آخرین خبر

  • • نشست نقد داستان بلند «ملکان عذاب»
  • دوشنبه 05 مردادماه 94

    در جلسه نقد روز سه شنبه 6 مرداد ماه جاری - از سلسله نشستهای نقد داستان هفتگی - که سیزده سال است به سرپرستی محمدرضا سرشار و با حضور تنی چند از منتقدان- در معاونت پژوهش و آموزش حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی که برگزار می¬شود، داستان بلند «ملکان عذاب» مورد نقد وبررسی قرار می¬گیرد.
    قابل ذکر است: این اثر داستانی که نوشته ابوتراب خسروی و از انتشارات نشر ثالث است، در سال 93 همراه با اثری دیگر - به طور مشترک - به عنوان رمانهای برگزیده آن سال توسط جشنواره جلال آ¬ل احمد شناخته شد و 55 سکه بهار آزادی را به عنوان پاداش مادی خود دریافت کرد.
    ساعت برگزاری این نشست نقد جمعی 15 تا 17 بعد از ظهر سه شنبه و محل آن تالار اجتماعات معاونت پژوهش و آموزش واقع در طبقه دوم ساختمان اصلی حوزه هنری است. شرکت در این جلسه برای عموم علاقه مندان بلامانع است.

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .

خواندني‌هاي وب


قطعنامه شورای امنیت ناقض استقلال و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است


به عبارت ساده‎تر و واضح تر، کار کرد این قطعنامه از یک سو محدود کردن قدرت دفاعی کشور و از سوی دیگر دور زدن نهادهای قانونی وساختارهای حقوقی از جمله مجلس وشورایعالی امنیت ملی و در عمل انجام شده قرار دادن نظام جمهوری اسلامی است. چرا که در صورت تصویب این قطعنامه کشور عملا زیر تعهدی رفته است، که ارکان نظام بجز دولت، نقشی در تایید آن نداشته و اختیار لغو آنرا نیز نخواهد داشت.
به عبارت ساده‎تر و واضح تر، کار کرد این قطعنامه از یک سو محدود کردن قدرت دفاعی کشور و از سوی دیگر دور زدن نهادهای قانونی وساختارهای حقوقی از جمله مجلس وشورایعالی امنیت ملی و در عمل انجام شده قرار دادن نظام جمهوری اسلامی است. چرا که در صورت تصویب این قطعنامه کشور عملا زیر تعهدی رفته است، که ارکان نظام بجز دولت، نقشی در تایید آن نداشته و اختیار لغو آنرا نیز نخواهد داشت.
علی نادری - رجانیوز: قطعنامه‎ای که تا ساعاتی دیگر قرار است در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار بگیرد، قطعنامه‎ای است که نتیجه مذاکرات وین به حساب می‎آید. این نکته را رئیس جمهور و وزیر امور خارجه نیز با صراحت تایید کرده و حتی آنرا دستاورد مذاکراتی که در وین اتفاق افتاده است می‎دانند.
 
آقای روحانی در تبیین آنکه چرا این قطعنامه را یک دستاورد بزرگ دیپلماسی می‎داند، ساعاتی پس از قرائت بیانیه وین گفته است: « نسبت به لغو قطعنامه های سازمان ملل می گفتند قطعنامه ای که شما اجرا نکرده اید، چگونه ما لغو کنیم؟ لااقل این قطعنامه ها را برای ۶ ماه اجرا کنید تا بعد زمان لغو آن فرا برسد. بر اساس توافق امروز در روزهای آینده که این توافق در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب خواهد رسید، تمام ۶ قطعنامه قبلی لغو خواهد شد.»
 
آقای روحانی در ادامه نیز به متن نهایی شده در وین اشاره کرده و اعلام کرده است: « فرزندان آينده اين مرز و بوم به متن توافق هسته اي افتخار خواهند كرد.»
 
اما اکنون و با انتشار متن پیش نویس قطعنامه شورای امنیت به عنوان نتیجه و خروجی وین مشخص شده است که :
 
۱.محتوای این قطعنامه همان محتوای برنامه جامع مشترک اقدام است.
 
