آخرین خبر

  • • هوران دوره نویسندگی تکمیلی با حضور استاد محمدرضا سرشار برگزار مي كند
  • سه شنبه 29 اردیبهشتماه 94

    از 7 خرداد لغایت 11 خرداد:

    انجمن نويسندگان استان گلستان هوران دوره نویسندگی تکمیلی با حضور استاد سرشار در گرگان برگزار مي كند.
    به گزارش گلستان ما به نقل ازهوران؛ انجمن نویسندگان گلستان هوران، پس از کشف و جذب و ساماندهی نخبگان ادبی در حوزه قلم با استفاده از تجربیات و برگزاری کارگاه های استانی، این دوره نویسندگی را با استفاده از اساتید برتر کشوری از انجمن قلم ایران، استاد محمد رضا سرشار بهرمند خواهد شد.
    تکمیل فرم مصاحبه جهت شرکت در کارگاه دوره ائی استاد محمد رضا سرشار الزامی است. دوره کارگاهی چهار روز صبح و عصر از تاریخ هفتم خرداد لغایت یازدهم خرداد ماه برگزار می گردد.
    در پایان این دوره امتحان کارگاهی برگزار و گواهینامه انجمن بین المللی قلم کشور اهطا می گردد.
    سر فصل های دوره:
    شرایط و لوازم نویسندگی - ٢ ساعت
    تعریف داستان کوتاه - 2 ساعت
    راههای ایده یابی برای داستان - ۴ ساعت
    پیرنگ (طرح) - ۶ ساعت
    شخصیت پردازی - ۶ ساعت
    زاویه دید - ۴ ساعت
    زبان و لحن - ٢ ساعت
    پرداخت و فضا - ٢ ساعت
    درون مایه - ٢ ساعت
    کارگاه: خواندن و نقد چند داستان کوتاه - ٢ ساعت
    منابع دوره:
    پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان - محمدرضا سرشار - کانون اندیشه جوان
    نقد ادبی: کارکردها و آفات - محمدرضا سرشار - کانون اندیشه جوان
    سلول بنیادی داستان - محمدرضا سرشار - کانون اندیشه جوان
    الفبای قصه نویسی (مجلدهای 1 و 2)- محمدرضا سرشار - پیام آزادی
    محل برگزاری دوره: انجمن نویسندگان استان گلستان هوران

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


حذف سهمیه حج تمتع اعضای انجمن قلم ایران توسط معاونت فرهنگی وزارت ارشاد دولت «اعتدال»، و «تدبیر و امید»!

حقوق مادی و معنوی پیش بینی شده در قانون یا طبق عرف و موارد مانند آن برای شاعران و نویسندگان چیست؟
اغلب اهالی ادبیات، بسیاری از آنها را نمی‌شناسند. گاه چه بسا بعضی مسئولان دولتی هم که بدون شرایط لازم به بعضی مسئولیتهای فرهنگی می‌رسند از بعضی از این حقوق بی‌اطلاع‌اند. برخی مسئولان نیز چه بسا در عین داشتن اطلاع، با سوء استفاده از بی‌اطلاعی یا بی‌اعتنایی اهالی قلم نسبت به این حقوق، ترجیح می‌دهند آنها را به آنان ندهند.
از جمله این موارد، پنج سهمیه حج تمتعی است که از سالها پیش، از طرف سازمان حج در اختیار معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار می‌گرفت تا به اهالی قلم و فرهنگ ذیحق داده شود؛ و تا قبل از انتصاب یک نویسنده (دکتر محسن پرویز) به این سمت، نه اهالی قلم از آن اطلاع و نه نصیبی داشتند و نه معلوم می‌شد این سهمیه‌ها کجا می‌رفت و چه می‌شد!
در سال 85 - نخستین سال انتصاب دکتر پرویز به این سمت - تازه بر ما معلوم شد همه ساله چنین سهمیه‌ای در اختیار معاونت فرهنگی قرار می‌گرفته است!
دکتر پرویز از این پنج سهمیه، یک سهمیه را در اختیار انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و یک سهمیه را در اختیار انجمن قلم ایران قرار داد تا آنها از میان اعضای خود، هر کس را که مستحق‌تر تشخیص می‌دهند برای استفاده از این سهمیه معرفی کنند.
از آن پس تا پایان دوره معاونت دکتر پرویز، بی دل‌خونی و آزار ، هر سال این سهمیه در اختیار این دو تشکل رسمی قرار می‌گرفت. بعد از آن هم، با مکاتبه و پیگیری انجمن قلم ایران، تا پایان دولت دکتر احمدی‌نژاد این سهمیه در اختیار انجمن قرار می‌گرفت.
اما در نخستین دوره اعزام به حج مرتبط با دولت موسوم به تدبیر و امید و اعتدال، با وجود نامه‌نگاری‌ها و پیگیری‌های دبیرخانه و هیئت مدیره انجمن، بی ارائه هیچ توضیح قانع کننده‌ای، این سهمیه در اختیار انجمن قلم ایران قرار نگرفت؛ و لابد این وضعیت تا پایان عمر این دولت ادامه خواهد یافت!

ارسال نظر