آخرین خبر

  • • محسن پرویز: انجمن قلم امتیاز ویژه ای برای خود نمی خواهد/توضیحات ارشاد در باره عدم اختصاص بن به اعضای انجمن قلم ایران
  • شنبه 27 اردیبهشتماه 93

    نسخه چاپيارسال به دوستان
    سخنگوی انجمن قلم ایران پیرامون توضیحات وزارت ارشاد در برابر عدم شارژ بن کارت‌های اعضای این انجمن توضیحاتی ارائه کرد.
    خبرگزاری فارس: توضیحات ارشاد درباره عدم اختصاص بن به انجمن قلم ایران/ پرویز: انجمن قلم امتیاز ویژه‌ای را برای خود نمی‌خواهد

    به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، در پی درج خبری با تیتر: «گفتند بن کارت شامل اعضای انجمن قلم ایران نمی شود!/ این چه ادعایی است که در اعتدال دارید» در خبرگزاری فارس، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توضیحاتی از سوی معاونت فرهنگی بدین شرح ارائه کرده است:

    1: با توجه به محدودیت منابع اعتباری سال جاری با تاکید مقام عالی وزارت، فرآیند حمایت از درخواست کنندگان بن خرید کتاب بر اساس مشارکت تعیین گردید که در این راستا اگرچه به درخواست‌های مشابه انجمن قلم ایرانیان بین 5 تا 25 درصد تخفیف داده می‌شد، اما میزان کمک معاونت به موسسه مذکور 40 درصد تعیین و مراتب به نماینده انجمن، خانم راضیه تجار اعلام شد، که نامبردگان از پذیرش این درصد کمک پس از طرح در هیات مدیره انجمن صرف نشر کرده و خواستار بن رایگان شدند.

    2: امسال بر اساس روال سال‌های گذشته تعداد 2 هزار نفر از اعضای انجمن قلم خانه کتاب که تقریبا بیش از 50 درصد از اعضای انجمن مرتبط با جناب آقای سرشار هم در آن عضویت دارند مورد حمایت معاونت فرهنگی قرار گرفته و قبل از برگزاری نمایشگاه کتاب، کارت‌های الکترونیکی نامبردگان به مبلغ ششصد هزار ریال شارژ شده است.

     

    * پرویز: انجمن قلم امتیاز ویژه‌ای را برای خود نمی‌خواهد

    بر اساس این گزارش محسن پرویز سخنگوی انجمن قلم ایران در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس پیرامون این موضوع توضیحات تکمیلی را ارائه و ابراز داشت: مولفان و مترجمان ثبت شده در بانک اطلاعاتی خانه کتاب، در سال‌های گذشته هم بعضا مورد حمایت وزارت ارشاد قرار می‌گرفتند و این ارتباطی با تشکل‌های حوزه نشر ندارد. روال گذشته این بوده که تشکل‌های حوزه نشر اعضای خود را به وزارتخانه معرفی می‌کردند و بن کتاب به آنها اهدا می‌شد و یا کارت الکترونیکی خرید کتاب اعضا شارژ می‌شده است اما امسال این اتفاق رخ نداد و آنچه سوال ایجاد کرد این بود که اگر قرار است کارت خرید کتاب یا بن خرید کتاب به افرادی اهدا شود چه کسانی شایسته‌تر از اهالی قلم برای این امر هستند.

    سخنگوی انجمن قلم در ادامه تصریح کرد: در سال‌های گذشته هم روال فروش بن خرید کتاب با تخفیف برای دستگاه‌های دولتی و خصوصی برقرار بوده است و این اتفاق برای همه آنها می‌افتاده است.

    وی ادامه داد: چند مورد باید مورد توجه باشد؛ اولا: دوستان انجمن خود را جدای از سایر اعضای تشکل‌های نشر نمی‌دانسته و نمی‌دانند و خواهان امر اضافه‌تری برای خودشان نبوده‌اند، آنچه در صحبت دوستان مطرح شد معطوف به همه اعضای تشکل‌های نشر بود و توقع این بود برخوردی که با تشکل‌های نشر می‌شود متفاوت از برخوردی باشد که با کارکنان دستگاه‌های اجرایی دولتی و خصوصی می‌شود، نکته دوم شعار کلی دولت و دستور کلی که در راس کار دولت قرار ارد واگذاری امور به بخش‌های غیر دولتی است.

