آخرین خبر

  • • زمان و مکان برگزاری مراسم تشییع و ترحیم مرحومه سیده فاطمه حسینی خامنه‌ای، خواهر گرامی رهبر معظم انقلاب
  • دوشنبه 03 فروردینماه 94

    رئیس دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیه‌ای با عرض تسلیت به رهبر معظم انقلاب اسلامی، زمان و مکان مراسم تشییع و ترحیم همشیره حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را در قم و تهران اعلام کرد.
    خبرگزاری فارس: زمان و مکان برگزاری مراسم تشییع و ترحیم مرحومه سیده فاطمه حسینی خامنه‌ای
    Tweet
    به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در پی درگذشت همشیره مکرمه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیه‌ای با عرض تسلیت به رهبر معظم انقلاب اسلامی، زمان و مکان مراسم تشییع و ترحیم آن مرحومه را در قم و تهران اعلام کرد.
    متن اطلاعیه به این شرح است:
    بسمه تعالی
    انا لله و انا الیه راجعون
    با عرض تسلیت شهادت بانوی بزرگوار اسلام حضرت فاطمه زهرا(س)، درگذشت بانو سیده فاطمه حسینی خامنه‌ای همشیره مکرمه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای مدظله العالی و متعلقه مرحوم حجت‌الاسلام آقای شمس‌اللهی را به محضر مبارک معظم له تسلیت عرض می‌نمایم.
    به همین مناسبت فردا سوم فروردین مراسم تشییع ساعت 16 از مسجد امام حسن عسکری (ع) در قم به سوی حرم مطهر حضرت معصومه (س) انجام و مجلس ترحیم آن مرحومه بعد از نماز مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی (رض) واقع در خیابان صفائیه برگزار خواهد شد.

    همچنین فردا (دوشنبه شب) سوم فروردین مراسم ترحیم آن مرحومه در تهران بعد از نماز مغرب و عشا از سوی رهبر معظم انقلاب مد ظله العالی در حسینیه امام خمینی (رض) برگزار می گردد.
    محمدی گلپایگانی
    رئیس دفتر مقام معظم رهبری
    ۲فروردین 1394

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام دخترم. سال نو شما هم مبارک. من هم از ادامه
  • طاهره رشیدی از دامغان: سلام سال نو شما پر از لحظات شاد روزهای ظهر ادامه
  • مدیر: از شما متشکرم دوست گرامی. امیدوارم سالی پر از شادکامی ادامه
  • مدیر: متشکرم. سال نو بر شما نیز مبارک باد. ادامه
  • نامشخص: باسمه تعالي مي‌خواهم اينبار بهار را ديگر گونه ببينم، بنويسم. ادامه
  • ش.حمزه: این عید به نور فاطمیه زیباست روزی تمام سال من ادامه

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


سال جدید

ای عالمیان، سال جدید آمده است!
در جان جهان، عشق پدید آمده است!
«غم را بهلید و شاد و سرخوش باشید»
از سوی حبیب، این نوید آمده است!

6 نظر

این عید به نور فاطمیه زیباست
روزی تمام سال من با زهراست
با بردن نام فاطمه فهمیدم
سالی که نکوست از بهارش پیداست

درپناه مهدی فاطمه سالی پربرکت داشته باشید.

باسمه تعالي
مي‌خواهم اينبار بهار را ديگر گونه ببينم، بنويسم. خسته و خواب آلوده کاغذي را از لابلاي کتاب‌هاي خاک گرفته‌ام بيرون مي‌کشم. بوي خاک، بوي نا، بوي يک سال قلم زدن پشت پنجره‌هاي بسته اتاق، نفسم مي‌گيرد از اين عطر آشنا!
مي‌گويند خوب گوش کني، اين روزها صداي قدم‌هايش را مي‌شنوي. اما در اين اتاق جز صداي آشناي تيک تاک ساعت صدايي به گوشم نمي‌رسد؛ مثل هميشه، مثل تمام سال. نه! اينطور نمي‌شود از بهار نوشت. قلم را روي کاغذ رها مي‌کنم و سرم را روي ميز مي‌گذارم. چشمانم را مي‌بندم و فقط گوش مي‌کنم. پس چرا صدايي نمي‌آيد؟! يعني بهار من براي هميشه مرده است!؟ اما نه، صداي ضربه‌اي مي‌آيد. ضربه‌اي آرام به تن سرمازده پنجره. به زحمت از جا برمي‌خيزم. به پشت پنجره مي‌روم. ضربه‌اي ديگر و اينبار ضربه‌هاست که يکي پس از ديگري به يادم مي‌آورد که هنوز پنجره را نگشوده‌ام. مهمان من پشت در مانده است! پنجره را باز مي‌کنم. دانه‌هاي خيس باران آرام و بي‌صدا بر گونه‌هايم مي‌نشينند. پرنده‌اي مي‌خواند و صداي مناجات سحرگاهي که باز بهار را مهمان دلم مي‌کند. بهار آمده است. بهار با تمام زيبائيش. و اين بهار با تمام زلالي‌اش تقديم به شما استاد بزرگوار.

سلام سال نو شما پر از لحظات شاد
روزهای ظهر جمعه کودکی من با عشق شنیدن صدای زیبا ودلنشین شما در قصه ظهر جمعه گذشت
بد ترین مجازات من نشنیدن قصه بود .شاید باور کردنی نباشد ولی من هر ظهر جمعه رادیو در بغل توی حیاط خونه نه گرمای تابستان رو میفهمیدم نه سرمای زمستان فقط بقبه از خواب بیدار نشوند ورادیو رو از من نگیرندکه من دق نکنم
سالها گذشته ومن هروقت می خواهم تکنیک آرامش رو به مراجعینم آموزش بدم نا خواگاه یاد صدای بی نظیر آقای رهگذر می افتم وغرق کودکی وآرامش ان لحظات ناب میشم
از شما سپاسگذارم
هیچ کدام از قصه های شما یادم نمونده ولی صدای شما همیشه در ذهن وجان من زنده است
آرزوی من شنیدن زنده صدای شماست
وامیدوارهمیشه سالم وشادکام باشید

ارسال نظر