۲.ایران به مدت ۸ سال حتی اجازه تست و شلیک آزمایشی موشک‎های بالستیک و راهبردی خود که بخش مهمی از قدرت بازدارندگی کنونی کشور را تامین می‎کند نخواهد داشت.
 
۳.ایران به مدت ۵ سال حق خرید یا فروش سلاح را نخواهد داشت و بر همین اساس از این پس هر پیدا شدن پوکه فشنگ ایرانی در عرصه نبرد میدانی عراق و سوریه و لبنان، در حکم نقض قطعنامه شورای امنیت خواهد بود.
 
۴.کل توافق با مکانیزم ماشه در عرض یکساعت و یا یک روز، می تواند بصورت قانونی لغو شده، با این توضیح که در آن زمان ایران نه غنی سازی ۲۰ درصد دارد، نه ۲۰۰ کیلو مواد ۲۰ درصد و نه هشت تن ماده غنی شده ۵ درصد و نه تاسیسات آب سنگین اراک!
 
حال کشور با یک اتفاق عجیب و تاریخی روبرو شده است. از سویی آنچه در وین حاصل شده، تصمیم کل نظام جمهوری اسلامی نبوده، به نحوی که هنوز به تایید مراکز قانونی تایید کننده، از جمله مجلس شورای اسلامی، شورایعالی امنیت ملی نرسیده و به تبع آن رهبر انقلاب نرسیده و تعیین تکلیف آن به مراجع ذیصلاح قانونی محول شده است و از سوی دیگر بر مبنای متن پیشنهادی دولت آقای روحانی، نظام جمهوری اسلامی در آستانه پذیرش یک قطعنامه غیر قابل دفاع در شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است.
 
بر اساس این متن تایید نشده توسط نظام جمهوری اسلامی قطعنامه‎ای در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است، که بصورت سیستماتیک و قانونی، قدرت دفاعی کشور را به گونه فاجعه باری محدود و محصور خواهد کرد و در صورت تصویب، نظر مجلس و شورایعالی امنیت ملی را عملا بی اثر خواهد نمود.
 
به عبارت ساده‎تر و واضح تر، کار کرد این قطعنامه از یک سو محدود کردن قدرت دفاعی کشور و از سوی دیگر دور زدن نهادهای قانونی وساختارهای حقوقی از جمله مجلس وشورایعالی امنیت ملی و در عمل انجام شده قرار دادن نظام جمهوری اسلامی است. چرا که در صورت تصویب این قطعنامه کشور عملا زیر تعهدی رفته است، که ارکان نظام بجز دولت، نقشی در تایید آن نداشته و اختیار لغو آنرا نیز نخواهد داشت.
 
رئیس جمهوری بر اساس قسم جلاله‎ای که در ابتدای کار خود یاد کرده، مجری قانون اساسی  و از سویی حافظ استقلال کشور و متحوای قطعنامه و رویه‎ای که در نحوه تصویب آن در پیش گرفته شده است، از لحاظ محدود کردن قدرت دفاعی، ناقض استقلال و از لحاظ دور زدن نهادهای رسمی وقانونی کشور، ناقض اصول مصرح قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده و بر اساس وظیفه قانونی، رئیس جمهور مسئولیت جلوگیری از این فرآیند است.
 
بر همین اساس، لازم است دولت و وزارت خارجه هر چه سریعتر و پیش از بررسی این قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل درخواست لغو و تاخیر در این بررسی را به مراجع ذیصلاح بین المللی ابلاغ کنند، چرا که در غیر این صورت تبعات قطعنامه ای که نتیجه پیشنهاد تایید نشده دولت در وین بوده و آثار زیانبار و جبران ناپذیری را در نقض استقلال و قانون اساسی کشور دارد، بر عهده مجری قانون اساسی بوده و قطعا لازم است درباره نقض آن به نهادهای قانونی و ملت ایران پاسخگو باشد.
 

ارسال نظر