    پرویز افزود: توجه داریم که خانه کتاب در واقع یک موسسه غیر دولتی وابسته به ارشاد است و حتی اگر قرار بود که این کار یعنی اهدا رایگان بن کتاب به اهل قلم صورت گیرد به دو علت شایسته تر آن بود که این کار از طریق تشکل‌ها صورت گیرد.

    این عضو انجمن قلم بیان کرد: اینکه افراد ثبت نام شده در بانک اطلاعاتی خانه کتاب بعضا نویسنده حرفه‌ای محسوب نمی‌شوند، افرادی که دارای یک جلد کتاب منتشر شده در حوزه‌های مختلف باشند می‌توانند عضو این مجموعه بشوند. در حالیکه همه ما توجه داریم که هر کس با نوشتن یک جلد کتاب در حوزه‌های تخصصی کاری خود، در هیچ جای دنیا به عنوان نویسنده محسوب نمی‌شود. دوم اینکه به هر حال اگر قرار است کارت الکترونیکی اهل قلم شارژ شود بهتر است این کار از طریق تشکل های غیر دولتی صورت گیرد و شامل حال اعضای این تشکل ها شود که به عنوان نویسنده شناخته می‌شوند و شبهه‌ای در اهل قلم بودن آنها وجود ندارد. افزون بر این موارد اینکه، باید توجه داشت اگر علت این تصمیم کمبود بودجه عنوان شده باشد طبیعتا اینکه ما کارت 2 هزار نفر را شارژ کنیم شاید تنگنای بودجه بیشتری را فراهم کند تا اینکه بخواهیم کارت اعضای انجمن قلم و اعضای انجمن نویسندگان کودک و نوجوان را که مجموعا حدود یک چهارم این عدد است را شارژ کنیم ، به نظر می‌آید نوعی کج سلیقگی صورت گرفته و با اهداف کلان دولت برای واگذاری امور به بخش خصوصی و همچنین اهداف اولیه تغییر جهت گیری یارانه‌ها از سمت تولیدکننده به سوی مصرف کننده خیلی سازگار نباشد.

    وی در پایان توضیح داد: به هر حال با توجه به اینکه گفته شده کارت کسانی که مرتبط با خانه کتاب هستند رایگان شارژ شده این نشان می‌دهد اصل تقاضای شارژ کارت اهل قلم از طرف خود دوستان وزارتخانه هم یک تقاضای بی ربط تلقی نمی‌شود و خودشان هم با این اقدام پذیرفته‌اند که گروهی از افراد را نباید ملزم پرداخت وجه در قبال شارژ کارت کرد.


آخرين نظرات خوانندگان

  • شریف رضویان: خواندن و تعمق در آثار دکتر زرشناس را به تمام ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • آثار كودك محمدرضا سرشار در نمایشگاه كتاب / اصیل آباد به چاپ نوزدهم رسید
  • كد مطلب: 13544 25 فروردین 1393 ساعت 13:58
    به همت انتشارات سوره مهر؛
    سه اثر كودك و نوجوان محمدرضا سرشار به زودی از سوی انتشارات سوره مهر تجدید چاپ می شوند و در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی كتاب تهران حضور خواهند داشت.

