آخرین خبر

  • • اعلام آمادگی انجمن قلم ایران برای ایجاد زمینه ورود دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن در کتب درسی،
  • شنبه 08 بهمنماه 90

    در پی ترور ناجوانمردانه دانشمند جوان هسته ای، شهید احمدی روشن، هیئت مدیره انجمن قلم ایران، با ارسال نامه ای به وزیر آموزش و پرورش، آمادگی این تشکل ادبی را برای طرح هنرمندانه دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن در کتابهای درسی اعلام کرد.
    متن این نامه به قرار ذیل است:
    "جناب آقای حاجی بابایی

    وزیر محترم آموزش و پرورش

    با سلام؛

    به استحضار می رساند : در ایامی که دشمنان میهن اسلامی تصور می کنند با ترور چند دانشمند می توانند مردم ایران را از جهاد علمی خویش بازدارند ، عمومی کردن دانش هسته ای و موضوع ضرورت دستیابی کشور به این دانش مهم ، ضروری می نماید . انجمن قلم ایران با نزدیک به دویست و پنجاه نویسنده و شاعر عضو خود ، آمادگی کامل دارد تا در طرح هنرمندانة موضوع و تبدیل مسائل مشکل علمی مرتبط با آن به زبان قابل فهم مخاطبان ، زمینة ورود «دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن» ، برای درج آن در کتب درسی ، با آن وزارتخانة محترم ، همکاری کند.

    با احترام
    محمدرضا سرشار
    رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام. شما آمار مطمئن متفاوتی دارید؟چه باعث شده تردید کنید؟ ادامه
  • بنده ای که امیدواره خداوند همه ی ما رو به راه خودش برگرد: سلام استاد شما از تعداد پیامک ها مطمئنید و یا ادامه
  • نامشخص: باعرض سلام واحترام خدمت استاد ارجمند وقتی اعضای کمیسیون فرهنگی ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • "بررسی تطبیقی حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا" از محمد سرشار منتشر می شود
  • خبرگزاری فارس: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به زودی کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» را منتشر می‌کند.

    خبرگزاری فارس: بررسی تطبیقی حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا منتشر می‌شود

    محمد سرشار، پژوهشگر در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: این کتاب به بررسی تطبیقی وضعیت حقوقی مطبوعات در دو کشور ایران و آمریکا پرداخته است و تلاش می‌کند با بررسی همه‌جانبه این رسانه، وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران را پیشنهاد کند.

    سرشار افزود: در این مطالعه تطبیقی، آزادی‌های نشریات، امتیازات آنها، محدویت‌های مطبوعات، جرایم مطبوعاتی، کیفرهای مطبوعات و نظام دادرسی به جرایم نشریات، مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند.
    وی اضافه کرد: در این کتاب برای نخستین بار، پانزده محدودیت قانونی آزادی بیان در حقوق آمریکا به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده است. در واقع می‌توان گفت که مطالعه حقوق ایالات متحده آمریکا در حوزه نشریات، در کشور ما کم‌سابقه بوده است.

    سرشار اظهار داشت: کشور آمریکا در حوزه رسانه‌های مدرن، پیشتاز دنیای غرب است و مطالعه این کشور به ما کمک می‌کند تا با استفاده از این تجربیات و البته براساس الگوی اسلامی ـ ایرانی، راه‌های میانبری را برای پیشرفت رسانه‌ها در جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا کنیم. این وظیفه پژوهشگران ایرانی است که با نگاه انتقادی غرب‌شناسانه، نقاط قوت و ضعف آنان را شناسایی کنند و به تسریع در حرکت تمدنی نظام جمهوری اسلامی، کمک نمایند.

    او گفت: در کتاب حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا، پیشینه تاریخی نشریات در این دو کشور مورد بررسی قرار گرفته و برمبنای فقه اسلامی، قانون اساسی و اندیشه‌های رهبران جمهوری اسلامی ایران، تلاش شده وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران ترسیم گردد.
    کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» در 314 صفحه و شمارگان 2000 جلد، توسط انتشارات دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در بهمن ماه منتشر خواهد شد.

    محمد سرشار کارشناس ارشد حقوق و دانشجوی ترم آخر دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی است.


چشمه ای دیگر از هنرنماییهای گردانندگان برنامه "پارک ملت" شبکه یک سیما!

الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم

والا پیام‌دار، محمد!

گفتی كه یک دیار
هرگز به ظلم و جور
نمی‌ماند برپا و استوار!

...

آن‌گاه، تمثیل‌وار
کشیدی عبای وحدت
بر سر پاکان روزگار!

...

در تنگ پرتبرک آن نازنین عبا

دیرینه ای محمد!


جا هست بیش و کم
آزاده را
که تیغ کشیده‌ست بر ستم؟

محمد

برنامه "پارک ملت" شبکه یک سیما، که ظاهرا از ابتدا بنا را بر کجی پالان گذاشته است، بعد از مصاحبه با دو نویسنده و یک مثلا جامعه شناس مسئله دار، ظاهرا به عنوان جبران مافات و در جهت آرام کردن افکار عمومی - که گفته می شد با ارسال بالغ بر 600،000 پیامک، اعتراض خود را به برنامه شب قبلش(گفتگوی منفعلانه با آن به اصطلاح جامعه شناس) اعلام کرده بودند -  مرتکب یک کج پالانی جدید شد؛ که همانا پخش ترانه "وحدت"(محمد) در آن برنامه بود.

این ترانه در سال 1357 با صدای فرهاد مهراد، شعر سیاوش کسرایی و آهنگسازی منفرد اجرا شده است و در نیمه اول دهه 1360، به مناسبت و بی مناسبت، بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. تا آنکه بر اثر نقدها و تذکرهای اهالی اندیشه و نقد،دیگر سالیان متمادی از این دو وسیله ارتباط جمعی پخش نشد. اما در یکی دو سال اخیر - ظاهرا به تصور فراموشی مردم؛ یا شاید هم بی خبری مسئولان جدید صدا و سیما از کنه ماجرا- حداقل من دو بار شاهد پخش آن از این به اصطلاح رسانه ملی بوده ام.

اما علت آن مخالفتها و ممانعت از پخش این ترانه چه بود؟:

اولین مخالفت، به خواننده ترانه و سراینده شعر آن  برمی گشت.

فرهاد مهراد، فرزند دیپلمات رژیم پهلوی و خواننده ای بود که خواندن را با آوازخوانی در کاباره های تهران شروع کرد؛ و در پیش از پیروزی انقلاب - خاصه  پس از خواندن ترانه "جمعه ها" و ...، به چپ(مارکسیست) بودن شهره بود. او - به نوشته هوادارانش -  ظاهرا به دلیل همین سوابق، از ابتدای پیروزی انقلاب تا سال 1372 از فعالیت هنری در کشور ممنوع شد. سپس به فرانسه رفت و تا پایان عمر(1381)در همان جا ماند و جسدش نیز در همان کشور دفن شد. سراینده شعر - سیاوش کسرایی - نیز از توده ای های مشهور پرسابقه و - اگر درست به خاطرم مانده باشد - حتی نامزد حزب توده برای ریاست جمهوری در دوران پس از انقلاب - بود.

حتی بدون هیچ حاشیه دیگری، صرف توجه به هویت این دو، برای مشکوک شدن به این ترانه کفایت می کرد. چه، هنگامی که چنین افرادی، با این سوابق، بی آنکه کمترین تغییری در مواضع فکری گذشته شان پدید آمده باشد، آن هم در چنان زمانی، اقدام به تهیه ترانه ای در باره رسول گرامی اسلام(ص) می کنند، هر فرد با هوش متوسطی، در وهله اول، با تردید و احتیاط به این قضیه نگاه می کند.

اما توجهی سطحی به شعر این ترانه نیز - بی توجه به هویت سراینده و خواننده آن - برای پی بردن به پشت پرده این اقدام، کفایت می کرد.

اولین نکته این شعر در "پیام دار" - به جای "پیامبر" - خواندن رسول اکرم نهفته است.

در کل، غیر معتقدان به خدا و پیامبران او، از جمله مارکسیستها، پیامبران الهی را حداکثر "مصلحان اجتماعی"ای می دانند که برای اصلاح جوامع بشری، نظریاتی داشته اند. اما برای جذب توده مردم به پیامهایشان - نعوذ بالله، به دروغ ـ خود را پیامبر خدا - یی که از نظر آنان وجود خارجی ندارد - معرفی، و آن پیامها را سخنان خدا که از طریق وحی بر آنان نازل شده است، قلمداد می کردند. به عبارت دیگر، آنان را "پیام دار" و نه "پیامبر" می دانند!

