آخرین خبر

  • • دوره آموزشی نویسندگی ادبیات داستانی طرح «فرصت برابر» در گلستان برگزار شد
  • پنجشنبه 14 خردادماه 94

    دوره آموزشی نویسندگی ادبیات داستانی طرح فرصت برابر به وسیله انجمن قلم ایران با میزبانی انجمن نویسندگان استان گلستان با حضور محمدرضا سرشار رئیس انجمن قلم کشور در گرگان برگزار شد.
    به گزارش گلستان 24، غلامعلی نسایی مسئول انجمن نویسندگان استان گلستان ظهر امروز در دوره آموزشی نویسندگی تکمیلی اظهار داشت: این دوره آموزشی 4 روزه در تالار فخرالدین اسعد گرگانی برگزار شد و حدود 40 نفر از نویسندگان شیوه‌ها و سبک‌های مختلف نویسندگی را فرا گرفتند.

    وی افزود: این کارگاه آموزشی صبح و عصر برگزار شد و در پایان پس از گرفتن آزمون به پذیرفته‌شدگان گواهینامه انجمن قلم ایران اعطا می شود.

    مسئول انجمن نویسندگان استان گلستان با بیان اینکه بیش از 700 نفر عضو این انجمن هستند، تصریح کرد: هنر نویسندگی نقش مهمی در جاودانه کردن حماسه جوانان این کشور دارد و تاکنون کارگاه‌های آموزشی متعددی در این انجمن برگزار شده و دیدارهایی هم با مسئولان استان انجام شده است.

    نسایی افزود: عمده اهداف ما در این انجمن ترویج فرهنگ انقلاب اسلامی و اخلاقی کردن جامعه دینی بوسیله شناسایی و جذب نویسندگان و ساماندهی آنها است.

    وی اظهار داشت: استان گلستان نویسندگان خوبی دارد و برگزاری کلاس‌های آموزشی و حمایت از نویسندگان در جهت تولید کتاب‌های فاخر و ارزشمند که تاریخ‌ساز آینده انقلاب اسلامی در دنیا باشد از مهم ترین کارهای انجمن است.

    مسئول انجمن نویسندگان استان گلستان گفت: این انجمن فراتر از کشور فکر می‌کند و با آرمانی جهانی و با تولید افکار انقلابی همچنان به موج بیداری اسلامی در دنیا با محوریت همیاری و همدلی امید دارد.

    رئیس انجمن قلم ایران هم در این مراسم گفت : این طرح ذیل عنوان طرح «فرصت برابر» انجمن قلم ایران برای ایجاد عدالت آموزشی و دسترسی جوانان مستعد سراسر کشور به مهارت‌های نویسندگی به وسیله بهترین مدرسان این رشته در کشور، برگزار می شود ت.

    محمدرضا سرشار افزود: استان گلستان نخستین استانی بود که به علت داشتن تشکیلات رسمی انجمن نویسندگان و اعلام آمادگی مسئولان آن این طرح را اجرا کردیم./تسنیم

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


نظر محمدرضا سرشار در باره بازدید مقام معظم رهبری از برخی غرفه های ناشران ناهمسو با سیاستهای فرهنگی نظام