    به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری چاپ پنجم كتاب "سفر به جنوب" محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) به زودی از سوی انتشارات سوره مهر وارد بازار كتاب می شود.
    این اثر توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، برای نخستین بار در سال 1370 چاپ شد.
    كتاب "سفر به جنوب" كه مخاطبان آن را نوجوانان تشكیل می دهند، در نخستین جشنواره كتاب كودك و نوجوان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، به عنوان كتاب تقدیری برگزیده شد و جایزه گرفت.
    غیر از خدا هیچكس نبود نیز به چاپ یازدهم رسیده است. این اثر مجموعه داستان قدیمی از سرشار است كه برای كودكان سال‌های آخر دبستان و دوره راهنمایی مناسب است.
    سرشار در این كتاب، شش داستان با موضوعاتی چون «نعمت هوش»، «ایثار»، «روزی حلال» و... را گرد هم آورده است و بازتولید مجموعه‌ای از داستان‌های قدیمی است.
    چاپ نوزدهم "اصیل آباد" این نویسنده نیز توسط انتشارات سوره مهر در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی كتاب عرضه خواهد شد. چاپ اول این اثر در اردیبهشت 1357 - قبل از پیروزی انقلاب - منتشر شده است.
    كتاب «اصیل آباد» از سری كتاب‌های گروه سنی نوجوانان، داستان زندگى مردمی است كه در روستا با تكیه بر تولیدات خودشان و براساس فطرت، سادگى و پاكى گذران زندگی می‌كنند.
    گفتنی است محمد رضا سرشار در بخش آثار بزرگسال خود هم امسال با دستی پر به نمایشگاه كتاب تهران می آید و چهار مجلد نخست از مجموعه هفت جلدی قصه‌‌های انقلاب را از سوی انتشارات سوره مهر در دست چاپ دارد.
    روی دیوار، پای تخته سیاه، همه گفتند مرگ بر شاه و به دنبال پدر عناوین این كتاب ها است.
    همچنین دو كتاب "داستان برای گشایش درهای آسمان" و "غوطه خوردنی غریب در داستان" از محمد رضا سرشار نیز توسط انتشارات سوره مهر در نمایشگاه كتاب در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.


رئالیسم جادویی چیست و ویژگیهای آن کدام است؟


تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۲
گابریل گارسیا مارکز در ترازوی نقد/3
گابریل برای مدت کوتاهی به تحصیل در یک کالج ژوزوئیتی پرداخت و پس از آن برای ادامه تحصیل به دبیرستان " زیپا کویبرا" در شمال پایتخت رفت. اکثر معلمان این مدرسه مارکیست بودند و بیش از آن که به تدیس دروس دبیرستانی بپردازند، به ترویج مارکسیسم در میان دانش آموزان می پرداختند. تحت تاثیر القائات این معلمان بود که مدتی به عنوان هوادار حزب کمونیست به فعالیت پرداخت.
رئالیسم جادویی و ویژگی های آن //آقای داوودی
گروه فرهنگی مشرق - گابریل گارسیا مارکز روز ششم مارس 1982 در "آراکاتاکا" کشور کلمبیا به دنیا آمده است. آراکاتاکا، شهری کوچک در نزدیکی دریای کاراییب است. کلمبیا، کشوری در آمریکای لاتین است که مردم آن قرن‌ها است (که در پی ورود استعمارگران اروپایی به قاره آمریکا) تحت سلطه سرمایه داری مدرن جهان‌خوار قرار دارند. در ابتدا اسپانیایی‌ها آمدند و نسل کشی گسترده ای به راه انداختند، آن ها با خود بردگان سیاه پوستی را که از آفریقا دزدیده بودند، به کلمبیا و دیگر مناطق آمریکایی مرکزی و جنوبی آوردند. پس از آن، دیگر امپریالیست ها نیز سر و کله شان پیدا شد و میان غارتگران غربی بر سر تقسیم منافع، جنگ و رقابت های سیاسی و نظامی در گرفت و تدریجا همه  آمریکای لاتین بدل به حیاط خلوت آمریکا گردید. 

غربی های متجاوز تا توانستند، بومیان (یعنی ساکنان و صاحبان اصلی آمریکای جنوبی) را کشتند و تبعید کردند، تدریجا زبان مردم کلمبیا تغییر کرد. آن ها عمدتا اسپانیایی زبان شدند و مسیحیت کاتولیک غربی مذهب اصلی شان گردید. آمیزشی از فرهنگ مدرن اسپانیایی زبان با بازمانده های کم توان و رو به زوال فرهنگ سرخ پوستی با مایه هایی از آنچه آفریقایی های مهاجر با خود آورده بودند، نوعی هویت غرب زده ی مدرنیستی را برای مردم کلمبیا رقم زد که "مائده" آن، ترکیبی از هویت اسطوره ای سرخ پوستی و تا حدودی آفریقایی بود، و "صورت" آن، نوعی مدرنیسم تحمیلی - تقلیدی بود که غرب مدرن استعمار گر با خود آورده بود و بزرگ ترین ظهور آن در سیطره ی زبان اسپانیایی و برخی وجوه ادبی آن خودنمایی می‌کرده است. 

