خودم از آقای دکتر تشکر میکنم و فکر میکنم یک پزشک و نویسنده حیف است خودش را درگیر کارهای اجرایی کند. چون آنوقت نمیتواند هر چه دلش خواست بگوید و بنویسد.
برایشان آرزوی موفقیت دارم.

نظرات شما متاسفانه پارادوکسیکال هستند. اول گفتید که می خواهید مطالبی را بگویید تا استاد سرشار نسبت به رئیس جمهور دلسرد نشوند، بعد که من گفتم این نشانگر بی بصیرتی خود رئیس جمهور است لاین عوض می کنید و می گویید که وضع مملکت خراب است چون امثال بنده کتاب های آن نویسنده را می خرند.
بحث این نیست جناب! امیرخانی پرفروش ترین نویسنده ایران نیست. حتی در بین کسانی که کتاب غیر بازاری می نویسند هم او پرفروش ترین نیست. تنها هنر امیرخانی پرفروش شدن رمان - نیمچه بازاری - «من او» یش است.
اگر قرار باشد رئیس جمهور مملکت به حرف کسانی گوش کند که کتاب پرفروش نوشته اند یا مجموع تیراژ آثارشان بالا است، باید برآیندی از همه آنها را مد نظر قرار دهد. مثلا ببیند نظر رضا رهگذر هم مثل امیرخانی است یا مصطفی مستور چه می گوید یا آنکه حتی سیمین دانشور و محمود دولت آبادی را هم به حساب بیاورد و خلاصه پیگیر کسانی شود که کتاب جدی پرفروش نوشته اند - حالا فهیمه رحیمی و امثال او به کنار.
مشکل مملکت این نیست که ما کارهای امیرخانی را خریده ایم یا خوانده ایم - که خود بنده کارهای خیلی های دیگر را هم خریده ام و خوانده ام. مشکل کسانی چون شما هستند که در فرهنگ دست دارند و سطحی می نگرند و برای خوشامد سیاسیون می نوسند و در لحظه تغییر موضع می دهند و مشکل مدیران سیاسی ای هستند که بویی از فرهنگ نبرده اند اما چون فرهنگ و هنر ویترینی برای خودنمایی شان فراهم می آورد با اهل فرهنگ و هنر عکس می اندازند و به واسطه آن عکس ها برای خود شان فرهنگی قایل می شوند و بعد در کار فرهنگ دخالت می کنند و متاسفانه مشاور و امین مقامات عالی رتبه - در حد رئیس جمهور - هم می شوند.

به دكتر پرويز ظلم بزرگي شد و از آن بزرگ تر به كارمندان وزارت ارشاد...
اگرچه شما جناب سرشار از آقاي دري به نيكي ياد كرده ايد؛ ولي ايشان متأسفانه روحيه اي بسيار ناروا با پرسنل اين معاونت در پيش گرفته اند و دم به دم زحماتي را كه در دوران آقاي پرويز شكل گرفت زير سوال مي برند و خواستار دگرگوني در اغلب اين يادگارهاي به جا مانده از زمان دكتر هستند.[...]خداوند عاقبت همه ما ختم به خير فرمايد...

ارسال نظر