محمدرضا سرشار در گفتگو با خبرنگار مجمع ناشران انقلاب اسلامی گفت: اینکه نیت مقام معظم رهبری از بازدید از برخی ناشران در نمایشگاه کتاب چه بوده و چه معنایی در نظرشان بوده هیچ کس غیر از خود معظم‌له نمی تواند در این زمینه بداند، و هر چه ما و دیگران می گوییم برداشت خودمان است.
وی با بیان اینکه هر موسسه و انتشاراتی که با مجوز نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند به هر حال جزو کشورمان محسوب می شود، اظهار داشت: البته اگر موسسه ای بدون مجوز فعالیت می کند مسئله جدایی است ولی در میان ناشرانی که با مجوز فعالیت می کنند، ناشرانی وجود دارند که شاکر و قدردان نعمت زندگی در نظام مقدس جمهوری اسلامی نیستند. البته ناشکری در میان این افراد نیز درجات مختلفی دارد، با این حال آنها غیرقانونی نیستند و نمی‌توانیم حتی اگر احساس هم کنیم که این دسته از ناشران معاند نظام جمهوری اسلامی هستند، به آنها معاند بگوییم.
عضو هیئت مدیرۀ انجمن قلم ایران افزود: ولی فقیه در کشور ولی فقیه همه مردم، چه افراد انقلابی و چه افراد معاند است. به عبارت دیگر افراد معاند چه بخواهند و چه نخواهند وقتی در نظام جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنند تحت سرپرستی ولی فقیه هستند.
درباره بازدید مقام معظم رهبری از برخی ناشران در نمایشگاه کتاب باید گفت که ایشان از موسساتی در کشوری که سرپرستی عالیه اش را دارند، بازدید کرده اند و این مسئله به معنی تایید آن دسته از ناشران نیست.
سرشار با بیان اینکه اگر در آن دیدار افتخار حضور داشتم می توانستم تحلیل دقیق تری ارائه بدهم، تصریح کرد: بر اساس یکی از گزارش های منتشر شده در رسانه ها مقام معظم رهبری در آن بازدید تنها از جلوی یکی از انتشارات که نمی خواهم اسم آن رابیان کنم، عبور کردند و به تعبیر آن گزارشگر، این عبور کردن مانند سان‌دیدن یک فرمانده از سربازانش بوده.
وی در همین زمینه افزود: وقتی قرار بود مقام معظم رهبری از برخی راهروهای نمایشگاه کتاب عبور کنند و نگاهی هم به کتاب ها بیندازند اگر ایشان از غرفه این ناشران بازدید نمی کردند، آنها به شدت بایکوت می شدند و شان وجودی شان در نظر مردم ساقط شده، این امر باعث لطمه خوردن شدید به آنان می شد. از این رو مقام معظم رهبری با این نگاه که نمی‌خواستند به این انتشاراتی ها لطمه بخورد، از آنها بازدید کردند. که این از بزرگی و کرامت مقام ایشان است. زیرا ولی فقیه مانند پدر نسبت به مردم - اعم از خلف و ناخلف - است و مردم نیز مانند اعضای یک خانواده هستند.
نویسندۀ رمان آنک آن یتیم نظر کرده اضافه کرد: قطعا در یک خانواده خواهر و برادرهای بد و خوب وجود دارند، ولی پدر خانواده، پدر همه آنان محسوب می شود و طبیعتا پدر غصه فرزندی را که از راه منحرف شده می خورد ولی نه تنها خواهان نابودی آن فرزند نیست، بلکه می خواهد وی اصلاح شود؛ و از هر فرصتی هم برای تحقق این مهم استفاده می کند. از این رو به نظرم ناشران باید بازدید رهبری از غرفه شان را گونه ای، اتمام حجت معنوی تلقی کنند نه تایید رهبری.
سرشار با بیان اینکه مقام معظم رهبری در غرفه یکی از ناشران به یک کتاب اشاره و از میزان فروش کتاب سوال کرده‌اند که مدیر انتشارات عنوان کرده بود:«کتاب متاسفانه فروش خوبی ندارد»، گفت: رهبری نیز در جواب به وی گفته بودند: «تاسف ندارد! کتاب بدی است.» در حقیقت این‌گونه نبوده که رهبری در آن غرفه ها نظرشان را نگویند؛ ایشان نگاه انتقادی شان را داشته‌اند و موردهای خوبی را هم که می دیده اند، عنوان می کرده اند.
وی با اشاره به حکایتی تمثیلی منقول از حضرت عیسی (ع) افزود: حضرت عیسی(ع) زمانی که چوپان بود وقتی، برای برگرداندن بره ای چموش دور افتاده از رمه، گله را رها می کند و مسافتی طولانی پی آن می‌رود به طوری که خسته می‌شود. بعد هم که حیوان را می‌گیرد، نوازشش می‌کند. به ایشان عرض می کنند که این همه گوسفند خوب و رام در گله هست، آن وقت شما برای یک برۀ چموش گله را رها می کنید و مسافتی به آن طولانی می‌روید و تازه به جای تنبیه، نوازشش هم می‌کنید؟! حضرت در جواب آنها می‌فرماید: اتفاقا این بره به سبب همین خوی بد، نیاز به توجه بیشتر دارد. زیرا اگر از گله جدا بماند و آن را نادیده بگیریم، گرگ آن را خواهد خورد. بقیۀ گوسفندان که خود به خود راهشان را طی می کنند.
قطعا بعضی عنایت های مقام معظم رهبری نسبت به برخی جریانها و افراد نیز از این نوع است. به عبارت دیگر رهبری می دانند که مثلا برخی ناشران سرکشی و اذیت می کنند ولی نمی خواهند آنها گرفتار گرگ و تباه شوند. به همین، دلیل توجه بیشتری به آنها دارند؛ که بعضی مواقع این امر ممکن است خودی ها را ناراحت کند.
این منتقد ادبی تصریح کرد: مردم و ناشران دیگر نباید توجه مقام معظم رهبری به برخی ناشران را اینگونه تصور کنند که ایشان به این دست از ناشران توجه ویژه تاییدآمیز دارند و به بقیه ناشران این توجه را ندارند. بقیه ناشران در راه قرار دارند و به همین دلیل خطری آنها را تهدید نمی کند اما قطعا جایگاه شان در ذهن ولی فقیه محفوظ و بالاتر است و نسبت به آنها محبت دارند و از رفتارشان خرسند هستند. ولی اینکه به طور ویژه دستی بر سر ناشرانی می کشند که در معرض یا گرفتار به انحراف افتادن هستند، فقط به این امید است که آنها هدایت شوند.
سرشار در پاسخ به این سؤال که آیا از بازدید رهبری از غرفۀ برخی ناشران خاص می توان نتیجه گرفت که تقسیم بندی عرصۀ فرهنگ و نشر به جبهۀ انقلاب و جبهۀ غیردلبسته به انقلاب غلط است، گفت: این مرزبندی صددرصد درست است و اینکه برخی می گویند این تقسیم بندی غلط است، حرف بی اساسی است. مقام معظم رهبری نیز زمانی این مسأله را با تعبیر خودی و غیرخودی مطرح کردند.
وی با بیان اینکه اقتضاء مملکت داری این است تا زمانی که معاندان سلاح به دست نگرفته اند یا اقدام به براندازی نظام نکرده اند، باید با آنها مدارا کرد، تصریح کرد: این از سعه صدر نظام جمهوری اسلامی ایران و شایسته چنین نظامی است،. هرچند آنها هم باید مدنی رفتار کنند و حدود خود را بشناسند. ولی اینکه بگوییم این مسئله وجود ندارد مانند این است که وجود خورشید را در روز انکار کنیم.
وی گفت: برخی چه بدانند و چه ندانند ایادی داخلی دشمن هستند؛ چراکه آب به آسیاب دشمن می ریزند و در این تردیدی نیست. البته در میان جبهه خودی نیز رتبه بندی وجود دارد . همان‌گونه که خداوند می گوید «السابقون السابقون اولئک المقربون».
انتهای پیام/

ارسال نظر