کلمبیا اگر چه در اواخر قرن نوزدهم ظاهرا دارای استقلال گردید و دیگر یک مستعمره نبود؛ اما تماما یک کشور غرب زده  مدرنیست بود که ساکنان آن به لحاظ نژادی ترکیبی از سفید پوستان و سیاه پوستان و سرخ پوستان بودند و در این میان برتری با سفید پوستان بود. کلمبیا مثل دیگر کشورهای تحت سلطه استکبار مدرن اقتصادی سراپا وابسته داشت که از طریق غارت منابع طبیعی و استثمار نیروی کار مردم این کشور توسط استعمار سرمایه داری غرب (از قرن بیستم به بعد عمدتا آمریکایی) تداوم یافت.

حاصل این اقتصاد وابسته ساخته غرب، فقر عظیم اکثریت مردم، فاصله طبقاتی هولناک و تبدیل شدن کلمبیا به جولانگاه شبکه های بزرگ قاچاقچیان مواد مخدر بود. کلمبیا از زمان استقلال خود گرفتار خشونت های سیاسی گسترده ای بود. در عین حال یکی از ویژگی های کلمبیا این بوده است که نوعی نمایش دموکراتیک لیبرالی در قالب رقابت و مبارزه سیاسی احزاب به صورت مستمر در فضای سیاسی آن حضور داشته است. در واقع در تاریخ کلمبیا پس از استقلال، ترکیبی از خشونت سیاسی و جلوه فروشی های لیبرالی و استثمار سرمایه داری و سیطره استعمار مدرن بوده است و این کشور را به یک مستعمره غرب زده مفلوک وابسته بدل کرده است. 

استفن مینتا در این خصوص می نویسد: "به احتمال، مهمترین جنبه تاریخ کلمبیا از زمان استقلال کشور، ماهیت و میزان خشونت های سیاسی است که این کشور به خود دیده است. کلمبیا از نظر تعداد مرگ های سیاسی در هر نسل یکی از بالاترین سطوح درگیری های سیاسی جهان را دارد. کلمبیا در نخستین قرن استقلال، سیزده دوره مبارزه و کشمکش سیاسی را که برخی از آنها چهار یا پنج سال طول کشید از سر گذراند. این کشور از حدود سال 1946 تا 1966 دچار دوره درگیری طولانی و شدیدی بود که خود مردم به آن، عنوان دوراهی قهر و خشونت داده‌اند."

گابریل گارسیا مارکز در خانواده یک کارمند دون پایه به دنیا آمد. پدرش، "گابریل الیفیو گارسیا" یک تلگرافچی بود و مادرش "لوئیسا سانتیاگا مارکز" دختر یک سرهنگ زن‌باره طرفدار حزب لیبرال به نام "نیکلاس ریکاردو مارکز مخیا" بود. این سرهنگ "پر خور و شهوت‌ران" که خود فرزندی نامشروع بود، انبوهی فرزند نا مشروع در شهرهای مختلف کلمبیا داشت. پدر بزرگ مارکز یکی از شخصیت های تاثیر گذار و ماندگار در ذهن و شخصیت گابریل گارسیا مارکز بوده است. گابریل مدت کوتاهی پس از تولد نزد پدر بزرگ و مادر بزرگش فرستاده شد و هشت سال اول زندگی را نزد آن ها می گذراند. 

"گارسیا مارکز نیز مانند جیمز جویس، یکی از بچه های پر شمار و تا حدودی نامعلوم (از جهت ترتیب) خانواده بود. پدرش در مجموع، تعداد پانزده یا شانزده بچه از جمله سه بچه متعلق به دوران پیش از ازدواجش را قبول دارد. 