نکته دوم شعر این ترانه، تفسیر حزب توده ای و مارکسیستی حدیث شریف کسا و مصادره آن به نفع جریانهای وابسته به این تفکر در کشور در آن زمان بود:

یکی از شعارهای مارکسیستها - و در راس آنها حزب توده - در آن زمان، "اتحاد، مبارزه، پیروزی" بود. آنان این گونه تبلیغ می کردند که برای مبارزه با رژیم پهلوی و آمریکا و در هم شکستن آنها، گروههای مبارز - با هر عقیده و مرامی - باید با یکدیگر متحد شوند. (چیزی که نه حضرت امام خمینی، نه آیت الله مطهری  و نه دیگر شخصیتهای باتجربه و متدین آن زمان با آن موافق بودند؛ و تجربه های مکرر تاریخی معاصر - همچون قیام جنگل و دولت مصدق و خیانت حزب توده به قیام ملی و...نیز، صحت نظر آن بزرگان را تایید می کرد.)

شاعر مارکسیست توده ای این ترانه، کشیدن عبا بر سر اهل بیت(ع) در روایت مربوط به حدیث کسا را امری "تمثیل وار"(نمادین) تلقی می کند؛ و کسای رسول الله را "عبای وحدت"(اتحاد؛ از نوع مورد نظر مارکسیستها) تفسیر می کند. سپس نتیجه می گیرد که "در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا"، کم و بیش جایی برای دیگر آزادگانی - با عقاید و مرامهای دیگر - که تیغ کشیده بر ستم کشیده اند(مبارزه کنندگان مارکسیست و ... با رژیم شاه و آمریکا) وجود دارد.

به تعبیر دیگر، شاعر توده ای و خواننده چپ ترانه، مسلمانانی را که عملا قیام را آنها آغاز کرده و با دادن دهها هزار شهید و تحمل آن همه مرارت به پیروزی رسانده اند و طبعا اداره کشور از این پس در اختیار آنان است، به وحدت با مارکسیستها و ...(در واقع دادن سهمی از انقلاب و اداره کشور به آنان) دعوت می کند. و می کوشد برای آن، مستند تاریخی و روایی اسلامی نیز جعل کند. در حالی که همه می دانند که واقعه تاریخی مربوط به حدیث کسا، برای معرفی "اهل بیت" از سوی خداوند به مسلمانان بود. به گونه ای که حتی همسر پرهیزگار و ارجمند رسول اکرم - ام سلمه - با آن همه فضایل، اجازه قرار گرفتن زیر عبای مبارک رسول خدا را پیدا نکرد! حالا بر چه اساسی شاعر توده ای، چنین تفسیری از آن کرده، و مسئولان رسانه ملی نیز آن را پذیرفته اند، بماند!

آخرین نکته در مورد شعر این ترانه، مطلع آن("الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم") است.

این جمله البته حدیثی درست - منقول از رسول اکرم - است. اما اولا ارتباطی با حدیث کسا ندارد. در ثانی، استفاده از آن توسط چنین شاعری، در چنین موضعی، همان مصداق حدیث "کلمه حق یراد بهاالباطل" - منقول از علی(ع) ؛ و در واقع هشداری به رهبران انقلاب اسلامی است؛ که: اگر به توصیه ما چپها در مورد آنچه در پی ا ز شما می خواهیم عمل نکنید، مرتکب ظلم شده اید. و نظامتان دوام نخواهد آورد.

3 نظر

باعرض سلام واحترام خدمت استاد ارجمند
وقتی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس از هنروادبیات که مهمترین ابزار فرهنگی است چیزی نمی دانند، وقتی بسیاری از مدیران فرهنگی(نه همه آنها) تخصص وتهد لازم را ندارند،طبیعیست که در جنگ نرم سنگرهای مابه تسخیر سربازان دشمن درآید.
البته با کمال احترام به جناب دکتر حداد عادل.


سلام استاد
شما از تعداد پیامک ها مطمئنید و یا از بازخوردها؟!!!! من از شما متعجب شدم. خدا ما رو ببخشه که بدون اطمینان مطلبی را بازگو می کنیم و امیدوارم در دنیای دیگه شرمنده نشویم.

ارسال نظر