بعد از ظهر چهارشنبه آتی - 28ام دی ماه -، شاعران، نویسندگان، مترجمان ، پژوهشگران و دیگر اعضای انجمن قلم ایران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و کانون اندیشه جوان، به همراه اعضای خانواده شان، در محل سینما فلسطین تهران(واقع در میدان فلسطین)، به تماشای فیلم سینمایی "گلوگاه شیطان" می نشینند.
این فیلم به کارگردانی حمید بهمنی و با بازیگری کسانی چون امین زندگانی، جمشید هاشم پور و پوریا پورسرخ، به عملیات "والفجر 8" - عملیات آزادسازی فاو - می پردازد.
پس از فیلمهای "گلچهره" و "بدرود بغداد"، این سومین برنامه نمایش اختصاصی فیلمهای سینمایی مخاطب خاص(مضمونگرا) در دوماه اخیر برای اعضای این سه نهاد فرهنگی و خانواده هایشان است؛ که با همکاری معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی محقق می شود.
تفاوت ره از کجا تا به کجا!
در دوران انقلاب، من دانشجو بودم.یکی از از دوستان دانشجو برادری داشت که افسر نیروی هوایی بود.این افسر جوان حق طلب،تحت تاثیر القائات پیوسته ای که در محل کار به او و همفکرانش می شد ،ابتدا با تردید به انقلاب و رهبری آن نگاه می کرد.اما به تدریج تغییر عقیده داد و به انقلاب پیوست.
یکی دیگر از دانشجویان همرشته و همدوره ما ،که با آن دوست دیگر دانشجو و برادر نظامی اش نیز رفاقتی به هم زده بود ،به تدریج آشکار کرد که از هواداران و فعالان دانشجویی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) است.اما از آنجا که آن زمان هنوز گروهک مزبور ماهیت واقعی خود را بر توده مردم انقلابی مسلمان آشکار نکرده بود،این دوستی و ارتباط ،کم و بیش ادامه داشت.تا آنکه بعدها معلوم شد،دانشجوی مجاهدینی مذکور، در خفا روی آن افسر جوان کار می کرده است ،تا شاید بتواند او را جذب گروهک متبوع خود کند.اما فطرت سالم افسر مذکور سبب شد که به مرادش نرسد.
ماجرا از این قرار بود که آن دانشجوی مجاهدینی،مانند اکثر هم مسکانش ،پیوسته پیگیر مسائل و اخبار سیاسی بود؛ و ید طولایی هم در بحث و مجادله داشت.به عکس، دوست افسرمان ،مرد عمل، و دور از این عوالم بود.دانشجوی گروهکی مذکور هم با سوء استفاده از همین نقطه ضعف او،سعی می کرد در بحث و جدل مغلوبش کند؛ و از این طریق، او را به راهی که خود می رفت بکشاند.
دوست افسرمان، بعد ها برای من وبرادرش گفت که بعد از بحثهای متمادی، و در حالی که آن دانشجوی مجاهدینی تصور می کرد دیگر به مقصود بسیار نزدیک شده است ،بحث دیگری را - این بار در ارتباط با حضرت امام خمینی - پیش کشیده بود.دوست افسر ما ،با آنکه دل و عقلش استدلالها و نظر وی را در این مورد نمی توانست بپذیرد،اما در صحبت و استدلال نتوانسته بود حریف مخاطب حراف و حرفه ای اش شود.
طرف ،ذوق زده آمده بود با اغتنام فرصت ،افسر ساده دل را رسما به عضویت در گروهک مطبوعش دعوت کند.اما دوست افسر جوان ما،با یک پاسخ ساده فطری ،او را برای همیشه، از خود مایوس کرده بود:
ـــ یعنی تو می گویی من ،امام خمینی را ول کنم و پیرو مسعود رجوی شوم؟!
(و این جمله را هم با چنان شگفتی عمیقی بر زبان آورده بود که دیگر جای هیچ حرف و سخنی - از سوی طرف مقابل - باقی نگذاشته بود.)
حکایت دعوت بی وجه آن دانشجوی گروهکی برای بریدن آن دوست افسر ما از شخصیت بی بدیل و شخیصی همچون حضرت امام خمینی ،و در عوض تبعیت او از کسی چون آن فرد معمولی - تازه با صرف نظر از آن سوابق و لواحق مشکوکش تا آن زمان - ،به نوعی ،حکایت امروز کسانی است که مردم متدین و انقلابی یا حق طلب ما را به ترک پیروی از رهبر معظم انقلاب - با آن سابقه طولانی مبارزاتی،آن جایگاه بلند فقاهتی و تقوایی،آن پیشینه موفق رهبری،آن پاکی پرونده های زندگی خصوصی و مالی خود و فرزندان و نزدیکانش؛و آن توصیف و تعریفهایی که حضرت امام و دیگر بزرگان اهالی دین و معنا و سیاست در باره ایشان کرده اند - ،و در عوض،تبعیت آنان از افراد کاملا معمولی ای مانند آقایان محمد خاتمی و میر حسین موسوی و مهدی کروبی و موسوی خوئینیها و ... - صرف نظر از همه اعمال خلاف قانونی و آتش افروزی هایی که این افراد در چند ماه اخیر مرتکب شدند - دعوت می کنند!
حتی یک عقل ساده و بسیط نیز حکم می کند که وقتی شخص یا گروهی ،مردم را از پیروی رهبری منع می کنند،شخص دیگری را به جای اومعرفی کنند که در مجموع، در جایگاهی بالاتر از وی قرار گرفته باشد.مشکل اصلی و اساسی جناح موسوم به اصلاح طلب این است که به کل فاقد چنین شخصیت جایگزینی هستند.به همین سبب است که به جای عرضه و معرفی شایستگیها و تواناییهای - نداشته - جایگزینهای مورد نظر خود،به شایعه پراکنی و تحریف و انتشار مطالب کذب در باره شخصیت شخیص و در حال حاضر بی نظیری ـ برای رهبری کشور و نظام - همچون حضرت آیت الله خامنه ای ، و ایجاد آشوب در کشور - به قصد القای ناکارآمدی نظام و ضعف رهبری در اداره امور - پرداخته اند.
اما به عنوان یک سؤال کاملا ساده - اما البته فاقد جواب از سوی آنان ،باید از این مدعیان پرسید:یعنی شما می گویید ما حضرت آیت الله خامنه ای را - با آن همه شایستگیها و فضایل - رها کنیم، و در عوض ،پیروی از کسانی چون خاتمی و موسوی و کروبی و خوئینیها را در پیش بگیریم؟!
No TrackBacks
TrackBack URL: http://www.sarshar.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/65
درود بر شما!
باعث افتخار ماهستید.
درود برشما.سلامت باشید.