گابریل هشت سال اول زندگی اش را نه با پدر نه با مادر بلکه در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگش سپری شد. در سال های بعد که جایگاه جادو، رمز و راز و زوالی دلتنگ کننده و ترس آور بود، مقام عاطفی و ادبی دنیای گمشده کودکی را به دست آورد.
 
قالب و طرح خانه  سرهنگ در "طوفان برگ"، نخستین رمان او، و نیز خانه بوئندیاها  در " صد سال تنهایی" دقیقا مانند خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ است... جزئیات زندگی پدر بزرگ او که عملا در شخصیت های مختلف به کار گرفته شده است، در بسیاری از رمان های گارسیا مارکز تکرار می شود... مادر بزرگش به دلیل اعتقادات و رفتارش به دنیای اسطوره و جادو و خرافات تعلق داشت و او منشا دلبستگی اش به آنچه را که در اصطلاح ادبی " رئالیسم جادوئی" نامیده شده است را نزد مادر بزرگش می جوید."

رئالیسم جادویی و ویژگی های آن //آقای داوودی

زمانی که گابریل در خانه پدربزرگ زندگی می کرد، مادر بزرگش، عمه گابریل و چند زن دیگر با آن ها زندگی می کردند که به نوعی نماینده مرده ریگ اسطوره ای سرخ پوستس در حال زوال فرهنگ آمریکایی لاتین بودند. حضور پر رنگ این عناصر در محیط کودکی گابریل و نقش بستشان بر ذهن و روان او است که تخیل اسطوره ای ظاهر شده در رویکرد ادبی موسوم به رئالیسم جادویی را در داستان های مارکز و به ویژه در رمان صدسال تنهایی رقم می زند. در واقع آنچه به رئالیسم جادویی معروف شده است نوعی بازخوانی مدرنیستی برخی وجوه میراث اسطوره ای ماقبل مدرن آمریکای جنوبی است که در هیات رمان ظاهر می شود و فضای داستان را برای درآمیختن با نسبی نگاری پست مدرن  و وجوه غیررئالیستی و آبسوردیستی ادبیات پسارئالیستی مهیا می سازد.
 
"گابریل گارسیا مارکز همچنان آن طفولیت جادویی را در دهکده آراکاتاکای کشور کلمبیا به یاد می‌آورد. خانه ای بود پر جمعیت، از پدربزرگ و مادر بزرگ گرفته تا خاله ها و میهمانان در حال گذر، مستخدمان و کارگران بومی و همین طور اشباح... سالها بعد آن خانه پیوسته در اندیشه های او وجود داشت. در واقع خاطرات آن خانه او را به نویسنده تبدیل کرد. از زمان طفولیت فکر نوشتن کتاب را در سرش می پروراند. دوستانش به خاطر می آورند که گابو از وقتی بیست سال داشت در فکر نوشتن یک کتاب طولانی بود. میخواست نام آن را "خانه" بگذارد. خانه در سال 1950 در اولین رمان مارکز طوفان برگ، ظاهر شد، اما بعد ها فقط در صد سال تنهایی (1967) مفصل تصویر شد. طفولیت مارکز در دنیای جادویی "ماکوندو" پژواک یافت. منظره ی خانه سرهنگ مارکز [پدر بزرگ گابریل گارسیا مارکز] که در مراکز دهکده قرار داشت دیگر فقط به دهکده محدود نبود، بلکه تمام  کلمبیا و به همراه آن سراسر آمریکای لاتین و ماوراء آن را هم در خود جای داده بود."

• از آشنایی با مارکسیسم تا لیبرالیسم سوسیال دموکراتیک 

گابریل در هشت سالگی برای ادامه زندگی رفت پیش پدر و مادرش. در دوازده سالگی برای مدت کوتاهی به تحصیل در یک کالج ژوزوئیتی پرداخت و پس از آن برای ادامه تحصیل به دبیرستان "زیپا کویبرا" در شمال پایتخت رفت. اکثر معلمان این مدرسه مارکسیست بودند و بیش از آن که به تدیس دروس دبیرستانی بپردازند، به ترویج مارکسیسم در میان دانش آموزان می پرداختند. تحت تاثیر القائات این معلمان بود که مدتی به عنوان هوادار حزب کمونیست به فعالیت پرداخت. 

پس از پایان دبیرستان به دانشگاه رفت تا حقوق بخواند اما خیلی زود منصرف شد. در بیست سالگی به همکاری با روزنامه ی لیبرال " اونیورسال" پرداخت و این آغاز یک دوره طولانی از فعالیت روزنامه نگاری مارکز بود. مارکز تدریجا از آراء رادیکال سوسیالیستی فاصله گرفت و یک لیبرال سوسیال دموکرات گردید. اولین داستان مارکز به نام "طوفان برگ" در سال 1955 منتشر می شود و این آغاز مسیری است که تدریجا مارکز را به یک داستان نویس حرفه ای بدل می کند.  

با انتشار رمان صدسال تنهایی، مارکز از شهرت بسیار زیادی برخوردار شد و از آن پس به یک شخص ثروتمندِ مشهور تبدیل شد. مارکز با "فرانسوا میتران" (رئیس جمهور فراماسون اسبق فرانسه) "بیل کلینتون" (رئیس جمهور فراماسون اسبق آمریکا)، برخی روسای جمهور کشورهای آمریکای جنوبی، "خوان کارلوس اول"(پادشاه اسپانیا)، فیدل کاسترو و خیلی های دیگر دوستی نزدیک و بعضا صمیمی داشت. 

در واقع مارکز نویسنده ای بود که این توانایی را داشت تا با تکیه بر عناصر و خاطره ها و برخی وجوه اسطوره ای ماقبل مدرن به جا مانده از روزگار پیش از تجاوز استعمار غرب به قاره آمریکا، نوعی ادبیات وهم آلود و خیالبافانه و دارای آرایش شاعرانه و زبان روایی جذاب پدید آورد که نوعا بی سروته و بی محتوا و تخدیر کننده و تحمیق کننده است؛ اما جاذبه نثر و فضای وهم آلود فانتزی خیالبافی‌های آن و نیز برخی جلوه فروشی های سوسیال دموکراتیک قلم و آراء مارکز مانع از این می شود که خواننده بفهمد چگونه در دام یک بازی لغو تحمیق کننده و مخدر گرفتار آمده است و همین تقلیل ادبیات به بطالت معنا گریزانه ی آرمان ستیزانه ی مبنی بر بازی های زبانی و خیابانی های نفسانی بی پایه، امری است که نظام جهانی سلطه ی استکباری، خواهان تشدید و تعمیق آن است. زیرا از طریق تخدیر عاطفی و تحمیق فکری انسان ها خطر وقوع انفجار ضد نظام های سرمایه داری را برای مقاطعی عقب می اندازد و یا کاهش می دهد. 

•رئالیسم جادویی و مارکز 

انتشار صد سال تنهایی بود که مارکز را بسیار معروف کرد و نام او را با "رئالیسم جادویی" پیوند زد. درباره ی صد سال تنهایی ان شا الله سخن خواهیم گفت، اما قبل از آن لازم است که به ارائه توضیحاتی درباره رئالیسم جادویی در ادبیات داستانی بپردازیم. 

رئالیسم جادویی و ویژگی های آن //آقای داوودی

ظاهرا اولین بار اصطلاح رئالیسم جادوئی را یک منتقد آلمانی در توصیف برخی آثار نقاشی در دهه  دوم قرن بیستم به کار برده است. از نیمه دوم قرن بیستم و با ظهور برخی رمان نویسان آمریکایی لاتینی نظیر "خورخه لوئیس بورخس" و به ویژه "گابریل گارسیا مارکز" است که رئالیسم جادویی به عنوان یک اصطلاح در توصیف گونه ای از آثار داستانی به کار رفته است. انتشار صد سال تنهایی و شهرتی که به دست آورد، رئالیسم جادویی را به یک اصطلاح معروف و رایج بدل کرد و مارکز را در جایگاه اصلی ترین و یا حداقل مشهورترین نویسنده این سبک ادبی قرار داد. 

البته در میان آثار مارکز، داستانهایی با سبک رئالیستی نیز دیده می شود؛ اما چون آثار معروفی چون: صد سال تنهایی، پائیز پدرسالار و داستان های مجموعه "اندیرای ساده دل و مادربزرگ سنگدلش" به عنوان نمونه هایی از رئالیسم جادویی شناخته شده اند، نام مارکز با رئالیسم پیوند خورده است. 

رئالیسم جادویی به عنوان یک سبک ادبی چه مختصاتی دارد؟ رئالیسم جادویی صورتی از صور ادبیات پسارئالیستی است که عمدتا در نیمه دوم قرن بیستم رواج یافته است و مثل دیگر صور ادبیات پسارئالیستی یکی از حلقه های ادبیات بحران و انحطاط عالم مدرن است. با این تفاوت که رئالیسم جادویی(در ادبیات داستانی) عمدتاً در سرزمین های غرب زده مدرن و به مدرن پیرامونی آمریکای لاتین پدیدار گردیده است.  

رئالیسم جادویی در این معنا محصول نوعی تصرف و بازخوانی مدرنیستی میراث منسوخ شرقی اسطوره ای سرخ پوستی و ارائه آن در هیات نوعی صورت داستانی پسارئالیستی است. 

رئالیسم جادویی مثل دیگر صور ادبیات پسارئالیستی در دوران بحران انحطاطی و بی تاریخی عالم مدرن پدیدار گردیده است. این بحران بی تاریخی، عقلانیت مدرن را دستخوش انحطاط و سیر رو به زوال عقلانیت مدرن رئالیسم داستانی را (مثل دیگر وجوه و شئون و ظهورات مدرنیته و عالم مدرن) گرفتار بحران و تزلزل و فروپاشی کرده است. 

از پیوند رئالیسم فروپاشیده بحران زده مدرنیستی با میراث منسوخ اسطوره های شرقی  و سرخ پوستی آمریکای لاتین، نوعی روایت مدرنیستی (منتها مدرنیسم  بحران زده منحط رو به زوال و در حال فروپاشی) از زندگی مردمان و میراث منسوخ اسطوره ای شان پدید آمده است که آن را رئالیسم جادویی نامیده اند. همان گونه که گفتیم رئالیسم جادویی نیز همچون دیگر صور ادبیات پسارئالیستی (ادبیات پسارئالیستی آغازین، رمان نو، ادبیات پست مدرن...) ماهیتی بحران زده دارد  و یکی از حلقه های ادبیات بحران و انحطاط در عالم غرب و غرب زده مدرن و شبه مدرن است. 

ویژگی های اصلی رئالیسم جادویی در قلمرو ادبیات داستانی را می توان این گونه فهرست کرد:
  
*رئالیسم جادویی، حالتی وهم آلود دارد. در این سبک ادبی واقعیت و واقع انگاری با نوعی وهم آلودگی می آمیزد و در این آمیزش، غالبا اوهام غلبه می یابند. این وهم زدگی رئالیسم جادویی، بعضا آن را به سوررئالیسم نزدیک می کند. 

*رئالیسم جادویی، مایه های پر رنگ اروتیک دارد. می توان گفت نوعی جنون اروتیک بر فضای داستان های رئالیستی جادویی مثل برخی گونه های دیگر پسارئالیسم ادبی، نوعی جابه جایی و در هم ریختگی زمانی دیده می شود. در این آثاز، زمان با حضور پر رنگ نوستالوژی و تکرار خاطرات پیشین پیوند می خورد. 

*نوعی فانتزی یا خیالبافی الهام گرفته از مایه های اسطوره ای بر رئالیسم جادویی حاکم است و همین تخیل نفسانی وهم آلود است که این سبک ادبی را به واقعیت گریزی وهم آلود و معطوف به ناخودآگاه نفسانی سور رئالیسم ادبی نزدیک و شبیه می کند. 

*در رئالیسم جادویی، ساختار کلاسیک مبتنی بر فهم متعارف از" علت- معلول" و "زمان - مکان" و شخصیت پردازی رایج داستانی فرو می ریزد.

*رئالیسم جادویی وجهی مایوس دارد و تنهایی و بیگانگی و از خود بیگانگی بشر مردن بر آن رنگی از یاس و تلخی زده اند. البته حضور مایه های اسطوره ای ماقبل مدرن برگرفته از میراث مردمان آمریکای لاتین، تا حدودی و از جهاتی به این آثار، حال و هوایی در آمیخته با مطایبه بخشیده و رگه هایی از سر زندگی در این داستان ها جاری کرده که حضور همین رگه های سرزندگی، یکی از دلایل علاقه برخی مخاطبان به این آثار است. 

حضور این رگه های سرزنده برگرفته از میراث شرقی مردمان آمریکای لاتین، فضای آثار داستانی رئالیستی جادویی را از فضای تلخ مایوس سرد و یخ زده آثار داستانی پست مدرن یا سوررئالیست یا رمان مدرن و یا ادبیات پسامدرن اولیه کافکایی و نظایر آن ها متمایز کرده است. البته وجه غالب و اصلی روح حاکم بر ادبیات رئالیستی جادویی نیز همچنان مایوس و سرخورده و نومید است و با خود و در خود روایت‌گر و نشان دهنده انحطاط و زوال عالم مدرن می باشد. 

*رئالیسم جادویی به عنوان یک سبک ادبی، نوعا معنا گریز و آرمان ستیز است. این سبک ادبی، جوهری غیر اخلاقی و زبانی اروتیک دارد. رئالیسم جادویی به تعهد آرمانی و یا مسئولیت مبارزاتی نویسنده بی اعتنا است. آثار رئالیسم جادویی، با ساختن جهانی وهم آلود و تخیلی و در عین حال جذاب و درگیر کردن مخاطب با موضاعاتی سطحی و مبتذل در متن این جهان وهم آلودِ تخیلیِ نفسانی، تدریجا او را به انسانی ظاهر انگار و مبتذل و منفعل و درگیر وهمیات تبدیل می کنند، انسانی که هیچ باور و آرمان و تعهد و احساس مسئولیت وهدف و جهت متعالی و معنوی و مبارزه جویانه ای ندارد و عمده ی توان ذهنی و عاطفی اش مشغول و متمرکز بر امور لغو وهمیات بی ارزش و خیالبافی های اروتیک گردیده است. 

انسانی که سبک ادبی رئالیسم ادبی می پروراند، انسانی تحمیق شده و فاقد معنا و فاقد آرمان و گرفتار بحران هویت و منفعل است که آن چنان مستغرق وهمیات گردیده است که توان تشخیص امور جدی و حساسیت نشان دادن نسبت به آن ها را ندارد و منفعلانه تسلیم و ای بسا مجذوب و مرعوب آنچه برنامه ریزان و سیاست گزارانِ کاست حاکمان جهانی برای او تعیین می کنند، می گردد. نظام سلطه استکبار اومانیستی به جهت چنین آثار و نتایجی است که ترویج رئالیسم جادویی را برای تداوم سیطره ی خود امر مطلوبی می داند و از طریق رسانه هایشان از آن حمایت می کنند. 

در عین حال که رئالیسم جادویی به عنوان صورتی از ادبیات بحران و انحطاط، یکی از مظاهر و نشانه های آغازِ پایان و تعمیقِ زوال عالم مدرن است که اگر چه در کوتاه مدت، به تداوم سلطه ی استکبار نئولیبرال کمک می کند، اما در نهایت و در دراز مدت، به صورتی ناخواسته به تخریب و انهدام نهایی عالم مدرن مدد می رساند و خود، یکی از نشانه ها و مظاهر این بحران و سیر رو به زوال است. 

شهریار زرشناس

1 نظر

خواندن و تعمق در آثار دکتر زرشناس را به تمام کسانی که به دنبال شناخت حقیقی از مکاتب ادبی هستند ، توصیه می کنم . دیدگاههای ایشان منحصر به فرد است و به راستی ارزش خواندن و حتی چند بار خواندن را دارد .

ارسال نظر